یاران سبز

13آبان امسال روز فتنه ستیزی و مقابله با استکبار جهانی

13آبان امسال روز فتنه ستیزی و مقابله با استکبار جهانی

 

 

 منتظر حضور پررنگتان هستیم 


 

مقام معظم رهبري در ديدار دانش‌آموزان: فتنه 88 را جوان‌ها مهار كردند
مقام معظم رهبري در ديدار دانش‌آموزان: فتنه 88 را جوان‌ها مهار كردند

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار پرشور هزاران نفر از دانش آموزان، 13 آبان را نماد طمع ورزی آمریکا، وابستگی رژیم طاغوت، ایستادگی ایمان متکی به بصیرت، پیشقراولی نسل جوان در صحنه، و شجاعت و جسارت نسل جوان انقلابی دانستند و تاکید کردند: امروز ملت ایران، مصمم تر و قوی تر از هر زمان در حال حرکت به سمت اهداف بلند و قله های سعادت است و در صف مقدم این حرکت عظیم، جوانان قرار دارند.

در این دیدار که در آستانه سیزده آبان، روز ملی مبارزه با استکبار جهانی و روز دانش آموز، برگزار شد، حضرت آیت الله خامنه ای، 13 آبان را نمادی بسیار مهم و دارای معانی و حقایق فراوان خواندند و افزودند: یکی از مناسبتهای 13 آبان مربوط به سخنرانی امام خمینی(ره) در سال 1343 در قم و در اعتراض به تصویب قانون ظالمانه مصونیت قضایی اتباع آمریکایی در مجلس آن زمان و سپس دستگیری و تبعید امام(ره) بودکه در واقع امام بزرگوار با فریاد حق طلبانه خود از مصالح، منافع و شرف ملت ایران دفاع کردند.

 

 

حضرت ایت الله خامنه ای

 

ایشان این حادثه را نماد طمع ورزی آمریکا و روح تعدی استکبار نسبت به ملت ها از جمله ملت ایران برشمردند و خاطرنشان کردند: این موضوع همواره باید در حافظه تاریخی ملت ایران به ویژه جوانان باقی بماند که آمریکا هیچگاه به دنبال روابط عادی باکشورها نیست بلکه خواهان روابطی از نوع ارباب- رعیتی و غارت منافع ملتها است و اگر در مقابل او ایستادگی نشود، تا لگد مال کردن شرف یک ملت نیز پیشروی خواهد کرد.

رهبر انقلاب اسلامی با یادآوری سخنان به ظاهر دوستانه روسای جمهور آمریکا در دوره های مختلف، افزودند: اگر چه این سخنان در ظاهر، نرم است اما در باطن، همان پنجه چدنی در زیر دستکش مخملی است.

حضرت آیت الله خامنه ای، ایمان همراه با بصیرت را دومین حقیقت 13 آبان دانستند و تاکید کردند: فریاد امام خمینی(ره) در سال 1343، پاکیزه ترین فریادها و برخاسته از احساس دینی و عرق مسلمانی ، و متکی بر حمایت عمومی مردم بود که نتیجه آن چهارده سال بعد در پیروزی انقلاب اسلامی آشکار شد.

ایشان با اشاره به اقدام مزدوران رژیم طاغوت در کشتار دانش آموزان در 13 آبان 1357 افزودند: با توجه به این واقعه ، 13 آبان نماد حضور نسل جوان در میدان و پیشگامی آن در صحنه است.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به پیشقدمی دانش آموزان در دوران دفاع مقدس ، آن را ناشی از احساس تعهد ، روحیه انقلابی و بصیرت آنان دانستند و خاطر نشان کردند: امروز نیز دانش آموزان از پیشقدم ترین قشرها هستند.

حضرت آیت الله خامنه ای همچنین با یادآوری اقدام شجاعانه جوانان دانشجو در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در 13 آبان سال 1358 افزودند: این اقدام ، نماد شجاعت و جسارت نسل جوان انقلابی در مقابل هیمنه آمریکاست زیرا تسخیر لانه جاسوسی قدرت آمریکا را که در آن زمان بسیار پر هیمنه بود ، متزلزل کرد و آمریکا را به زانو درآورد.

ایشان معانی و حقایق نهفته در مناسبت های 13 آبان را بزرگ و مهم خواندند و خاطر نشان کردند: با تامل در این حقایق می توان متوجه شد که آن جمعیت محدودی که در 13 آبان سال گذشته در خیابان های تهران بر ضد این مناسبت شعار دادند ، در واقع به دنبال زنده کردن هیمنه آمریکا ، پنهان کردن سلطه طلبی آن و زیر سوال بردن حرکت عظیم ملت ایران در مقابل ظلم بزرگ آمریکا بودند که البته شکست خوردند.

رهبر انقلاب اسلامی با توصیه موکد جوانان به افزایش بصیرت و تامل در وقایع افزودند: به لطف خداوند امروز جوانان در میدان های سیاسی ، اقتصادی ، علمی و فناوری حضوری پر نشاط ، تأثیرگذار و همراه با بصیرت دارند.

حضرت آیت الله خامنه ای ، شکست فتنه سال 88 را نمونه بارزی از حضور تأثیرگذار و هوشمندانه جوانان ارزیابی و تاکید کردند: فتنه سال گذشته که فتنه بزرگی بود و سالها بعد مشخص خواهد شد که چه توطئه خطرناکی در پشت آن نهفته بود به همت حضور پیشگامانه جوانان در صحنه شکست خورد.

ایشان با تاکید بر اینکه صحنه گردانان اصلی فتنه سال 88 در طراحی پیچیده خود به دنبال تسخیر ایران بودند ، افزودند: در این میان عوامل فتنه که اکثر آنها ندانسته وارد این ماجرا شده بودند ، بدون آنکه خود متوجه باشند ، در جهت اهداف طراحان اصلی حرکت می کردند و این موضوع نیازمند تحلیل های دقیق روان شناختی است که چگونه عده ای ، ندانسته به دشمن کمک کردند.

رهبر انقلاب اسلامی با تاکید بر لزوم حفظ هوشیاری و حضور جوانان در صحنه ، خاطر نشان کردند: امروز ملت ایران قویتر از هر زمان دیگر است و در مقابل ، دشمنان او ، ضعیف تر و منفورتر از هر زمانی هستند اما هیچ گاه نباید از کید و طراحی دشمن غافل شد.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به پیشرفت های برجسته علمی ، فناوری ، سیاسی و عمران و آبادانی در کشور و حرکت شتابان ملت ایران به سمت قله های کمال افزودند: امروز سراسر کشور کارگاه بزرگ کار و تلاش و خدمت به مردم است و ملت ایران با تکیه بر نیروی انسانی غنی و با استعداد ، و مدیران دلسوز و کارآمد ، در بسیاری از عرصه ها به خود اتکایی رسیده است.

ایشان تاکید کردند: جوانان به عنوان موتور این حرکت عظیم در کنار تجربه و کارآزمودگی مدیران ، زمینه ساز افتخارات روز افزون برای کشور هستند. 


نخستین سخنرانی امام خمینی (ره) پس از تسخیر سفارت آمریکا
نخستین سخنرانی امام خمینی (ره) پس از تسخیر سفارت آمریکا

 در اين انقلاب، شيطان بزرگ كه امريكاست... توقع اين هست كه جانىِ دستِ اول ما را ببرند آنجا نگه دارند و حمايت از او بكنند، و اينجا هم مركز توطئه درست كنند و ملت ما و جوانهاى ما و جوانهاى دانشگاهى ما و جوانهاى روحانى ما بنشينند تماشا كنند.

این سخنرانی تاریخی را امام خمینی ( ره )  در جمع كاركنان بيمه مركزى ايران در تاریخ14 آبان 1358 در  قم ایراد فرمودند.

امام خمینی


بسم اللَّه الرحمن الرحيم.

امريكا، شيطان بزرگ.

*در نظرم است كه در يك روايتى است كه رسول خدا كه مبعوث شد، آن شيطان بزرگ فرياد كرد و شيطان ها را دور خودش جمع كرد و اينكه مشكل شد كار بر ما. در اين انقلاب، شيطان بزرگ كه امريكاست، شياطين را با فرياد دور خودش دارد جمع مى كند. و چه بچه شيطانهايى كه در ايران هستند و چه شيطانهايى كه در خارج هستند، جمع كرده است و هياهو به راه انداخته است ..
شما مى‏دانيد كه ايران در مدت حكومت اين دو خبيث، كه حكومتشان هم برخلاف قانون بود- يك بُرهه‏اى از زمان گرفتار انگلستان بود و بعدش گرفتار امريكا؛ يعنى عمده‏اش امريكا. رضا خان را انگليسها آوردند و مأمورش كردند براى ما، و محمدرضا را متفقين كه آمدند ايران- به حسب گفته خودش- صلاح ديدند كه محمدرضا باشد. البته آنها صلاح ملت را كه نمى‏ديدند، صلاح خودشان را مى‏ديدند. در طول اين مدت هم گرفتاريهاى همه جانبه ملت ما را- چه زنها و چه مردها- همه مى‏دانيد. شايد بسياريش را يادتان نباشد كه من يادم است كه اينها در زمان رضا خان به اسم اتحاد شكل، به اسم كشف حجاب، چه كارها كردند، چه پرده‏ها دريدند از اين مملكت. چه زورگوييها كردند و چه بچه‏ها سقط شد در اثر حمله هايى كه اينها مى‏كردند به زنها كه چادر را از سرشان بكشند. آن زمان گذشت با تلخى، و همان متفقينى كه اين را آورده بودند؛ يعنى انگليسها كه آورده بودند، همانها او را از اينجا بردند و اعلان هم كردند. در راديوى دهلى كه آن وقت دست اينها بود، اعلام كردند كه ما اين را آورديم و بعد كه خيانت كرد، برديم. و بعد هم جواهراتى كه جمع كرد و چمدانها را بست و برد و در كشتى گذاشت كه همراهش ببرد، بين راه- آنطورى كه يكى از همراهانش نقل كرده بودند بين راه- يك كشتى مخصوص حمل دواب آوردند متصل كردند به آن كشتى، و رضا خان را آنجايى كه جايش بايد باشد آنجا بردند. و او گفته بود كه چمدانها؟ گفتند: چمدانها بعد مى آيد. او را بردند به آن جزيره و چمدانها را هم آنها بردند و خوردند ..
بعد نوبت غارتگرى به اين دومى رسيد كه آن را اكثراً يادتان است؛ يعنى اواخرش را كه همه يادتان است. از اولش هم بسياريتان يادتان است كه اينها چه كردند، و چه جناياتى در اين مملكت كردند با چه اسماء فريبنده. مع الأسف از اين تبليغات همه جانبه‏اى كه اينها كردند بعضى از افراد باورشان آمده است، و بعضيها هم كه شريك جرم‏اند با آنها و حالا هم مشغول فعاليت هستند. اينها همان شياطينى هستند كه حالا به فرياد امريكا، مشغول انجام عمل هستند، مشغول شيطنت هستند. و بايد ملت ما با هوشيارى، با بيدارى اين توطئه‏ها را خنثى كند ..
دروغ پراكنى و شايعه سازيهاى دشمنان.
و مهم توطئه‏ها اين دروغ پراكنيهايى كه، شايعه سازيهايى كه الآن متعارف است. شايعه‏هاى زياد براى تضعيف روحيه ملت. فرض كنيد كه چند تا دزد در يك جايى چند نفر را مى‏كشند. يك وقت مى‏بينيم كه خبر مى‏رسد كه صد نفر را كجا كشتند، بيست و پنج نفر را سر بريدند. در خبر دومش چهار صد نفر آنها كه بودند كشتند، و حال آنكه اينها نبوده است. اينها مى‏خواهند شايعه درست كنند براى تضعيف. "تمام پاسگاهها از بين رفت، تمام چه شد " همه‏اش براى اين است كه يك شيطنتى بكنند و تضعيف كنند روحيه‏ شما را، روحيه ما را ..
از جمله حرفهايى كه هى زده مى‏شود و هى پراكنده مى‏شود از اطراف كه "يك انقلابى شده است، اما چيزى نشده است، فقط يك انقلابى شده است و از فُرم شاهنشاهى به فُرم آخوندى برگشته است، اصلًا چيزى نشد. " اين يك مطلبى است كه من ديروز هم باز گفته‏ام. حالا هم عرض مى‏كنم كه آنكه ملت مى‏خواسته، همه آن شده است. چه ملت مى‏خواست؟ ملت آن فرياد كه مى‏كرد چه مى‏گفت؟ نمى‏گفت كه آزادى و استقلال و جمهورى اسلامى؟ كدام يكيش نشده است؟ الآن آزادى هست به طورى كه من و شما مى‏توانيم اينجا بنشينيم صحبت كنيم. پنج سال پيش از اين مى‏توانستيم؟ هيچ كه استقلال هست. الآن اين بساطى كه امريكا درآورده است و اين هياهويى كه اين شيطان بزرگ فرياد مى‏زند و شياطين را دور خودش جمع مى‏كند، اين براى اين است كه دستش كوتاه شده است. دستش از ذخاير ما؛ از منافعى كه در اينجا داشت كوتاه شده است. و ترس اين را دارد كه ديگر تا آخر اين كوتاهى باشد، از اين جهت توطئه مى‏كند ..

*اشغال لانه جاسوسى امريكا

و آن مركزى هم كه جوانهاى ما رفتند گرفتند- آنطور كه اطلاع دادند- مركز جاسوسى و مركز توطئه بوده است. امريكا توقع دارد كه شاه را ببرد به آنجا مشغول توطئه، پايگاهى هم اينجا براى توطئه درست كنند، و جوانهاى ما بنشينند و تماشا كنند. باز ريشه‏هاى فاسد به فعاليت افتاده بودند كه ما هم دخالتى بكنيم و جوانها را بگوييم كه شما بيرون بياييد از آنجايى كه رفتند. جوانها يك كارى كردند براى اينكه ديدند، آخر ناراحت كردند اين جوانها را. يك شاهى كه در طول پنجاه سال اين مملكت را به غارت كشيده است و به چپاول برده است و داده است و داده خوردند و خودش خورده است، و بالاتر از اين، اين قدر قتل نفس كرده است، كشتار عمومى كرده است، پانزده خرداد- آنطورى كه معروف شد- پانزده هزار نفر كشته شده است. در روز پانزده خرداد و از آن وقت تا حالا شايد صد هزار نفر ما مقتول داشته ايم و چند صد هزار نفر معلول داشته ايم، كه ما هر روز مواجه با اين معلولها هستيم. الآن به من گفتند كه معلولينى كه در اينجا هستند روز عيد غدير، معلولين يك دسته‏اى از اينهاست. بسيارى از اينها همان معلولين زمان اين انقلاب است و به دست آنها شده. گفتند كه روز عيد غدير جلسه‏اى دارند شما هم بياييد، البته من هم مى روم آنجا. توقع دارند كه يك كسى كه پنجاه سال به اين ملت آنطور كرده است و حالا امريكا با يك بهانه بيخود او را برده است نگه داشته در پناه خودش، و برايش وسائل آرامش تهيه كرده است، و به اسم مريض بودن يا به واقع مريض بودن- فرقى نمى‏كند- او را برده در آنجا و نگه داشته، و جوانهاى ما كه آنجا اظهار مخالفت مى‏كنند، آنها را يا متفرق مى‏كنند يا حبس مى‏كنند. به همين دو، سه روز كه در آن مجسمه آزادى- كه يك دروغ شاخدارى است در امريكا، آزادى- جوانهاى ما رفتند به آنجا متوسل شدند و يك پارچه بستند به آنجا كه شاه را بايد بدهيد. پليس رفته و آنها را متفرق كرده و چند نفر از آنها را گرفته است. توقع اين هست كه جانىِ دستِ اول ما را ببرند آنجا نگه دارند و حمايت از او بكنند، و اينجا هم مركز توطئه درست كنند، و مركز پخش چيزهايى كه توطئه‏گرى است درست بكنند، نمى‏دانم، همه چيزهايى كه مى‏خواهند بكنند، بكنند و ملت ما و جوانهاى ما و جوانهاى دانشگاهى ما و جوانهاى روحانى ما بنشينند تماشا كنند تا خون اين صد هزار نفر تقريباً- يا كمتر و بيشتر- هدر برود، براى اينكه احترامى قائل بشوند به آقاى كارتر و امثال اينها. توطئه‏ها نبايد باشد. البته اگر توطئه نبود، اگر اين خرابكاريها نبود، اگر آن كار فاسد نبود، همه مردم آزادند در اينجا موجود باشند. اما وقتى توطئه هست در كار، وقتى كه آنطور كارهاى فاسد انجام مى‏گيرد، ناراحت مى‏كند جوانهاى ما را. جوانها توقع دارند در اين دنيا كه مملكتشان- كه اين قدر برايش زحمت كشيدند- دستشان باشد. وقتى مى‏بينند توطئه است كه مى‏خواهند كه دوباره برگردد به حال سابق و دوباره همه چيزشان به باد برود، نمى‏توانند بنشينند. توقع نبايد باشد كه آنها بنشينند تماشا كنند. و آنها چپاولگريهايشان را كردند، حالا توطئه هاشان را بكنند و رشد پيدا بكند اين توطئه و چه بشود. جوانهاى ما بايد با تمام توجه و با قدرت اين توطئه‏ها را از بين ببرند ..

*توطئه‏هاى زيرزمينى و پنهان

امروز روزى نيست كه ما بنشينيم و نگاه كنيم. امروز، حال از آن وقتى كه محمدرضا بود يك قدرى عميق تر است، بدتر است. آن وقت معلوم بود كه اين خائن ايستاده در مقابل ملت، ملت هم مى‏شناخت او را و مقابل ايستاده بود. امروز خيانتهاى زيرزمينى است. يك توطئه‏هاى زيرزمينى است كه توطئه‏هاى زيرزمينى در همين سفارتخانه‏ها كه هست دارد درست مى‏شود، كه مهمش و عمده‏اش مالِ شيطان بزرگ است كه امريكا باشد. و نمى‏شود بنشينيد و آنها توطئه‏شان را بكنند. يك وقت ما بفهميم كه از بين رفت يك مملكتى، و با حرفهاى نامربوطِ دمكراسى و امثال ذلك ما را اغفال كنند كه مملكت دمكراسى است، و هر كسى حق دارد در اينجا بماند، هر كه حق دارد توطئه بكند. اين حرفهاى نامربوط را بايد كنار گذاشت. و ملت ما همان طورى كه تا حالا پيش آمده، از اينجا به بعد هم بايد پيش برود و قطع كند دست اينها را. و چنانچه اينها آدم نشوند و شاه را كه خزاين ما را برده است و در بانكها مقادير بسيار زيادى- كه ما حالا شايد بعضى از آن را مطّلع باشيم- در بانكها سپرده است و همه مال ملت است، تا اين را برنگرداند، و اگر اين را برنگردانند، ما طورى ديگرى با آنها رفتار مى‏كنيم. با انگلستان هم طورى ديگر رفتار مى‏كنيم. آنها خيال نكنند كه ما هم همين طور نشسته ايم گوش مى‏كنيم كه هر غلطى اينها مى‏خواهند بكنند. نخير، اينطور نيست. مسئله باز انقلاب است. يك انقلابِ زيادتر از انقلاب اول خواهد شد. بايد سر جاى خودشان بنشينند و اين خائن را او برگرداند. و آن خائن؛ بختيار خائن را هم او برگرداند. نه اينكه بختيار خائن را ببرند آنجا و بنشيند و توطئه كند و افراد دور خودش جمع كند و- عرض بكنم- روزنامه بنويسد و اطلاعات درست كند، و جوانهاى ما را دولت انگلستان توقيف كند و بگيرد، براى خاطر اينكه تظاهر بر ضد شاه يا بر ضد بختيار كرده‏اند. اگر دست برندارند از اينها و اين جانيها را تحويل ندهند، يا لااقل بيرون نكنند از مملكت خودشان، ما تكليف ديگرى داريم و عمل مى‏كنيم به آن تكليف

*احساس ضعف ننمودن در برابر توطئه‏ها.

بايد با قدرت پيش برويم. اگر اظهار ضعف، اگر احساس اين را بكنند كه ما ضعيف شديم، اگر اين تضعيفهايى كه اين نويسنده‏هاى بى‏انصاف ما از اين ملت مى‏كنند، احساس بكنند اينها كه اين نوشته‏ها در ما تأثير كرده است، اين احساس را اگر بكنند، جَرى‏ خواهند شد و حمله خواهند كرد. كارهاى خودشان را بدتر خواهند كرد. احساس ضعف در خودتان نكنيد. هر چه اين نويسنده‏ها بنويسند كه "چيزى نشده است و اين مملكت به همان حال سابق هست " و همان طور در يك نوشته‏اى كه من پريروز ديدم نوشته است كه "در رژيم سابق سياسيون در بند بودند، در حبس بودند، حالا هم سياسيون در حبس‏اند، اين فرقى نكرده با آنها، در رژيم سابق آن اختناق و كذا بود، حالا هم همان طور است. " خوب، اين براى اين است كه روحيه را تضعيف كند. حالا ما حساب مى‏كنيم اين را ..

*تفاوت زندانى‏هاى رژيم طاغوت با جمهورى اسلامى.

در رژيم سابق، عده‏اى محبوس بودند. عده‏اى گرفتار بودند. حالا هم عده‏اى محبوس‏اند. اين شك ندارد. اما كي ها هستند؟ در رژيم سابق كي ها حبس بودند و در رژيم حالا كي ها حبس هستند؟ چه گروهى در رژيم سابق اعدام مى‏شدند؟ ما ببينيم در رژيم سابق كى‏ اعدام مى‏شد و در اين رژيم كى‏ اعدام مى‏شود؟ اين را ديگر حساب نمى‏كنند اينها. سربسته مى‏گويند كه خيال مى‏كنند جوان ها بازى مى‏خورند از اين حرف ها. در رژيم سابق، آنهايى را كه مى‏كشتند، بهترين جوان هاى ما و متعهد و مُسْلِم، براى اينكه مى‏گفتند كه خلاف نكنيد، مى‏گفتند كه مملكت ما را به باد ندهيد. علماى اسلام بودند. اين آقاى منتظرى مدت ها در حبس بود. آن مرحوم آقاى طالقانى مدتها در حبس بود و امثال اينها زياد. آنهايى كه اعدام شدند چه اشخاصى اعدام شدند؟ مرحوم سعيدى اعدام شد و امثال اينها. از همين علمايى كه در همه اطراف اينها گرفتند و در بعضى وقتها در حبس بودند. اين آقاى لاهوتى كه الآن در [سپاه‏] پاسداران هست، ايشان مدتها حبس بود. و چه زجرهايى اين مرد ديده است و چه اهانتهايى ديده است. در تبعيد فضلاى اين حوزه، علماى اين حوزه، دانشمندهاى اين حوزه در تبعيد بودند. اين طرف، آن طرف، اينها را مى‏بردند و تبعيد مى‏كردند. آنهايى كه حبس بودند در آن وقت، اين سنخ مردم بودند. آنها هم كه اعدام شدند آن جور اشخاص بودند. آنها هم كه تبعيد شدند، آن جور اشخاص بودند. حالا بياييم اين طرف قضيه را ببينيم كه فرقى مابين حالا و آن وقت نيست. اعدام شده است هويدا، نصيرى. اينها براى او دارند سينه مى‏زنند. اينهايى كه الآن دارند مى‏نويسند كه فرقى نكرده، اينها همين هايى است كه در امريكا صحبتش را مى كنند كه چرا؟ چرا؟ چرا؟ و آن بى‏انصافهاى طرفدار حقوق بشر صدايش را درآوردند كه چرا اعدام مى‏شود؟ همانهايى كه در آن وقتى كه دارد مى‏نويسد چرا در ايران اعدام مى شود؟ در جاهاى زيادى از قِبَل همين امريكاى فاسد، قتل عام دارد مى‏شود، يك كلمه راجع به آن نمى‏گويند. اما اين طرفش را كه هويدا را اعدام كردند يا نصيرى را اعدام كردند يا اين اشخاص فاسد را، صداى هياهوشان درآمده. و اينها هم كه در اينجا و از عمال آنها هستند مى‏نويسند كه فرقى نكرده است؛ حالا هم اعدام هست، آن وقت هم اعدام بود. حبسيها كيها هستند؟ آن وقت كيها بودند؟ شما حالا يك دانه حبسى پيدا مى كنيد كه يك آدم صحيح باشد و حبس باشد؟ يك آدمى پيدا مى‏كنيد؛ يك آدم متديّن، يك آدم ملى، يك آدم باشد؟ آن وقت كه حبس بودند، همه ملّيون حبس بودند. و همه عرض بكنم كه- امثال ذلك. و حالا كى‏ حبس هست؟ اينهايى كه جنايات زياد كردند و آنهمه جنايات را كردند، اينها حبس هستند. آن وقت وضع حبس حالا را با اين جنايتكاران ببينيد، با وضع حبس آن وقت را با آن جنايتكارها، با آن مردم صحيح. وضع آن وقت آنطور بود كه بايد از آنهايى كه حبس بودند بشنويد چه شده است. اينها را تا آن حدودى كه ما اطلاع داريم، كه مُهمش تهران است، اشخاصى كه در آنجا هستند و مكرراً ما هم سفارش كرده ايم، ابداً تعدى به كسى نمى‏كنند. حبسها از حبسهايى نيست كه نارضايتى داشته باشند. حبس هستند، اما اين بى‏انصافها مى‏نويسند كه در حبس بدتر مى گذرد از آن وقتى كه در آنجا در آن حبسها. [در] آن حبسها پاى يكى از علماى ما را اره كردند- آنطورى كه نقل كرده‏اند. اين حبسهاى حالا بدتر از آن حبسها؟ اينها همه همان شياطينى هستند كه به فرياد كارتر، دور خودش جمع شده‏اند، براى اينكه همان طور كه آن شيطان بزرگ از قرآن و اسلام مى‏ترسيد، حالا اينها هم از اين نهضت- كه نهضت اسلامى است- مى‏ترسند. و دنبال همان شيطان بزرگ، مشغول شيطنت هستند و تضعيف مى كنند روحيه ملت ما را. بايد ملت ما، جوانهاى برومند ما با كمال قدرت پيش بروند و از اين توطئه‏ها اصلًا نترسند. اينها قابل آدم نيستند كه انسان ازشان بترسد ..

*دستهاى پشت پرده در آشوبهاى كردستان

و اين شلوغي ها هم كه گاهى وقتها همين شياطين ايجاد مى‏كنند و همين طرفدارهاى اين فاسدها ايجاد مى‏كنند، اينها هم حلش اشكالى ندارد. اينها خيال مى‏كنند كه قضيه كردستان يك قضيه‏اى است كه قابل حل نيست. قضيه كردستان را، اگر اينها مخلوط با مردم كرد نبودند و با جوانها و با زنها و با بچه‏ها نبودند- كه ما نمى‏خواهيم حتى يك نفر آدم بيگناه كشته بشود- اگر نبودند كه كارى نداشت اينها را درو كردن و از بين بردن. لكن مع الأسف اينطورى است الآن. شما لابد شنيديد اين را كه زن و بچه‏ها را اين بى‏انصافها سپر كردند، و با سپر كردن آنها، جوانهاى ما را كشتند. و آن جوانهاى غيور به واسطه اينكه مبادا بيگناهها كشته بشوند، آنها مقابله نكردند. خوب، اينها اگر چنانچه مخلوط به آنها نبودند كارى نداشت اينها را از بين بردن. اينها يك همچو قوه زيادى نيستند؛ يك دسته اشرار هستند. اين اشرار را ما سابقاً هم با آنها مواجه بوديم. اينها يك دسته‏اى از اشرار هستند كه دزدى مى‏كنند. گاهى وقتها هم آدم دزد، آدم هم مى‏كشد. اينها يك قوه‏اى نيستند الآن در مقابل قوه دولت، يا در مقابل قوه ملت. ما هر وقت بخواهيم، همه ملت‏ ممكن است بروند در كردستان و اينها را از بين ببرند، لكن ما مى‏خواهيم با آرامش كار درست بشود، بى انصافها نمى‏گذارند. الآن كه رفتند يك عده‏اى كه با آرامش كار را حل بكنند كه چى چى مى‏خواهيد شما. آنهايى كه آنها مى‏خواهند كه ما داديم به آنها؛ مى‏دهيم. لكن آنها امريكا را مى‏خواهند. آنها ازشان درست بپرسى، از آن حاقّ دلشان بپرسى، حزب دمكرات مى‏گويد كه ما [منافع خَلق مى‏خواهيم‏]؛ يعنى اظهار تمايل به چپى مى‏كند، لكن همه اينها راستى هستند، راستهاى نادرست ..
قوى باشيد برادرها، خواهرها، قوى باشيد با قوّت. اسلام پشتيبان شماست. خداى تبارك و تعالى پشتيبان شماست. با قدرت و قوت به پيش برويد و اين مملكت را خودتان بسازيد. مملكت با دست شما بايد ساخته بشود. خداوند همه شما را توفيق بدهد 
 


سيزدهم آبان‌ماه آغاز يك حركت ماندگار
سيزدهم آبان‌ماه آغاز يك حركت ماندگار


وزير آموزش وپرورش طي يادداشتي تحت عنوان "سيزدهم آبانماه آغاز يك حركت ماندگار " به يوم‌الله 13 آبان پرداخته‌است.

به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني دولت، حميد رضا حاجي بابايي وزير آموزش و پرورش طي يادداشتي تحت عنوان "سيزدهم آبان‌ماه آغاز يك حركت ماندگار " به يوم‌الله 13 آبان پرداخته كه متن كامل آْن به شرح زير ‌است:

ولاتركنوا الي الذين ظلموا فتمسكم النار ... (هود ، 113)
سيزدهم آبانماه 1357 يادآور خاطراتي از روحيه‌ ظلم ستيزي، استقلال طلبي، عدالتخواهي و شجاعت و مقاومت قشر عظيم نوجوانان و جوانان سلحشور ايران اسلامي است كه از مصاديق و تبلور نگاه بيدارگر جهان و معمار بزرگ انقلاب اسلامي حضرت امام راحل (ره) در سال‌هاي شروع نهضت اسلامي كه، فرزندان انقلابي من در گهواره هستند.

سيزده آبان چراغ راه هميشه فروزان دانش آموزان در هدفمند بودن نظام حيات بشري و استكبار ستيزي است، روزي كه آيه، «لن يجعل ا... للكافرين علي المسلمين سبيلا (نساء؛ 141) در سنگر علم و دانش توام با تهذيب و ايمان تفسير شد. و با به خاك و خون كشيدن 60 نفر، خون حيات در شريان غيرت و معرفت فرزندان اين مرز و بوم جاري شد واز همين انسانهاي والا و پدران و مادران هر ايراني عدالتخواه و خدا باور فرزنداني پا به عرصه وجود گذاشتند كه در تحقق مبارزه با استكبار جهاني به صور مختلف اعم از تحريم‌هاي اقتصادي، نفاق و فتنه‌هاي گروهك‌هاي زياده‌خواه، طعمه طلب و شيطان صفت در داخل كشور تا تهديد‌هاي نظامي، جنايات تروريستي و نهايتاً تطميع صدام خائن در برافروختن آتش جنگ و تجاوز، نام خود را در تاريخ جهاد و شهادت به ثبت رسانيدند.

حضور با صلابت همه‌ي اقشار و بويژه، دانش آموزان در لبيك به امام و ولي زمان خود، در دفاع از هويت انساني تا تماميت ارضي و حراست از نواميس و ضمانت در امنيت بيانگر ادامه همان صبغه‌ ايمان، معرفت و غيرت اسلامي و ملي بوده است. 13 آبان آغازي براي حركت فراگير و همه گيري گرديد كه طومار سياه دوران پهلوي را در آتش خشم ملت ايران فرو برد و استكبار جهاني و ايادي داخلي آنان را با همه تاكتيك‌ها و تكنيك‌ها از جنگ سخت تا نرم در نطفه خفه نمود. پيام 13 آبان پيام عشق، پيام وحدت، پيام پيروي از ولايت و پيام خواستن و توانستن است، كه امروز در شعار « ما مي توانيم» در عرصه‌ هاي مختلف علمي، سياسي، اقتصادي، اجتماعي ، فرهنگي و دفاعي تحقق يافته است.

13 آبان نشان از عظمت و روح بزرگ انسان‌هايي دارد كه با شنيدن پيام انقلاب اسلامي يعني استقلال،‌ آزادي، جمهوري اسلامي در قالب جثه‌هاي كوچك آنان سر از پا نمي شناختند و آيه‌ي « ويوثرون علي انفسهم و لو كان بهم خصاصه » را براي نوجوانان جهان تفسير و معنا نمودند.

13 آبان ميثاق الستي را تداعي مي‌كند كه رگه‌هاي هويتي، شخصيتي و فطري آن وفاي به عهد 36 هزار دانش آموز شهيد پاكباخته بود كه با نثار خون خود سند ولايت مداري، ‌عدالتخواهي و ظلم ستيزي را امضا كردند.

آنان در مدرسه عشق امتحان ايثار و وفاداري دادند و با مدرك عالي « شهادت» از ممتحن خود نام جاودانه‌ي جهادگر را براي هميشه بنام خود ثبت نمودند. هر چند حركت 13 آبان منبعث ازسبل سلامت و صراط مستقيمي بود كه خداوند براي انسانهاي موحد وايمان آورندگان با راهنمايي پيامبران و با هدايت ائمه ي معصومين عليهم السلام ترسيم نمود،كه محرم و عاشورانشئه اي از آن سلوك طائر قدسي مي باشد،اما آغازي براي ادامه آن حركت تا ظهور مهدي موعود (عج ا...)خواهد بود،13 آبان نشان از فراخوان ملي و عمومي از عزم و اراده ملي و استوار والدين، ‌نهاد خانواده و حاكميت در توجه به اين گنجينه‌هاي ارزشمند و استفاده از فرصت‌هاي طلايي و بي بديل نوجوانان دارد.

به قول امام راحل كه فرمودند: " اگر مي خواهيم كشور متحول شود بايد آموزش و پرورش را متحول كرد " پيام 13 آبان توجه به تربيت، ‌پرورش و آموزش منابع عظيم انساني است كه بايد هم پاسدار و نگاهبان فرهنگ، تمدن، ‌هويت و مليت كشوراسلامي ايران باشند و هم توليد كنندگان علم و فناوري با خلاقيت و نوآوري و هم تحقق بخش آرمان‌ها و اهداف اسلامي، ‌انقلابي و ملي به اقتضائات زمان بويژه تحقق سند چشم انداز ايران در افق 1404 كه مقام عظماي ولايت و رهبري به مناسبت 13 آبان روز مبارزه با استكبار جهاني آن را در تاريخ 1382.8.13 ابلاغ فرمودند: اگر آن روز فرياد 13 آبان با شور وشعور و شعف، دانش آموزان در فضاي دانشگاه تهران به آسمان بلند شد امروز پژواك آن صدا با همان انگيزه و شعور عالمانه و عاملانه ميلياردها انسان عدالتخواه و آزادي طلب در جهان است كه فرياد مي شود، اين فرياد سروش فروپاشي ظلم، خودخواهي و استكبار و نيز استقرار محبت، عشق ،‌عدالت و ديانت را در جهان نويد مي‌دهد. و در نهايت 13 آبان روزتحقق حقايقي بوده است كه امام را به خاطر آن تبعيد كردند، تسخير لانه جاسوسي بخاطر آن شكل گرفت ووحدت دانش آموز و دانشجو در سنگر مقدس علم و دانش تجلي پيدا كرد و سند چشم انداز ايران 1404 ابلاغ گرديد، اين چهار رخداد عظيم تحول ساز در كشور بر همه ملت فهيم،‌ فرهيخته و ولايتمدار ايران بويژه دانش آموزان معزز و بر آزادگان جهان مبارك باد. 


دانشجويان و دانش‌آموزان پس از لانه جاسوسي مقابل سفارت انگليس تجمع مي‌ کنند
دانشجويان و دانش‌آموزان پس از لانه جاسوسي مقابل سفارت انگليس تجمع مي‌ کنند


دانشجويان و دانش‌آموزان تهراني فردا پس از حضور در راهپيمايي 13 آبان در مقابل لانه جاسوسي سابق آمريكا، در مقابل سفارت انگليس تجمع مي‌كنند.

دانشجويان و دانش‌آموزان دانشگاه‌هاي تهران ساعت 12:30 فردا پنجشنبه 13 آبان، پس از حضور در راهپيمايي گراميداشت روز ملي مبارزه با استكبار جهاني كه در مقابل لانه جاسوسي سابق آمريكا برگزار مي‌شود، در اعتراض به اظهارات مداخله‌جويانه مقامات انگليسي و به خصوص اظهارات اخير جان ساورز رئيس سرويس اطلاعات خارجي انگليس(MI6) عليه ايران در مقابل سفارت انگليس تجمع اعتراض‌آميز برگزار مي‌كنند.


تجمع 2هزار نفره دانشجويان مشهدي به مناسبت يوم‌الله 13آبان
تجمع 2هزار نفره دانشجويان مشهدي به مناسبت يوم‌الله 13آبان


دانشجويان دانشگاه‌هاي مشهد در گراميداشت روز ملي مبارزه با استكبار جهاني امروز در دانشگاه فردوسي مشهد تجمع كردند.

دانشجويان دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزشي عالي شهر مشهد در گراميداشت روز 13 آبان و روز ملي مبارزه با استكبار جهاني از ساعت 12 امروز چهارشنبه 12 آبان در دانشگاه فردوسي مشهد تجمع كردند.

دانشجويان تجمع‌‌كننده كه تعدادشان به حدود 2 هزار نفر مي‌رسيد با سر دادن شعارهاي "مرگ بر آمريگا "، "مرگ بر اسرائيل " و " مرگ بر انگليس " خشم و نفرت خود را از استكبار جهاني به نمايش گذاشتند.

در اين تجمع نمايندگان تشكل‌هاي بسيج دانشجويي، جامعه اسلامي دانشجويان علوم‌پزشكي مشهد، انجمن اسلامي دانشگاه پيام‌نور مشهد و يك نفر از اساتيد دانشگاه فردوسي مشهد به بيان ديدگاه‌هاي خود در خصوص استكبارجهاني پرداختند.

در اين تجمع پرچم‌هاي آمريكا، انگليس و رژيم‌صهيونيستي به آتش كشيده شد و در پايان نيز قطعنامه‌اي قرائت شد.
اين تجمع در ساعت 13:30 پايان يافت.



فردا؛خروش ضد استکباری نسل سومی ها

راهپیمایی ضد استکباری هزاران دانش آموز تهرانی از خیابان طالقانی و شهید مفتح به سمت لانه جاسوسی سابق آمریکا ، ساعت 9 و 30 دقیقه صبح فردا آغاز می شود.

، محمد بنیادی ، معاون پرورشی وتربیت بدنی آموزش و پرورش شهر تهران گفت : دانش آموزان پسر مدارس تهران از خیابان طالقانی و دانش آموزان دختر از خیابان شهید مفتح ، راهپیمایی خود را آغاز و در مقابل لانه جاسوسی سابق آمریکا تجمع می کنند.
وی افزود : هزاران دانش آموز دیگر از مناطق 6 ، 7 ، 11 و 12 که در اطراف لانه جاسوسی قرار دارند در این راهپیمایی شرکت می کنند.
بنیادی گفت :در مقابل لانه جاسوسی ، نمایندگان دانش آموزان عراقی ، افغانی ، پاکستانی ، فلسطینی و لبنانی که در ایران اقامت دارند هر یک در دو دقیقه ، بیانیه ای در محکومیت استکبار جهانی قرائت می کنند.
وی افزود : سخنران رسمی تجمع ضد استکباری فردا ، عزت الله ضرغامی رییس سازمان صدا و سیماست که از دانشجویان پیرو خط امام و تسخیر کنندگان لانه جاسوسی شیطان بزرگ بوده است.
بنیادی همچنین با اشاره به اجرای برنامه های متنوع فرهنگی در مقابل لانه جاسوسی اضافه کرد: سرود 13 آبان که ویژه روز دانش آموز و مبارزه با استکبار جهانی تولید شده است نخستین بار با اجرای دانش آموزان منطقه 17 همخوانی می شود.
بنیادی با اشاره به حضور قشرهای مختلف مردم به ویژه طلاب و دانشجویان در راهپیمایی ضداستکباری فردا اضافه کرد : نخستین بار در تجمع ضد استکباری مقابل لانه جاسوسی، طلاب نیز بیانیه مستقلی صادر و قرائت می کنند.
تشکل های دانش آموزی نیز ، برنامه های متنوعی برای مراسم روز ملی مبارزه با استکبار جهانی تدارک دیده اند.
حدود چهار هزار پیشتاز و فرزانه وابسته به سازمان دانش آموزی با لباس متحد الشکل و حمایل در راهپیمایی تهران حضور می یابند.
پیش تر رییس سازمان بسیج دانش آموزی و فرهنگیان کشور نیز در مصاحبه با خبرنگار ما از برگزاری مسابقه نقاشی " شیطان بزرگ ، دشمن قرآن و کودکان "‌ در مدارس ابتدایی کشور خبر داده بود.
به گفته سردار محمد صالح جوکار موضوع این مسابقه ، به تصویر کشیدن چهره خباثت شیطان در اهانت به ساحت قرآن کریم ، کشتار کودکان در سرزمین های مختلف و ابراز همدردی با قربانیان است.
آثار شرکت کنندگان در این مسابقه سیزدهم آبان در مسیر راهپیمایی روز ملی مبارزه با استکبار به نمایش گذاشته می شود.

تذکر متفاوت هیئت داوری فراکسیون اصولگرایان به علی مطهری

سبحانی نیا با اشاره به اظهارات اخیر علی مطهری مبنی بر ایجاد ائتلافی بین برخی از اصولگرایان و اصلاح طلبان، از احتمال تذکر متفاوت هیئت داوری فراکسیون اصولگرایان به علی مطهری در جلسه آتی این هیئت خبر داد.

حجت الاسلام حسین سبحانی نیا، عضو هیئت داوری فراکسیون اصولگرایان، در گفت‌وگو با شبکه ایران با اشاره به سخنان علی مطهری و دبیر کل فراکسیون اقلیت درباره ایجاد یک "ائتلاف نانوشته میان برخی اصولگریان و اصلاح طلبان" تاکید کرد: مبانی اصولگرایی و مبانی اصلاح طلبی کاملا روشن است و با توجه به تفاوت بسیار زیاد آنان ها، امکان ائتلاف این دو نوع تفکر وجود ندارد.

وی با اشاره به اینکه هیئت داوری فراکسیون اصولگرایان موارد نقض اساسنامه این فراکسیون از سوی اعضا را بررسی می کند، تصریح کرد: این هیئت اگر در جائی احساس کند اظهارت اصولگرایان مغایر با اساسنامه مطرح شده باشد، هیئت داوران ابتدا به فرد مربوطه تذکر می دهد اگر تذکر کارساز نشد به نحو دیگری با وی برخورد می کند.

به گفته سبحانی نیا با توجه به اظهارات اخیر علی مطهری مبنی بر ایجاد ائتلاف نانوشته بین برخی از اصولگرایان و اصلاح طلبان امکان دارد در جلسه بعدی هیئت داوران موضوع علی مطهری را مطرح کنیم و اگر لازم باشد با جمع بندی سایر اعضا به نحو دیگری به مطهری تذکر دهیم.

این عضو هیئت داوری فراکسیون اصولگرایان البته درباره جزئیات این نوع تذکر سخنی نگفت.

گفتنی است، آقای مطهری دو روز پیش با طرح احتمال شکل گیری رسمی ائتلافی با برخی اصلاح طلبان موردنظرش، به ایسنا گفت: اساسا من خودم این دسته‌بندی اصولگرا و اصلاح‌طلب را قبول ندارم و معتقدم کسانی که به یک سلسله اصول و مبانی مشخصی پایبند هستند می‌توانند تشکل جدیدی را شکل دهند، اعم از این‌که اصولگرا باشند یا اصلاح‌طلب.

وی همچنین در سخنانی که خلاف اساسنامه فراکسیون اصولگرایان دانسته شده، گفته بود "ما بین اصلاح‌طلبان افرادی را داریم که اصولگراتر از بعضی اصولگرایان هستند و هم‌چنین در بین اصولگرایان هم کسانی هستند که اصلاح‌طلب‌تر از برخی اصلاح‌طلبان هستند. بنابراین این نامگذاری‌ها معیار و ملاک درستی نیست."

آقای مطهری پیش تر نیز به دلیل مواضع خبرسازی که درباره سران فتنه و علیه رئیس جمهور اتخاذ کرده بود، خود را تا مرز اخراج از فراکسیون متبوعش پیش برد. 


عوامل خیابانی فتنه منشعب می‌شوند
عوامل خیابانی فتنه منشعب می‌شوند


 این جمع که از ارکان برنامه ریزی و سازماندهی اغتشاشات و حرکتهای آشوب طلبانه سال گذشته می باشند معتقدند ، سوء مدیریت و عافیت طلبی ، بی برنامگی وعدم تمرکز در رهبری جنبش (فرقه) موجب اضمحلال و سقوط الین جریان گردیده است و ادامه این روند را دور باطل و آب در هاون کوبیدن توصیف نموده اند.

منظور ضدانقلاب از نقض حقوق زنان در ایران مشخص شد
منظور ضدانقلاب از نقض حقوق زنان در ایران مشخص شد


انتخابی‌فرد که تاکنون مطالب زیادی درباره فساد اخلاقی‌اش افشا شده‌، وضعیت حقوق زنان در ایران را "قرون وسطایی" نامیده و با استناد به مطالب بیان شده از سوی گروه‌های ضدانقلاب خواستار لغو حضور ایران در نهاد زنان سازمان ملل شده است.

 همکار سابق روزنامه همشهری که سال‌هاست به خارج از کشور رفته و در روزنامه‌های عربی علیه ایران مطلب می‎نویسد، به شدت از عضویت قریب‌الوقوع جمهوری اسلامی ایران در نهاد زنان سازمان ملل متحد ابراز ناراحتی و خشم کرده است.

"کاملیا انتخابی‌فرد" که در دوره اصلاحات با روزنامه "زن" که به صاحب امتیازی فائزه هاشمی رفسنجانی منتشر می‌شد، همکاری داشت، در یادداشتی که در وبلاگ شخصی‌اش منتشر کرده، اینکه جمهوری اسلامی ایران تنها نماینده کشورهای آسیایی برای عضویت در این نهاد بین‌المللی است را مایه تعجب و تاسف برای این قاره دانسته است!

انتخابی‌فرد که تاکنون مطالب زیادی درباره فساد اخلاقی‌اش افشا شده‌، وضعیت حقوق زنان در ایران را "قرون وسطایی" نامیده و با استناد به مطالب بیان شده از سوی گروه‌های ضدانقلاب خواستار لغو حضور ایران در نهاد زنان سازمان ملل شده است.

وی همچنین نقض حقوق زنان در کشورهای خاورمیانه نظیر عربستان را دلیل مخالفت خود با عضویت ایران در این نهاد جهانی دانسته است!

البته کاملیا انتخابی‌فرد درحالی ایران را به نقض حقوق زنان متهم کرده که وی سابقه سوءاستفاده از جنسیت زنانه خود برای مقاصد سیاسی را در کارنامه خود دارد.

همکار سابق او "ن.ک" (کاریکاتوریست سابق نشریات اصلاح‌طلب که اکنون به کاندا پناهنده شده است)، او را کسی خوانده است که از جنسیت خود برای تهیه مطالب ویژه و کسب اطلاع از محافل خصوصی مردم و مسئولان استفاده می‌کند.

خود انتخابی‌فرد هم چندی پیش در مطلبی که در یکی از روزنامه‌های عربی منطقه منتشر کرد، رسما اعتراف کرد با یکی از فوتبالیست‌های معروف ایران هم رابطه نامشروع داشته است.

گفتنی است قرار است یازده روز دیگر رای‌گیری برای انتخاب اعضای هیات اجرایی نهاد جدید بین‌المللی به نام "نهاد زنان سازمان ملل" صورت گیرد که در فهرست پیشنهادی گروه کشورهای آسیایی برای نامزدی در این انتخابات، جمهوری اسلامی ایران جایگاه نخست را در اختیار دارد.


عوامل خیابانی فتنه منشعب می شوند


عوامل خیابانی فتنه منشعب می شوند

جمعی از سر شبکه های جریان فرقه تصمیم گرفته اند با انتشار یک بیانیه به همکاری خود با فرقه سبز خاتمه بدهند .

به گزارش جوان آنلاین این جمع که از ارکان برنامه ریزی و سازماندهی  اغتشاشات و حرکتهای آشوب طلبانه سال گذشته می باشند معتقدند ، سوء مدیریت و عافیت طلبی ، بی برنامگی وعدم تمرکز در رهبری جنبش (فرقه) موجب اضمحلال و سقوط الین جریان گردیده است و ادامه این روند را دور باطل و آب در هاون کوبیدن توصیف نموده اند.

پیام گنجی و نصیحت خاتمی

پیام گنجی و نصیحت خاتمی

سرانجام اکبر گنجی که ننگ اعتصاب غذای سبز را در کنار یک رقاصه و خواننده کوچه‌بازاری برای حمایت از فتنه رنگی در کارنامه خود به ثبت رسانده، با اعتراف به در کار نبودن تقلب در انتخابات به عقب‌نشینی از ادعاهای گذشته دست زد و اسباب گله و انتقاد دوستان سبز خود را فراهم ساخت. این عصبانیت از آن رو است که بسیاری از سناریوهای طراحی شده در اتاق‌های فکر خارج از کشور و کنشگران جنگ نرم که به پیاده‌سازی مدل انقلاب رنگی در ایران دل خوش کرده بودند، بر پایه همین دروغ و ظلم بزرگ سران فتنه پایه‌ریزی شده بود که حتی ماه‌ها قبل از انتخابات با القای آن به افکار عمومی‌، ابزار تأثیرگذاری بر ادراک و ذهنیت جامعه را با برپایی کمیته صیانت از آرا فراهم ساختند.
با برپایی انتخابات هم، قبل از پایان انتخابات و شروع نشدن شمارش آرای میرحسین موسوی خود را برنده انتخابات نامید و به بهانه جشن پیروزی به اردوکشی و اغتشاش خیابانی فراخوان داد تا شاید با تحمیل ابطال آرا و حمله به اعتبار و مشروعیت نظام، با متقلب معرفی کردن آن زمینه بی‌ثباتی و تغییر ساختار را که از سالیان قبل با مدل اصلاحات دنبال می‌‌شد، با فتنه رنگی محقق سازند. اما ایستادگی رهبری و مردم و دفاع جانانه مدافعان نظام مقدس جمهوری اسلامی از میراث گرانقدر امام (ره)‌و شهیدان، چنین رؤیایی را بی‌تعبیر گذاشت. سناریویی که از دید طراحان خارجی و داخلی آن کاملاً‌ حساب شده و دقیق به نظر می‌آمد و لذا نه تنها مدافعان نظام لیبرال دموکراسی اعم از امریکا و اروپا و حتی متحدان منطقه‌ای آنان ریسک حمایت علنی از آن را پذیرفته و دیپلماسی رسمی، عمومی و پنهان خود را برای آن به کار گرفتند، بلکه برخی مقدمات تشکیل دولت موازی را نیز فراهم کرده بودند.
اما اینک پس از یأس و ناامیدی از ادامه و احیای آن که بی‌توجهی افکار عمومی به شعارها و دعوت‌های سران فتنه برای بازتولید شورش در سالگرد انتخابات هم آخرین میخ را بر تابوت آن کوبید، نه تنها اختلاف و شکاف بین بدنه و رهبران، بلکه شکاف عمیق در بین خود رهبران فتنه را هم رقم زده است. لذا موجی از فاصله و جدایی و گله و انتقاد در بین آنان پدید آمده که عقب‌نشینی امثال گنجی را می‌توان برخاسته از این شرایط سخت فتنه‌گران دانست. او که سابقه الصاق به برخی شخصیت‌های چپ گذشته و لیبرال- دموکرات‌های امروزی را دارد، از گذشته به سفارش‌نویسی برای جنجالی‌ترین مواضع، شهرت داشته که نمونه آن تخریب آقای هاشمی رفسنجانی در دوران حاکمیت اصلاح‌طلبان است. در دوران ریاست‌جمهوری آقای خاتمی که خود زمانی وزیر فرهنگ هاشمی بوده، اکبر گنجی با دریافت اطلاعاتی از حلقه‌های جنگ روانی درون دولت اصلاحات که بخشی از آن مخدوش و دستکاری شده بود، آقای هاشمی را عالیجناب سرخپوش نامیده و با نوشتن کتاب‌های شبه رمان درباره تاریکخانه اشباح و بازی با حیثیت آقای هاشمی، فضای رقابت وی در انتخابات مجلس ششم را بسیار سنگین و تیره‌ کرد که در عمل منجر به عدم راهیابی ایشان به مجلس شد.
امروز هم در میان گزینه‌های احتمالی مربوط به انگیزه و هدف گنجی می‌توان این سابقه او و نوع ارتباطات و حرف شنوی وی از حلقه‌های متصل به سازمان مجاهدین و مجمع روحانیون مبارز را یک متغیر تعیین‌کننده در رفتار و مواضع وی در نظر گرفت. به ویژه اینکه با از دست رفتن اعتبار و وجاهت کروبی و میرحسین موسوی، مدعیان اصلاحات که مدتی است سرگردانی و بی‌رأس بودن را تجربه کرده‌اند رو به امثال خاتمی آورده‌اند که روزگاری او را گورباچف نامیده و از وی عبور کرده بودند. اما گویا براساس ضرب‌المثلی که می‌گوید: جایی که مرد نباشد، خروس هم کدخداست، اصلاح‌طلبان چاره‌ای جز بازگشت به این گزینه را ندارند و البته در این میان یک متغیر مزاحم، لجاجت بچگانه کروبی و میرحسین است که به تعبیر احتمالی آقای خاتمی خودخواهی و منیت آنها جنبش‌شان را به کما برده و اگر این وضع ادامه یابد تشییع کننده‌ای هم نخواهد داشت. لذا در چنین شرایطی که این آقایان (کروبی و میرحسین) در خلأ زندگی می‌کنند و به شدت گرفتار فضای مجازی هستند، پیام امثال گنجی آن هم از آن سوی مرزها شاید از نصیحت خاتمی بیشتر اثر کند.


موسوی سوپرمن می‌شود!
پایگاه خبری فتنه سبز هم موسوی و کروبی را دستمایه جُک قرار داد
موسوی سوپرمن می‌شود!
ملاقات اخير كروبي با موسوي (در خانه موسوي) و ادعاي اين كه «موسوي در اقدامي انقلابي حصر را شكسته و كروبي را با ماشين خود به درون خانه برده»، اسباب تمسخر محافل حامي فتنه سبز را فراهم كرد.
ملاقات اخير كروبي با موسوي (در خانه موسوي) و ادعاي اين كه «موسوي در اقدامي انقلابي حصر را شكسته و كروبي را با ماشين خود به درون خانه برده»، اسباب ترديد و تمسخر را در محافل حامي فتنه سبز فراهم كرد.

«عليرضا- ر» از عناصر فراري در اين باره نوشت: «موسوي در يك اقدام انقلابي» (؟؟؟)... بامزه بود! دو انقلابي ضد انقلاب به طور انقلابي پائين تر از انقلاب با هم ديدار كردند و سايت ها نوشتند كه موسوي در «يك اقدام انقلابي» سوار ماشين شخصي اش شد، ناگهان از خانه بيرون زد و.... و خلاصه طي اين حركت «انقلابي» موسوي حصر خانگي كلا شكسته شد. اين كه چرا موسوي اقدام نمي كند، وقتي اقدام بكند همچنان «انقلابي» عمل مي كند البته مسئله اي است مشخص. ولي اينجا اين سؤال پيش مي آيد كه چرا اينهمه روحيه و اقدامات انقلابي موسوي فقط اينجور جاها فوران مي كند؟

نويسنده سايت خودنويس آنگاه 3 احتمال طنزآلود را مطرح كرده است: 1. موسوي در حالت معمول پسر خوبي است. انقلابي هم هست. كاريش نداشته باشي نهايتا همان مي نشيند ماهي يك بيانيه مي نويسد با كسي هم كاري ندارد. ولي همچي كه عكس زنش را نشان بدهي يا مهمان را از دم در خانه اش راه ندهي يا به هر شكلي ماجرا شخصي بشود همين پسر خوب ناگهان «در يك اقدام انقلابي» يك كارهايي مي كند كه همه كف لمه مي كنند. در مجموع براي اين كه موسوي يك تكاني به خودش و جنبش بدهد كافي است يك كاري بكنيد كه يك ماجرايي براي شخص خودش پيش بيايد. الباقي را ماشالا خودش انقلابي است و استاد!

2. تا جايي كه ما بلديم حصر خانگي به يك چيزي مي گويند كه طرف نتواند با كسي رفت و آمد داشته باشد. اگر كروبي كه خودش حصر خانگي است مي تواند لااقل تا دم خانه موسوي برود چرا موسوي كه اقدامات انقلابي هم بلد است نمي تواند برود دم خانه كروبي؟ البته كتك خور موسوي مثل كروبي ملس نيست ولي آن روزي كه ريختند ديوار خانه كروبي را آوردند پايين، عالم و آدم رفتند منزل كروبي همين موسوي همين جايي كه الان نشسته همچنان نشست و طبق روال طي يك بيانيه كوبنده اين اقدام را مثل بقيه اقدامات محكوم كرد.

3. در مجموع اگر يك نفر به موسوي يادآوري بكند كه رهبر يك جنبش اعتراضي است نه يك اعتراض به هر ماجراي شخصي من خيلي ممنون مي شوم. كروبي كاپيتان اين جنبش است. حركت بدون توپ مي كند، پاس گل مي دهد، از تله آفسايد به راحتي فرار مي كند، هزار تا كار ديگر بلد است بكند ولي كسي نيست كه ضربه تمام كننده را بزند. در حال حاضر اگر موسوي را از وسط زمين برداري ببري وسط تماشاچي ها يا حتي بيرون استاديوم بنشاني هم باز احوال بازي توفير زيادي نمي كند چه بسا كه بازي روانتر هم بشود. آقاي موسوي! بغير از مسائل مربوط به دم خانه و توي خانه ات چه راهي براي پيش بردن جنبش داري؟ به قول كروبي دوتاشو بگو!

خودنويس درپايان يادآور شده است: آقايان سايت هاي سبز! شما سايت خبري- تحليلي- سياسي هستيد، نشريه طنز نيستيد كه وقتي مي نويسيد موسوي «در يك اقدام انقلابي» سوار ماشينش شد رفت سر كوچه آدم خنده اش مي گيرد. به خدا خبر را جور ديگري هم مي شود بولد كرد، نخندانيد ما را!
يادآور مي شود كروبي و موسوي در ديدار «انقلابي»! مورد اشاره با نبوغ منحصر به فردي! خود را پشت عنوان ملت مخفي كرده و گفته اند: به مصلحت نيست بين صفوف ملت تفرقه ايجاد كنيم و ده ها ميليون نفر از معلمان و كارگران، دانشجويان و اساتيد را خس و خاشاك يا ميكروب و فتنه گر بناميم. 

گنجی: شما سبزها همان مجاهدین خلقید!
همه ادعاهای تقلب و نامه لاریجانی و لغوسفر رهبری به قم و... دروغ بود!
گنجی: شما سبزها همان مجاهدین خلقید!
شيوه نپذيرفتن خطا شيوه سازمان مجاهدين خلق است كه حتي حاضر نيستند خطا بودن عمليات فروغ جاويدان يا انقلاب ايدئولوژيك را بپذيرند. آيا وظيفه سبزها اين است كه همه كارهاي انجام شده به اسم جنبش سبز را درست بخوانند و مانند سازمان هاي چريكي، حزب توده و ديگران، هر ناقدي را به رژيم وصل كنند؟
  اكبر گنجی ول كن سبزهاي مدعي تقلب نيست و مي گويد كساني كه وي را به خاطر ترديد و ادعاي تقلب مورد هجمه و تخريب قرار داده اند، به روش سركوب سازمان مجاهدين خلق (منافقين) عمل كرده اند. اين در حالي است كه گنجي از دوره اصلاحات تاكنون خود به همين روش عمل مي كند.

گنجي كه جزو 5 عضو اتاق فكر فتنه سبز در خارج (حلقه جرس) است، در مقاله اي نوشت: گروهي از سبزها مدعي اند ميرحسين موسوي در انتخابات برنده شد حالا اگر كسي بپرسد دلايل اين مدعا چيست، گويي اسطوره اي را زير سوال برده است. اگر چنان قرائن و شواهدي براي اثبات مدعا وجود ندارد، اين ادعا اخلاقاً پذيرفتني نيست. شيوه نپذيرفتن خطا شيوه سازمان مجاهدين خلق است كه حتي حاضر نيستند خطا بودن عمليات فروغ جاويدان يا انقلاب ايدئولوژيك را بپذيرند. آيا وظيفه سبزها اين است كه همه كارهاي انجام شده به اسم جنبش سبز را درست بخوانند و مانند سازمان هاي چريكي، حزب توده و ديگران، هر ناقدي را به رژيم وصل كنند؟ آيا سبزها كميته مركزي و دفتر سياسي دارند كه براساس «حقايق محض» بر ساخته حزب پيشرو، افراد را طرد و حذف كنند؟ اين مالكيت از كجا آمده است؟

وي همچنين از ماهيت نامه جعلي منتشره در سايت جرس كه طي آن ادعا شده بود رئيس قوه قضائيه نامه استعفا و اعتراض به رهبري نوشته، پرده برداشت و نوشت: خطر تكرار روش هاي شكست خورده غيراخلاقي را نبايد دست كم گرفت. چگونه كساني به خود اجازه مي دهند به نام صادق لاريجاني به ]آيت الله[ خامنه اي نامه بنويسند و آن را منتشر سازند؟ آخر صادق لاريجاني داراي كدام سابقه است كه توان نوشتن چنان نامه هايي را داشته باشد؟ نكند صادق لاريجاني به آيت الله منتظري ديگري تبديل شده است؟ مگر غير از اين است كه در سركوب سبزها دقيقاً همان كاري را كرد كه نظام ميخواست؟

دروغ نوشتن، محدود به نوشتن نامه جعلي براي صادق لاريجاني نبوده و نيست. در سفر رهبري به قم هم دروغ هاي بسياري بافته و ساخته شد كه يكي تكذيب شد؛ از لغو سفر به قم تا عدم ديدار مراجع تقليد. آخر در حوزه هاي علميه چه ظرفيت مخالفت با رژيم اسلامي وجود دارد؟ اگر رژيم جمهوري اسلامي نباشد، وضع روحانيت و حوزه ها بهتر از اكنون خواهد بود؟ پس اين چه ادعايي بود؟ چگونه مي توان در مذمت دروغگويي نوشت و همزمان ده ها دروغ گفت؟ 

ماجراي جالب کشف جنایات مهدی هاشمی
ماجراي جالب کشف جنایات مهدی هاشمی
روزی یکی از مأموران متوجه رفتار غیر عادی مهدی هاشمی، هنگام استفاده از دستشویی شد. او متوجه شد که مهدی هاشمی چیزی را در سوراخی که زیر دستشویی بود قرار داد. آن نامه ای کوتاه بود که در تکه کاغذی خطاب به «رضا مرادی» (یکی از هم دستان مهدی هاشمی در ماجرای قتل و آدم ربایی) نوشته شده بود...

به گزارش بولتن ماجرای باند مهدی هاشمی و جنایاتی که گروه او تحت پشتیبانی خاصه منتظری انجام می دادند هنوز به درستی برای مردم روشن نشده است. آیت الله محمد محمدی ری شهری که در آن زمان به عنوان وزیر اطلاعات خدمت می کرد حرف های ناشنیده زیادی از چگونگی پیگیری این پرونده دارند. به یک نمونه از آن اتفاقات جالب توجه کنید:

در فضای پدید آمده در اثر مصاحبه مهدی هاشمی و نامه آقای منتظری به امام که تقاضا کرده بود «و لو بلغ ما بلغ» به اتهامات رسیدگی شود، طبعا زمینه بازجویی از متهمان این جریان تقویت شد، همه اتهام های مهدی هاشمی که در نامه مورخ 29/7/1365 اینجانب وجود داشت به استثنای بند دوم آن، یعنی «قتل و آدم ربایی پس از پیروزی انقلاب» به اثبات رسید، اما مهدی هاشمی در این مورد به هیچ وجه حاضر به همکاری نبود. دلائل و قرائن اطلاعاتی وقوع چنین جرمی را تأیید می کرد و در صورت اثبات آن می توانست چهره واقعی مخوف جنایتکارانی را که خود را در پشت قائم مقام رهبری پنهان کرده بودند بیش از پیش آشکار نماید اما تلاش بازجویان برای کشف این جنایت بی نتیجه بود. در واقع مهدی هاشمی با همه توان تلاش می کرد که با اظهارات خود در مورد سایر اتهامات مربوط به پیش ار پیروزی انقلاب اسلامی وزارت اطلاعات را فریب دهد تا جنایات پس از پیروزی انقلاب در بوته ابهام بماند و این همان نکته ای بود که امام خمینی با فراست الهی از چگونگی اظهاراتش دریافته بود.

جریان بازجویی مجددا به رکود آزار دهنده دچار شده بود که عنایت الهی به کمک آمد و موجب شد حادثه ای کوچک، بن بستی بزرگ را باز کند و پرده از راز رویدادی هولناک و جانخراش بر دارد:


روزی یکی از مأموران متوجه رفتار غیر عادی مهدی هاشمی، هنگام استفاده از دستشویی شد. او متوجه شد که مهدی هاشمی چیزی را در سوراخی که زیر دستشویی بود قرار داد. آن نامه ای کوتاه بود که در تکه کاغذی خطاب به «رضا مرادی» (یکی از هم دستان مهدی هاشمی در ماجرای قتل و آدم ربایی) نوشته شده بود.

کشف این رابطه و آگاهی از مفاد آن نامه و نامه های بعدی، بهترین سرنخ برای حل معمای مهدی هاشمی و فجایع او شد. مکاتبات این دو مدتی ادامه داشت. موضوع اصلی این ارتباط، تبادل اطلاعات درباره بازجویی، موارد اعتراف شده، موارد مکتوم، دعوت به سکوت در موارد افشا نشده و جلوگیری از احساس تنهایی بود. آن دو در آن شرایط به شدت به دنبال پناهگاهی می گشتند تا در توفان عقوبت به آن پناه برند. و خانه عنکبوت به راستی که سست ترین خانه هاست.

برای این که پیام های رد و بدل شده در این مکاتبات قابل استفاده بمانند هر یک از آنها، بر روی ورقه ای رونوشت و تنظیم و نگهداری می شد. این اوراق به تدریج زیاد شدند و پرونده نسبتا قطوری از آنها تشکیل شد.

اینک به دو نمونه از این نامه ها که پرده از ماجرایی هولناک برداشت توجه فرمایید. گفتنی است که طرف خطاب در این نامه ها، رضا مرادی است:


1- «این یک خبر خوش احتمالی است؛ زیرا چند احتمال وجود دارد: یکی اینکه واقعا فریب خورده باشند و حرف هایمان را باور کرده باشند. دیگر اینکه چون من به آیت الله منتظری خبر داده ام که دارند مرا شکنجه می کنند بعید نیست آقا اقدام کرده باشند و احتمال هم هست که یک دام باشد. در هر صورت روحیه ام خیلی خوب است و جبران مطالبی که در نامه صبح برایت نوشته بودم کرد. هر چند جنابعالی خیلی اطلاعاتی برخورد کرده بودید ولی ما لای سبیل گذاشتیم و یک آدرس ناقصی که داشتیم دادیم به رفیقمان تا ببینیم چه می شود.

در مورد رفیق قد بلند، شماره اتاقش، پهلوی همان جایی است که قبلا شما بودید و من یک نامه برایش فرستاده ام تا مفصل جریاناتی که از او خواسته اند را بنویسد. نمی دانم قلم دارد یا نه. حالا چون روابط مان با بازجو خوب شده من تقاضا کرده ام مرا به جای سابقم برگردانند. اگر موافقت کردند و شرفیاب خدمت شما شدیم ارتباطات سهل و آسان خواهد شد.

ضمنا از مسأله سیگار ممنون. منتظر فقره های بعدی آن هستم.

***


2- «ضمنا از قضیه سیگار خیلی متشکرم.

به من گفته اند تکنویس راجع به بچه های سپاه بکنم، مانند شورای فرماندهی و امثال شماها و از امشب، من باید انحرافات شماها را بنویسم.

اگر یکدستی زدند وحشت نکن. من مسائلی از قیبل نزاع فلاورجان، پادگان میمه، مسأله اختلاف با سپاه اصفهان و این قبیل مسائل را برای تو می نویسم. هر مسأله ای داری به اضافه پاسخ سوالات، امشب بنویس بگذار. مکن بعد از نیمه شب بر می دارم.

همین که امانت را گذاردی چند تا سرفه بلند بکن. من بر می دارم.»


آب در هاون کوبیدن
آب در هاون کوبیدن


شنیده شده ، جمعی از سرخط های فرقه با ابراز نارضایتی از عافیت طلبی سران سه گانه فرقه( موسوی ، کروبی و خاتمی) تصمیم گرفته اند با انتشار یک بیانیه به همکاری خود با فرقه خاتمه بدهند .
این جمع که از ارکان برنامه ریزی و سازماندهی های اغتشاشی و حرکتهای آشوب طلبانه سال گذشته می باشند معتقدند ، سوء مدیریت و عافیت طلبی ، بی برنامگی وعدم تمرکز در رهبری جنبش (فرقه) موجب اضمحلال و سقوط فرقه گردیده است و ادامه این روند را دور باطل و آب در هاون کوبیدن توصیف نموده اند


 


 
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 23:28  توسط   | 

برنامه ریزی برای 13 آبان در بنیاد باران


برنامه ریزی برای 13 آبان در بنیاد باران


قرار شده عصر چهارشنبه 12 آبان موسوی و کروبی در بنیاد باران حضور یافته و با سیدمحمد خاتمی درباره روز 13 آبان به رایزنی بپردازند.

این جلسه در آستانه 13 آبان روز ملی مبارزه با استکبار جهانی برگزار شده و درآن حضور یا عدم حضور این افراد در راهپیمایی 13 آبان به بحث گذاشته می شود.
هرچند میرحسین توسط برخی افراد برای صدور بیانیه درباره 13 آبان تحت فشار گذاشته شده اما تا کنون وی از صدور بیانیه خودداری کرده اس


 

میلیاردرهای تهران پشت موسوی بودند
گلوبال ریسرچ:
میلیاردرهای تهران پشت موسوی بودند
در ايران يك بخش خصوصي سرمايه دار وجود دارد كه براي خود منافع خاص سياسي و اقتصادي در نظر گرفته است. همين طبقه مرفه، مركزيت اغتشاشات پس از انتخابات رياست جمهوري 2009 (1388) را تشكيل مي داد.
  يك پايگاه خبري كانادايي در تحليلي جامعه شناختي تصريح كرد: يك طبقه خاص سرمايه دار در ايران که دارایی هایشان بالغ بر هزاران میلیارد تومان بود پشت سر اغتشاشات پس از انتخابات رياست جمهوري قرار داشتند كه اين حوادث را رهبري مي كردند.

به گزارش صراط پايگاه اينترنتي گلوبال ريسرچ در تحليل جامعه شناختي اغتشاشات پس از انتخابات رياست جمهوري سال 88 تصريح كرد: آنچه رسانه هاي غربي هرگز در مورد اين اغتشاشات نگفتند نوعي شكاف طبقاتي بود كه پشت سر اغتشاشات مذكور قرار داشت.

اين پايگاه اطلاع رساني نوشت: هر چند كه صنايع نفت و گاز در ايران دولتي است اما در اين كشور، يك بخش خصوصي سرمايه دار نيز وجود دارد كه براي خود منافع خاص سياسي و اقتصادي در نظر گرفته است. همين طبقه مرفه، مركزيت اغتشاشات پس از انتخابات رياست جمهوري 2009 (1388) را تشكيل مي داد.

اين نشريه الكترونيكي كانادايي افزود: در شرايطي كه طبقات مرفه و ميانه مرفه جامعه ايران از ميرحسين موسوي حمايت مي كردند، مردم عادي شامل كارگران و طبقات ضعيف حامي محمود احمدي نژاد رئيس جمهور كنوني ايران بودند.

بنابر گزارش فوق، هر چند كه ممكن است برخي از كساني كه پس از انتخابات رياست جمهوري سال گذشته به خيابان آمدند واقعاً احساس مي كردند كه انتخابات به شكل منصفانه اي برگزار نشده است اما نبايد فراموش كرد كه پشت اين جريان، مخالفين دولت ايران قرار داشتند يعني همان طبقه سرمايه داري كه به دنبال منافع خاص خود بود.

گفتني است اين رسانه كانادايي اگرچه به يك واقعيت محسوس اشاره كرده است و نقش كلان سرمايه داران در فتنه 88 را نمي توان انكار كرد ولي به نظر مي رسد رسانه ياد شده عمداً در پي كمرنگ كردن و يا انكار نقش مستقيم سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا، انگليس و اسرائيل در فتنه اخير نیز بوده است. چرا كه مطابق اسناد موجود سران و عوامل اصلي فتنه دقيقاً و بي كم و كاست از فرمول ديكته شده سرويس هاي اطلاعاتي مورد اشاره پيروي كرده بودند. ضمن آن كه با برخي از آنها ديدارهاي خصوصي خارجي نيز داشته اند. 


خنداندن مردم با كروبي و ميرحسين ممنوع!

 
 
يك سايت اصلاح طلب به سايت‌هاي جنبش سبز نصيحت كرد با انتشار اخبار مسخره درباره ميرحسين و كروبي باعث خنده مردم نشوند!   
 

يك سايت اصلاح طلب به سايت‌هاي جنبش سبز نصيحت كرد با انتشار اخبار مسخره درباره ميرحسين و كروبي باعث خنده مردم نشوند!
روز گذشته برخي سايت‌هاي ضد انقلاب مقيم خارج و برخي همفكران داخلي آنها مانند سايت اصلاح طلب آينده با ذوق زدگي خبر منتشر كردند كه كروبي به در منزل ميرحسين رفته و چون ماموران مي‌خواستند مانع شوند ميرحسين در يك اقدام انقلابي سوار ماشين شده و كروبي را به داخل منزل خود برده است.


سايت خودنويس كه در حمايت كوركورانه از جنبش سبز در سال گذشته و تمسخرهاي جنبش فتنه در ماه‌هاي اخير يد طولايي دارد در مطلبي پيرامون ملاقات كروبي و ميرحسين نوشت: آقايان سايت‌هاي سبز! شما سايت خبري و تحليلي هستيد، نشريه طنز كه نيستيد، وقتي مي‌نويسيد موسوي در يك اقدام انقلابي سوار ماشين خود شد و رفت سر كوچه و كروبي را به منزل آورد آدم خنده‌اش مي‌گيرد!
نويسنده اين سايت اصلاح طلب با اشاره به خبر برخي سايت‌ها كه مدعي شده بودند موسوي و كروبي در حصر بوده‌اند و با اقدام موسوي حصر خانگي آنها شكسته شد با تمسخر موسوي اين سئوال را مطرح كرد كه چرا اين همه روحيه انقلابي ميرحسين فقط اين جور جاها فوران مي‌كند؟!طنز نويس فراري از كشور در ادامه نوشت تا جايي كه ما بلديم حصرخانگي به يك چيزي مي‌گويند كه طرف نتواند با كسي رفت و آمد داشته باشد. اگر كروبي ادعا مي‌كند كه خودش در حصر خانگي است و مي‌تواند تا دم خانه موسوي برود چرا موسوي كه اقدامات انقلابي بلد است نمي‌تواند برود دم خانه كروبي؟!


سايت خودنويس در ادامه به بررسي روحيات ميرحسين پرداخته و نوشته موسوي در حالت معمول پسر خوبي است. اگر با او كاري نداشته باشي در خانه مي نشيند و ماهي يك بيانيه مي‌نويسد ولي اگر ميهماني به در خانه او بيايد و راه ندهند همين پسر خوب ناگهان انقلابي مي‌شود و كاري مي‌كند كه همه كف بكنند. وي در ادامه نوشته البته كتك خور موسوي مثل كروبي ملس نيست. آن روزي كه عده‌اي به منزل كروبي حمله كردند، عالم و آدم رفتند ديدن كروبي ولي موسوي همين جايي كه الان نشسته، همچنان نشست و طبق روال معمول يك بيانيه كوبنده صادر كرد!اين طنز نويس در ادامه موسوي و كروبي را به تيم فوتبالي تشبيه كرد كه كروبي كاپيتان اين جنبش است. حركت بدون توپ مي‌كند، پاس گل مي‌دهد، از آفسايد به راحتي فرار مي‌كند اما بلد نيست گل بزند. اگر موسوي و كروبي را از وسط زمين برداري و از استاديوم هم بيرون ببري باز هم در احوال بازي توفير زيادي نمي‌كند چه بسا بازي روان هم بشود!


تحليلي بر پاور پوينت فتنه
تحليلي بر پاور پوينت فتنه(2)
نقش و اقدامات هاشمی رفسنجانی در حوادث فتنه

در این متن منتشر شده ،هدف و استراتژی هاشمی رفسنجانی دقیقا منطبق با اهداف جریان هتاک و برانداز و در ابعاد کوتاه و بلند مدت ذکر شده که خوب است این فرصت محلی برای پاسخگویی وی نسبت به این مطالب باشد

تحليلي بر پاور پوينت فتنه(1)
بهزاد نبوی:احمدی نژاد که عددی نیست،آن کس و آن مرکزی را باید تحت فشار بگذاریم که اصلی ترین نقش را دارد؟

اخیرا پاورپوینتی در سایت های ضد انقلابی منتشر شده است که حاوی روشنگری هایی درباره جریان فتنه تا سه ماه پس از انتخابات می باشد. این مطالب قبلا در سایت های متعدد منتشر شده بود


ارتباط تشکیلاتی مهدی هاشمی با حلقه ضدانقلاب لندن
به گفته ابطحی، برنگشتن مهدی هاشمی به ایران و رفت و آمد نزدیکان وی به دوبی برای دیدار با او، نشان‌دهنده این است که وی خود را مجرم می‌داند و به دلیل ترس از محاکمه به کشور باز نمی‌گردد.

alt
 
 

انتخاب "لندن" به عنوان محل اقامت از سوی پسر دوم آقای هاشمی، تلاش ویژه حلقه ضد انقلاب لندن برای از اعتبار انداختن اعترافات حمزه کرمی(کسی که علیه مهدی هاشمی سخنانی را مطرح کرده است)، انتشار برخی اخبار و گزارش های محرمانه در این باره و برنگشتن مهدی هاشمی به ایران با وجود صدور حکم جلبش، بخشی از سیاسیون را به این نتیجه رسانده است که احتمال ارتباطات تشکیلاتی وی با اتاق فکر جریان ضدانقلاب در لندن بالاست.

در همین راستا، "سیدجواد ابطحی" نمایده مردم خمینی شهردر مجلس شورای اسلامی، درگفت‌وگو با شبکه ایران گفت: ارتباط تشکیلاتی اعضای کنونی حلقه ماسونی لندن با خانواده هاشمی در دوران سازندگی بر کسی پوشیده نیست. با توجه به اینکه مهدی هاشمی در حال حاضر در لندن به سر می برد ارتباط تشکیلاتی وی با این حلقه بعید به نظر نمی‌رسد.

به گفته ابطحی، برنگشتن مهدی هاشمی به ایران و رفت و آمد نزدیکان وی به دوبی برای دیدار با او، نشان‌دهنده این است که وی خود را مجرم می‌داند و به دلیل ترس از محاکمه به کشور باز نمی‌گردد.

نماینده مردم خمینی شهر در مجلس تاکید کرد: سکوت مهدی هاشمی در برابر اقدامات حلقه لندن نشان دهنده این است که وی با آن‌ها ارتباطات مشکوکی دارد که باید ماهیت این ارتباطات در دادگاه روشن شود.

ابطحی با اشاره به اینکه اعضای حلقه لندن اسناد و اطلاعاتی علیه ایران را در اختیار سرویس‌های جاسوسی انگلیس قرار می‌دهند، تصریح کرد: احتمالا مهدی هاشمی یا به طور مستقیم و یا از طریق واسطه، اسنادی را در ارتباط با ایران برای کشورهای مخالف جمهوری اسلامی ایران افشا کرده است.

وی قرائن موجود را نمایانگر وجود ارتباطاتی میان مهدی هاشمی و انگلیس دانست. 

نماینده مردم خمینی شهر در پایان تاکید کرد: انگلیس در برهه‌های مختلف زمانی و با پشتوانه نیروهای داخلی و اپوزیسیون خارج از کشور، فشارهای خود را برای تحمیل نظرات استعماری خود علیه ایران افزایش می‌دهد.

 

افشاگري رضا ريع پهلوي در خصوص حمايت هايش از فتنه در ايران
رضا ربع پهلوي پسر شاه مخلوع در آخرين جلسه پرسش و پاسخ ماهانه خود كه در پايان اكتبر منتشر شده بسياري از ناگفته ها در خصوص رهبري مخالفان، اغتشاشگران و سران فتنه در ايران را فاش كرد.


alt

 

  وي در پاسخ به سوال در خصوص چگونگي نفوذ در ايران از طريق ماهواره و رسانه هاي ديگر كه از سوي يك شهروند امريكايي مطرح شده بود گفت: مخالفان ايراني بايد به يك زيربناي مخابراتي و رسانه اي مستقل دست يابند كه اين اقدام نياز به تخصيص بودجه اي خاص دارد.

ربع پهلوي در ادامه عدم مديريت درست مخالفان و اغتشاشگران ايراني را زير سوال برد و بر لزوم همكاري هاي بيشتر دولت هاي خارجي براي كمك به آنها تاكيد كرد.

بر اساس اين گزارش، او همچنين با اعتراف به تاسيس دو سازمان مستقل تحت عناوين اتحاديه دموكراتيك ايران در امريكا IDU و انجمن اتحاد و دموكراسي ايران ARDI در اروپا از تماس هاي مستقيم خود با سران فتنه در ايران از زمان پيدايش آن در ايران پرده برداشت و همكاري با آنها را در كليه سطوح هدف اصلي اين سازمان ها دانست.

ربع پهلوي در پاسخ به اين سوال يكي ديگر از شهروندان امريكايي از واشنگتن در خصوص لزوم تشكيل كميته اي براي كمك بيشتر به مخالفان ضد دولتي و سران فتنه در ايران از تشكيل كميته هاي ديگري با عضويت مشاوران، كارشناسان و تحصيل كردگان پرده برداشت و مدعي شد بايد تمام قوا و منابع خود را در حمايت از اين افراد در ايران به كار گيريم.

فرزنده شاه مخلوع در ادامه افزود: از هر جنبش، ابزار و مكانيزمي كه به اغتشاشات در ايران كمك كند استقبال مي كند.

وی از فتنه به عنوان نخستين گروه سياسي در جهان نام برد كه توسط اينترنت و تماس با جهان خارج سازماندهي شد.

در ادامه وی از فناوري هاي در حال توسعه به عنوان بهترين ابزار ادامه هدايت فتنه ياد كرد.

پهلوي در ادامه خواستار براندازي نظام حاكم در ايران و جايگزيني آن با نظامي سكولار شد.

وی در ادامه از ديدارهاي مكرر خود با سياستمداران، قانون گذاران و مقامات امريكايي خبر داد و اين ديدارها را تلاش در راستاي هدايت بيشتر مخالفان در ايران دانست.

 

اون موسویه؟! نه؛ سوپرمنه! + کاریکاتور
alt
 
 
وی در این کارتون تمسخرآمیز، با اشاره به مطلب مندرج در برخی سایت‌های حامی اپوزیسیون مبنی بر دیدار مهدی کروبی با میرحسین موسوی که در آن از رانندگی موسوی به عنوان یک حرکت "انقلابی" نام برده شده، میرحسین موسوی را با سوپرمن مقایسه کرده است

"ن.ک" کاریکاتوریست سابق روزنامه‌های زنجیره‌ای اصلاح‌طلب که در اوایل راه‌اندازی سایتی در کانادا، جزو حامیان میرحسین موسوی و جریان فتنه 88 بود، بعد از چندی با ناامیدی از این جریان و اذعان به مرگ آن، به تمسخر و نقد سران فتنه روی آورد.

وی در این کارتون تمسخرآمیز، با اشاره به مطلب مندرج در برخی سایت‌های حامی اپوزیسیون مبنی بر دیدار مهدی کروبی با میرحسین موسوی که در آن از رانندگی موسوی به عنوان یک حرکت "انقلابی" نام برده شده، میرحسین موسوی را با سوپرمن مقایسه کرده است.

 

alt
 

گفتنی است "ن.ک" چند ماه قبل هم با کشیدن کاریکاتوری از آقای موسوی، وی را در سنین پیرمردی سالخورده نشان می‌داد که در حال نوشتن بیانیه شماره 300 خود می‌باشد.

 

alt

وی همچنین، چند هفته پیش با کشیدن کاریکاتوری از میرحسین موسوی که جلوی یک لپ‌تاپ آمریکایی (اپل) نشسته و مشغول جستجو در فضای مجازی خطاب به همسرش زهرا رهنورد می‌گوید: به ما پیغام می‌دهند که کاری باید بکنیم و زهرا رهنورد با پوزخندی به موسوی می‌گوید: خب یه کاری بکن. یک مصاحبه‌ای با خودت انجام بده و بیانیه‌ای صادر کن!

alt

  

سریال های ایرانی، نگرانی جدید وهابیت
سریال های ایرانی، نگرانی جدید وهابیت


پخش سریال های ایرانی از شبکه های ماهواره ای عربی و استقبال گسترده مردم از آنها به نگرانی جدید وهابیت تبدیل شده است.


 بخش سریال های ایرانی از شبکه های ماهواره ای عربی و استقبال گسترده مردم در کشورهای عربی از این سریال ها موجب نگرانی جریان های وهابی شده است.

مراکز تبلیغی وهابیت با ابراز نگرانی شدید از شبکه های ماهواره ای و مردم عرب زبان از سریال های ایرانی نسبت به تاثیرات فرهنگی و مذهبی این برنامه ها بر روی مردم کشورهای عربی هشدار داده است.

در همین راستا روزنامه الریاض عربستان با انتشار مطلبی، از پخش سریال های متعدد ایرانی از شبکه های مختلف ماهواره ای عربی انتقاد کرده و آن را نشانه نفوذ فرهنگی ایران در منطقه دانسته است.

این روزنامه با درج تصاویری از برخی سریال های در حال پخش ایرانی، به راه اندازی شبکه آی فیلم که به پخش فیلم ها و سریال ها ایرانی به زبان عربی اختصاص دارد اشاره کرده و افزوده است:  با پیگیری نمودن اخبار پخش سریال های ایرانی از شبکه های ماهواره ای عرب زبان و تاسیس شبکه آی فیلم ایران به خوبی روشن می شود که هدف ایران از این کار همکاری مشترک نیست بلکه این کار برای استفاده از این سریال ها در رساندن پیام های فرهنگی، سیاسی و ایدئولوژیک است.

گفتنی است پیش از این نیز پخش سریال های ایرانی یوسف پیامبر و مریم مقدس با استقبال گسترده مردم در کشورهای عربی مواجه شده بود.

هم اکنون چند سریال ایرانی در حال پخش از شبکه های معروف ماهوازه ای عربی است و این سریال ها نیز به دلیل رعایت مسایل اخلاقی و داشتن پیام های فرهنگی بسیار مورد توجه مردم واقع شده است.


اساسنامه دانشگاه آزاد اصلاح شد
محمد رضا مخبر دزفولی پس از جلسه امشب شورای عالی انقلاب فرهنگی در زمینه آخرین وضعیت مصوبات این شورا در زمینه دانشگاه آزاد اسلامی گفت: به دنبال نظر مقام معظم رهبری درباره اینکه وقف دانشگاه آزاد غیر صحیح است و ایشان از شورای عالی انقلاب فرهنگی خواسته بودند که مواد 5 و 10 اساسنامه را اصلاح کند، ابتدا کمیته کارشناسی کار کارشناسی را انجام داد و پیشنهادی را تدوین کرد.

وی اضافه کرد: این پیشنهاد امشب در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح شد و اصلاحاتی هم انجام شد.

* اصلاحات بند 5
هیئت موسس، امنا و مدیران دانشگاه حق مالکیت و انتفاع شخصی از اموال دانشگاه را ندارند

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در تشریح این مصوبات گفت: متن مصوب در ماده 5 به این شرح است: "این دانشگاه موسسه ای غیر خصوصی و غیر دولتی است و اعضای هیئت موسس، هیئت امنا و مدیران دانشگاه هیچ گونه حق مالکیت و حق انتفاع شخصی از اموال دانشگاه را ندارند و اموال و منافع مذبور منحصرا با رعایت مفاد این اساسنامه و مقررات حاکم و با رعایت مصلحت دانشگاه صرف هزینه ها و پیشرفت و توسعه فعالیتهای دانشگاه خواهد شد." تبصره مربوط به آن هم مورد توجه قرار گرفت.

* اصلاحات ماده 10
- کاهش اعضای منتخب شورایعالی انقلاب فرهنگی از 5 نفر به 3 نفر
- سه نفر از اعضای هیئت موسس که حتما یک نفر از آنها روحانی باشد عضو هیئت امنا خواهند بود
- احکام هیئت امنا با امضاء رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی صادر می شود

مخبر دزفولی افزود : ماده 10 را هم که طبق اساسنامه قبلی انتخاب 5 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاهها در مرتبه دانشیاری و بالاتر به انتخاب شورای عالی انقلاب فرهنگی برای عضویت در هیئت امنا بود به 3 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاهها با مرتبه علمی دانشیار و بالاتر به انتخاب شورای عالی انقلاب فرهنگی تقلیل یافت.

دبیر شورایعالی انقلاب فرهنگی گفت: در بند 2 هم سه نفر از اعضای هیئت موسس که حتما یکی از آنها روحانی باشد و همینطور تبصره که احکام اعضای هیئت امنا با امضاء رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی صادر خواهد شد نیز تصویب شد.

هیئت امنا باید تا یک ماه آینده تشکیل جلسه دهد و افراد منتخب را معرفی کند

وی افزود: قبلا هم ما تصویب کردیم که ظرف یک ماه جلسه هیئت امنا باید تشکیل شود و افراد به شورایعالی انقلاب فرهنگی برای تصویب نهایی معرفی شوند.

مخبر دزفولی ابراز امیدواری کرد در آینده نزدیک جلسات هیئت امنا شکل گیرد و ترکیب کامل شود و رئیس پیشنهادی برای رای گیری به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی شود تا شورا تصمیم بگیرد.  

وضعیت حجاب در دولت اصولگرا به مراتب بدتر از دوره اصلاحات است

تصور نکنید چون فصل تابستان تمام شده فراکسیون روحانیون مجلس در مورد حجاب کوتاه می آید، ما در زمستان هم حجاب را رصد می کنیم و تا زمانی که موضوع حجاب در ایران اسلامی نشود، کوتاه نخواهیم آمد.

رئیس فراکسیون روحانیون مجلس شورای اسلامی با انتقاد از وضعیت حجاب در کشور، رئیس جمهور را مخاطب قرار داد و گفت: وضعیت حجاب در دولت اصولگرا به مراتب بدتر از دوره اصلاحات است.

محمد تقی رهبر در حاشیه جلسه علنی امروز سه شنبه مجلس، در جمع خبرنگاران با انتقاد از وضعیت حجاب در جامعه و مطابق نبودن آن با ارزش های انقلاب اسلامی گفت: در دوران اصلاحات من به خاتمی رئیس جمهور وقت گفتم که وضعیت حجاب مناسب نیست و نسبت به این مسئله به وی هشدار داده بودم اما اکنون متاسفانه شاهدیم که در دولت اصولگرا وضعیت حجاب به مراتب بدتر از آن دوره است و با ارزش های اسلامی مطابقت ندارد.

وی تاکید کرد: من این هشدار و انتقاد را به احمدی نژاد گفته ام.

رئیس فراکسیون روحانیون مجلس با اشاره به جلسه این فراکسیون با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: در جلسه ای که با ایشان داشتیم از وضعیت تئاتر و سینما و عدم مطابقت فعالیت های این گروه ها با ارزش های انقلاب اسلامی به وی تذکر داده ایم.

نماینده اصفهان در مجلس اظهار داشت: اینگونه رفتارها در سینما و تئاتر ایران مناسب نیست و منجر به بروز ناهنجاری های اجتماعی و فرهنگی در جامعه می شود.

وی با مخاطب قرار دادن وزیر ارشاد گفت: تصور نکنید چون فصل تابستان تمام شده فراکسیون روحانیون مجلس در مورد حجاب کوتاه می آید، ما در زمستان هم حجاب را رصد می کنیم و تا زمانی که موضوع حجاب در ایران اسلامی نشود، کوتاه نخواهیم آمد.

حجت الاسلام رهبر همچنین از استمرار جلسات فراکسیون روحانیون با وزارت ارشاد و رئیس سازمان صدا و سیما خبر داد و گفت: فراکسیون روحانیون بنا به تاکیدات مقام معظم رهبری بر مسئله حجاب تاکید دارد.


 

موسوی، کروبی را سوار ماشینش کرد و حصر را شکست
ملاقات اخير كروبي با موسوي(در خانه موسوي) و ادعاي اين كه «موسوي در اقدامي انقلابي حصر را شكسته و كروبي را با ماشين خود به درون خانه برده»، اسباب ترديد و تمسخر را در محافل حامي فتنه سبز فراهم كرد.

«عليرضا- ر» از عناصر فراري در اين باره نوشت: «موسوي در يك اقدام انقلابي» (؟؟؟)... بامزه بود! دو انقلابي ضد انقلاب به طور انقلابي پائين تر از انقلاب با هم ديدار كردند و سايت ها نوشتند كه موسوي در «يك اقدام انقلابي» سوار ماشين شخصي اش شد، ناگهان از خانه بيرون زد و.... و خلاصه طي اين حركت «انقلابي» موسوي حصر خانگي كلا شكسته شد. اين كه چرا موسوي اقدام نمي كند، وقتي اقدام بكند همچنان «انقلابي» عمل مي كند البته مسئله اي است مشخص. ولي اينجا اين سؤال پيش مي آيد كه چرا اينهمه روحيه و اقدامات انقلابي موسوي فقط اينجور جاها فوران مي كند؟

نويسنده سايت خودنويس آنگاه 3 احتمال طنزآلود را مطرح كرده است: 1. موسوي در حالت معمول پسر خوبي است. انقلابي هم هست. كاريش نداشته باشي نهايتا همان مي نشيند ماهي يك بيانيه مي نويسد با كسي هم كاري ندارد. ولي همچي كه عكس زنش را نشان بدهي يا مهمان را از دم در خانه اش راه ندهي يا به هر شكلي ماجرا شخصي بشود همين پسر خوب ناگهان «در يك اقدام انقلابي» يك كارهايي مي كند كه همه كف لمه مي كنند. در مجموع براي اين كه موسوي يك تكاني به خودش و جنبش بدهد كافي است يك كاري بكنيد كه يك ماجرايي براي شخص خودش پيش بيايد. الباقي را ماشالا خودش انقلابي است و استاد!
2. تا جايي كه ما بلديم حصر خانگي به يك چيزي مي گويند كه طرف نتواند با كسي رفت و آمد داشته باشد. اگر كروبي كه خودش حصر خانگي است مي تواند لااقل تا دم خانه موسوي برود چرا موسوي كه اقدامات انقلابي هم بلد است نمي تواند برود دم خانه كروبي؟ البته كتك خور موسوي مثل كروبي ملس نيست ولي آن روزي كه ريختند ديوار خانه كروبي را آوردند پايين، عالم و آدم رفتند منزل كروبي همين موسوي همين جايي كه الان نشسته همچنان نشست و طبق روال طي يك بيانيه كوبنده اين اقدام را مثل بقيه اقدامات محكوم كرد.
3. در مجموع اگر يك نفر به موسوي يادآوري بكند كه رهبر يك جنبش اعتراضي است نه يك اعتراض به هر ماجراي شخصي من خيلي ممنون مي شوم. كروبي كاپيتان اين جنبش است. حركت بدون توپ مي كند، پاس گل مي دهد، از تله آفسايد به راحتي فرار مي كند، هزار تا كار ديگر بلد است بكند ولي كسي نيست كه ضربه تمام كننده را بزند. در حال حاضر اگر موسوي را از وسط زمين برداري ببري وسط تماشاچي ها يا حتي بيرون استاديوم بنشاني هم باز احوال بازي توفير زيادي نمي كند چه بسا كه بازي روانتر هم بشود. آقاي موسوي! بغير از مسائل مربوط به دم خانه و توي خانه ات چه راهي براي پيش بردن جنبش داري؟ به قول كروبي دوتاشو بگو!
خودنويس درپايان يادآور شده است: آقايان سايت هاي سبز! شما سايت خبري- تحليلي- سياسي هستيد، نشريه طنز نيستيد كه. وقتي مي نويسيد موسوي «در يك اقدام انقلابي» سوار ماشينش شد رفت سر كوچه آدم خنده اش مي گيرد. به خدا خبر را جور ديگري هم مي شود بولد كرد، نخندانيد ما را!
يادآور مي شود كروبي و موسوي در ديدار «انقلابي»! مورد اشاره با نبوغ منحصر به فردي! خود را پشت عنوان ملت مخفي كرده و گفته اند: به مصلحت نيست بين صفوف ملت تفرقه ايجاد كنيم و ده ها ميليون نفر از معلمان و كارگران، دانشجويان و اساتيد را خس و خاشاك يا ميكروب و فتنه گر بناميم.

 

طعنه حداد عادل به سید محمد خاتمی

بياد دارم كه در زمان اصلاحات خود آقاي خاتمي گفت كه تنها 20 زنداني سياسي وجود دارد ولي باز هم بيگانگان مي‌گفتند كه در ايران تعداد زيادي زنداني سياسي وجود دارد كه بايد به وضع آنها رسيدگي شود.
فارس: غلامعلي حداد عادل در مراسمي كه به مناسبت تسخير لانه جاسوسي آمريكا در دانشگاه تهران برگزار شد، سخنراني كرد كه البته سخنراني وي با حاشيه‌هايي نيز همراه بود.

غلامعلي حداد عادل رئيس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي عصر امروز در مراسمي كه به مناسبت تسخير لانه جاسوسي آمريكا و به همت انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه تهران برگزار شد، سخنراني كرد كه حاشيه نگاري از سخنراني وي به شرح زير است.

* قرار بود حداد عادل ساعت 15 در محل سالن شيخ انصاري دانشكده حقوق حضور يابد كه تأخير وي باعث شد تا مجريان اين برنامه از پخش كليپ براي پر كردن وقت حضار استفاده كنند، بر همين اساس دو كليپ قبل از حضور حداد در سالن به نمايش درآمد.

*بعد از پخش 2 كليپ ياد شده مجري برنامه پشت بلندگو رفت و اعلام كرد كه قرار بود آقاي حداد تا اين لحظه به سالن برسند ولي تاكنون وي به دليل بارش باران نتوانسته‌اند در سالن حضور يابند و ما هم ديگر كليپي نداريم كه براي شما پخش كنيم!

* نبودن كليپ باعث شد كه مجري برنامه يك بار ديگر عناوين برنامه را قرائت كند كه همزمان با اين موضوع حداد عادل نيز وارد سالن شد.

*بعد از سخنراني حدادعادل قرار بود از دانشجوياني كه قبلا ثبت نام كرده‌اند دعوت شود تا نظرات خود را در حضور حداد بيان كنند، ولي مجري برنامه گفت كه كسي براي اين مسئله ثبت نام نكرده است!

*همزمان با سخنان مجري در مورد عدم ثبت نام دانشجويان براي اظهارنظر، يكي از دانشجويان از انتهاي سالن گفت كه من قصد صحبت داشتم ولي كسي از من ثبت‌نام نكرد كه مجري از اين شخص خواست تا با حضور در پشت تريبون نظراتش را بيان كند.

*رئيس كميسيون فرهنگي مجلس در پاسخ به سوال اين دانشجو كه از وي خواسته بود كه فيلم مستند 444 روز مانده به آزادي را مشاهده كند و سپس در خصوص وجهه ايران بعد از تسخير لانه جاسوسي اظهارنظر كند، گفت: زماني كه ما سيلي محكمي را به گوش آمريكا زديم نبايد توقع داشت كه آنها ساكت بنشينند بر اين اساس آمريكايي‌ها از طريق ابزار تبليغاتي خود فيلم‌ها و كتاب‌هاي زيادي را عليه حركت دانشجويان ساخته‌اند و همواره تلاش كردند كه از ايران چهره‌اي زشت نشان دهند.

*در ادامه برنامه هم يكي ديگر از دانشجويان اجازه خواست كه صحبت كند كه حداد عادل نيز از وي خواست تا پشت تريبون حاضر شود و بعد نظرات خود را بگويد.

*اين دانشجو از عدم حضور حداد طي سال‌هاي قبل در دانشگاه تهران انتقاد كرد كه حداد عادل در پاسخ به وي گفت: "كه آيا كسي از من دعوت كرده است كه به من مي گوييد چرا نيامده‌ام ".

*بعد از پايان سخنان اين دانشجو وي به سمت درب خروجي حركت كرد تا از سالن خارج شود كه حداد از وي خواست تا با حضور در سالن پاسخ سؤالاتش را بشنود.

*جداد در پاسخ به سوالات اين دانشجو كه در سخنان خود مسائلي را مطرح مي‌كرد و در پايان مي‌گفت كه البته اين مسائل به من ربطي ندارد، گفت: اين آقا همه مسائل را بيان كردند در حالي كه قصد داشتند چيزي نگويند.

*همچنين حداد در پاسخ به اين دانشجو كه همواره طي سخنان خود درخواست مي‌كرد كه نگيرندش، گفت كه مطمئن باشيد كسي با شما كاري ندارد و شما مي‌توانيد نظرات خود را آزادانه بيان كنيد.

*حداد عادل همچنين در پاسخ به سوال يكي از دانشجويان گفت كه بياد دارم كه در زمان اصلاحات خود آقاي خاتمي گفت كه تنها 20 زنداني سياسي وجود دارد ولي باز هم بيگانگان مي‌گفتند كه در ايران تعداد زيادي زنداني سياسي وجود دارد كه بايد به وضع آنها رسيدگي شود. 

دشمن مي‌كوشد ماهيت ضداستكباري 13 آبان مشخص نشود

دشمن مي‌كوشد ماهيت ضداستكباري 13 آبان مشخص نشود

مسئول شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي شهرستان دماوند گفت: دشمنان اسلام و انقلاب تلاش مي‌كنند تا ماهيت ضداستكباري روز 13 آبان مشخص نشود.


حجت‌الاسلام و المسلمين محمد علاء‌الديني امروز در آستانه فرارسيدن راهپيمايي ضداستكباري 13 آبان در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در دماوند اظهار داشت: شهادت دانش‌آموزان در سال 1357، تسخير لانه جاسوسي در سال 1358و تبعيد حضرت امام در سال 1343 از ايران به تركيه به دست رژيم ملعون پهلوي رويدادهاي مهم آبان ماه است كه به هم پيوسته مي‌شود و در نهايت رنگ مبارزه با استكبار مي‌گيرد و براي ما جهاد مقابل اجانب را تداعي مي‌كند.
وي تصريح كرد: وظيفه ما در بعد استكبارستيزي اين است كه بدانيم دشمن به دنبال اين است تا شاخصه استكبارستيزي را از هر اهداف روزمره ما جدا كند.
مسئول شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي شهرستان دماوند گفت: دشمن به وي‍‍‍ژه تلاش مي‌كند تا روحيه استكبارستيزي از 13 آبان جدا شود چراكه مولفه اصلي شكل‌دهنده اين روز، حركات و آرمان‌هاي استكبارستيزانه است.
علاءالديني ادامه داد: دشمن مي‌خواهد ماهيت استكبار مشخص نشود و در فتنه سال قبل نيز ديديم كه تلاش دشمن بر اين بود تا ماهيت ضداستكباري 13 آبان مشخص نشود.
وي با دعوت از مردم براي حضور در راهپيمايي 13 آبان و مشاركت در اين برنامه بسيار مهم بيان داشت: ارتباط با فرهنگ ناب شهادت مهم‌ترين فصل جداكننده ماه آبان از ساير ماه‌ها است.
مسئول شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي شهرستان دماوند گفت: يكي از مهم‌ترين اقداماتي كه حضرت امام در كشور انجام دادند، باز كردن بابي بود كه فقط خداوند بر مجاهدان، آن باب را مي‌گشايد و به گفته اميرالمومنين (ع)، جهاد بابي است كه خداوند براي بندگان خاص خودش در نظر مي‌گيرد.
علاءالديني افزود: امام با روحيه اخلاص و تعهدي كه داشتند، توانستند در جامعه اسلامي روحيه‌اي را ايجاد كنند كه مردم نه تنها مشتاق گشوده شدن باب جهاد شدند بلكه در عمل هنگامي كه زمان جهاد فرارسيد، همگي براي سبقت گرفتن از هم در اين ميدان به تلاشي مقدس دست زدند.
وي اضافه كرد: مي‌توانيم از جمله افرادي را كه در امر جهاد پيشگام شد، آيت‌الله قاضي طباطبايي بدانيم كه در سال 1358 به عنوان نخستين شهيد محراب در تبريز به خيل مجاهدان حقيقي انقلاب پيوست.
مسئول شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي شهرستان دماوند گفت: در ميدان جهاد، هيچ كس از جوان و نوجوانان و پير و سالمند ديگر سن و سال نمي‌شناسد.
علاءالديني بيان داشت: در ميدان جهاد، پيري همچون آيت‌الله قاضي طباطبايي در سال 1358 توسط منافقان شهيد مي‌شود و جواني مثل حسين فهميده نيز هم‌راستا با بزرگانش در اين مسير گام برمي‌دارد.
وي تصريح كرد: عظمت شهادت حسين فهميده در نسل نوجوان و جوان بسيار تاثيرگذار شده و به دنبال او، الگويابي‌هاي شهيدان از كساني مثل فهميده آغاز مي‌شود.
مسئول شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي شهرستان دماوند گفت: شهيد حسين فهميده تنها نوجوان بسيجي 13 ساله نيست كه وارد ميدان جهاد شد و تنها يكي از خيل مشتاقان نوجواني است كه در مسير انقلاب زحمت كشيدند.
علاءالديني عنوان داشت: اين افراد دست‌آموز دانش‌آموزاني بودند كه در سال 1357 در محيط دانشگاه در دفاع از ارزش‌هاي انقلاب توسط ساواك مورد هجوم قرار گرفتند و 56 نفر از آنها به شهادت رسيدند. 

مهر تأییدمجلس بر وروددانشجوی‌پولی به دانشگاه‌دولتی‌بدون آزمون
مهر تأییدمجلس بر وروددانشجوی‌پولی به دانشگاه‌دولتی‌بدون آزمون/ کوچک‌زاده: خلاف اصول 30 و 40 قانون‌اساسی است

نمایندگان مجلس شورای اسلامی در ادامه بررسی مواد لایحه برنامه پنجم توسعه به بندهایی از ماده 24 رأی دادند که بر اساس آن دانشگاه‌های دولتی مجاز خواهند بود خارج از چارچوب آزمون سراسری با دریافت شهریه از داوطلبان دانشجو بگیرند.

 بر اساس بند(ه) ماده 24، دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالي و تحقيقاتي مجازند از ظرفيت مازاد بر سهميه آموزش رايگان خود و يا ظرفيت‌هاي جديدي كه ايجاد مي‌كنند بر اساس قيمت تمام شده يا توافقي با بخش غيردولتي و با تأييد هيئت امنا در مقاطع مختلف دانشجو بپذيرد و منابع مالي دريافتي را حسب مورد پس از واريز خزانه كل به حساب‌ درآمدهاي اختصاصي منظور كند.

همچنین بنابر بند (ی) ماده 24 و تبصره یک ذیل آن، دانشگاه های دولتی مي‌توانند نسبت به تأسيس شعب در شهر محل استقرار خود يا ديگر شهرها و مناطق آزاد داخل كشور و نيز در خارج كشور به‌صورت خودگردان و با دريافت شهريه از داوطلبان اقدام كنند. پذيرش دانشجو در شعب دانشگاه‌هاي مذكور در داخل كشور خارج از آزمون سراسري انجام خواهد شد.

دکتر مهدی کوچک‌زاده نماینده مردم تهران و استاد دانشگاه در این زمینه به خبرنگار ما گفت: ابتدا تصریح می‌کنم که با تأسیس و راه‌اندازی مؤسسات آموزش عالی و دانشگاه‌های غیرانتفاعی برای ادامه تحصیل جوانان مخالفتی ندارم و بخش خصوصی می‌تواند بر اساس قوانین نسبت به تأسیس دانشگاه آزاد و جذب دانشجو طبق ضوابط عمل کند و هزینه‌های آن را نیز از این طریق تأمین کند.

وی ادامه داد: اما موادی که امروز(سه‌شنبه) در مجلس به بحث گذاشته شد و بنده نیز در مورد آن اخطار قانون اساسی دادم، اجازه می‌دهد امکانات و اعتبار دانشگاه‌های دولتی که تا قبل از این از طریق آزمون سراسری جذب دانشجو می‌کردند، تحت عنوان "سهمیه مازاد بر سهمیه آموزش رایگان" می‌تواند در اختیار افرادی قرار بگیرد که بدون آزمون وارد دانشگاه می‌شوند.

این نماینده مجلس اشکال اول این رویکرد را نبود تعریف روشن از "سهمیه مازاد" دانست و گفت: سهمیه مازاد در کجا تعریف شده و چنانچه چنین سهمیه‌ای وجود دارد، یعنی دانشگاه‌های دولتی مازاد بر آنچه که دانشجو جذب می‌کنند، ظرفیت دارند، چرا این ظرفیت را در پذیرش دانشجو از طریق آزمون سراسری لحاظ نمی‌کنند.

وی افزود: با توجه به جمعیت زیاد شرکت کننده در آزمون سراسری و تعداد قابل توجهی از آنان که از ورود به دانشگاه باز می‌مانند، چنانچه دانشگاه‌های دولتی ظرفیتی بیش از ظرفیت اعلامی در دفترچه انتخاب رشته آزمون سراسری دارند، باید در این زمینه تجدید نظر کنند و از کانال آزمون سراسری دانشجوی بیشتری بگیرند.

کوچک‌زاده در توضیح ایراد دوم این مصوبه گفت: دانشجوی پولی و غیر پولی از حیث وظایف، حقوق و تکالیف متفاوت هستند و در اثر این روند، در آینده موجب سوق یافتن جذب دانشجو به این روش و از بین رفتن شأنیت مصرح قانون اساسی دانشگاه‌های دولتی می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: اصل 30 قانون اساسی اشعار می‌دارد که " دولت‏ موظف‏ است‏ وسايل‏ آموزش‏ و پرورش‏ رايگان‏ را براي‏ همه‏ ملت‏ تا پايان‏ دوره‏ متوسطه‏ فراهم‏ سازد و وسايل‏ تحصيلات‏ عالي‏ را تا سر حد خودكفايي‏ كشور به‏ طور رايگان‏ گسترش‏ دهد."

این استاد دانشگاه با یادآوری اصل 40 قانون اساسی ادامه داد: اشکال سوم این مصوبه مستند به اصل 40 قانون اساسی که تصریح می‌کند "هيچ‌كس‏ نمي‏ تواند اعمال‏ حق‏ خويش‏ را وسيله‏ اضرار به‏ غير يا تجاوز به‏ منافع عمومي‏ قرار دهد."

وی افزود: عده‌ای مطابق قوانین و ضوابط حاکمیت، اجازه سرمایه‌گذاری و تأسیس دانشگاه و مؤسسات آموزش عالی غیرانتفاعی را یافته‌اند و سرمایه خود را در مسیر آموزش دانشجو قرار داده‌اند، این در حالی است که در صورت ورود دانشگاه‌های دولتی به این حوزه، از آنجایی که مؤسسات و دانشگاه‌های دولتی مستظهر به امکانات دولت هستند و خود نیز تلاشی برای تحصیل سرمایه و امکانات نداشته‌اند، مؤسسات و دانشگاه‌های غیرانتفاعی در رقابت با آن‌ها ضرر می‌کنند که این مخالف اصل 40 قانون اساسی است.

این نماینده مجلس گفت: این اخطار قانون اساسی را در جلسه علنی مجلس نیز مطرح کردم و آقای ابوترابی‌فرد که ریاست جلسه را برعهده داشت، تلویحاً تذکر را پذیرفت و گفت دولت باید به‌گونه‌ای عمل کند که موجب اضرار نشود و باید راهکارهای آن را مشخص کند.

به گزارش رجانیوز، بند (ه) در لایحه پیشنهادی دولت برای برنامه پنجم توسعه وجود دارد اما بند (ی) که صراحتاً بر پذیرش دانشجوی پولی بدون آزمون تأکید می‌کند، در کمیسیون تلفیق اضافه شده است، اگرچه نماینده دولت در جلسه امروز مجلس از این بند نیز دفاع کرد.

در جلسه روز سه‌شنبه همچنین مواد 26 و 28 برنامه پنجم نیز که مربوط به واگذاری مدارس دولتی بود به بحث گذاشته شد که مواد 28 و 28 مکرر یک برنامه پنجم حذف و ماده 26 برای بررسی بیشتر به تلفیق ارجاع شد.

متن ماده 26 به شرح زیر بود:

وزارت آموزش و پرورش مكلف است ساز و كار اداره امور مدارس و مجتمع هاي آموزشي در استان‌ها و مناطق خود را در چهارچوب مواد 13 و 16 قانون مديريت خدمات كشوري به صورت غير دولتي تهيه و حداكثر تا پايان سال اول برنامه به تائيد معاونت برساند به نحوي كه از سال دوم برنامه سالانه حداقل سه درصد(3%) و در طول برنامه حداقل پانزده درصد(15%) مدارس دولتي به صورت غير دولتي اداره شوند.

'حميد رسايي' در جلسه علني نوبت عصر روز سه شنبه با تشريح ماده 30 قانون اساسي مبني بر موظف بودن دولت به قراردادن وسايل آموزش و پرورش به صورت رايگان تا حد خودكفايي در اختيار ملت، افزود: بر اساس ماده26 لايحه برنامه پنجم توسعه ، ما دولت را مكلف مي كنيم تا پايان برنامه پنجم 20 درصد آموزش و پرورش را در اختيار بخش خصوصي قرار دهد و اين رقم تا پايان برنامه مي تواند به 100 درصد افزايش يابد.

عضو كميسيون فرهنگي مجلس ادامه داد: در متن لايحه دولت موضوع اداره مدارس به صورت هيات امنايي مطرح شده است، لذا آسيب اداره مدارس به صورت هيات امنايي كمتر از آن چيزي است كه در مصوبه كميسيون تلفيق آمده است.

علي لاريجاني كه رياست جلسه علني را بر عهده داشت در پاسخ به اخطار رسايي گفت: در ماده 26 عنوان نشده كه رايگان نباشد، بلكه گفته شده هر سال 3 درصد را بايد به بخش غير دولتي داد و اين به معني رايگان بودن نيست.

همچنین يك عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس با استناد به اصل 110 قانون اساسي به ماده 26 لايحه برنامه پنجم توسعه اخطار قانون اساسي وارد كرد.

نقوي حسيني در جلسه علني عصر سه شنبه مجلس گفت: نظر صريح رهبر معظم انقلاب در ديدار با دانشجويان در تاريخ 1/6 89 خصوصي‌سازي درباره موارد ذيل اصل 44 است.  مسائل بهداشتي و فرهنگي مشمول خصوصي‌سازي نمي‌شوند و به اين موضوع اشكالاتي وارد است.

نماينده مردم ورامين گفت: شاهد بوديم كه وقتي آموزش و پرورش اقدام به تاسيس خدمات آموزشي كرد همه نمايندگان اعتراض كردند در حالي كه مديريت آن بر عهده آموزش و پرورش بود.

نقوي حسيني اضافه كرد: اگر مديريت آموزشگاه را به بخش خصوصي واگذار كنيد معلم از بخش خصوصي وارد كلاس مي‌شود. حال آنكه ما در حال حاضر در رابطه با كلاس‌داري معلمان اعتراض داريم و معتقديم معلم بايد از 'تربيت معلم' عبور كند و ويژگي‌هاي لازم را داشته باشد.
.
اين عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس تصريح كرد: اين خصوصي‌سازي شامل خصوصي‌سازي نيروي انساني و مديريت مدرسه است و به صلاح نظام نيست و مغاير اصل 110 قانون اساسي است.

لاريجاني كه رياست جلسه علني عصر مجلس را برعهده داشت، این اخطار را نیز وارد ندانست و در پاسخ به نقوي حسيني، گفت: بنده خودم اين مطلب را از رهبر معظم انقلاب پرسيدم و ايشان فرمودند من سياست‌هاي آموزش و پرورش، آموزش عالي و بهداشت و درمان را هنوز ابلاغ نكرده‌ام بنابراين متن مدوني نداريم اما قانون خدمات تصويب شده و اين قانون نظراتي را درباره آموزش و پرورش دارد و در اينجا خصوصي‌سازي به معناي پول گرفتن از مردم نيست.

با پيشنهاد ونايي نماينده ملاير، ماده 28 كه به دولت اجازه مي‌داد به منظور كاهش تصدي‌گري و با حفظ حق سياستگذاري و نظارت كيفي از توسعه مدارس غيردولتي توسط اشخاص حقيقي يا حقوقي واجد شرايط از طريق واگذاري مديريت، فروش اقساطي يا اجاره بلند مدت، فروش ساختمان‌هاي نيمه تمام يا آماده بهره‌برداري و واگذاري زمين‌هاي دولتي با كاربري آموزشي به صورت اجاره بلند مدت با نرخ ترجيحي و ارزان قيمت حمايت نمايد،حذف شد.

همچنين بررسي ماده 28 مكرر یک نيز كه به وزارت آموزش و پرورش اجازه مي‌داد در اجراي قانون مديريت خدمات كشوري در طول برنامه نسبت به واگذاري منافع حداقل 20 درصد از اموال منقول و غيرمنقول اعم از مدارس و واحدهاي آموزشي خود به متقاضيان تاسيس مدارس غيردولتي با اعطاي اجازه تكميل و بهينه‌سازي و حداكثر استفاده از ظرفيت‌هاي اقتصادي ناشي از آن در قالب قرارداد اجاره و مشابه آن براي دوره‌هاي بلند مدت اقدام نمايد، با تذكرات متعدد نمايندگان در مورد مغايرت آن با اصل 30 قانون اساسي مواجه شد كه داريوش قنبري نماينده ايلام، جعفري نماينده سميرم و نوروزي نماينده رباط‌كريم و هدايتخواه نماينده بويراحمد، اين تذكرات را مطرح كردند.

نوروزي نماينده رباط‌كريم در اين تذكر، تجربه واگذاري سالن‌هاي ورزشي و فرهنگسراها را غيرقابل قبول توصيف كرد كه نهايتا ابوترابي‌فرد رييس جلسه با قبول نکردن اين اخطارها، موارد اين ماده را جزء امور حاكميتي ندانست. پس از آن با پيشنهاد حذف اخوان نماينده اصفهان و با اين استدلال كه آموزش و پرورش حاكميتي است و نه تصدي‌گري و صحبت‌هاي نماينده بوكان به عنوان نماينده مخالف كه آن را مغاير با اصل 30 نمي‌دانست و دهقان نماينده طرقبه كه اين قبيل واگذاري‌ها را در حد تركمنچاي توصيف كرد، اين ماده حذف شد.


جایزه زرشناس برای شهدای فتنه
جایزه زرشناس برای شهدای فتنه

یکی از پیشکسوتان مطبوعاتی تقدیر شده در جشنواره امسال جایزه خود را به شهدای فتنه پس از انتخابات تقدیم کرد.

کیهان نوشت: شهریار زرشناس نویسنده و روزنامه نگار قدیمی مطبوعات کشور در گفت وگو با کیهان، گفت که جایزه خود را به جوانان عزیز بسیجی و دیگر شهدایی تقدیم می کند که در فتنه سال گذشته و به دست عمال آمریکا و صهیونیست ها به شهادت رسیده اند.

وی که دارای 25 عنوان تالیف و کتاب است و سالهاست در عرصه مطبوعات کشور حضوری فعال دارد از سوی هفدهمین جشنواره مطبوعات در کنار احمد عزیزی، سعید مستغاثی، امیرحسین فردی، مجتبی مصباح یزدی، محمد ایمانی و حجت الاسلام معلی به عنوان «پیشکسوت مطبوعاتی» برگزیده شد.

در این مراسم که رئیس جمهور، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس سازمان صداوسیما حضور داشتند، علاوه بر پیشکسوتان مطبوعاتی از برگزیدگان جشنواره هفدهم نیز در بخش های گوناگون تقدیر شد.

 


جاسوسخانه‌هایی که به امریکا راپورت می‌دهند

جاسوسخانه‌هایی که به امریکا راپورت می‌دهند

با پیروزی انقلاب اسلامی، باران توطئه‌های دشمنان باریدن گرفت. امریکا یا همان شیطان بزرگ با دخالت‌های آشکار و پنهان خود سعی در ایجاد جریان‌های انحرافی در نهضت انقلاب اسلامی داشت و این هدف را از طرق مختلف و با ابزار گوناگون پی می‌گرفت. سفارتخانه آن روز امریکا در ایران مرکزی بود تا ضمن هدایت و مدیریت انواع گروه‌های مخالف و معاند و حتی ارتباط با برخی افراد درون نظام از جمله بنی‌صدر، زمینه‌های سقوط نظام نوپای اسلامی را فراهم کند.
نظام تازه متولد شده ایران اگرچه به دلیل نبود تشکیلات هدفمند در برخی از دستگاه‌ها نتوانست برخوردی در خور تحسین با عوامل جاسوسیخانه امریکا در تهران داشته باشد اما بذر رهنمودهای هوشمندانه حضرت امام‌خمینی(ره) در ضمیر پاک فرزندان دلیر امت جوانه زد و در 13 آبان 58 با فتح لانه جاسوسی امریکا در تهران به بار نشست. جوانان آگاه آن روز با بصیرت و هوشمندی در پیروی از ولی‌امر خود توانستند انقلاب دومی به پا کنند که بزرگ‌تر از انقلاب اول نام گیرد.
مشاهده اسناد به دست‌آمده از جاسوسخانه به خوبی اقدامات براندازانه و مخل امنیت داخلی ایران توسط عوامل سفارتخانه امریکا را نشان می‌داد و آنچه امروز دشمنان با صدور قطعنامه‌های شورای امنیت، محدودیت‌های اقتصادی و بین‌المللی، استقرار سپر موشکی در نقاط مختلف به منظور تهدید عملی ایران، کمک‌های میلیاردی به فتنه‌گران داخلی، تهییج و تحریک آشوبگران فتنه 88، پیش بردن پروژه ایران‌هراسی در منطقه و تبلیغات گستاخانه و اخلالگرانه توسط غول‌های رسانه‌ای خود انجام می‌دهد آن روز توسط جاسوس خانه خود بخش اعظم آن را پی می‌گرفت.
کشورهای هم‌پیاله امریکا با فتح سفارتخانه آن کشور سعی در آن داشتند تا جای خالی «جاسوسخانه» کشور غایب را پر کنند و به استعمارگر بزرگ قرون اخیر ادای دین کنند. حضور هتاکانه برخی عوامل سفارتخانه‌ها در اغتشاشات خیابانی سال گذشته، رفت‌وآمدهای بسیاری از آشوبگران و سرکردگان فتنه به درون سفارتخانه‌ها و کمک‌های دیگر مادی و معنوی همگی مشتی از خروار است که نشان می‌دهد برخی سفارتخانه‌ها جایگزین مناسبی برای لانه جاسوسی امریکا به حساب می‌آیند و نمی‌گذارند که مردم فقدان جاسوس‌های امریکایی‌ را در کشور احساس کنند.
معاندان زمانی که دیدند آتش فتنه 88 رو به سردی گرایید و تمام کمک‌های معنوی و میلیاردی عوامل خارجی در کشور ره به جایی نبرد، امید خود را به اجرای هدفمندسازی یارانه‌ها و مشکلات تبعات پیش‌بینی شده پس از آن بستند. ارتباط‌گیری با سران فتنه 88 برای به بن‌بست رسیدن هدفمندسازی یارانه‌ها، انتشار پرسشنامه‌های مربوط به هدفمندکردن یارانه‌ها و نظرسنجی مردمی در این‌باره، ارتباط‌گیری با برخی از اصناف و بازاریان و... همگی حکایت از آن دارد که بعضی از سفارتخانه‌ها با توجه به شرایط سیاسی و اقتصادی کشور هر شب خواب تازه‌ای برای نظام جمهوری اسلامی ایران می‌بینند. دستاویز قرار دادن اجرای هدفمندسازی یارانه‌ها برای فتنه اقتصادی و در پی آن آشوب‌های خیابانی و تجمعات مردمی در سراسر ایران خواب سراسر کابوسی است که برخی سفارتخانه‌ها سودای آن را در جای خالی امریکایی‌ها در سر می‌پرورانند. تحرکات و اقدامات خلاف مقررات بین‌المللی برخی از سفارتخانه‌ها در تهران در طول 32 سال اخیر و به خصوص در فتنه برنامه‌ریزی شده سال گذشته و فضاسازی آنها در آستانه طرح بزرگ هدفمندسازی یارانه‌ها برخورد جدی و غیرقابل اغماض دستگاه‌های ذی‌ربط را می‌رساند.
مراقبت و زیر نظر داشتن رفت و آمدهای مشکوک سفارتخانه‌ها و تحرکات عوامل خارجی از سوی دستگاه‌های ذی‌ربط اگرچه امری ضروری و لازم به نظر می‌آید اما برگزاری جلساتی از سوی مجلس و کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجه و تصویب قوانینی برای ملزم کردن دستگاه‌های موظف می‌تواند کمک شایانی به کنترل تحرکات فراقانونی و مغرضانه برخی سفارتخانه‌های خارجی کند.
البته نباید وظیفه برخی دستگاه‌ها نظیر وزارت امور خارجه و انتظامی را در این‌باره فراموش کرد؛ آنجا که می‌شود با برخوردهای قانونی و حتی اخراج عوامل سفارتخانه‌ها آتش فعالیت‌های غیرقانونی را خاموش کرد.
فتنه سال گذشته که با حمایت‌های منافقانه دول غربی و از طریق سفارتخانه‌ها روزها به حیات خود ادامه داد، در 9 دی و 22 بهمن با حضور عزتمندانه و آگاهانه مردم در بستر موت افتاد و به ناگاه همه امید و دلبستگی غربی‌ها برای براندازی نظام راه عجز و ناتوانی را طی کرد و به قهقرای تاریخ پیوست. نگرانی مردم و جوانان این مرز و بوم با گسترش فعالیت‌های غیرقانونی و مخل امنیت داخلی سفارتخانه‌ها که نقش امریکایی‌ها را در درون کشور بازی می‌کنند، هر روز رو به فزونی است و این دغدغه‌ها و نگرانی‌ها شاید در برخی مواقع به حرکت شجاعانه و هوشمندانه دانشجویان 13 آبان سال 58 مبدل شود آنها که منتظر عمل کردن وظیفه دستگاه‌های ذی‌ربط نماند.
آنجا که دانشجویان پیرو خط امام(ره) شیشه عمر «دیو کاخ سفید» و «غول امریکا» را بر سنگ اراده‌ای الهی کوبیده و لانه جاسوسی امریکا را فتح کرده و موجبات تحسین رهبر هوشمند و آگاه را فراهم کردند.
فتنه‌هایی که امروز در درون برخی سفارتخانه‌ها و در غیاب ارباب بزرگان شکل می‌گیرد محتاج خروج آگاهانه مانند آنچه در 13 آبان 58 یا 9 دی 88 شکل گرفت، باشد. نباید فراموش کرد که با فتح لانه جاسوسی ماهیت چهره‌های سازشکار که در صحنه سیاسی کشور ظاهر شده بود، افشا و روحیه بیداری و هوشیاری و وحدت و همبستگی در امت دمیده و ابهت پوشالی ابرقدرت دنیا شکسته و ریشه بسیاری از آتش‌افروزی‌ها کنده شد. پاسخ مناسب و برخورد درخور تحسین در قبال بسیاری از تحرکات مغرضانه برخی سفارتخانه‌ها در نقش جاسوسخانه امریکا چه می‌تواند باشد؟

برنامه ریزی برای 13 آبان در بنیاد باران


برنامه ریزی برای 13 آبان در بنیاد باران

قرار شده عصر چهارشنبه 12 آبان، موسوی و کروبی در بنیاد باران حضور یافته و با سیدمحمد خاتمی درباره روز 13 آبان به رایزنی بپردازند.

این جلسه در آستانه 13 آبان روز ملی مبارزه با استکبار جهانی برگزار شده و درآن حضور یا عدم حضور این افراد در راهپیمایی 13 آبان به بحث گذاشته می شود.
هرچند میرحسین توسط برخی افراد برای صدور بیانیه درباره 13 آبان تحت فشار گذاشته شده اما تا کنون وی از صدور بیانیه خودداری کرده است.  


فیلمی از ناگفته های انفجار دفتر نخست وزیری


فیلمی از ناگفته های انفجار دفتر نخست وزیری

فیلمی که منتشر می شود گوشه ای از حقایق و ناگفته های انقلاب اسلامی است که به افشاگری درزمینه انفجار دفتر نخست وزیری می پردازد.

یک ماه پس از نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری رسانه های غربی تصویری را در خصوص تسخیر لانه جاسوسی منتشر کرده و مدعی شدند دکتر محمود احمدی نژاد یکی از گروگانگیران لانه جاسوسی بوده است.
به گزارش«جوان آنلاین»،پس از انتشار این تصاویر سعید حجاریان در مصاحبه با آسوشیتدپرس گفت: گروگان‌‏گیر حاضر در عکس گرفته‌‏شده در سال 1979 محمود احمدی‌‏نژاد رئیس‌‏جمهور منتخب مردم ایران نیست، بلکه یکی از مبارزانی است که در زندان خودکشی کرد.
این مساله گرچه در آن ایام به نحوی با سکوت گذشت اما در متن و بطن خود اصلاح طلبان را در دامی گرفتار کرد که گویا طی سالیان دراز سعی داشتند این مساله را مسکوت بگذارند.ماجرای تقی محمدی و مردان خاکستری.اما تقی محمدی که بود و برخی اصلاح طلبان امروز چه رابطه ای با وی داشته اند؟
تقی محمدی متولد 1336 و ساکن نازی‌آباد بود که برخی او را از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی دانسته‌اند. او که پیش از انقلاب به شغل آزاد اشتغال داشت، به میان دانشجویان پیرو خط امام رفت. تقی محمدی از دانشجویانی بود که در یکی از روزهای اول تسخیر لانه جاسوسی، باری روزن، وابسته مطبوعاتی سفارت امریکا که به زبان فارسی نیز تسلط داشت را به میان خبرنگاران آورد؛ همان فردی که در تسخیر سفارت کنار گروگانها دیده می شود و در اوایل به اشتباه عکس او به خاطر شباهت با احمدی نژاد معروف شد.
محمدی که در کمیته انقلاب منطقه نازی‌آباد فعال بود، به کمیته اداره دوم ارتش رفت و در بخش ضد جاسوسی، پیگیری جریانات ضد انقلاب راست و ستاد ضد کودتای نوژه فعال شد. سپس وی به جمع حاضر در اطلاعات نخست‌وزیری پیوست. پس از انفجار هشت شهریور در فاصله کوتاهی تقی محمدی ابتدا به عنوان مأمور دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری به کویت اعزام می‌شود و سپس به عنوان کاردار ایران در افغانستان منصوب می‌شود.
دادستانی انقلاب به دلیل نزدیکی او با مسعود کشمیری عامل انفجار نخست‌وزیری، با هماهنگی وزارت خارجه و بدون آشکار نمودن موضوع، او را از کابل فراخواند و بازداشت کرد. اما تقی محمدی که پس از شنیدن برخی اعترافات هم پرونده‌ای هایش علیه او، در بازداشتگاه برای اعتراف اعلام آمادگی کرده بود، پس از بیان برخی نکات با نظر کارشناس مربوطه ساعاتی فرصت استراحت دریافت می‌کند اما در این فاصله به طرز مشکوکی با کمربند در تاریخ 19/1/1365 خودکشی می‌نماید. برخی از کارشناسان امنیتی دادستانی انقلاب معتقد بودند که این‌گونه خودکشی با توجه به این‌که تقی محمدی بر روی رگ‌های گردنش چوب کبریت گذاشته بود، امکان ندارد و اشخاص دیگری احتمالاً او را کشته‌اند و بعد حلق‌آویزش کرده‌اند. این امر حتی مورد تصریح علنی روح الله حسینیان در سخنرانی 10/6/1379 نیز قرار گرفت. چند روز بعد کمیته‌ای متشکل از مصلحی نماینده دادستان کل کشور، نماینده پزشکی قانونی، دکتر شیبانی نماینده مجلس شورای اسلامی، منصوری نماینده وزارت خارجه (به دلیل مأموریت تقی محمدی به عنوان کاردار ایران در افغانستان) به اوین رفته و از نزدیک به بررسی نحوه و کیفیت خودکشی وی می‌پردازند. از نظر برخی این خودکشی حاصل القائات رابطین بیرونی بوده است تا از ادامه سوخته شدن مهره‌های سازمان منافقین جلوگیری شود. تقی محمدی گویا در این بازجویی به ارتباط با جواد قدیری و یکی از عاملین انفجار حزب جمهوری اسلامی اعتراف کرده بود.
خوئینی‌ها پس از دریافت گزارش خودکشی تقی محمدی مسئولین پرونده را تحت فشار می‌گذارد که «وضعیت به این صورت زیاد قابل دوام نیست» در ادامه مسیر رسیدگی نیاز به حضور سعید حجاریان و بهزاد نبوی برای بازجویی به موسوی خوئینی‌ها اعلام می‌گردد که او پاسخ می‌دهد مواردی که لازم است را اعلام نمایید تا من خود اقدام به تحقیق نمایم. او در خصوص بازرسی محل کار تقی محمدی نیز اعلام کرد خودش کار تحقیقات را برعهده می‌گیرد، اما نتیجه آن را برای درج در پرونده و صدور کیفرخواست در اختیار نمی‌گذارد. مرگ تقی محمدی در لحظه‌ای اتفاق افتاد که بسیاری از گره‌ها در حال باز شدن بود، اما این رخداد کمک کرد تا در فاصله کمی فشارهای موسوی خوئینی‌ها مؤثر واقع شود و تحقیقات درباره پرونده انفجار نخست‌وزیری متوقف شود. پس از آن نیز به فاصله اندکی پرونده مسکوت ماند. از دوستان نزدیک تقی محمدی، سعید حجاریان، محمد کاظم رضوی، خسرو تهرانی و محسن سازگارا بودند. تا آنجا که مشهور است سعید حجاریان و سازگارا تدفین و مراسم یادبود «تقی محمدی» را برگزار کرده‌اند.
در همین رابطه فیلمی که منتشر می شود گوشه ای از حقایق و ناگفته های انقلاب اسلامی است که به افشاگری درزمینه انفجار دفتر نخست وزیری می پردازد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 15:3  توسط   | 

هاشمی:13آبان فرصتي است که از سطحي نگري دور شويم

هاشمی:13آبان فرصتي است که از سطحي نگري دور شويم

رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در ياداشتي كه به مناسبت 13 آبان منتشر كرد، نسبت به شيوه‌هاي كينه‌جويانه استعمار در تشكيك نسبت به مستندات تاريخ‌ساز انقلاب در جهت آن‌كه جامعه نسبت به كليت نظام از آغاز تاكنون ترديد نمايد، هشدار داد.

هاشمي رفسنجاني در اين يادداشت خاطرنشان كرده است: روز ملي مبارزه با استكبار جهاني، فرصت مناسبي است تا ضمن واكاوي عميق پرونده استعمارستيزي مردم ايران، از سطحي‌نگري بپرهيزيم و مكررات فراوان تاريخ را آيينه عبرت بدانيم كه چگونه استعمارگران با سياست شوم «فرّق تسد» هنوز به تلاش مذبوحانه خود براي زورگويي و استعمار ايران اسلامي ادامه مي‌دهند.

متن كامل ديدگاه‌هاي رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام درباره 13 آبان به اين شرح است:

"در ميان تقويم‌هاي ملل و نحل، روزهايي هستند كه از مصاديق بارز «نقطه عطف» عبور از ظلمات الي النور به حساب مي‌آيند، روزهايي كه شايد يادآور يك حادثه يا برنامه‌اي ساده باشند، اما چون آرامش قبل از طوفان يا آتش زير خاكستر، در روند تاريخ، ابتداي يك اتفاق بزرگ يا آغاز حركت يك جامعه به سوي وقايع سرنوشت‌ساز مي‌باشند. اتفاقاتي كه يك روز معمولي را در ميان ايام يك سال، چون قله دماوند در ميان كوه و دشت و دامن برافراشته و برجسته مي‌نمايند.

نگاهي از سر تأمل و تدقيق به روزهاي مهم تاريخ معاصر ايران، به‌ويژه اتفاقاتي كه از سال 1342 سير سقوط يك رژيم مستبد و روند پيروزي، تثبيت و تداوم يك نظام مبتني بر اراده مردم را تسريع بخشيد، نشان مي‌دهد كه در ميان همه روزها، 13 آبان به تمام معنا يوم‌الله است.

روزي كه اتفاقات آن در طول سال‌هاي مبارزه و پيروزي، به حق آن را با عنوان «روز ملي مبارزه با استكبار جهاني» بر صحيفه تاريخ جاودان كرد. تبعيد يك شخصيت جليل‌القدر و مرجع عظيم‌الشأن تقليد از سلاله اهل بيت و يك استاد مبرّز حوزه‌هاي علميه در 13 آبان 1343 كه پس از رحلت آيت‌الله العظمي بروجردي به ‌نظر بزرگان علوم ديني، مرجع محبوب عام بود، آن هم به كشوري كه آن روزها عَلَم شكسته سكولاريسم و لائيك را بر دوش مي‌كشيد، خون غيرت مردم يك كشور تشنه معارف تشيّع را چنان به جوش آورد كه در طول 17 سال مبارزه جانانه، هدايت‌هاي داهيانه آن آفتاب پشت ابر را در اعياد، وفيات و مناسبت‌هاي خاص از زبان زبرالحديدها به گوش جان مي‌شنيدند و شكنجه، تبعيد و زندان مبارزين و ارعاب و تهديد همراه با كشتار بي‌رحمانه مردم، صخره‌هاي قيام را صمّاتر مي‌كرد و به تدريج دامنه قيام، تمام گستره جغرافيايي ايران را با تمام اقشار و اصناف دربرگرفت، به‌گونه‌اي كه دانش‌آموزان با همه صغر سنّي و آموزش‌هاي عاري از پرورش و دانشجويان انقلابي و بيدار، در 13 آبان 1357 خيابان‌هاي مركز حكومت را سرشار از شميم فريادهاي استقلال‌طلبي و آزادي‌خواهي و مطالبه برگشت آيت‌الله العظمي خميني به ميهن كردند و با كمال صداقت و شجاعت، شهادت را در فضاي جامعه و به‌ويژه در مدارس و دانشگاه تهران عطر افشاني كردند.

آن نوجوانان دانش‌آموز و دانشجو در آن روز تاريخي در ميدان مبارزه با زياده‌خواهي‌هاي استعمار و التماس‌هاي ذليلانه استبداد كه براي ماندن در قدرت دست به دامان خرافات و ريا شده بود، تمام كشور را مدرسه عشق كردند و معلميني شدند كه مكتب‌آموز دانش‌آموزان آنان، دانشجوياني بودند كه حماسه‌اي ديگر و به تعبير حضرت امام(ره) «انقلاب دوم» را در 13 آبان 1358 با تسخير لانه جاسوسي خلق كردند.

سه اتفاق مهم 13 آبان، اين روز را در گرماگرم خفقان نفس‌گير سال 1343 و عربده‌كشي‌هاي خياباني نظاميان پهلوي سال 1357 و تبليغات پرطمطراق و دهن پركن گروهك‌هاي وابسته با انديشه‌هاي مسموم غرب و شرق سال 1358، در تاريخ معاصر مشعشع كرده و استبدادگريزي و استكبارستيزي به‌عنوان شاخص يك حكومت الهي، ذهن و زبان نوجوانان، جوانان و همه اقشار را در طول 32 سال چنان پرورش داد كه حسين فهميده، حسين علم‌الهدي و حسين خرازي، نمونه‌هاي يك آسمان پر از ستاره‌اند. ستارگاني كه در طول 8 سال دفاع مقدس و دوران جبران عقب‌ماندگي‌ها و عقب‌افتادگي‌ها براي دوستان خوشه‌اي پروين و براي دشمنان خوشه‌هاي خشم و شهاب‌سنگ‌هاي آتشين بودند.

جواناني كه اكنون پس از گذشت 32 سال از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي، با تغيير روش قدرت‌هاي استكباري براي برگشت به جزيره امن خويش، شيوه‌هاي دفاعي- تهاجمي خويش را متناسب با شرايط زماني و مكاني به روز كرده‌اند و اين بار با سرمايه عظيم دانش و آگاهي كه محور سند چشم‌انداز 1404 است، مي‌خواهند شعار خودجوش مردم در روزهاي داغ مبارزه و پس از آن براي «استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي» تفسير و خواب استعمارگران براي سيطره مجدد بر ايران اسلامي وارونه تعبير شود.

البته نبايد فراموش كنيم كه زحمت بسيار براي نيل به آرمان‌هاي والا، مسبوق به سابقه از گذشته‌هاي دور است و مطمئناً در اين مسير، استعمار كه در استعمال لطايف الحيل يد طولايي دارد، انديشه‌هاي استبدادطلب و ذات‌هاي خفقان‌پرست را با تطميع و تشويق پرورش و با تلبيس رخنه مي‌دهد تا با گره‌هاي كور در رشته‌هاي مودت قديم و ايجاد حفره‌هاي القايي در نيم قرن همراهي، هم‌زباني، هم‌فكري و همدلي مبارزين و مردم، قيچي قطع منافع اسلامي و ملي را تيز نمايد تا بار ديگر دو لبه استعمار و استبداد با همه ضديت در كنار هم آرام گيرند.

استعمار، گرگ پيري است كه چون مي‌بيند توان مقابله با ظرفيت‌هاي به فعليت رسيده ايران اسلامي و قدرت فريب جوانان دانش‌آموز و دانشجو و قاطبه مردم داراي بلوغ سياسي را ندارد، لباس ميش مي‌پوشد و با سوءاستفاده از تجاهل و تغافل عوامل خويش و اعمال غيراخلاقي‌ترين و غيرانساني‌ترين شيوه‌هاي كينه‌جويي در مستندات تاريخ‌ساز انقلاب تشكيك مي‌كند تا جامعه نسبت به كليت نظام از آغاز تاكنون ترديد نمايد.

روز ملي مبارزه با استكبار جهاني، فرصت مناسبي است تا ضمن واكاوي عميق پرونده استعمارستيزي مردم ايران، از سطحي‌نگري بپرهيزيم و مكررات فراوان تاريخ را آيينه عبرت بدانيم كه چگونه استعمارگران با سياست شوم «فرّق تسد» هنوز به تلاش مذبوحانه خود براي زورگويي و استعمار ايران اسلامي ادامه مي‌دهند.
والسلام


بیانیه سپاه : شعار"مرگ بر آمریکا "در عرصه استکبارستیزی ملتهافراشده است
بیانیه سپاه : شعار"مرگ بر آمریکا "در عرصه استکبارستیزی ملتهافراشده است


سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بیانیه ای 13 آبان‌ماه را عرصه نمایش ماهیت استکبار ستیزی انقلاب اسلامی و روح مقاومت ملت ایران در برابر نظام سلطه و راهبردهای شیطانی آمریکا دانست.

در بخشی از این بیانیه آمده است: 13 آبانماه به دلیل نقش آفرینی در فرآیند انقلاب اسلامی در حافظه تاریخی ملت ایران از جایگاه خاصی برخوردار بوده و در هر سال منشاء جوشش و حرکت انقلابی جامعه اسلامی در اعلام مواضع ضد استکباری و آمادگی همه جانبه برای مقابله با طرحها و نقشه‌های دشمنان انقلاب و نظام تلقی می شود.

این بیانیه می افزاید: تبعید حضرت امام خمینی(ره) در سال 1343، شهادت دانش آموزان انقلابی در سال 57 و تصرف لانه جاسوسی آمریکا در سال 1358 رخدادهای تاریخ سازی هستند که فصل مشترک آنها حق طلبی و سلطه ستیزی ملت ایران است.

این بیانیه در ادامه با برشماری دستاوردها و پیامدهای حوادث سه گانه 13 آبان‌ماه، بویژه تسخیر لانه جاسوسی در روند انقلاب اسلامی تصریح کرده است: اقدام انقلابی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام (ره) در فروپاشی مرکز فرماندهی و کنترل جریانهای برانداز و ضدانقلابی و نیز انهدام کانون جاسوسی آمریکا در پایتخت نظام، سد هراس از قدرت پوشالی ابرقدرتها را شکست و ملل و جوامع آزاده و حق طلب جهان جرأت مقاومت و ایستادگی برابر سیاستها و نقشه‌های استعماری و استکباری نظام سلطه را پیدا کردند.

در این بیانیه شکل‌گیری نهضت بیداری اسلامی و جبهه متحد ضدآمریکایی و ضدصهیونیستی در نقاط مختلف عالم را حاصل عزم و اراده انقلابی مردم ایران در تداوم انقلاب و بی اعتنایی به قدرتهای بزرگ و زورگو معرفی و تاکید شده است : امروز بیش از هر زمان دیگری مبارزه و ظلم ستیزی ایران اسلامی به مدل مقاومت جهان اسلام و سر مشق کشورهای خواهان استقلال و عدم وابستگی به بلوک های قدرت های شیطانی تبدیل شده است.

این بیانیه آمریکا را به عنوان شیطان بزرگ، دشمن اصلی ملت عظیم الشان ایران اسلامی و عامل گرفتاریهای جهان اسلام و منشاء توطئه و فتنه علیه انقلاب اسلامی و نهضت‌های آزادی بخش عالم معرفی و تاکید کرده است: تردیدی نیست که حق ماندنی و ظلم رفتنی است و دور نخواهد بود روزی که جامعه بشری در پناه تعالیم مکتب انقلابی وعدالت محور اسلام ناب محمدی (ص) و پیامهای متعالی انقلاب اسلامی از چنگال سلطه و استیلای قدرتهای شیطانی و فراعنه مدرن رهایی ‌یابند.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پایان بیانیه خود با دعوت از اقشار و آحاد ایرانیان غیرتمند و ولایتمدار برای حضور پرشور، گسترده و انقلابی در تظاهرات سراسری و آئین های گرامیداشت یوم الله 13 آبان‌ماه آورده است: امروز شعار مرگ بر آمریکا در صحنه‌های استکبار گریزی و ظلم ستیزی ملت‌ها نهادینه شده است و آزادی خواهان جهان آنرا از الزامات موفقیت خود برای رسیدن به ساحل نجات و دستیابی به استقلال و حیات توأم با عزت و سربلندی می دانند و بی شک طنین برائت و بیزاری ملت ایران از شیطان بزرگ در 13 آبان ماه، شعله‌های خشم و اعتراض جهانی علیه سردمداران نظام کفر و الحاد و حاکمان ظالم، جنایتکار و بی لیاقت کاخ سفید و دولت های متحد آمریکا را برافروخته تر ساخته و اتاق های فکر و توطئه آنان علیه جامعه بشری را با چالش جدیدی روبه رو خواهد ساخت.


تحرکات جریان فتنه در آستانه 13 آبان
تحرکات جریان فتنه در آستانه 13 آبان


در آستانه فرارسيدن يوم ا... 13 آبان مصادف با روز دانش آموز جريان فتنه در اقدامي برنامه ريزي شده تلاش گسترده اي را به منظور متشنج نمودن محيط دانشگاهها و ايجاد نا آرامي در جريان مراسم راهپيمايي اين روز آغاز نموده اند. 
بر همین اساس برخی از اعضای مرتبط با سران فتنه با برقراری ارتباط با برخی از اغتشاشگران  دانشجو که در زندان به سر می برند آنها را به صدور بیانیه ترغیب نموده اند و این دانشجویان نیز با صدور فراخواني دانشجويان و دانش آموزان را به انجام اغتشاش ناآرامي در مراسم راهپيمايي 13 آبان دعوت نموده اند.
گفته می شود نمایندگان سران فرقه در دیدارهای خود با سایر گروه های دانشجویی حامی فتنه از آنها درخواست نموده اند در مراسم راهپيمايي 13 آبان با بستن بازو بندهايي مندرج به عباراتي در حمايت از سران فتنه و زندانيان سياسي شرکت نمایند.
گفته می شود فعالين تشکل هاي دانشجويي حامي جريان فتنه در مراکز دانشگاهي در تلاش هستند به انحاء مختلف از قبيل مراسم سخنراني ، صدور بيانيه ، پخش اطلاعيه و ... با سوء استفاده از پتانسيل دانشجويان جديد الورود با ايجاد ناآرامي فضای دانشگاه ها را متشنج نمایند.


سه حادثه تاريخي، روز 13 آبان را جاودانه كرد
سه حادثه تاريخي، روز 13 آبان را جاودانه كرد


 رئيس كميسيون فرهنگي مجلس كشتار دانش‌آموزان، تبعيد امام(ره) و تسخير لانه‌جاسوسي به دست دانشجويان پيرو خط امام را 3 اتفاق مهم 13 آبان دانست.

غلامعلي حداد عادل رئيس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي ضمن حضور در مراسمي كه به مناسبت سالروز تسخير لانه جاسوسي آمريكا در تالار شيخ انصاري دانشكده حقوق دانشگاه تهران برگزار شد، طي سخناني اظهار داشت: بي ترديد 13 آبان يكي از روزهاي مهم در تاريخ انقلاب اسلامي است و اين روز يكي از روزهاي مرتبط با دانشگاه تهران و دانشجو هم است؛ بر اين اساس طبيعي است كه دانشجويان همانطور كه 16 آذر را نمادي از حركت دانشجويي مي‌دانند براي اين روز هم اهميت خاصي قائل باشند.

وي با بيان اينكه 13 آبان به دانشجويان تعلق دارد، افزود: كمتر اتفاق مي‌افتد كه يك روز ظرفيت 3 حادثه تاريخي را در يك فاصله زماني به خود اختصاص داده باشد.

وي در اين رابطه ادامه داد: اولين مناسبتي كه 13 آبان را در تاريخ جمهوري اسلامي ايران جاودانه و نامدار مي‌كند تبعيد حضرت امام راحل در سال 1343 است.

رئيس كميسيون فرهنگي مجلس همچنين گفت: دومين مناسبت 13 آبان، كشتار دانش‌آموزي و روز 13 آبان سال 1357 است و نيز سومين مناسبت كه 13 آبان را جاودانه كرده است تسخير لانه جاسوسي در سال 1358 است.

حداد عادل در ادامه گفت: بعد از 15 خرداد امام راحل دستگير و چند ماهي در زنداني شدند. بعد از آن ايشان چند ماهي آزاد ‌شدند و مدتي در تهران تحت نظر قرار ‌گرفتند و بعد از آن به قم بازگشتند.

نماينده مردم تهران اظهار داشت: اوايل آبان سال 1343 لايحه‌اي در مجلس سنا به تصويب رسيد كه اجازه مي‌داد در صورتي كه مستشاران آمريكايي مقيم ايران جرمي مرتكب شدند از محاكمه در دادگاه‌هاي ايران معاف باشند كه اين مسئله در واقع بازگشت به كاپيتولاسيون بود.

حداد عادل ادامه داد: بعد از اينكه رضاخان در ايران به قدرت رسيد كاپيتولاسيون را لغو كرد كه اين مسئله براي وي به نوعي حيثيت به همراه داشت و طرفداران رضاخان اين مسئله را ناشي از وطن خواهي وي دانستند.

وي افزود: البته دليل عدم مخالفت انگليسي‌ها با اين مسئله اين بود كه مي‌خواستند حكومت رضاخان در ايران تثبيت شود.

رئيس كميسيون فرهنگي مجلس گفت: در سال 1343 به طور غير علني كاپيتولاسيون دوباره تصويب شد و خبر اين مسئله به امام (ره) رسيد، امام با اينكه مدتي بود كه تنها به درس و بحث مشغوليت داشتند در برابر اين حادثه بي‌تاب شدند و آن سخنراني معروف خود را ايراد كردند.

وي بيان داشت: اندكي بعد از سخنراني امام (ره) ايشان را شبانه از قم به تهران آوردند و يكسره از فرودگاه تهران ايشان را به تركيه فرستادند و اين آغاز تبعيدي بود كه تا 12 بهمن 57 ادامه داشت.

حداد عادل در ادامه به حوادث سال 57 اشاره كرد و افزود: در اين سال‌ها امواج انقلاب بالا گرفت و كشور در اين سال‌ها اوضاع عادي نداشت و معلوم بود كه پايه‌هاي حكومت سلطنتي متزلزل شده است.

نماينده مردم تهران خاطرنشان كرد: در روز 13 آبان سال 57 دانش آموزان به بهانه سالگرد تبعيد امام (ره) مقابل دانشگاه تهران تجمع كردند و نيروهاي رژيم نيز دانش آموزان را به گلوله بستند و خيابان انقلاب در آن روز عرصه درگيري شد و اين درگيري تا شب ادامه داشت.

حداد عادل گفت: براي اولين بار فيلم حادثه 13 آبان از تلويزيون پخش شد و در نهايت اين حادثه باعث سقوط دولت شريف امامي شد و در پي آن احساسات همه مردم ايران هم برانگيخته شد.

نماينده مردم تهران كشتار دانش آموزان در روز 13 آبان را جهشي براي انقلاب اسلامي دانست و افزود: در سال‌هاي بعد از پيروزي انقلاب دولت حاكم رابطه ضعيفي با آمريكا داشت و در آن روزها حتي چند بار به سمت سفارت آمريكا حمله‌هايي صورت گرفت ولي دولت مانع از اشغال سفارت مي‌شد.

وي اظهار داشت: از اوايل مهر سال 58 شاهد بوديم كه تظاهراتي در تهران و برخي شهرستان‌ به طور غير متعارف در جريان است و مخالفت‌هاي با انقلاب در اين تظاهرات صورت مي‌گرفت كه اين مسئله در آن زمان تعجب همگان را برانگيخت.

حداد عادل با بيان اينكه بعدها مشخص شد كه سفارت آمريكا باعث به وجود آمدن اين تظاهرات مي‌شد، ادامه داد: بعد از اينكه شاه اجازه ورود به آمريكا پيدا كرد دانشجويان دانشگاه تهران كه به ياد 2 حادثه قبلي در دانشگاه تهران اجتماع كرده بودند از دانشگاه تهران به سمت سفارت آمريكا حركت كردند و آنجا را تسخير كردند.

نماينده مردم تهران با اشاره به اينكه خواسته دانشجويان از آمريكا اين بود كه شاه را به ايران تحويل دهد، افزود: دانشجويان پيرو خط امام در مقابل آزادي گروگان‌ها تحويل شاه به ايران را مي‌خواستند.

 

تجمع دانشجویان مقابل مجلس
تجمع دانشجویان مقابل مجلس


جمعی از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ایران در مقابل مجلس تجمع کردند.
 
تعدادی از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ایران که روز شنبه گذشته یک‌باره منحل شد در مقابل مجلس حضور یافتند و تعدادی پلاکارت با مضمون اعتراضی در دست گرفتند.

گفتنی است؛ قرار است ظهر امروز وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی با حضور در کمیسیون بهداشت درمان و آموزش پزشکی با حضور در کمیسیون بهداشت و روان مجلس در مورد دلیل این اقدام توضیح دهد.


خبر خاتمی از فتنه‌هایی که در راه است
خبر خاتمی از فتنه‌هایی که در راه است


عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری تاکید کرد: اشکال مختلف فتنه در راه است و فتنه‏ای که پشت سر گذاشته شد باید آیینه عبرت برای رویارویی با فتنه‏های دیگر باشد. 
 
آیت الله سید احمد خاتمی شب گذشته در مرحله دوم اولین دوره فرهنگی ـ آموزشی ائمه جماعات مساجد کشور که در مجتمع فرهنگی یاوران مهدی (عج) قم برگزار شد، اظهار داشت: انتظار است ائمه جماعات در قضایای سیاسی بی توجه نبوده و حضور ولایی در صحنه داشته باشند.
وی افزود: شان مسجد، امام جماعت، محراب و منبر بالاتر از آن است که در محدوده بسته جناحی و حزبی قرار گیرد.
عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه ائمه جماعات علمداران بصیرت در جامعه به شمار می‏روند، گفت: مساجد نهادهای مختلفی از جمله بسیج، کانون‏های فرهنگی هنری و هیئت امنا دارد و ساماندهی این مجموعه بر عهده امام جماعت است.
خاتمی بیان داشت: امام جماعت باید به عنوان یک مدیر از ظرفیت‏های موجود مساجد در راستای نشر و گسترش دین استفاده کنند.
وی ادامه داد: امام جماعت مساجد برای مدیریت این مکان مقدس نباید تنها به اقامه نماز بسنده کنند.
عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری به نقش بصیرت افزایی ائمه جماعات در جامعه اشاره کرد و گفت: ائمه جماعات زمانی که حق و باطل با هم در آمیخته‏اند، باید علمداران بصیرت در جامعه باشند.
خاتمی تاکید کرد: به تعبیر امام علی (ع) علمداران دین چه در فضای حاکمیت باطل و چه در فضای فتنه دارای وظایفی هستند و کسانی از عهده این مسئولیت بر می‏آیند، که دارای بصیرت، صبوری و قدرت شناخت مواضع حق را داشته باشند.
وی خدا شناسی، نبوت، امامت، نعمت و وظیفه شناسی را از مصادیق بصیرت برشمرد و بیان داشت: بصیرت در بعد دشمن شناسی بسیار مهم است.
عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری تاکید کرد: اشکال مختلف فتنه در راه است و فتنه‏ای که پشت سر گذاشته شد باید آیینه عبرت برای رویارویی با فتنه‏های دیگر باشد.
خاتمی با اشاره به اینکه مقام معظم رهبری در سفر پر برکت اخیر خویش به شهر مقدس قم رهنمودهای بسیار مهمی ایراد فرمودند، اظهار داشت: رهبر معظم انقلاب در قم فرمودند که دشمن در پی اسلام منهای روحانیت و روحانیت منهای سیاست است و البته باید توجه داشت که این موضوع سابقه صد ساله دارد، زمانی میرزای شیرازی آن فتوای معروف را در تحریم استفاده از تنباکو اعلام کرد، دشمن تاثیر گذاری روحانیت را مشاهده و از همان زمان به دنبال تحقق تز اسلام بدون روحانیت بود.
وی افزود: تئوری اسلام منهای روحانیت در دوران قبل از انقلاب اوج گرفت که با پیروزی انقلاب اسلامی با شکست مواجه شد و در این سال‏ها نیز برخی در صدد کاهش تاثیر گذاری روحانیت هستند.
امام جمعه موقت تهران با بیان اینکه امروز دشمن به مقابله با تمام دین برخاسته و در صدد فرو ریختن کاخ اعتقادات سالم مردم و جوانان است، تصریح کرد: دشمنان وقتی گرایش مردم را به حوزه مباحث عرفانی دیدند، عرفان‏های بدلی را به صحنه آورده و با ایجاد فرقه‏های انحرافی نظیر بهائیت و وهابیت در پی انحراف عقاید مردم برآمدند.
خاتمی گفت: فتنه سال 78 زمینه ساز فتنه سال 88 بود.
وی اضافه کرد: آنچه در هشت ماهه پس از انتخابات به وقوع پیوست توطئه براندازای بود که به لطف الهی و با درایت مقام معظم رهبری و همراهی مردم خنثی شد.
عضو جامعه مدرسین تصریح کرد: فرماندهان هشت سال جنگ تحمیلی به صراحت بیان می کردند که حوادث هشت ماهه انتخابات به مراتب از سال های جنگ سخت تر بود که به لطف خدا آخرین میخ بر تابوت جریان فتنه در حماسه 9 دی زده شد و آن روز، روز مرگ فتنه و آغاز توطئه‏های جدید استکبار به شمار می آید.
خاتمی عنوان کرد: دشمنان بعد از حماسه 9 دی شروع به تحریم‏های همه جانبه کردند.
عضو شورای عالی حوزه‌های علمیه ادامه داد: باید در هر زمان دید که دشمن چه شعار و چه هدفی را دنبال می کند که رهبر معظم انقلاب در سفر ده روزه خود به استان قم پرده از چند توطئه دشمن برداشتند.
وی خاطرنشان کرد: تداوم نهضت عاشورا، نظام اسلامی است که پرچم اسلام ناب محمدی را در جهان برافراشته است.
امام جمعه تهران با بیان اینکه رهبر معظم انقلاب توطئه دیگری از دشمن که «آخوند حکومتی و حکومت آخوندی» است را آشکار کردند، بیان داشت: روحانیت سخنگوی دین و دین نیز برای همه مردم است، دیدن روحانیت به عنوان یک قشر خطا و اشتباه است.
خاتمی با اشاره به اینکه القای شعار «حکومت آخوندی» در راستای تحریک مردم به این موضوع می باشد که آنان در حکومت اسلامی کنار گذاشته شده و روحانیت سر کار قرار گرفته است، یادآور شد: تنها پنج درصد از روحانیت در امور اجرایی کشور مشغول به کار هستند.

13 آبان سر‌آغاز شکست هیمنه پوشالی استکبار جهانی بود
13 آبان سر‌آغاز شکست هیمنه پوشالی استکبار جهانی بود

 

وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح با صدور بیانیه‌ای، فرارسیدن 13 آبان، روز مبارزه با استکبار جهانی را گرامی داشت.

به نقل از ‌روابط عمومی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در این بیانیه آمده است: سیزدهم آبان ‌ماه در دفتر تاریخ پرافتخار انقلاب اسلامی، برگی زرین و روزی حساس است، چرا که سه مقطع بزرگ و سه رویداد سرنوشت‌ساز تاریخ معاصر در این روز رقم خورده است؛ رویدادهایی که هر کدام از آنها مصادیقی آشکار از پایداری و فداکاری ملت مجاهد و ‌رهبری آگاه و شجاع‌ ایران در مبارزه علیه قدرت‌های شیطانی است، رویدادهایی که هر یک به تنهایی می‌تواند مبنای تداوم حرکت انقلابی و ظلم‌ستیزی و حقیقت‌طلبی انسان‌های مؤمن و متعهد این سرزمین در بستر تاریخ قرار گیرد.
در ادامه این بیانیه آمده است: تبعید حضرت امام خمینی(ره) به ترکیه در سال 1343 به دنبال اعتراض کوبنده ایشان نسبت به تصویب لایحه ننگین کاپیتولاسیون، کشتار وحشیانه دانش‌آموزان انقلابی و حق‌طلب در سال 1357 و نهایتاً تسخیر لانه جاسوسی و مرکز فرماندهی براندازی نظام نوپای جمهوری اسلامی در سال 1358، رویدادهایی هستند که نه تنها تاریخ پرافتخار انقلاب اسلامی، بلکه تحولات جهانی را هم تحت تأثیر قرار داد و جوهره همه آنها عبارت بود از شکست هیمنه و هیبت پوشالی آمریکای جنایتکار و سرآغاز نمایش مظالم این قدرت شیطانی در سراسر عالم و به همین دلیل هم این روز بزرگ ‌به نام "روز مبارزه با استکبار جهانی " نام گرفت و رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای(مد ظله العالی) نیز در این زمینه فرمودند: "سیزده آبان، روز استواری ملت ایران در مقابل ترفندهای استکبار است. "

 

آموزش60هزار دانش‌آموز بسيجي توسط ندسا
آموزش60هزار دانش‌آموز بسيجي توسط ندسا

فرمانده نيروي دريايي سپاه گفت: 60 هزار نفر از دانش‌آموزان طرح رهروان شهيد فهميده در مرحله سوم اين طرح سازماندهي و آموزش‌هاي مقدماتي را نيز براي مقابله با دشمن فرا گرفته‌اند.

 دريادار علي فدوي فرمانده نيروي دريايي سپاه پاسداران در اجتماع نيروهاي بسيجي طرح رهروان شهيد فهميده در بندرعباس اظهار داشت: از زمان آغاز اين طرح در چهار استان ساحلي جنوب شامل خوزستان، بوشهر، هرمزگان و سيستان و بلوچستان در مجموع نزديك به 100هزار دانش‌آموز بالاي 13سال به عضويت درآمده‌اند.

فدوي ادامه داد: 60 هزار نفر از اين دانش‌آموزان در مرحله سوم اين طرح سازماندهي و آموزش‌هاي مقدماتي را نيز براي مقابله با دشمن فرا گرفته‌اند.

* آموزش استفاده از شناورهاي نيروي دريايي سپاه به دانش‌آموزان

فرمانده نيروي دريايي سپاه با اشاره به اين آموزش‌ها تصريح كرد: دانش آموزان ‌در طرح رهروان شهيد فهميده در زمينه استفاده از شناورهاي نيروي دريايي آموزش‌هاي لازم را فرا مي‌گيرند.

فدوي در پايان خاطرنشان كرد: در اجراي طرح رهروان شهيد فهميده نيروهاي دانش‌آموز پس از سازماندهي، عضوبسيج دانش‌آموزي شده كه با پشت سرگذاشتن آموزش‌هاي 30 تا 45 روزه وارد طرح نظير به نظير مي‌شوند كه در اين مرحله نيز پس از پشت سرگذاشتن يك دوره يكساله آموزشي مقطع به مقطع با نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ارتباط دائمي خواهند داشت.

 


بيانيه دانشجويي عليه اظهارات ساورز
بيانيه دانشجويي عليه اظهارات ساورز

بسیج دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی در مورد اظهارات اخیر رئیس سازمان جاسوسی انگلیس و اظهارات گروه 1+5 جهت آغاز مذاکرات هسته ای بیانیه‌ای صادر کرد.

به گزارش رجانیوز، در این بیانیه آمده است:

در روزهای اخیر شاهد بودیم که بار دیگر یکی از دولت‌مردان روباه پیر خوی استعماری و زیاده خواهانه خود و دولت مطبوعش را آشکار کرده و با گستاخی هرچه تمام‌تر به اظهار نظری درشت گویانه در مورد برنامه هسته‌ای صلح آمیز کشورمان پرداخت.

اظهارات نسنجیده رئیس دستگاه اطلاعاتی انگلستان در مورد انجام فعالیت‌های جاسوسی و اطلاعاتی برای مقابله با ایران در حالی که خود و سرویس مطبوعش در قتل عام و انجام اقدامات خرابکارانه و تروریستی سابقه بسیار نامطلوبی دارند بدنه دانشجویی کشور را بر آن می دارد تا به بیان نکاتی چند در این باره بپردازد:

1: این اظهارات درشت گویانه که در طول یکصد سال گذشته بی سابقه بوده است نشانگر اوج عجز و ناتوانی این کشور مستکبر و زیاده خواه و همفکرانش در عرصه بین المللی در مقابل خواست و اراده ملی ملت ایران که همانا دستیابی به رشته های گوناگون علم و دانش که یکی از بخش های آن انرژی صلح آمیز هسته ای است، می باشد.

2: این اظهارات موذیانه تنها وجهه مستکبر این دولت و دولت‌های همفکر با آن را در عرصه جهانی به خوبی برای ملت های این کشورها و ملل و دولت های آزادیخواه جهان آشکار می سازد که این کشورها نه تنها به دنبال مذاکره نمی باشند بلکه همواره از مذاکره به عنوان ابزاری جهت رسیدن به نیات شوم و پلید خود و به صورت ابزاری و تبلیغاتی استفاده می نمایند.

3: کشورهای غربی تا کنون تمام آنچه که در توان داشته اند جهت مقابله با برنامه هسته ای کشورمان به کار گرفته اند و نمونه ها عملی این اظهارات که اکنون بیان شده است از سالها قبل در زمینه های مختلف از جمله هسته ای از سوی این کشورها به کار گرفته شده و نتیجه ای برای آنان در بر نداشته است و با وجود این تلاش های مذبوحانه اکنون کشورمان در چنین جایگاهی از لحاظ علم و فناوری در سطح جهان قرار دارد.

4: اکنون که پس از انواع تحریم های گوناگون ملت ایران توانسته است تا به جایگاه های مهمی در عرصه های مختلف علم و فناوری از جمله دانش هسته ای، هوا و فضا،صنایع دریایی، صنایع دفاعی، نانو، لیزر، سلول‌های بنیادی، سد سازی و... دست یابد و به الگویی برای تمامی ملت های آزادیخواه و آزاده جهان بدل گردد شکست تحریم ها بیش از پیش بر طراحان آن آشکار گردیده است و نتیجه معکوس آن به ضرر آنان و نیات شوم و پلیدشان بدل گشته است.

5: تحریم های شورای امنیت و کشورهای مستکبر بر علیه ملت ایران نه تنها موجب کند شدن پیشرفت های ملت ایران نگردید بلکه موجبات سرعت بخشیدن به آن در زمینه های مختلف از جمله هسته ای و به‌دست آوردن توانمندی از سطح دارا بودن تنها چند سانتریفیوژ به توانایی در غنی سازی با سطوح 3،5 و 20 درصد را موجب گردید.

6: اکنون نیز پس از شکست این تحریم ها و قطعنامه های اخیر شورای امنیت و کشورهای مستکبر که بر خلاف انتظار آنان تنها موجب استواری و مستحکم تر شدن اراده ملی در ایران گردید این کشورها و دولتمردانشان می کوشند تا هرچه سریعتر مفری برای رهایی از این بن بست خودساخته پیدا نمایند،همان کشورهایی که روزی پیش شرط تعلیق غنی سازی را به عنوان پش شرط مذاکره مطرح می نمودند اکنون و با عجله ای غیر معمول بر آن شده اند که هرچه سریعتر و قبل از آشکارتر شدن افتضاح شکست تحریم ها، بدون پیش شرط به پای میز مذاکره بازگردند.

7: اکنون و پس از این اظهارات گستاخانه رییس دستگاه اطلاعاتی انگلیس به مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا توصیه می کنیم که چنانچه با این نیات پلید به مذاکرات نگاه می کنند هرچه سریعتر آن را تغییر دهند که در غیر اینصورت باز هم نتیجه ای جز پشیمانی برای آنان نخواهد داشت.

8: از دولت جمهوری اسلامی ایران انتظار داریم که ضمن ادامه پافشاری بر حقوق ملت ایران در زمینه های مختلف از جمله هسته ای تا زمان اعلام نظر قطعی کشورهای مذاکره کننده به سؤالات ملت ایران در زمینه های مورد بحث از جمله زرادخانه های هسته ای اسرائیل آن هم به جهت راستی آزمایی ادعاهای کشورهای غربی در زمینه پایبندی به ادعاهایشان در زمینه انرژی صلح آمیز هسته ای نسبت به آغاز مذاکرات اقدام ننماید که در غیر اینصورت موجبات خشم جامعه دانشجویی کشور را در برابر این کشورها و مذاکرات فراهم می آورد.

9: از وزارت خارجه درخواست می کنیم که هرچه سریع‌تر نسبت به احضار سفیر روباه پیر در کشورمان اقدام نموده و مراتب خشم و انزجار ملی ملت ایران بويژه دانشجویان انقلابی و استکبار ستیز را در برابر اظهار نظرات گستاخانه فراهم آورد.

10: اکنون و با توجه به نزدیک شدن به سال روز یوم ا.. 13 آبان و سالروز تسخیر لانه جاسوسی اعلام می داریم که چنانچه جاسوسخانه های کشور های مستکبر بويژه جاسوسخانه کشور روباه پیر در ایران هرچه سریعتر روند دخالت در امور داخلی کشورمان را متوقف ننمایند و یا دولتمردان این کشورها بر به کار بردن ادبیات گستاخانه و درشت گویانه اصرار ورزند دانشجویان انقلابی ایران اسلامی آماده اند تا 13 آبانی دیگر را در همان قالب و یا قالب های خلاقانه دیگر و در هر روزی از ایام سال تکرار نمایند و به مستکبران اثبات نمایند که نسل های جدید جوانان دانشجوی ایرانی استوارتر از گذشته در صحنه ها حاضر بوده و آماده مقابله و جانفشانی در راه آرمان های بلند انقلاب اسلامی می باشد.

این یادآوری نیز به تمامی مستکبران ضروری به نظر می رسد که بهتر است قبل از دیر شدن هرچه بیشتر و از دست دادن زمان، حقوق ملت ایران در زمینه های مختلف و از جمله مشارکت در اداره بهتر جهان را به رسمیت شناسند و از ایجاد هزینه های اضافه برای خود و ملت هایشان جلوگیری به عمل آورند.

 

برنامه های یوم الله 13 آبان




شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی ، ویژه برنامه های برگزاری مراسم یوم الله " 13 آبان " امسال را اعلام کرد .

قائم مقام شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی ، امروز در جمع خبرنگاران با اشاره به برگزاری مراسم ویژه 13 آبان در 600 نقطه کشور گفت : این مراسم در تهران همزمان با دیگر نقاط کشور، در مقابل لانه جاسوسی سابق امریکا برگزار می شود.
وی افزود :برگزاری نشست های دانشجویی ، بازخوانی اسناد منتشر شده دانشجویان پیرو خط امام و بازدید دانشجویان و دانش اموزان از نمایشگاه ابزار جاسوسی امریکایی در لانه جاسوسی ، از جمله برنامه های ستاد برگزاری مراسم 13 آبان است .
اصغر آبخضر افزود :این ستاد در قالب 6 کمیته دانشجویی،دانش اموزی ،تشکلهای مردمی ،ارتباطات ، رسانه و استانها برنامه های گسترده ای را برای این روز تدارک است که تجلیل از شهدای فاتح لانه جاسوسی از دیگر برنامه های آن محسوب می شود.
وی اضافه کرد :اجرای سرود حماسی مرگ بر امریکا ،قرائت بیانیه های دانش اموزی ،دانشجویی و طلاب ،اجرای سرود همگانی دانش اموزان و سخنرانی رئیس سازمان رسانه ملی بعنوان دانشجوی پیرو خط امام ، از جمله برنامه های امسال 13 آبان ، در تهران است.
رئیس ستاد برگزاری مراسم 13 آبان ، حمل لاشه بالگرد سقوط کرده در حادثه طبس بوسیله دانشجویان شرکت کننده را برنامه جدید مراسم امسال ذکر کرد و افزود : لاشه این بالگرد که در محل سابق سفارت امریکا (لانه جاسوسی )نگهداری می شود، امسال بعنوان نماد پوشالی بودن تهدیدات امریکا و همچنین تاکید بر ادامه راه شهدای فاتح لانه جاسوسی ، حمل می شود .
وی با تشریح وقایع مهم تاریخی 13 آبان سال های 43 ، 57 و 58 گفت :ملت ایران از 13 ابان 43 درس پیروی از رهبری در مقابل استکبار جهانی ،از 13 ابان 57 درس ستیز و مقابله با ظلم و جور استکبار جهانی و از سیزه ابان 58 درس ایمان استواری وبرائت از شیاطین و زورگویان جهانی را آموخت .
رئیس ستاد برگزاری مراسم 13 آبان ، همچنین به دخالت هاو شرارت های امریکا در امور داخلی دیگر کشورها اشاره کرد و افزود :به تازگی یکی از مقامات سازمان سیا اعلام کرد ، سالانه 2 طرح بزرگ برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران دارند ، که این امر نشان می دهد تا کنون ملت فهیم ایران بیش از 60طرح امریکا را با شکست مواجه کرده است .
آبخضر ، ‌زنده نگه داشتن یاد و خاطره وقایع این روز مهم را هدف اصلی برگزاری مراسم سیزدهم ابان عنوان کردو افزود :تبلور روحیه مبارزه با استکبار جهانی با ایجاد وحدت ملی وتبعیت از مقام معظم رهبری ،ایجاد شناخت بویژه در نسل جوان ایران و جهان نسبت به سیاست ها زورمدارانه امریکا در خلیج فارس و در کل جهان ، بویژه کشورهای اسلامی و مبارزه با استکبار جهانی ، بعنوان اصول ارزشی و ارمانی ملت مسلمان ایران از دیگر اهداف ستاد برگزاری مراسم 13 آبان است .

در دیدار اخیر موسوی و کروبی طرفین به چک کردن مواضع یکدیگر پرداخته اند.


ناگفته هایی از دیدار اخیر موسوی و کروبی

در این دیدار که طرفین با همسران خود و در منزل موسوی حضور داشته اند،همسر کروبی در تعارفات خود خطاب به موسوی می گوید من همیشه به حاج آقا گفته ام که آقای موسوی برازنده رهبری فرقه می باشند .
در همین رابطه گفته می شود زهرا رهنورد نیز در طول این دیدارچندان به گفتگو ننشسته و سکوت وی کاملا چشمگیر بوده است.
گفته می شود دراین دیدار کروبی از موسوی در مورد اختلافش با خاتمی سئوال کرده که موسوی نیزبا بیان اینکه با خاتمی به تفاهم خاصی نرسیده از کروبی می خواهد وی گفتگویی را نیز با وی داشته باشد.همچنین طرفین در این دیدار قصد برقراری تماس تلفنی با خاتمی را داشته اند که این مساله به دلیل برخی ناهماهنگی ها مقدور نگردید.
اخبار بدست آمده همچنین حکایت از آن دارد که موسوی جزوه ای حاوی پرینت اخباری که به نقل از کروبی در رسانه ها درج شده را با کروبی چک کرده و نسبت به برخی از انها سوالاتی را مطرح می نماید.متقابلا کروبی نیز در مورد چند خبر که از موسوی نقل شده بود از وی سوال کرده که موسوی پاسخ هایی را در این زمینه ارائه می نماید.
همچنین گفته می شود طرفین با تاکید بر ادامه جلسات خود در هفته های آینده بر بر صدور بیانیه های مشترک رد مناسبتهای مختلف تصریح کرده اند.

 

علت توقف انتشار روزنامه بامداد
علت توقف انتشار روزنامه بامداد

تقوی فرد گفت که مدیر مسئول روزنامه بامداد به او گفته است، از آقای لاریجانی و مطهری انتقاد نکن. به اعتقاد وی "بامداد بسته شد فقط برای اینکه آقای لاریجانی رای بیاورد."

انتشار روزنامه بامداد، ارگان مطبوعاتی جبهه عدالت و پیشرفت از روز گذشته متوقف شده است.

محمد رضا تقوی فرد، سردبیر روزنامه بامداد در گفت وگو با شبکه ایران درباره علل و پشت پرده توقف انتشار این روزنامه توضیح داد.

وی با بیان اینکه انتشار روزنامه بامداد با دستور شجاعی، مدیر مسئول این روزنامه، متوقف شده است، عنوان کرد: آقای شجاعی پس از چاب گزارشی با عنوان "لاریجانی به سرنوشت ناطق نوری مبتلا می شود" از ادامه انتشار روزنامه جلوگیری کرده است.

گزارش مورد اشاره سردبیر روزنامه بامداد روز یکشنبه به چاپ رسید.

در این گزارش تحلیلی عنوان شده است که برخلاف سال های پیش، اکنون حتی در صورت ابقای مجدد آقای لاریجانی بر کرسی ریاست فراکسیون اکثریت، اصولگرایان مجلس درباره او "باور جمعی" ندارد.
بامداد، علت این موضوع را رویکرد غیر شفاف آقای لاریجانی در عرصه سیاسی دانسته و عنوان کرده بود، تنها راه رساندن اصولگرایان مجلس به "باور جمعی" این است که آقای لاریجانی مواضع خود را با توجه به مبانی اصولگرایی روشن و شفاف کند.

جمع آوری روزنامه بامداد از دکه های روزنامه فروشی
تقوی فرد در ادامه با بیان اینکه انتشار این گزارش در روزنامه بامداد باعث ناراحتی علی لاریجانی و دوستانش در مجلس شده است، گفت: همین موضوع آقای شجاعی را بر آن داشت که مانع از انتشار این روزنامه شود.
وی افزود: مدیر مسئول در تماسی بدون اینکه به من اجازه توضیح بدهد تاکید کرد که انتشار روزنامه تا اطلاع بعدی باید متوقف شود.
سردبیر روزنامه بامداد حتی اعلام کرد که آنان خواستار جمع آوری آن شماره روزنامه بامداد از دکه های روزنامه فروشی شدند.

از آقای لاریجانی و مطهری انتقاد نکن
به گفته وی آقای شجاعی فکر می کند که گزارش مورد اشاره سفارش یک جریان فکری بوده است؛ در حالی که این اقدام تنها در جهت حمایت از مبانی اصولگرایی و انتقادی دلسوزانه بود.
تقوی فرد گفت که مدیر مسئول روزنامه بامداد به او گفته است، "از آقای لاریجانی و مطهری انتقاد نکن."

بامداد بسته شد تا لاریجانی رای بیاورد

وی با بیان اینکه بامداد تنها از اقدامات اشتباه آقای لاریجانی و آقای مطهری انتقاد دلسوزانه کرده است، اظهار داشت: بامداد بسته شد فقط برای اینکه آقای لاریجانی رای بیاورد.

سردبیر روزنامه بامداد درباره مدت توقیف این روزنامه از سوی مدیر مسئول هم عنوان کرد: بعید می دانم که تعطیلی آن دائم باشد اما ممکن است در زمان انتشار خطوط قرمزی را برای ما معین کنند و طبیعتا خط قرمز در این باره هم آقای لاریجانی و آقای مطهری هستند.

تقوی فرد در عین حال با بیان اینکه هبچ خط قرمزی جز قانون را نخواهیم پذیرفت، تاکید کرد: من بامداد را منتشر نمی کنم مگر در راستای رویکرد سابق که تاکید بر صداقت، شفافیت و صراحت بود.

در مقابل خط قرمزهای فرضی خواهم ایستاد
وی افزود هرگز از این موضع خود کوتاه نخواهد آمد و در مقابل خط قرمزهای فرضی خواهد ایستاد.
سردبیر روزنامه بامداد گفت: آقای شجاعی شاید به عنوان مدیر مسئول بتواند از انتشار روزنامه ممانعت کند اما به عنوان بک عضو جبهه عدالت و پیشرفت باید تابع نظر جمعی باشد که قطعا خواست او نیست.

تقوی با اشاره به مصاحبه های اخیر مدیر مسئول بامداد و علی مطهری و تاکید آنان بر "ائتلاف با اصلاح طلبان"، گفت: آنان خود را عقلای اصولگرا نامیده و می خواهد با گروهی که عقلای اصلاح طلب نامیده اند به گفته خودشان "اتئلاف نانوشته" دارند در صورتی که مبانی اصولگرایی و اصلاح طلبی کاملا روشن و این تلاش ها خلط اندیشه و تفکر و عملکرد است.

سردبیر روزنامه بامداد با تاکید بر اینکه تعطیلی بامداد به آنان کمکی نمی کند، عنوان کرد، این روزنامه تلاش کرده است در چارچوب اندیشه های امام راحل، منویات رهبر معظم انقلاب و عدالت و پیشرفت گام بردارد.


ارتباط تشکیلاتی مهدی هاشمی با حلقه ضدانقلاب لندن
ارتباط تشکیلاتی مهدی هاشمی با حلقه ضدانقلاب لندن

به گفته ابطحی، برنگشتن مهدی هاشمی به ایران و رفت و آمد نزدیکان وی به دوبی برای دیدار با او، نشان‌دهنده این است که وی خود را مجرم می‌داند و به دلیل ترس از محاکمه به کشور باز نمی‌گردد.

 انتخاب "لندن" به عنوان محل اقامت از سوی پسر دوم آقای هاشمی، تلاش ویژه حلقه ضد انقلاب لندن برای از اعتبار انداختن اعترافات حمزه کرمی(کسی که علیه مهدی هاشمی سخنانی را مطرح کرده است)، انتشار برخی اخبار و گزارش های محرمانه در این باره و برنگشتن مهدی هاشمی به ایران با وجود صدور حکم جلبش، بخشی از سیاسیون را به این نتیجه رسانده است که احتمال ارتباطات تشکیلاتی وی با اتاق فکر جریان ضدانقلاب در لندن بالاست.

در همین راستا، "سیدجواد ابطحی" نمایده مردم خمینی شهردر مجلس شورای اسلامی، درگفت‌وگو با شبکه ایران گفت: ارتباط تشکیلاتی اعضای کنونی حلقه ماسونی لندن با خانواده هاشمی در دوران سازندگی بر کسی پوشیده نیست. با توجه به اینکه مهدی هاشمی در حال حاضر در لندن به سر می برد ارتباط تشکیلاتی وی با این حلقه بعید به نظر نمی‌رسد.

به گفته ابطحی، برنگشتن مهدی هاشمی به ایران و رفت و آمد نزدیکان وی به دوبی برای دیدار با او، نشان‌دهنده این است که وی خود را مجرم می‌داند و به دلیل ترس از محاکمه به کشور باز نمی‌گردد.

نماینده مردم خمینی شهر در مجلس تاکید کرد: سکوت مهدی هاشمی در برابر اقدامات حلقه لندن نشان دهنده این است که وی با آن‌ها ارتباطات مشکوکی دارد که باید ماهیت این ارتباطات در دادگاه روشن شود.

ابطحی با اشاره به اینکه اعضای حلقه لندن اسناد و اطلاعاتی علیه ایران را در اختیار سرویس‌های جاسوسی انگلیس قرار می‌دهند، تصریح کرد: احتمالا مهدی هاشمی یا به طور مستقیم و یا از طریق واسطه، اسنادی را در ارتباط با ایران برای کشورهای مخالف جمهوری اسلامی ایران افشا کرده است.

وی قرائن موجود را نمایانگر وجود ارتباطاتی میان مهدی هاشمی و انگلیس دانست. 

نماینده مردم خمینی شهر در پایان تاکید کرد: انگلیس در برهه‌های مختلف زمانی و با پشتوانه نیروهای داخلی و اپوزیسیون خارج از کشور، فشارهای خود را برای تحمیل نظرات استعماری خود علیه ایران افزایش می‌دهد.


+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 23:25  توسط   | 

یک زن سخنران نماز جمعه تهران + عکس

یک زن سخنران نماز جمعه تهران + عکس
 
 
دینارا صدرالدین آوا خبرنگار زن برتر جهان اسلام قبل از خطبه های نماز جمعه این هفته تهران سخنرانی کرد.

 

انتقاد درباره تصويري كه تلويزيون از رهبري نشان مي دهد
انتقاد  درباره تصويري كه تلويزيون از رهبري نشان مي دهد

 انتشار تذكر  به صداوسيما درباره پرهيز از بكار بردن لحن تملق گونه و حركت آهسته براي نشان دادن رهبر عزيز انقلاب، واكنش هايي تاييد يا انتقادآميز به دنبال داشته است.

 
برخی دوستان گمان می‌برند اگر صدا و سیمای جمهوری اسلامی، مقام معظم رهبری را با حرکت آهسته و لحن تملق آميز نشان دهد و یا اگر در طول سفر 9 روزه ایشان به قم، برخلاف اصول حرفه‌ای، نیم ساعت اول همه بخشهاي خبري اصلي سیما را به پخش دیدارهای ایشان و حواشی آن اختصاص دهد؛ به تعمیق جایگاه والای رهبری در جامعه کمک ‌كرده و تكليف خود درباره رهبري نظام عمل كرده است.


اتفاقاً اگر انتقادی در خصوص این سیاست و راهبرد صدا و سیما وجود دارد، در جهت پيشگيري از نوعی احساس ناخوشایند در عامه مردم است که چرا شخص و جایگاه رهبری را به گونه‌ای که حضرت ایشان هم از آن ناراضی هستند، نشان می دهد.

بر اساس آموزه هاي ديني و سيره نبوي و علوي، رهبری نظام اسلامی، می‌باید زمینی ـ قابل دسترس ـ قابل انتقاد ـ ساده و بی تکلیف ـ مردمي و بدور از تشریفات نشان داده شود تا بیشتر در قلبها رسوخ نماید.

این گمان اشتباهي است که تصور كنيم هر چه صدا و سیما بیشتر به رهبری بپردازد و مثلاً نیم ساعت اول اخبار را به ایشان اختصاص دهد،‌ به تکلیف خود عمل کرده و تصوير درست و كاملي از رهبري نظام در اذهان عمومي رسم كرده است. اگر كميت ساعات اختصاص يافته به رهبري با انتشار نظرات و ارتقاي جايگاهشان ارتباط مستقيم داشت كه خوب چرا صداوسيما هر 24 ساعت درباره ايشان يا سخنراني هاي ايشان برنامه پخش نمي كند؟

درست است كه امروز دشمنان خناس و كودتاچيان و فتنه گران با حمايت شبانه روزي دستگاه هاي تبليغاتي انگليس و آمريكا و اسرائيل درصدد تخريب جايگاه و شخص حضرت سيدعلي خامنه اي (كه خدا حفظشان كند) هستند اما براي مقابله ما با اين عمليات ناجوانمردانه رسانه اي، بايد جايگاه رهبري را تقويت كرد نه تضعيف. عملكرد رسانه ملي در مقابل هجوم دشمنان بدخواه به جايگاه رهبري نظام مانند مدافع در يك بازي فوتبال است كه در مواجهه با حمله تيم مقابل، دستپاچه مي شود و با ندانم كاري به مهاجم حريف پاس گل مي دهد!


اشتباه استراتژيك رسانه ملي در پرداختن به جايگاه رهبري همين نكته است كه در مواجهه با فعاليت تخريبي رسانه هاي دشمن، موضع دفاعي و انفعالي دارد. به عنوان مثال اگر رسانه ملي مطالبات رهبري از دستگاه ها را براي مبارزه با فقر و فساد و تبعيض مستمرا پيگيري كند؛ بهتر به رهبري عزيز خدمت كرده يا اينكه بنشيند تا رسانه هاي فتنه گر چه برنامه اي ريخته اند و در جهت خنثي كردن فتنه آنها عمل كند؟

البته با توجه به تبليغات شديد چند روز منتهي به سفر رهبر انقلاب به قم، نشان دادن استقبال حماسي مردم قم از رهبر انقلاب ضروري بود اما رسانه ملي نبايد همه همت خود را به مفتضح كردن بي بي سي و صداي آمريكا و اذنابش اختصاص دهد چرا كه اين كار، بازي در ميدان آنها و حركت از روي انفعال است.

به نظر ميرسد در اين جنگ نرم، تاكتيكهاي تدافعي رسانه ملي بايد جاي خود را به تاكتيكهاي تهاجمي بدهد و بجاي انفعال در برابر عمليات رسانه اي دشمن، چنان عمل كند كه دشمن را به انفعال و دفاع وادارد.

مثال: در جريان ديدار دانشجويان نخبه با رهبر انقلاب در ششم آبان سال 88 و در روزهايي كه فتنه به روزهاي اوجش نزديك مي شد، دانشجويي بنام محمود وحیدنیا از رهبري اجازه خواست، بدون هماهنگي قبلي پشت تريبون رفت و با لحن اعتراض آميز، از عملكرد ناجا و صداسيما در مقابله با معترضان به نتيجه انتخابات سال گذشته، انتقاد كرد. وسط صحبت نسبتا طولاني ايشان، مسئولان مراسم به وي درباره تمام شدن وقت معمول سخنراني هر فرد تذكر دادند اما رهبرانقلاب اشاره كردند كه به سخنانش تا پايان ادامه دهد. سپس رهبر انقلاب ضمن استقبال از رفتار اين دانشجوي شجاع و ارائه پاسخ هايي، نكاتي را گفتند كه بخوبي روحيه آزادمنش و انتقاد پذير ايشان را نشان مي دهد. روحيه اي كه توسط صداوسيما كاملا سانسور شده است :

«... اين را جوانها، اين جوانهاى عزيز ما، بدانند. خيال نكنيد من از شنيدن اينجور حرفها ناراحت مي شوم؛ نه، من از اينكه اين حرفها زده نشود، ناراحت مي شوم. بنده توى جلساتِ دانشجوئى، دانشگاهى كه اينجا هستند، گاهى كه ببينم حالا بعضى‌ها روى ملاحظه، روى احترام، روى هرچه، بعضى از اين حرفها را كه خيال مي كنند من خوشم نمى‌آيد، نمي زنند؛ از نگفتنش ناراحت مي شوم؛ از گفتنش مطلقاً ناراحت نمي شوم. ..»
منبع:http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=8292


صداوسيما طبق معمول از ترس خدشه به جايگاه رهبري، سخنان آن دانشجو را پخش نكرد اما چند سايت خبري خلاصه و فهواي حرف آن دانشجو و پاسخهاي رهبري را منتشر كردند. پس از انتشار آن خبر، بي بي سي و صداي آمريكا و اسرائيل و اذناب رسانه اي شان، شديدا به انفعال افتادند و موجي از اخبار دروغ را منتشر كردند كه يك دلاور جنبش سبز نزد رهبري چه ها گفت... ماموران همانجا او را دستگير و ميكروفن اش را قطع كردند... كسي از سرنوشت محمود وحیدنیا خبرندارد... پاسدارها ريخته اند در خانه اش ... پدرش سكته كرده... خانواده اش را هم برده اند ... خواهرش از محل نگهداري او اظهار بي اطلاعي كرد... مادرش نگرانش است... در جاده چالوس ماشين اش افتاده ته دره و... خلاصه طي 24 ساعت آنقدر دروغ بافتند كه مخاطبانشان و خودشان هم لابد، باورشان شده بود.

همان شب، خبرنگار الف محمود وحیدنیا را پيدا كرد و نظرش را درباره آن اخبار جويا شد. او هم گفت: « از اخباری که درباره برخورد با من منتشر شده خنده ‏ام می‏ گیرد!» بعد از انتشار اين خبر، رسانه هاي فتنه گر يكباره و بطور يكجا خفه خوان گرفتند و خود را به آن راه زدند كه گويي طي 24 ساعت گذشته هيچ خبري از كسي بنام محمود وحیدنیا منتشر نكرده بودند.

اين مقايسه يك نمونه تاكتيك تدافعي و تهاجمي در جنگ نرم بود. در روش صداوسيمايي، دروغهاي رسانه هاي فتنه گر درباره صحبتهاي محمود وحيدنيا نزد رهبر انقلاب و شايعه سربه نيست كردنش باور پذير مي شد ولي در روش تهاجمي، نه تنها روحيه انتقاد پذير، آزادمنش و منطقي رهبر انقلاب بدون استفاده از تملق و اغراق، اثبات شد؛ بلكه رسانه هاي فتنه گر هم به انفعال افتادند و رسوا شدند.

متاسفانه در جريان فتنه سال گذشته كه مصداق بارزي از يك هجوم نرم تمام عيار عليه نظام اسلامي و باورهاي مردم ايران بود، راهبرد تدافعي رسانه ملي باعث شد دروغهاي بي شرمانه اي نظير تقلب در انتخابات، داستان ترانه موسوي، تجاوز به زندانيان در كهريزك و... حداقل براي بخشي از مردم باور پذير شود و عده اي به ترديد بيفتند.


خلاصه اينكه: علم ارتباطات رسانه ـ دانش روانشناسی اجتماعی و سیاسی در عصر جدید، چنین حکم می‌کند که تبلیغ و ترویج هر فکر و اندیشه و جایگاه؛ ظرافتها و اقتضائات خاص خود را دارد. دوستان صدا و سیما از اقتضائات مربوط به نشان دادن تصوير رهبر انقلاب به طوري كه هم درجات عالي حكمت و فرزانگي و معنويت و آزادمنشي و ساده زيستي و...  ايشان را منتقل كند و هم لحن تملق و مديحه نداشته باشد، يا عاجزند يا غافلند يا خود را به تغافل مي زنند. روش‌های تصنعی و ساده انگارانه، آهسته كردن فيلم هاي رهبري و یا برخی صحنه‌های تملق گونه، نه تنها جايگاه رهبري نزد افكار عمومي را تقويت نمي كند، بلكه به آن ضربه مي زند.


دختران خانه، دختران خيابان؛ دختران ما
دختران خانه، دختران خيابان؛ دختران ما

نمی خواستم ناموس مردم را اینطور توصیف كنم، می‌خواستم آخر همه تعریفها بگویم جای خواهری، اما اگر من خواهر داشتم هر طور شده از پوشیدن این لباسها و اینطور آرایش كردن منصرفش می‌كردم. به خدا دلم می‌سوزد، اینطور جلوه‌گری و خود را به نمایش هر چشم پاك و ناپاكی گذاشتن، معنایش این است كه این دختر احساس بی ارزشی می‌كند

؛ دخترم هيچ چيز را در اين جهان نمي توان يافت که شايسته آن باشد که دختري ناخن پاي خود را به خاطر آن عريان کند.....برهنگي بيچارگي عصر ماست. به گمان من تن تو بايد مال کسي باشد که روحش را براي تو عريان کرده است.
(بخشي از وصيتنامه منسوب به چارلي چاپلين)


پانزده سال يا كمي بيشتر داشت، صورتش را برنزه كرده بود، يك شال حرير روي سرش گذاشته بود، سر نه، پشت سرش گذاشته بود، موهايش را دكلره كرده بود، سفيدِ سفيد مثل موهاي مادربزرگم. خدا مي‌داند چقدر مواد شيميايي روي سرش ريخته بود كه موهايش اينطور سفيد شده بود. دخترك، صورتش را مثل نقاشيهاي معروف ونگوگ كه رنگ برجسته است رنگ آميزي كرده بود، از كرم پودر و پنكك و سايه و رژگونه و ريمل گرفته تا رژلب صورتي و برق لب و خط چشم و فرمژه و هزار و يك قلم رنگ و لعاب ديگر...

نمي خواستم ناموس مردم را برايتان اينطور توصيف كنم، مي‌خواستم آخرهمه تعريفها بگويم جاي خواهري، اما اگر من خواهر داشتم هر طور شده از پوشيدن اين لباسها و اينطور آرايش كردن منصرفش مي‌كردم. به خدا دلم مي‌سوزد، اينطور جلوه گري و خود را به نمايش هر چشم پاك و ناپاكي گذاشتن، معنايش اين است كه اين دختر احساس بي ارزشي مي‌كند، احساس مي‌كند كسي به او اهميت و ارزشي نداده است، نمي‌دانم، جامعه، خانواده، پدر، برادر، دوست، برايش ارزشي قائل نيستند.

مأمور نيروي انتظامي، داشت وظيفه‌اي كه به او محول شده را انجام مي‌داد.چند نفري هم جمع شده بودند، در اين فكر بودم كه چرا بايد دراين مملكت چنين صحنه‌هايي را ببينيم، چرا به اينجا رسيده ايم، مردم دنيا چه مي‌گويند، اين راه به كجا ختم مي‌شود، ذهنم پر شده بود از سئوالات جور واجور... ناگهان دخترك جيغ بلندي كشيد، رشته افكارم از هم پاره شد.

... من مي‌خواهم آزاد باشم، راحت باشم، كسي با من كاري نداشته باشد، مي‌خواهم هر چه دلم مي‌خواهد بپوشم، خدا انسان را آزاد آفريده، پس من حق دارم لباسم را خودم انتخاب كنم يعني اين حق را هم ندارم، اين از حداقل حقوق انسانها است، من نمي‌خواهم از حقوق خود محروم باشم، اصلاً به كسي چه مربوط است كه من چه مي‌پوشم...
دخترك چنان با عصبانيت صحبت مي‌كرد كه دستانش مي‌لرزيد، خودش را حق به جانب مي‌دانست، كار به جايي رسيد كه مأمور نيروي انتظامي از او خواست سوار ماشين گشت شود. صداي جيغ بلند تر شد و...

من خودم را از جمعيت بيرون كشيدم، سرم گيج مي‌رفت، حالم بد شده بود؛ آن‌طرف‌تر يك پارك بود، رفتم كنار حوض، روي صندلي نشستم. كاش اين صحنه‌ها را نمي‌ديدم، كاش اين برخورد يك جور ديگري اتفاق مي‌افتاد، كاش بيشتر به فكر جوانها بوديم، كاش نمي‌گذاشتيم كار به اينجا برسد، كاش مسئولان فرهنگي ما نقش پدر و مادر را بازي مي‌كردند، كاش حريمها و حرمتها بيشتر حفظ مي‌شد، كاش حجب و حيا نمي‌مرد.

چرا با ديدي واقع بينانه به دختران خودمان آموزش نداديم، چرا آنها را در برابر هجوم فرهنگهاي پوچ و ضد ارزش پرورش نداديم. مگر نمي‌خواهيم مادران فردا، سالم و تندرست باشند، مگر نمي‌خواهيم نسل ما روح و جسم پاك داشته باشند، سلامت باشند، با هوش باشند، پس چرا وقت نمي‌گذاريم، چرا چهار نفر دكتر و روانشناس را جمع نمي‌كنيم براي اين معضل چاره‌انديشي كنيم، چرا دخترانمان را در محيطي شاد و سالم جمع نمي‌كنيم و بگوييم آخر دختر جان ! كدام انسان عاقلي به نام آزادي درب خانه خود را به روي همگان باز مي‌گذارد!؟ اين كدام آزادي است كه به تو مي‌گويد گوهر با ارزش وجودت را در معرض دزدان آبرو و شرف بگذار، اين كدام آزادي است كه به تو مي‌گويد خودت را پشت هزار قلم رنگ و مواد شيميايي مضر پنهان كن، مگر تو چه كم داري، زيبايي؟ فكر مي كني چه كساني با اين وضع مي‌گويند كه تو زيبا شده‌اي؟ چه كساني مي‌خواهند با تو همصحبت شوند؟ چه كساني از تو تعريف مي‌كنند ؟ اصلاَ آنها كه با اين شكل و شمايل به خيابانها مي‌آيند؟ چقدر در خانواده موفقند، چقدر همسر خوبي هستند، چقدر مادرخوبي هستند، چقدر سالم تر و پاكترند؟

آخر چرا پول بي زبان را، كه در اين روزگار از زير سنگ بيرون مي‌آيد، خرج يك مشت مواد شيميايي آلوده مي‌كني كه پوستت را خراب كند. چين و چروك و اگزما و انواع و اقسام امراض پوستي خطرناك ديگر را به جان مي‌خري كه به اصطلاح زيبا شوي، براي چه كسي ؟ اصلا زيبايي كاذب موقتي چه ارزشي دارد؟

يك نفر بايد بيايد، بگويد: آخر دختر جان! اگر ما مي‌گوييم خودت را براي چشم چرانهاي ولگرد خيابان عريان نكن حرف بدي مي‌زنيم؟! اگر ما مي‌گوييم زيباييت را براي كسي نگهدار كه عاشق وجودت باشد و برايت يك زندگي واقعي بسازد، حرف بدي مي‌زنيم ؟! اصلا تو حرف حسابت چيست؟
مگر انسان موجودي تنها ست كه هر جور دلش مي‌خواهد رفتار كند، انسان موجودي اجتماعي است، شما بايد به قوانين زندگي اجتماعي احترام بگذاري، آزادي شما، تا جاي آزادي است كه به آزادي و آرامش ديگران صدمه‌اي نزند، اگر غير از اين باشد كه مي‌شود قانون حيات وحش، تازه در آن صورت هم تو شانسي براي آزادي نداري چون قانون وحوش اين است كه هر كس زورش بيشتر است زنده بماند، بقيه محكوم به نابودي اند...



بله شما حق داري لباس خودت را خودت انتخاب كني، اما بايد به پوشش عرف مردم جامعه كه ناشي از دين و فرهنگ وآداب مردمان آن است، احترام بگذاري...
اين جملات بخشي از دلنوشته‌هاي من در مورد اتفاق تلخ آن روز خيابان بود. اما اين مسأله بسيار مهم تر از حرف زدن و نوشتن است. جامعه ما نياز جدي و عملي به احياي ارزشهاي اخلاقي و انساني دارد.

جامعه، آينه فرهنگ، آداب و بينش يك اجتماع انساني است و پوشش، ظهور جلوه‌اي از اين آينه است. پوشش زن ايراني هميشه تاريخ چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام پوششي مناسب، موقر و راحت بوده است. لباسهاي زنان ايراني، از جنس بسيار مرغوب، كار شده و با رنگهاي بسيار شاد تهيه مي‌شده و تا مچ دست و پاها را مي‌پوشانده. لباسي كه نشانگر وقار و حياي يك زن متمدن ايراني در جهان است. هويت تاريخي زن ايراني در جهان منحصر به فرد و برجسته است.
ايرانيان از ديرباز به پاكدامني اهميت مي‌دادند و زنان ايراني پوشيده با چادر يا پوشش‌هاي ديگري كه موها را مي‌پوشاند و سر تا پا را در بر مي‌گرفت، در ميان مردان ظاهر مي‌شدند. در يك مهر سنگي استوانه‌اي كه از دوره هخامنشي برجاي مانده و اكنون در موزه لوور فرانسه نگهداري مي‌شود، شاهزاده ايراني و نديمه‌هايش ديده مي‌شود كه شاهزاده خانم، چادر و نديمه‌ها سرپوش يا سربند دارند. در طرحي كه روي سنگي در ارگيلي تركيه نقش بسته است، زن ايراني باپوشش چادر و سوار بر اسب ديده مي‌شود. حتي سرپوش‌هاي پارچه‌اي دوره هخامنشي از زير برف‌هاي منطقه پازريك روسيه پيدا شده است.

ايرانيان از 10 هزار سال پيش داراي تمدن بوده‌اند. نخستين ابزار ريسندگي و بافندگي در غار كمربند، نزديك بهشهر، يافت شده است كه به 7 هزار سال پيش از ميلاد مسيح بازمي‌گردد. به علاوه، در قديمي‌ترين بخش‌هاي شهر باستاني شوش، كه در خوزستان قرار دارد، سوزن‌هاي سوراخ‌دار پيدا شده است.

اين دستاوردهاي و نوآوري‌هاي ديگري كه در دوران‌هاي بعدي رخ داد، صنعت پارچه و پوشاك ايران را پيشتاز و سرآمد جهانيان كرد. جالب است بدانيد اسكندر مقدوني، با آن‌كه به ايران حمله و آن را اشغال كرده بود، لباس ايراني مي‌پوشيد.

ايرانيان نخستين مردماني بودند كه كت آستين‌دار و شلوار مي‌پوشيدند. مردمان تمدن‌هاي ديگر، بابلي‌ها، آشوري‌ها، يوناني‌ها و رومي‌ها، شلوار نمي‌پوشيدند. ايرانيان حتي نوعي شلوار ويژه سواركاري نيز داشتند كه تنگ و چسبان بود و اغلب از چرم ساخته مي‌شد.
شلوار در اصل شروال خوانده مي‌شد. عرب‌ها آن را سروال ناميدند و جمع آن را سراويل مي‌گويند. در تركي و كردي نيز شروال گفته مي‌شود. مجارها آن را شلواري مي‌نامند و در لاتين به آن سارابارا مي‌گويند. در زبان انگليسي هم به آن پيجاما گفته مي‌شود که از واژه ي پاي جامه ساخته شده که از واژه‌هاي فارسي کهن است.

نقش زدن بر پارچه و لباس از ديرباز در ايران مرسوم بود. در تابوت سنگي اسكندر كه در موزه استامبول نگهداري مي‌شود، ايرانيان شلوارهايي با پارچه‌هاي زيبا پوشيده‌اند كه طرح دار و گاهي نقش‌هايي از گل‌ها دارند. گل‌دوزي در دوره صفويه به شكوفايي رسيد به نحوي كه هنرمندان روم شرقي (امپراتوري بيزانس) طرح‌هاي ايراني را بر لباس‌هاي فاخر نقش مي‌زدند. حتي ريشه عنصرهاي اصلي گلدوزي امروزي نيز به ايران بازمي‌گردد كه از راه كشورهاي ساحل درياي مديترانه به ايتاليا و اسپانيا رفته و بعدها در سرزمين‌هاي ديگر مورد توجه قرار گرفته است.

بافتن پارچه از ايران آغاز شده و از مهمترين فرآورده‌هاي صادراتي ايرانيان بوده است. با آن كه بافت ابريشم به چيني‌ها بازمي‌گردد، اما ابريشم ايراني در دوره ساسانيان به چنان كيفيت و ظرافتي رسيده بود كه چيني‌ها نيز از ايران پارچه ابريشمي وارد مي‌كردند. برخي از پارچه‌هاي ايراني كه ويژه اسقف‌ها تهيه شده، هنوز در گنجينه‌هاي كليساهاي اروپا نگهداري مي‌شود.
ردپاي شكوه صنعت پارچه‌بافي را در واژه‌هاي ايراني كه به زبان‌هاي مختلف راه‌يافته است، مي‌توان پيدا كرد.

در زبان عربي: ديباج از واژه ديباگ به مفهوم زري ابريشمي و استبرق از واژه ستبرگ به مفهوم نوعي پارچه ابريشمي. در زبان انگليسي Taffeta از واژه تافته به مفهوم نوعي پارچه ابريشمي Chintz از واژه چيت به مفهوم نوعي پارچه، در زبان روسي Zarbaf از واژه هزارباف به مفهوم پارچه زري گلابتون و Partcha از واژه پارچه برگرفته است.

ايرانيان نخستين مردماني هستند كه از لباس ورزشي استفاده مي‌كردند. چوگان بازان ايراني نوعي پيراهن نيم‌آستين و شلوار تنگ مي‌پوشيدند تا هنگام بازي راحت‌تر باشند. جنس پيراهن چوگان بازي را نيز نوعي انتخاب كرده بودند تا كم‌تر عرق كنند. انگليسي‌ها در سال‌هاي استعمار هندوستان در آن سرزمين با چوگان و لباس نيم آستين آشنا شدند و آن را با خود به اروپا بردند كه بعدها به آمريكا نيز راه يافت و به تي‌شرت‌هاي امروزي منجر شد.
لباس جنگاوران در دوره اشكانيان و ساسانيان سرمشق شواليه‌هاي اروپايي قرار گرفت.
گزنفون، تاريخ‌نگار يوناني با ايرانياني روبه‌رو شده بود كه دستهايشان را در پوست‌هاي ضخيم و قاب‌هايي نگه مي‌داشتند. نمونه‌هايي از دستكش‌هاي زينتي در موزه ايران باستان نگهداري مي‌شود.

ايرانيان از ديرباز كلاه‌هاي گوناگوني مي‌پوشيدند كه نشان‌دهنده موقعيت اجتماعي آنان بود. كلاه پاپ‌ها و حتي تاج برخي از پادشاهان قديم اروپا، برگرفته از كلاه و تاج‌ پادشاهان ايران است.
پوشيدن چكمه‌هاي چرمي از زمان هخامنشيان مرسوم بود و حتي ژوستي‌نين، امپراتور روم شرقي، چكمه‌هاي ايراني مي‌پوشيد.
هنوز هم شال ايراني در زبان انگليسي به همين نام خوانده مي‌شود (Shawl) و نوع مردانه و زنانه آن هر دو نوآوري ايراني هستند.
بر ديوار كليساي سنت اپالينار در شهر راون ايتاليا طرحي از سه مغ زردشتي كه براي شست‌ و شو و معطر كردن عيسي مسيح(ع) دعوت شده بودند، نقش بسته است.

همه اين شواهد، هويت اصيل، ايده آل و بي نظير پوشش ايراني را در تاريخ جهان مي‌نماياند. اما پرسش اينجاست كه با اين همه سابقه درخشان فرهنگي، چرا دختر ايراني امروز، احساس بي هويتي مي‌كند و دچار يك ايدئولوژي بي بند و باري مي‌گردد، تا جايي كه خود را همچون عروسكهاي غربي بزك كرده و با هزار توجيه نابخردانه در معرض نمايش عمومي مي‌گذارد. مگر ما چه كم داريم كه فرزندان ما الگوهاي غربي را مي‌پذيرند و دنباله روي مانكنهاي بي بندوبار غربي رفته‌اند. مگر نه اين است كه جوامع غربي تا آنجا به راه انحطاط رفته‌اند كه معيارها و ارزشهايشان از اصالت اخلاق و انسانيت به قساوت اميال شهواني و اغراض پست نفساني رسيده است.
چرا براي دختر امروز ايران، ارزشها رنگ مي‌بازد، هميشه يادمان باشد كه اين دختران و پسران از غرب نيامده‌اند، آنها مردان مريخي و زنان ونوسي نيستند، آنها فرزندان ايران هستند، همان خواهران و برادران ما. براي آنها چه كرده ايم و آنها را به چه راهي كشانده ايم. رفتار جوانان امروز ما، يك واكنش اجتماعي ست به عملكرد دست اندركاران فرهنگي ما در اين سالها. جمله‌اي مي‌ديدم از بيانات رهبر معظم انقلاب كه در سالهاي اوايل انقلاب فرموده بودند: «بازگشت به فرهنگ منحط غرب محال و محكوم است.»

ايشان همواره در بياناتشان، نگران اوضاع فرهنگي كشور بوده‌اند و نسبت به برخي سياست گذاري‌ها و حركتهاي دست اندركاران امور فرهنگي و نتايج عملكرد آنها ابراز نارضايتي نموده‌اند.حضرت آيت الله خامنه‌اي همواره اين تفكر غرب را كه معتقد است، زن براي حضور و فعاليت در جامعه نبايد حجاب داشته باشد، مطلقا مردود دانسته و با طرح اين پرسش مي‌فرمايند:
... سوال من اين است که با برداشتن چادر در کشور ما زنهاي (پيش از انقلاب ) تا چه‌اندازه در فعاليتهاي اجتماعي شرکت کردند؟ مگر در دوران رضاخان و پسرش، فرصتي داده شد، تا زنهاي ما در فعاليتهاي اجتماعي شرکت کنند.

زنهاي ايراني زماني وارد فعاليت اجتماعي شدند و کشور را با دستهاي تواناي خود متحول کردند و مردهاي اين کشور را به دنبال خود به ميدان مبارزه کشيدند، که چادر سرشان کردند.»
بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) نيز در خصوص حجاب و شأن زن در صحيفه نور ج‏5 چنين مي‌فرمايد:
... در اسلام زن بايد حجاب داشته باشد... ما نمى‏توانيم و اسلام نمى‏خواهد كه زن به عنوان يك شى ء و يك عروسك در دست ما باشد. اسلام مى‏خواهد شخصيت زن را حفظ كند و از او انسانى جدى و كارآمد بسازد. ما هرگز اجازه نمى‏دهيم تا زنان فقط شيئى براى مردان و آلت هوسرانى باشند.


اما اسلام در مورد فلسفه پوشش چه مطالبي را مطرح مي‌كند.

شهيد مطهري در كتاب مسأله حجاب در اين باره مي‌گويد:

... فلسفه پوشش اسلامي به نظر ما چند چيز است. بعضي از آنها جنبه رواني‏ دارد و بعضي جنبه خانه و خانوادگي، و بعضي ديگر جنبه اجتماعي، و بعضي‏ مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگيري از ابتذال او...

حجاب در اسلام از يك مسأله كلي‏تر و اساسي‏تري ريشه مي‏گيرد و آن اين است‏ كه اسلام مي‏خواهد انواع التذاذهاي جنسي، چه بصري و لمسي و چه نوع ديگر به‏ محيط خانوادگي و در كادر ازدواج قانوني اختصاص يابد، اجتماع منحصرا براي كار و فعاليت باشد. برخلاف سيستم غربي عصر حاضر كه كار و فعاليت‏ را با لذتجویيهاي جنسي به هم مي‏آميزد، اسلام مي‏خواهد اين دو محيط را كاملا از يكديگر تفكيك كند.
با اين تفاسير آيا اين مساله آنقدر حائز اهميت نيست كه نسبت به اصلاح برخي قوانين و سياستهاي فرهنگي عزم جدي داشته باشيم. به نظر مي‌رسد قواي سه گانه ما بايد با تعامل با يكديگر هر چه زودتر نسبت به اصلاح وضعيت آشفته فرهنگي كشور تصميمات عملي و جدي بگيرند.

عواملي چون بي بند و باري، فقر و بيكاري، سن ازدواج را روز به روز براي فرزندان ما بالاتر مي‌برد. من معتقدم اگر قرار باشد يك روز بياييم و روي ديوارها بنويسيم، ويدئو مخرب تر است يا بمب اتم و 5 سال بعد در همه جاي ايران اسلامي ويدئو كلوپ راه بياندازيم، معلوم است كه كار اصولي نكرده ايم. امروز هم با مسأله ماهواره همان مشكل را داريم.

به جاي محكوم كردن و منع كردن جوانان در اين دنياي رسانه آزاد كه اطلاعات از در و ديوار مي‌ريزد، بايد به پرورش فكري جوانان بپردازيم و آنها را در برابر اين هجوم واكسينه نماييم. جوان ما بايد بداند رفتن به چه راهي چه نتايجي را برايش در پي دارد. تكليف جوانان و نوجوانان اين مملكت بايد روشن باشد نبايد بدون برنامه ومقطعي عمل كرد.اگر قرار باشد كه در خيابان ها، با مدلهاي عجيب و غريب غربي، برخورد گردد، بايد پيش از آن مدلهاي اسلامي ايراني را تعريف و ترويج كرد. اگر مدل موي فلان، اسلامي ايراني نيست، پس مدل موي اسلامي ايراني چيست؟

اسلام دين زندگي است، با تمام جزئياتش. اولين مسأله در اين امر ارائه تعاريف و مصاديق است. يعني اصل تعريف و مصداق آن، مجري آن، و مرجع نظارت بر آن بايد معين گردد. اكثر متوليان امور فرهنگي در طول اين سالها تنها به نظريه پردازي در اين باره بسنده كرده‌اند، اما به نظر مي‌رسد جريانها و حركتهاي فرهنگي جامعه ايراني، با قوه‌اي نيرومند تر از سياست گذاريهاي دولتهاي مختلف و مجريان آن به پيش مي‌رود.

در اين ميان آموزش و پرورش و آموزش عالي در كتابهاي آموزشي و واحدهاي درسي خود به‌اندازه لازم برنامه ريزي نداشته‌اند. از مباحثي مربوط به آموزش آداب صحيح معاشرت در مقاطع ابتدايي گرفته تا فرهنگ شناسي ايراني اسلامي در سطح عالي بايد كتب و واحدهاي درسي جامع و كاملي تدوين شود و نسبت به آموزش آن جديتي خاص لحاظ گردد.

ما بايد نسبت به رفتار فرهنگي اجتماع خود بسيار حساس و هوشيار باشيم جامعه جوان ما تشنه آموختن و امتحان كردن است، نبايد اجازه دهيم تا محصولات غربي، خوراك جوانان ما و جوانان ما، خوراك محصولات غربي گردند. براي مثال در حال حاضر تعريف، يا بهتر است بگوييم، مصداق معقول و حساب شده‌اي در مورد چگونگي پوشش در ميان جوانان ما وجود ندارد. اگر بدانيم و بپذيريم كه پوشش مردمان يك سرزمين مي‌تواند بيانگر فرهنگ و تمدن آن سرزمين و جزء افتخارات ملي آن ملت محسوب گردد، چطور مي‌توان نسبت به اين مسأله مهم بي تفاوت بود. امروز در جامعه ما وضعيت پوشش به طور جدي از هم گسيخته و بي بند و بار است.

همه ما به آزادي انسانها ايمان داريم و به حقوق اجتماعي و شهروندي معتقديم.اما اگر شهروندي، با نوع پوشش خود، بر بدنه تعريف شده فرهنگي اجتماعي جامعه ما، آسيب برساند، حتي اگر مطلوب نظر وي بوده و برايش تعريف شده باشد، حق ندارد به طور آزادانه از آن پوشش استفاده نمايد، زيرا در اينجا مسأله‌اي بزرگتر و مهم تر از آزادي فردي مورد تجاوز و تهديد قرار مي‌گيرد و آن آزادي اجتماعي است. اجتماع كه نبايد متأثر از فرد يا متأثر از يك بنگاه تبليغاتي يا يك گروه اقليت باشد. اجتماع ما بايد به اجماع، تعاريف و مصاديق معقول و معروف خود را بر اساس فرهنگ، آداب و شريعت ما تبيين و از طريق ضابطين امر ابلاغ نمايد. جريان و بلوغ فرهنگ اجتماعي، يك پروسه تاريخي عقيدتي است.

اصولا، زن ايراني در تاريخ، هرگز نخواسته و نپذيرفته است، كه بدن خود را در انذار عمومي نيمه عريان كند، يا لباسهايي آنقدر تنگ بپوشد كه‌اندام او نمايان و در چشم باشد. از نظر زن ايراني، اين كار، نوعي خود فروشي است. در فلسفه پوشش ايراني، اصل، بر حيا، مصونيت، حفظ و مراقبت از زيبايي ست. اما در فلسفه پوشش غربي اصل بر بي قيدي، تظاهر، فريب و خود فروشي است. نوعي آزادي كاذب سياستمدارانه براي استعمار فكري زنان.

خيلي از جوانان ما به دليل بي اطلاعي از چگونگي پوشش اصيل ايراني و نبود تعريف و اجراي مدرن اين نوع پوشش در جامعه مبادرت به استفاده از پوششهاي غربي نموده‌اند. با اين تفاسير اگر در جامعه ايراني اسلامي ما برخي به اين نتيجه رسيده‌اند كه بايد خود را نيمه عريان كنند يا لباسهاي بسيار تنگ غربي بپوشند، بايد ديد كه اين مسأله از كجا نشأت گرفته است

مرحوم دکتر علي شريعتي گويد:
... تجربه نشان مي‌دهد که به عنوان اينکه دين فلان چيز را مي‌گويد، نمي‌شود حجاب را بر زن تحميل کرد، و عبادت را بر پسر تحميل کرد، مگر اينکه يک آگاهي انساني پيدا کند، و اين‌ها نماينده يک طرز فکر باشد.
... شما طرز فکر بچه‌ها را عوض کنيد، آنها خودشان پوشش را انتخاب خواهند کرد ؛ شما نمي‌خواهد مدلش را بدوزيد و تنش کنيد ! او خودش انتخاب مي‌کند. شما را بطه عاشقانه بين او و اين عالم وجود برقرار کنيد ؛ او خودش به نماز مي‌ايستد. هي به زور بيدارش نکنيد!

بايد به نقد عملكردها و سياستها پرداخت و براي فرهنگ سازي و يا احياي فرهنگي جامعه ايراني اسلامي اقدام سريع و جدي نمود. مسأله پوشش تنها، يكي از مسائل فرهنگي ماست. مفهوم فرهنگ گستره كلاني را در بر مي‌گيرد، اما نمايندگان فرهنگي ما چه كساني هستند و ايده آلهاي فرهنگي ما چيست ؟ چطور بايد به سمت آنها حركت كرد و از چه كساني بايد كمك خواست؟ با اين تفاسير، من مي‌گويم بايد بيشتر براي جوانانمان وقت بگذاريم، بيشتر، بيشتر، بيشتر...


به زودی شاهد یک حرکت مجدد از سوی حزب اللهی خواهیم بود
به زودی شاهد یک حرکت مجدد از سوی حزب اللهی خواهیم بود

الله کرم گفت: اگر مسئولان ساز و کار لازم را برای ظهور و بروز انجام امر به معروف و نهی از منکر در جامعه به وجود نیاورند ما به زودی شاهد یک حرکت آنارشیستی مجدد از سوی جریان های حزب اللهی خواهیم بود.این فعال سیاسی خاطر نشان کرد: «برخی معتقدند با این دسته افراد باید به طور نرم افزاری برخورد کرد و به گسترش تولید فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه پرداخت تا بدحجابی جایگاه خود را از دست بدهد».

حسین الله کرم در گفتگو با خبرنگار مهر در حاشیه بازدید از نمایشگاه بین المللی مطبوعات در خصوص اجرای طرح عفاف و حجاب در جامعه، گفت: «ما با لایه های مختلفی از پدیده بدحجابی در داخل کشور روبرو هستیم که یکی از این لایه ها لایه ای است که از سوی دشمن خارجی در قالب گروه ها و مانکن ها فرهنگ مبتذل غربی را در جامعه ترویج می کنند که باید نیروهای اطلاعاتی و انتظامی با آنها برخورد شدید و قاطع کنند».

این فعال سیاسی با بیان اینکه لایه دوم بدحجابی در جامعه لایه ای است که تحت تاثیر فضای دیجیتالی دشمن قرار گرفته است و عمدتا سیاسی عمل می کند، گفت: «امروز ما با بدحجابی سیاسی روبرو هستیم که برای مقابله با این لایه هم نیازمند برخورد امنیتی و هم نیازمند آگاه سازی توده های مردم هستیم».

الله کرم اضافه کرد: «اما لایه عموم تری وجود دارد که آن توده مردم هستند که عمدتا اسلام را دوست دارند و حجاب اسلامی را رعایت می کنند اما متاسفانه با این وجود بخشی از این لایه سوم تحت تاثیر لایه اول ( مانکن نماها) و لایه دوم ( بدحجابان سیاسی) قرار گرفته اند».

این فعال سیاسی خاطر نشان کرد: «برخی معتقدند با این دسته افراد باید به طور نرم افزاری برخورد کرد و به گسترش تولید فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه پرداخت تا بدحجابی جایگاه خود را از دست بدهد».

وی با تاکید بر اینکه الگوی ما باید الگوی برخورد قانونی باشد، گفت: «با وجود اینکه معتقد هستند که باید از سوی مسئولان برخورد قانونی با این هنجارشکنی در جامعه صورت گیرد اما اگر امر به معروف و نهی از منکر از طرف مردم تعطیل شود و یا مسئولان ساز و کار لازم را برای ظهور و بروز آن به وجود نیاورند ما به زودی شاهد یک حرکت آنارشیستی ( هرج و مرج طلبی) مجدد از سوی جریان های حزب اللهی خواهیم بود».

الله کرم با بیان اینکه البته ما جایگاه دولتی را برای خود دولت محفوظ می دانیم و معتقدیم که دولت باید عملکرد قانونی در همه زمینه ها به ویژه اجرای طرح عفاف و حجاب در جامعه داشته باشد، گفت: «اما همین قوانین اسلامی برای مردم جایگاهی قائل شده اند که این جایگاه با حضور در صحنه و امر به معروف و نهی از منکر صورت می گیرد اما فقط در چارچوب لسانی نه اجرایی».

وی ابراز امیدواری کرد که دولت و مسئولان ذیربط بتوانند فضا و جایگاهی را برای حضور مردم در صحنه ایجاد کنند و الا مردم بیکار نخواهند نشست. 


سایت هاشمی علیه رضایی
سایت هاشمی علیه رضایی
  سایت شخصی آقای هاشمی رفسنجانی که هر روز با انتشار مطالبی تاریخی مواضع روز رئیس مجمع تشخیص درباره موضوعات مختلف را از این طریق اعلام می کند، امروز در مطلبی با عنوان "گلایه قائم مقام فرمانده سپاه به هاشمی: محسن رضایی به قانون سپاه کم توجه است!"، از بی توجهی آقای رضایی به قوانین انتقاد کرده است.
در بخشی از این مطلب که در جریان نقل خاطرات آقای هاشمی از روز 6 آبان ماه سال 1366 منتشر شده آمده است: آقای [سید محمد باقر] حکیم و برادرش آمدند. ضمن تشکر از امکانات جدید که به رزمندگان عراقی داده‌ایم، در خواست امکانات بیشتر از جمله آزاد کردن اسرای بیشتر برای تشکیل یک لشکر زرهی و دادن اسلحه و امکانات و حقوق بیشتر به آنها و دادن مسکن و تامین راه‌های بیشتر برای ورود به داخل عراق داشتند. چند نفر از وزارت ارشاد برای گزارش و مشورت درباره کنفرانس مکه و مدینه که برای تبلیغات برگزار می‌شود، آمدند. قول دادم که شرکت کنم و به سئوالات پاسخ دهم. عصر هیأت رئیسه مجلس جلسه داشت و اول شب آقای [علیرضا] افشار قائم مقام آقای محسن رضایی آمد. از آقای رضایی به خاطر عدم توجه به قانون سپاه و تغییرات دائم غیر لازم در سپاه گله دارد و استمداد کرد. خیلی‌ها این اشکال را دارند. آقای مهدی نژاد آمد، گزارش داد و برای امور جدید مشورت کرد."
سایت شخصی آقای هاشمی رفسنجانی دو روز پیش هم مطلبی را با عنوان "هاشمی: از همان روزی که پای حق مردم ایستادیم از عشق به فرزند هم گذشتیم" منتشر کرد اما پس از آنکه رسانه های خبری به انتشار آن و مقایسه حمایت کنونی آقای هاشمی از فرزندانش بویژه مهدی و فائزه هاشمی پرداختند، این سایت تیتر مطلب خود را تغییر داد و نوشت: "هاشمی: پای حق مردم که پیش می آید باید از عشق به فرزند هم گذشت."
رئیس مجمع تشخیص اکنون به حمایت از اقدامات غیرقانونی برخی نزدیکانش از جمله چند تن از اعضای خانواده خود متهم است.


نيويورك تايمز: اسلامگرايان خاورميانه را با انتخابات قبضه كرده اند
نيويورك تايمز: اسلامگرايان خاورميانه را با انتخابات قبضه كرده اند

 روزنامه آمريكايي نيويورك تايمز نوشت: "قدرت اسلامگرايان در كشورهاي خاورميانه، نسل هاي قبلي چپگرا و سكولار را تحت الشعاع خود قرار داده است. "


به گزارش گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، روزنامه كيهان ستون اخبار ويژه امروز شنبه خود را به موضوعات زير اختصاص داد:

*دفاع ويژه BBC از موسوي و اصلاح طلبان با حمله به اپوزيسيون منتقد

شبكه بي بي سي انگليس به شكل "سازمان يافته " جريان هاي اپوزيسيون منتقد "اصلاح طلبان و موسوي " را مورد هجمه و سركوب قرار مي دهد.

اين خبر را سايت ضدانقلابي خودنويس منتشر كرد و با اشاره به حملات موجود از جانب رسانه هايي نظير بي بي سي عليه نيروهاي اپوزيسيون منتقد اصلاح طلبان نوشت: مدتي است بدنه احساسي و متعصب جنبش سبز، برخي منتقدان نظير نيك آهنگ كوثر را سخت مورد حمله قرار مي دهند كه بي مايه و كودكانه است اما بي بي سي هم وارد صف آرايي شده تا اگر زورش مي رسد منتقدان اصلاح طلبان را وادار به سكوت كند، حملاتي كه اكنون با كمك رسانه هاي بزرگتر شكل سازمان يافته به خود مي گيرد و ديگر نمي توان گفت تصادفي است.

اين سايت ضدانقلابي راديكال افزوده است: در برنامه بي بي سي ادعا شده كه انتقاد از اصلاح طلبان باعث ريزش نيروهاي سبز مي شود. جنبشي كه با يك سؤال روشنگرانه از رهبرانش متلاشي شود، آيا آنقدر تعقل و تحمل دارد كه بتواند به مبارزه خود ادامه دهد و اگر بنا باشد ريزش نيروها را به انتقادها ربط داد، پس نقش آن كسان چه مي شود كه با شنيدن شعار "جمهوري ايراني "، آن را نشانه انحراف خواندند؟ آيا نسبت دادن ريزش نيروها به سؤالات انتقادي ناديده گرفتن اشتباهات رهبران جنبش نيست؟ دروغ "هم غزه هم لبنان " بيشتر موجب ريزش مي شود يا سؤالات انتقادي؟

خودنويس درباره اين توجيه كه "چون كروبي و موسوي، رسانه داخلي ندارند، پس براي برقراري توازن هم شده بايد از نقد آنها پرهيز كرد، " استدلال مي كند: سؤال از دوستان- ناشكيب- اين است كه آيا فقط رسانه در داخل كشور و آن هم رسانه ملي، رسانه محسوب مي شود- كه البته منكر تأثير بسيار آن نيستم- ولي داشتن تلويزيون "رسا " و پوشش خبري اخبار جنبش از سوي رسانه هاي صداي آمريكا و بي بي سي و راديو فردا و دهها سايت و رسانه اينترنتي رسانه محسوب نمي شود؟ نه؟ پس با همين منطق شما، بايد گفت مجاهدين خلق و حتي شخص رضا پهلوي و تك تك چهره هاي شاخص اپوزيسيون هم در داخل كشور تلويزيون ندارند و اگر هم آنان مرتكب اشتباهي شدند نبايد به آن پرداخت، چرا كه براي ايجاد "تعادل " نبايد از آنان انتقاد كرد و اگر ظريفي اين ميان پيدا شود و بگويد در صورتي كه آنان نيز در ايران رسانه داشته باشند چه بسا كسي ديگر به موسوي و كروبي گرايشي نداشته باشد، پاسخ چه خواهيد داد و اساساً آيا اين درخواست شما، به مبارزه مي ماند يا جرزني در بازي هاي كودكانه؟

نويسنده سپس به ادعاي "دوستان ما زير شكنجه هستند، ما نمي توانيم به عنوان خبرنگار بيطرف بمانيم " اشاره مي كند و مي نويسد: آيا اين نگرش موجب مي شود كار خبرنگار به جايي برسد كه قلب واقعيت كند و مخاطب را نسبت به اخبار بي اعتماد سازد آيا همين وابستگي به اصلاح طلبان موجب نشده كه به تدريج برخي به اخبار سايتهاي جنبش هم بي اعتنا شده اند و اخبار چنين سايت هايي را در جهت ايجاد جنگ رواني با حكومت ارزيابي كنند؟ آيا شايعه "نامه لاريجاني به رهبر " با منشأ اتاق فكر لندن، ناشي از وجود بسترهاي مناسب شايعه و همين وابستگي خبرنگار به جريان هاي حزبي نيست؟

"خودنويس " درباره اين بهانه كه "كساني كه با روزنامه هاي اصلاح طلب به شهرت رسيده اند نبايد انتقاد كنند " نوشت: گمان مي كنيد از برخي اتفاقات در دوران اصلاحات خبر نداريم، از بودجه هايي كه در شمال شهر تهران، ساختماني براي روزنامه خريده شد و پس از بسته شدن روزنامه، ساختمان با اجاره ماهيانه چند ده ميليوني به فلان اداره دولتي واگذار شد، گمان نكنم خبر داشته باشيد يا چيزي نصيبتان شده باشد اما دريغ كه پس از بستن روزنامه، ديگر صدايي از دوست اصلاح طلبمان شنيده نشد و داستان اصلاح طلبي هم به كنج فراموشي رفت. گويي باز كردن روزنامه براي خريد ساختماني در شمال شهر و تندروي در نگاشتن مقاله ها، فقط به منظور تعطيلي روزنامه و اجاره دادن ساختمان بود.

يادآور مي شود اخيراً يكي از سايت هاي سلطنت طلب هم با حمله به بي بي سي انگليس، تصريح كرده بود كه بي بي سي روابط ديرينه اش را با سلطنت طلبان به هم زده و سرويس هاي ويژه اي به اصلاح طلبان و همكاران خارج نشين آنها مي دهد.

*نيويورك تايمز: اسلامگرايان خاورميانه را با انتخابات قبضه كرده اند

"قدرت اسلامگرايان در كشورهاي خاورميانه، نسل هاي قبلي چپگرا و سكولار را تحت الشعاع خود قرار داده است. "

روزنامه آمريكايي نيويورك تايمز اين تحليل را با اشاره به سفر تاريخي رئيس جمهور اسلامي ايران به بيروت و قدرت نمايي حزب الله لبنان منتشر كرد و نوشت: سيدحسن نصرالله رهبر حزب الله در ميان ده ها هزار نفري كه براي خوشامدگويي به احمدي نژاد جمع شده بودند اعلام كرد جمهوري اسلامي از يك "نه " حمايت و پشتيباني مي كند، همان "نه " كه خيلي از عرب ها قبل از ترك خارطوم در زمان رئيس جمهور فقيد- جمال عبدالناصر- گفته بودند. ايران اين "نه " را همراه با ملتهاي عرب تكرار و تجديد مي كند.
اين "نه " اشاره دارد به گردهمايي تأثيرگذار اعراب در سال 1967در كشور سودان، بعد از اين كه اسرائيل، همسايه هايش را در جنگي تحقيرآميز شكست داد؛ كشورهاي عربي به صلح با اسرائيل "نه " گفتند، به مذاكرات با اسرائيل "نه " گفتند و "نه " گفتند براي به رسميت شناختن اين كشور. منطقه خاورميانه سابقاً بوسيله مجموعه ايدئولوژي هايي- از مائوئيست هاي همچنان تغيير نيافته تا سلفيست هاي هزار ساله- به تشنج كشيده شده است، اما هيچ كدامشان جز جنبش هاي اسلامي هميشگي نبوده اند؛ از انجمن برادري مسلمان مصر تا حماس در قلمرو فلسطين تا حزب الله كه شايد قوي ترين و ترسناك ترين آنها باشد.

قدرت اسلامگراها، چيز جديدي نيست؛ آنها يك نسل، پيشينيان سكولار و چپگرايشان- يعني افرادي را كه اغلب اينگونه عمل مي كنند (و يا گاهي حرف مي زنند)- را تحت الشعاع قرار داده اند.

نيويورك تايمز درباره جنبش هاي اسلامگرايي اضافه مي كند: اين جنبش ها اغلب داراي حجم وسيعي از پراگماتيسم هوشمند و دقيق هستند. اسلامگرايان در تركيه، مصر، لبنان و سرزمين فلسطين، همه موفقيت هاي انتخاباتي را به دست آورده اند. در سفر احمدي نژاد به بيروت پر بود از پوسترهايي چون "شهادت، زندگي است " و "جهاد تا پيروزي يا شهادت ". يك مغازه دار مي گويد بايد به خدا تكيه كنيد وقتي بعضي دولت هاي عرب از شما حمايت نمي كنند.

نيويورك تايمز مقاله مذكور را با عنوان "در خاورميانه، سياست تنها براي خداست " به چاپ رسانده است.
*كاهش مخاطبان صداي آمريكا با وجود افزايش بودجه

با وجود افزايش بودجه اختصاص يافته از سوي سنا، مخاطبان شبكه فارسي صداي آمريكا در سراسر دنيا كاهش يافته است.

فارين سرويس جورنال ماهنامه ويژه بخش برون مرزي راديو و تلويزيون آمريكا در گزارشي نوشت: براساس آخرين ارزيابي ها مخاطبان بخش فارسي صداي آمريكا از 5/2 ميليون نفر به 8/1 ميليون نفر كاهش يافته است.

"foreign service journal " مي نويسد: با توجه به خلأ حضور آمريكا در ايران و عدم روابط با اين كشور، رسانه هاي اجتماعي نقش بسيار مهمي را ايفا مي كنند. اخيراً كاخ سفيد تصميم گرفته تا با تمركز بر موضوع تحريم ها به نبرد با دولت ايران بپردازد. با توجه به اينكه اقدام نظامي بر عليه ايران نيز غير ممكن شده است، گزينه نبرد نرم در اهداف عاليه پخش برنامه هاي برون مرزي ويژه ايران قرار دارد.

براساس آخرين آمار ارائه شده، بخش فارسي صداي آمريكا بودجه اي معادل 10 ميليون دلار را براي راه اندازي شبكه پي ان ان (فارسي) به خود اختصاص داده است. اين شبكه داراي 63 كارمند تمام وقت مي باشد. راديو فردا نيز با بودجه اي معادل 3/6 ميليون دلار داراي 63 كارمند ثابت مي باشد.

در اين بين شبكه "پي ان ان " بنا بر ادعاي مسئولان آمريكايي تا اين اواخر سكوي سلطنت طلبان مخالف نظام ايران بوده است. در اين رابطه مدير راديو اروپاي آزاد، فردا مي گويد: هدف ويژه برنامه ها رسيدن به مخالفان نظام ايران مي باشند.
*سنگ اندازي آمريكا براي شكست مذاكرات 1+5 با ايران

رسانه هاي غربي، مواضع اخير آمريكا را نوعي سنگ اندازي مي دانند و پيش بيني مي كنند كه با چنين رويكردي مذاكرات 10 نوامبر (19آبان) گروه 1+5 با ايران شكست بخورد.

روزنامه نيويورك تايمز روز گذشته از قول مقامات آمريكايي اعلام كرد كه ايران بايد به جاي 1200 كيلوگرم اورانيوم 5/3 درصد غني شده كه در مذاكرات اكتبر سال گذشته براي مبادله با سوخت 20درصدي در نظر گرفته شده بود، بايد 2000كيلوگرم اورانيوم را واگذار كند. و ضمناً غني سازي 20 درصدي را متوقف سازد.

فيليپ كراولي سخنگوي وزارت خارجه آمريكا مي گويد اين پيشنهاد براي مذاكرات آتي، شرط هايي سنگين تر از شرط هاي سال گذشته است كه ايران مخالفت كرد. رابرت گيبس سخنگوي كاخ سفيد هم گفت مسئوليت ايران سنگين تر مي شود.

در حالي كه طي سال گذشته محافل غربي ادعا مي كردند روند غني سازي در ايران به خاطر نقص و عيب سانتريفيوژها كند شده، نيويورك تايمز مي نويسد: پيشنهاد جديد آمريكا حاكي از رشد سريع غني سازي اورانيوم از سوي ايران است. تحليل گران غربي معتقدند ايران با پيشنهاد سال گذشته موافق نبود و بعيد نيست كه پيشنهاد جديد با مخالفت ايران مواجه شود.

*درازگوش تروا، اسب درشكه را گاز گرفت!

مقالات متعدد اكبر گنجي-مستند به گفته هاي سران و فعالان جبهه اصلاحات- در نفي ادعاي تقلب در انتخابات و پيروزي موسوي، رسانه هاي ضد انقلاب را كلافه كرده است.

اين كلافگي كار را به جايي رساند كه هدايت كنندگان سايت هاي جرس و روزنت، "ا.ن " طنزنويس فراري نشريات زنجيره اي را مأمور تحقير و تمسخر گنجي كردند تا شايد از تبعات افشاگري وي بكاهند.

"ا.ن " در طنزي تمسخرآميز، گنجي را بر باد رفته توصيف كرد و نوشت: آقايان احمدي نژاد را ول كنيد، يكي اكبر گنجي را بگيرد كه هميشه در سال دير متوجه مي شود كه كجاست و بايد چه بگويد. او زماني گير سه پيچ داد به هاشمي تا هاشمي كنار كشيد ]گنجي به واسطه سفارش سران حزب مشاركت به ترور شخصيت هاشمي رفسنجاني پرداخت[ و نظام، نشريات اصلاح طلب را لت و پار كرد. تازه رسيد به زندان يادش افتاد كه بايد از جنبش اصلاحات دفاع كند. براي چي زدي نابودش كردي كه حالا از توي زندان مي خواهي دفاع كني. پنج سال و نيم زندان كشيد، تازه يادش افتاد كه بايد اعتصاب غذا كند. خوب، مرد حسابي! اگر مي خواستي اعتصاب غذا كني كه آزادت كنند، بايد اولش اعتصاب غذا مي كردي، نه بعد از پنج سال و نيم. آخرش به او مي گفتند بيا برو بيرون، هنوز دست از اعتصاب غذا نمي خواست بردارد. در زندان هم يك هفته آزادش كردند و از قضاي اتفاق همان هفته اي بود كه همه اصلاح طلبان به هم نزديك شده بودند و مي خواستند در انتخابات پيروز بشوند. زرتي آمد بيرون و انتخابات را تحريم كرد و رفت دوباره توي زندان. همان موقع كه براي يك هفته حساس از زندان بيرونش كرده بودند يادم هست يك مناظره كرد با مسعود بهنود در راديو بي بي سي، هي اين بهنود جزّ زد كه بابا تحريم انتخابات در اين موقعيت خطرناك است، اكبر آقاي ما سم زمين كوبيد كه نخير ما قله ها داريم كه فتح كنيم. ديگه مانده بود بهنود با همان ادبش گريه كند. گنجي شنيده بود كه در اين سالها تحريم انتخابات كار خوبي است، گفته بود ما هم بكنيم، باباجان، آن كار مال پارسال بود، نه امسال. بعد هم كه از ايران بيرون آمد، وسط لندن و پاريس و نيويورك مگر كسي از دست اكبر مي توانست غذا بخورد؟ فرمان اعتصاب غذاي جهاني صادر كرد. آن هم توي لندن. براي چي؟ براي اينكه اگر زنداني ها را آزاد نكنيد ما غذا نمي خوريم تا بميريم. حكومت هم اعلام كرد، خوب بميريد.

گفتني است اقدام احترام آميز طنزنويس اجاره اي روزنت و جرس در چهارپا و سم دار توصيف كردن گنجي در حالي است كه سايت بالاترين نيز به كمك تحقير گنجي آمده و همين مطلب تحقيرآميز را منتشر كرد. در ذيل طنز ياد شده در بالاترين هم كامنت هاي قابل تأملي جلب توجه مي كند: "بعضي ها دوزاريشون از همون اول كجه... اين اكبر گنجي ابله، عامل رژيمه... جناب ]ن[ شما برو به "اسب تروا " برس. ما هم مي دونيم كه فرصت خوبيه براي عوام فريبي و كوبيدن گنجي. از شما و مهاجراني بيشتر از اين نميشه انتظار داشت، به هر حال همين گنجي بود كه "اتاق كنترل "تون رو تعطيلش كرد و حالا مثلا وقت انتقامه. مشكل گنجي اينه كه مثل شما مخاطب رو خر حساب نميكنه كه از هر وسيله اي براي رسيدن به هدفش استفاده كنه... جالبه وقتي كه پاي موضوع دست آوردهاي دوران خاتمي پيش مي ياد، همه اصلاح طلبها بدون استثنا، ماجراي افشاي قتلهاي "زنجيره اي رو يكي از بزرگترين دست آوردهاي دولت مي دونند، ماجرايي كه قسمت عمده اي از افشاگريش پاي همين اكبر سم دار (به قول آقاي نبوي) بود. ولي كافيه كه كسي يك قدم بر خلاف ميل برداره، همه شروع مي كنند به حمله كه آي تو از روز اول الاغي بيش نبودي، كه هر كاري هم كردي مثل الاغ بوده، و اگر احمدي نژاد دور اول انتخاب شد تقصير تو بود كه گفتي تحريم كنيد... اين خارج رفته ها فكر مي كنن مردم نشسته اند ببينن اينها چي مي گن. برو بابا كشكتوبساب. همون شماها بودين كه يابوي تروا را مطرح كرديد... متأسفم كه آدم لوده و دلقك خودشو طنزپرداز مي دونه! تا اونجا كه ما تو كتابا خونديم و ديديم، اسبها سم داران، خصوصاً اسب هاي تروا... خب به سلامتي بعد از "عوضي "ها ]طنز ا.ن در پاسخ به كساني كه از پروژه اسب تروا به عنوان درازگوش تروا ياد كرده بودند[. نسخه گنجي را هم پيچيدن ".

يادآور مي شود ابراهيم نبوي مطرح كننده پروژه اسب تروا براي 22 بهمن سال 88 بود كه موجب افتضاح بزرگي براي فتنه گران شد. دعواي سم و اسب و درازگوش ميان تندروهاي ورشكسته در حالي است كه چند سال پيش حجاريان تصريح كرده بود: اصلاح طلبان مانند اسب هاي درشكه به سر بالايي رسيده اند و مجبورند همديگر را گاز بگيرند. 


بازخواني علل حوادث پشت‌ پرده انتخابات 88
 
بازخواني علل حوادث پشت‌ پرده انتخابات 88

 نبايد فراموش كرد كه اصطلاح "دولت وحدت ملي " در اينجا و در كاربرد طراحان آن به معناي رايج در فرهنگ مصطلح سياسي نبود و در واقع بياني خوشايند براي اغراض سياسي و گروهي بود.


  هامون نيوز به نقل ازفارس براي واكاوي حوادث و فتنه پس از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري 88، ملزم بر آنيم كه ساختار، شاكله و اهداف مسببين اين غائله كه هزينه‌هاي گزاف مادي و معنوي براي نظام مقدس جمهوري اسلامي در بر داشته‌اند را مورد بررسي قرار دهيم. از همين رو پس از بررسي " شكل‌گيري و برخي مؤلفه‌هاي ايدئولوژي تجديدنظرطلبان " و "راهبردهاي سياسي تجديدنظرطلبان و زمينه‌هاي توليد خشونت " فرايند دست‌يابي به نامزد انتخاباتي در جبهه تجديدنظرطلب " مي‌پردازيم:

انتخابات 88 تنها در دو صورت مي‌توانست به سود جبهه تجديدنظرطلب تمام شود: يا احمدي‌نژاد در انتخابات شركت نكند و يا رقيب او بسيار جدي باشد. به هر حال او رئيس‌جمهور بود و در ارتباط با مردم حتي به طور چهره به چهره مصمم بود و در ابتكار سفرهاي استاني نيز توانسته بود براي نفوذ در متن مردم موفقيت‌هايي را به دست آورد. گذشته از آن كه سياست‌هاي اقتصادي آن نظير سهام عدالت، مسكن مهر و... چه اندازه تأثير مثبت داشته است، سنت انتخاباتي گذشته نيز نشان مي‌داد كه جامعه ايران نسبت به انتخاب خويش تعصب مي‌ورزد و تمايل فراواني دارد تا رئيس‌جمهوري را كه يك بار برگزيده است بار ديگر نيز انتخاب كند. به هر طريق دستيابي به پيروزي و حذف احمدي‌نژاد هدف دشواري بود كه تنها از دو طريق ياد شده به دست مي‌آمد. در نهايت هر دو راه نيز امتحان شد.

* انصراف احمدي‌نژاد، نقطه شليك "دولت وحدت ملي "

ابتدا تلاش بر آن بود كه با ارائه طرح "دولت وحدت ملي " احمدي‌نژاد را از آمدن در صحنه انتخابات منصرف سازند. البته نبايد فراموش كرد كه اصطلاح "دولت وحدت ملي " در اينجا و در كاربرد طراحان آن به معناي رايج در فرهنگ مصطلح سياسي نبود و در واقع بياني خوشايند براي اغراض سياسي و گروهي بود. در واقع طرح‌هايي از نوع "دولت وحدت ملي " در پي آن بود كه اوضاع كشور را در ابعاد بين‌المللي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي نه تنها تيره و تار نشان دهد، بلكه آن را در حد انفجار و بحران ترسيم كند. البته راهبرد بحراني نشان دادن اوضاع كشور از همان سال 1384 آغاز شد و به دليل ضعف ساختاري دولت نهم در دو حوزه "رسانه " و "نخبگان سياسي " مؤثر افتاد و موجب شد در ميان طبقات جديد شهري و طبقات مرفه‌تر ايران به موفقيت دست يابد. فقر تئوريك دولت نهم در مشروعيت بخشي به سياست‌هايي كه اتخاذ كرده بود، كه اين نيز به دو علت ساختاري فوق بازمي‌گشت، مزيد بر علت شد.

مسئله بسيار واضح درباره طرح "دولت وحدت ملي "، كه در تابستان 1387 مطرح شد، اين بود كه طرح در صورتي به موفقيت دست مي‌يافت كه احمدي‌نژاد در انتخابات دهم رياست جمهوري شركت نكند. زيرا حضور احمدي‌نژاد كه بخت اول به شمار مي‌آمد به معناي آن بود كه گزينه‌هاي مطرح براي شركت در انتخابات و تشكيل دولت وحدت ملي مجال مناسبي براي مشاركت نخواهند يافت و به دليل احتمال شكست از حضور در اين عرصه منصرف خواهند شد. از سوي ديگر بسياري از چهره‌هاي سياسي كه با شخص احمد‌ي‌نژاد توافق نداشتند، ايده دولت وحدت ملي را اصولاً براي كنار گذاشتن وي مطرح كرده بودند تا شايد از اين طريق بتوانند او را از شركت در انتخابات كه شانس نخست به شمار مي‌آمد، منصرف سازند. از آن گذشته ايده ياد شده با احمدي‌نژاد ممكن نبود، زيرا وي دولت را "شركت سهامي " نمي‌دانست كه براي كسب قدرت سهم احزاب و گروه‌هاي سياسي را بپردازد. لذا بدون آن كه نياز به افزودن مطلب ديگري باشد روشن بود كه طرح تشكيل دولت وحدت ملي با حذف احمدي‌نژاد از قدرت و يك دوره‌اي ساختن اجباري رياست جمهوري وي رابطه ضروري داشت و هر دو لازم و ملزوم يكديگر بودند.

اجرايي شدن اين طرح يك شرط لازم و بسيار مهم داشت كه آن هم منصرف ساختن احمدي‌نژاد بود. انصراف وي نيز به سادگي به دست نمي‌آمد. شايد تنها راهي كه مي‌توانست اين هدف را تأمين كند دخالت بزرگان نظام و از همه مهمتر رهبر انقلاب بود. در حالي كه به استناد شواهد و قرائن اين اتفاق رخ نداد و رهبر انقلاب هوشيارانه، بيش از زمان‌هاي ديگر درباره سياه‌‌نمايي مخالفان دولت هشدار دادند. ايشان بارها از فعالان سياسي خواستند كه از سياه‌نمايي پرهيز كنند و واقعيت‌ها را با مردم در ميان بگذارند و بر روي موفقيت‌هاي دولت نهم سرپوش نگذارند، (1) كه معناي مخالف بيانات ايشان آن بود كه طرح "دولت وحدت ملي " طرحي ناپخته و نادرست است كه نه براي تأمين منافع ملي كه براي تأمين منافع برخي احزاب و گروه‌هاي سياسي تهيه شده است.

البته اين طرح در ميان هر دو جبهه نيز مخالفان جدي داشت، كه هر كدام به دليلي با آن مخالف بودند. به طور نمونه عباس عبدي، از فعالان جبهه اصلاحات، در مصاحبه با "دُيچه وله " گفت: "طرح دولت وحدت ملي براي شرايط ايران اساساً يك طرح بسيار بي‌ربطي است. دولت وحدت ملي براي كشورها و جوامعي است كه اقليت‌هايي در آن وجود دارند كه نمي‌توانند به اكثريت تبديل شوند اما در ايران اقليت مي‌تواند اكثريت شود، اكثريت هم مي‌تواند اقليت شود. " وي درباره موضع حزب كارگزاران سازندگي در پيگيري اين سياست گفت: "كارگزاران در واقع كارش درست است كه از چنين طرحي دفاع مي‌كند، كار كارگزاران يك نوع دفاع است. نبايد مخالفت كند، از حزب مشاركت و ديگران هم كه بپرسيد موافقت مي‌كنند، من هم اگر موضع سياسي داشتم، مي‌گفتم اين خيلي خوب است، اين كار را بكنيد با اينكه آخر آن چيزي ندارد. براي اينكه آن جبهه مقابل را به تشنج و اختلاف بيندازيد تا از درون آن چيزي دربيايد. "(2)

* نعره‌اي براي ايجاد اختلاف در جبهه اصولگرا

در ادامه همين رويكرد ايجاد اختلاف در جبهه اصولگرا، سعيد حجاريان در گفتگو با عباس عبدي در مصاحبه‌اي كه نشريه شهروند آن را منتشر كرد، اقدامات و گزينه‌هاي تجديدنظرطلبان براي انتخابات 88 را چنين بررسي كرده است: " اگر ائتلافي جامع از نيروهاي اصلاح‌طلب تشكيل شود و بخشي از راست هم حضور داشته باشد، امكان تغيير وجود دارد... اصلاح‌طلبان تاكنون چند تا حرف زده‌اند. يكي اين كه مي‌خواهند كمي به سمت راست بچرخند... به خصوص شنيده‌ام كه در بين كارگزاران گفته شده كه بايد به سمت "روحانيت " برويم و فردي كه بتواند رأي بياورد را مطرح كنيم. مثلاً گفته‌اند ناطق كانديداي خوبي است. اول اينكه در قدرت نيست و دوم هم اينكه به اين سمت متمايل شده است و سوم اين كه ناطق دعواي ميان روحانيت و نظاميان را عميق‌تر مي‌كند... بالاخره هاشمي بخشي از قدرت ايران و عضو جامعه روحانيت است. ناطق هم عضو همين مجموعه است. طبيعي است كه هاشمي لولاي دو طرف مي‌شود، چون ممكن است [اگر] خودش بيايد رأي نياورد. " (3)

گذشته از درستي يا نادرستي دريافت‌هاي سعيد حجاريان در آن شرايط پيش از انتخابات، نكته مهم اتخاذ رويكرد اختلاف‌انگيزي در ميان جبهه اصولگرا از سوي آنان بود. (4) در واقع اين تلقي در ميان اصولگرايان نيز وجود داشت كه جبهه مقابل به دليل آن كه بخت چنداني براي به دست‌گيري دولت در انتخابات پيش رو ندارد تلاش مي‌كند با طرح اين مسئله به دو هدف دست يابد: يا در ميان اصولگرايان اختلاف ايجاد كند و از اين اختلاف براي ريزش آراي احمدي‌نژاد بهره ببرد و يا اين كه اصولاً با "عبور از احمدي‌‌نژاد " سهمي را در دولت بعدي بگيرد. در واقع نام بردن از شخصيت‌هايي مانند ناطق نوري، لاريجاني و ولايتي با اين انگيزه مطرح مي‌شد. لذا افرادي مانند لطف‌الله فروزنده، معاون جمعيت ايثارگران، معتقد بودند كه "نيروهاي مقابل اصولگرايان با طرح اين مسئله به دنبال ايجاد اختلاف در بين اين جريان هستند، اما اصولگرايان بايد ضمن هوشياري به دنبال طرحي نو در جهت رسيدن به وحدت باشند؛ به نحوي كه گفتمان اصولگرايي تقويت شود و شاهد كارآمدي هر چه بيشتر دولت و مجلس اصولگرا باشيم و در اين طرح بايد خط قرمز، جريان دوم خرداد باشد. " (5)

دلايل مخالفت بخشي از جريان دوم خرداد با طرح "دولت وحدت ملي " آن بود كه به اعتقاد آنها چنانچه محمد خاتمي در انتخابات 88 شركت كند، مي‌تواند برنده انتخابات باشد. لذا ضرورتي براي مشاركت در اين طرح نمي‌ديدند، در اين ميان حزب اعتماد ملي كه نيم‌‌نگاهي به كانديداتوري كروبي داشت نيز نمي‌توانست با اين طرح موافق باشد.(6)

* پتك احمدي‌نژاد بر ديوار "دولت وحدت ملي "

به هر طريق، وقتي با افزايش موج رسانه‌اي اين خبر كسي مسئوليت آن را بر عهده نگرفت، نشان داد كه اين طرح از استحكام كافي برخوردار نيست و پايه‌هاي متزلزلي دارد.(7) اما با اعلام موضع صريح احمدي‌نژاد مبني بر حضور در انتخابات اين بحث عملاً خاتمه يافت. وي در نشست خود با خبرنگاران داخلي و خارجي در واكنش به طرح دولت وحدت ملي گفت: "همه اركان كشور با رأي مردم انتخاب مي‌شوند و آناني كه اين گونه حرف‌ها را بيان مي‌‌كنند نبايد عجله كنند، زيرا انتخابات نزديك است و هر چه مردم انتخاب كنند همه بايد به آن گردن نهند. " (8) لذا در پايان آذر 1387 وقتي اين طرح جذابيتي به همراه نياورد و اجماعي را حاصل نكرد، جبهه تجديدنظرطلب در پي عملياتي ساختن راه دوم براي فتح سنگر دولت برآمد. يعني انتخاب رقيبي جدي براي مقابله با احمدي‌‌نژاد در انتخابات دهم رياست جمهوري. بايد فردي انتخاب مي‌شد كه بتواند اجماع جبهه دوم خرداد را به دست آورد. در واقع تفاوت راه دوم با شيوه نخست‌ در اين بود كه در طرح "دولت وحدت ملي " احمدي‌‌نژاد حذف مي‌شد و فردي از جبهه نزديك به اصول‌گرايي براي انتخاباتي صوري و نشستن بر منصب رياست جمهوري برگزيده مي‌شد، اما در گزينه دوم بدون اينكه احمدي‌‌نژاد از دور رقابت حذف شود بايد شخصي نامزد مي‌شد كه توانايي رقابت با او را داشته باشد، در اينجا اتفاقاً رقابت بسيار جدي بود. از يك سو رئيس جمهوري با پشتوانه توده‌هاي مردم قرار داشت، و از سوي ديگر نامزدي از سوي ائتلافي چند لايه از خواص سياسي (نخبگان سياسي) كه بايد آن را آريستوكراسي مدرن ناميد حضور مي‌يافت.

* انتخاب رقيب احمدي نژاد و راهكارهاي روبرو

دستيابي به رقيبي جدي براي احمدي‌نژاد و پيروزي در انتخابات با چند مسئله مواجه بود: نخست‌ اينكه فرد مورد نظر بايد مقبوليت و توانايي جذب رأي داشته باشد؛ دوم اينكه به ضرورت بايد از جبهه اصلاحات باشد تا تمام طيف‌هاي آن تمام قد از وي حمايت كنند؛ سوم اينكه متناسب با شرايط زمانه و جاري بودن گفتمان عدالت از آن بيگانه نباشد؛ چهارم اينكه بتواند در ميان نيروهاي مذهبي و به ويژه جمعيتي كه منتقد احمدي‌نژاد هستند نفوذ كند. هدف اين بود كه در نهايت ائتلافي از جبهه دوم خرداد و برخي پيروان گفتمان اصول‌گرايي كه با احمدي‌نژاد توافق نداشتند، شكل بگيرد. شايد در تمام جبهه معتقد به "احمدي‌‌نژاد نه " تنها دو نفر بودند كه نام آنها بيش از ديگران جلب توجه مي‌كرد: "محمد خاتمي " و "ميرحسين موسوي ". لذا از همان آغاز زمستان 1387 مهمترين موضوعي كه در رسانه‌هاي اين جبهه مطرح بود، آمدن يا نيامدن هر يك از آن دو نفر بود. البته در اين ميان مهدي كروبي نيز كه از ماه‌ها پيش حضور خود را در انتخابات قطعي اعلام كرده بود به صورت فرعي مطرح مي‌شد و مباحثي را دامن مي‌زد.

اما در ميان دو گزينه خاتمي و موسوي گرچه خاتمي توانسته بود دو بار رأي اكثريت را در انتخابات 76 و 80 به دست آورد، اما در سال 88 موسوي از دو مزيت برخوردار بود كه خاتمي از آنها بهره‌اي نداشت. موسوي به ظاهر كاملاً در ايدئولوژي تجديدنظرطلبانه اصلاحات استحاله نشده بود و هنوز از گفتمان "مستضعفان " و "امام خميني " استفاده مي‌كرد. موسوي كه فعاليت‌هاي اجتماعي و سياسي اندك خود را از ديد رسانه‌‌ها پنهان كرده بود، در افكار عمومي در قالب شخصيت بيست سال پيش فريز و منجمد شده بود. حتي تصاوير ظاهري او نيز در اذهان مردم ريش و موي سياه گذشته او را به ياد مي‌آورد. اصولاً موسوي و حلقه نزديك به او در دوران حكومت دوم خرداد جرياني فرعي و حاشيه‌اي به شمار مي‌آمد. موسوي بيش از خاتمي به پيروي از گفتمان انقلاب و عدالت‌خواهي مشهور بود.

به عبارت ديگر، اگر خاتمي از ميان چهار شرط بالا در داشتن دو شرط نخست ترديدي ايجاد نمي‌كرد، اما در داشتن دو شرط ديگر كاملاً مورد ترديد بود. او در دوران هشت‌ساله رياست خود نه تنها به عدالت‌خواهي و مبارزه با فقر و فساد و تبعيض بي‌تفاوتي نشان داد بلكه به دليل غلتيدن در انديشه‌هاي ليبراليستي نارضايتي نيروهاي مذهبي جامعه را دامن زد. در حالي كه موسوي در نقطه مقابل اين باور قرار داشت. او نخست‌وزير دوران دفاع مقدس و در دوران حيات امام خميني(ره) بود كه در اقتصاد دولتي زمان وي، اقتصاد يارانه‌اي دولتي مورد رضايت طبقات پايين جامعه بود. او حتي در دوراني كه ايدئولوژي اصلاحات تلاش داشت جامعه را با مطرح كردن شعارهايي نظير "جامعه مدني "، "آزادي "، "دمكراسي " و "پلوراليسم ديني " با تفسير غربي و ليبراليستي، سكولاريزه كند در چندين سخنراني و انتشار برخي مطالب سعي كرد تا از بنيادهاي ليبراليستي آن تفسيري متناسب با گفتمان انقلاب و امام خميني ارائه سازد.

* موسوي و تفاسير وي از سخنان امام

موسوي در دوران جبهه دوم خرداد با به كارگيري ادبيات "استعمار " براي دولت‌هاي غربي، به تلاش‌هاي استعمار براي نفوذ در مسايل سياسي، اقتصادي و نظامي كشورهاي جهان اسلام اشاره مي‌كند و از نيت آنها براي استقرار حكومت‌هاي دست‌نشانده سخن مي‌گويد. انقلاب و گفتمان امام خميني را آغازگر شكست انديشه‌هاي سكولاريستي معرفي مي‌كند و گرچه مي‌پذيرد كه امام به قرائت‌هاي مختلف از اسلام اعتقاد داشته است، اما آن را چنين تفسير مي‌كند:

امام(ره) به طور دائم و مكرر اين موضوع را مطرح مي‌كنند كه ما يك اسلام نداريم، بلكه اسلام‌هاي متفاوتي داريم و همه اين اسلام‌ها از يك اعتبار يكسان برخوردار نيستند. يكي در خدمت قدرت‌هاي استعماري است، يكي در خدمت تحجر، يكي در خدمت پولدارها و جهان سرمايه‌داري، يكي در خدمت پرخورها و سرانجام، اسلامي داريم در جهت حمايت از توده‌هاي ميليوني، مستضعفين، شلاق‌خوردگان زمين، كساني كه بر آنها غضب شده، كساني كه زير استعمار قرار دارند و كساني كه در معرض رگبار گلوله‌هاي صهيونيسم و آمريكا و قدرت‌هاي خارجي هستند... گمان مي‌كنم همه حضار محترم با اصطلاحات "اسلام پابرهنگان و محرومان "، "اسلام مستضعفان "، "اسلام رنجديدگان تاريخ "، "اسلام عارفان مبارزه‌جو " و "اسلام ناب محمدي(ص) " و همچنين "اسلام رضاخاني "، "محمدرضاخاني "، "اسلام ملكي "، "اسلام شاهنشاهي "، "اسلام مقدس نماهاي متحجر "، "اسلام سرمايه‌‌داران " و "اسلام مرفهين بي‌درد " آشنا باشند... جمع آن اسلام‌هاي نوع دوم در "اسلام آمريكايي " است... حضرت امام(ره) (در سخنراني‌هاي مختلف) به نوعي به "اسلام ناب " اشاره كرده... وقتي كه اين سخنان و تاريخ‌هايش را كنار هم بگذاريم، خواهيم ديد كه توجه و عنايت خاصي به اين مسئله هست كه بدون تفكيك اين دو اسلام از هم، امكان مبارزه و پيروزي و تداوم انقلاب وجود ندارد... آن چه اسلام حقيقي و ناب است كه مي‌تواند محرك مردم باشد و ما را نجات دهد، تنها يك اسلام است و بقيه اسلام‌ها در حقيقت تحت تأثير ايدئولوژي‌هاي گوناگون و ناشي از منافع گروه‌ها و طبقات اعم از نخبگان سياسي حكومت‌هاي وابسته و كساني است كه دوست دارند در جامعه به قيمت فقر مردم پرخوري كنند... آن چه براي ما اهميت دارد، اين است كه توجه امام(ره) به اين قرائت‌هاي مختلف از اسلام، از قديمي‌ترين كتاب‌هاي ايشان تا آخرين صحبت‌هايشان تداوم مي‌يابد... در اين اواخر، مطالب زيادي از سياست‌مداران معروف دنيا و سردمداران حكومت‌هاي غربي و مخالف جهان اسلام مي‌شنويم كه عنوان مي‌كنند: "ما يك نوع اسلام نداريم و ما با همة انواع اسلام مشكل نداريم. " آنها نوك حمله‌شان "اسلام بنيادگراست " و به يك نوع از اسلام كه به بعضي از ويژگي‌هايش در صحبت‌هاي امام راحل اشاره كرديم، حمله مي‌كنند و آن را اسلامي متحجر مي‌دانند.

عبارت "بنيادگرا " در زبان انگليسي و فرهنگ آن، بار ارزشي تحقيرآميز دارد. آنها مي‌خواهند بگويند: "غير از اين اسلام (يعني اسلامي كه امام راحل آن را اسلام ناب محمدي (ص) نام مي‌دهد و آنها بنيادگرا) اسلام ديگري نيز هست كه با آثار تمدن غربي، با ارزش‌هاي اروپايي و منافع ما سازگار است. " آنها دائم سعي مي‌كنند اين تفكيك را به عمل بياورند. مي‌خواهم بگويم كه آنها نيز اهميت اين قضيه را درك كرده‌اند. براي درك اهميت نظريات امام راحل، بنده به صورت گذرا به يكي از ويژگي‌هايي كه ايشان به اسلام آمريكايي نسبت مي‌دهند اشاره مي‌كنم و آن تحجر است... اگر به نقشه خاورميانه نگاه كنيد، خواهيد ديد كه عملاً كشورهايي كه حكومت‌هايشان دست نشانده غرب هستند، بيشترين دفاع را از اسلام متحجر به عمل مي‌آورند. حتي حركت‌هايي كه در همسايگي ما در افغانستان (ظاهراً به نام بازگشت به اسلام ناب) صورت مي‌گيرد عملاً توسط كساني است كه همدست و همراه و طرف قرارداد غرب هستند و در ارتباط مستقيم با آنها قرار دارند. ... يقيناً هر نوع تحجرگرايي با اين ديد و قرائتي كه ايشان نشان مي‌دهد و با قرائتي كه ما در سطح جهان اسلام مي‌بينيم، منجر به همدستي با غرب، استعمارگران نو، سرمايه‌داران بين‌المللي و كساني مي‌شود كه نمي‌خواهند جهان اسلام مستقل، آزاد و قدرتمند باشد. اين نكته‌اي بسيار مهم و يك اصل است كه در اين تمايز و تفكيك روشن مي‌شود: تحجر در اسلام منجر به همدستي با آمريكا و غرب مي‌شود... ما با يك فضاي تهاجم‌آميز جديد درسطح دنيا رو به رو هستيم كه از "مدرنيسم " گذشته و جهان بشريت را وارد فضاي ظاهراً جديدي مي‌كند كه ممكن است انسان‌ها با ورود به آن جاي پاي محكمي براي خودشان نيابند... امروزه وقتي در مورد رسانه‌ها بحث مي‌شود، دائماً به يك دهكده جهاني اشاره مي‌شود. ارتباطات گسترده جهان را به يك جاي كوچك تبديل كرده و طبيعتاً نبايد انتظار داشته باشيم كه كدخدايي اين دهكده را به ما بسپارند؛ كدخدايي اين دهكده را قدرت‌هاي جهاني و در رأس آنها آمريكا دارند! ما در اين تفكيك (يعني تفكيكي كه حضرت امام قدس سره به عمل مي‌آورند) به اسلامي برمي‌خوريم كه اين نظام و اين نظم نوين را نقد مي‌كند.

* تفكر انديشمندان غربي مبني بر افول مذهب متوقف شده‌است

اين روزها بحث زيادي براي تسامح و تساهل مذهبي داريم و اين چيز خوبي است، ولي تسامح در رابطه با اديان و عقايدي كه داراي جنبه‌هايي مردمي و غيرانحرافي اديان باشد، نه در همه جنبه‌ها! ما در مورد اديان و عقايدي كه مي‌توانند حافظ منافع قدرت‌هاي غربي و حاكميت ارزش‌ها، فرهنگ، سود، اميال و منافع آنها در جهان باشند، به هيچ وجه نمي‌توانيم پاي ميز مذاكره بنشينيم. مذاكره بر سر چه؟ ما كه موضوع واحدي درپيش رويمان نداريم. ما در حقيقت با ايدئولوژي‌هايي روبه‌رو هستيم كه حافظ و حامي منافع اين قدرت‌ها هستند. ما چه ارتباطي با اينها مي‌توانيم داشته باشيم؟! البته به بركت انقلاب اسلامي و زنده شدن اسلام در جهان، امروزه سير اين تفكر انديشه‌مندان غربي كه جهان به سمت افول مذهب مي‌رود متوقف شده و انقلاب اسلامي درست يك جريان بر عكس ايجاد كرده و بر تمام اديان اثر گذاشته است. ما مي‌توانيم در بين طرفداران تمام اديان افرادي را بيابيم كه به جنبه‌هاي مردمي دين و دفاع آن از رنج‌ديدگان و ارزش‌هاي اصيل الهي معتقد هستند و طبعاً بهترين مذاكرات و بهترين گفتگوها رامي‌توانيم با آنها در آمريكاي لاتين، آسيا، آفريقا و در همه جهان داشته باشيم و اين شرط اصلي براي اين گفتگوهاست وگرنه هر نوع توهمي در اين زمينه مي‌تواند براي ما خطرساز باشد.(9)



 

تحرکات مشکوک سفارت انگلیس با نزدیک شدن به روز 13 آبان
تحرکات مشکوک سفارت انگلیس با نزدیک شدن به روز 13 آبان 

با نزدیک شدن به روز 13 آبان تحرکاتی مشکوک در سطح شهر دیده می شود .

یکی از این تحرکات که قابل ملاحظه است و توسط سفارت انگلیس سازماندهی می شود اجیر کردن یک سری عناصر جهت عکسبرداری از نقاط حساس شهر هست ((که اغلب سوار بر اتومبیل یا موتور سیکلت هستند)). نمونه آن عکسبرداری در بزرگراه همت ، در خیابان ولیعصر (عج) ، مراکز عمومی نظیر ورودی ایستگاه های مترو ، سینماها ، مراکز نظامی از جمله پایگاه های بسیج ، نواحی مقاومت و پادگان های نظامی شرق تهران  و ...
این تحرکات بعد از آن افشا شد که یکی از این عوامل درحالی که مشغول عکسبرداری از یک پایگاه مقاومت بسیج بود در روز سه شنبه دستگیر شد . نکته ای که نگران کننده است اعترافات این شخص است که خبر از سازماندهی شدن این حرکت و ارتباط وی با سفارت انگلیس می دهد.
 جنبش سرخ هشدار می دهد که تمامی تحرکات سفارت انگلیس را با تیزبینی دنبال می کند .



اين «معتدل»هاي بي مسما در آن 8 ماه فتنه و آشوب كجا بودند؟!
اين «معتدل»هاي بي مسما در آن 8 ماه فتنه و آشوب كجا بودند؟!
 
روزنامه ملت ما وابسته به تيم محسن رضايي براي تعامل با «اصلاح طلبان معتدل» اعلام آمادگي كرد.
اين روزنامه روز پنجشنبه تيتر اول خود را به تشكيل گروهي موسوم به بنياد اميد ايرانيان و تيتر «تحرك در ميان اصلاح طلبان معتدل» اختصاص داد و نتيجه گرفت: «تشكيل چنين گروه هايي شايد موجب شكل گيري فضاي تعامل ميان نخبگان و اعتداليون دو طيف اصولگرا و اصلاح طلب شود». اين گزارش توسط «عليرضا- خ» از همكاران نشريات و سايت هاي زنجيره اي همسو با فتنه گران تهيه شده است.
محسن رضايي در انتخابات سال گذشته به دنبال ايده هايي نظير دولت ائتلافي بود و در حوادث پس از انتخابات تا چند ماه، با بانيان آن حوادث همراهي كرد اما اخيرا در پي سفر رهبر انقلاب به قم، طي مطلبي در روزنامه ملت ما تاكيد كرده بود: ملت ايران در حوادث سال گذشته بهتر از برخي نخبگان عمل كرد. شعور ملت در 9 دي ماه به ظهور رسيد و حماسه اي بزرگ را رقم زد و به اغتشاشات پايان داد... حركت براي انسجام ملي بايد صادقانه و با اعتراف به اشتباهات و همراهي با مردم و نظام باشد».
اكنون بايد ديد طرح موضوع غيرواقعي تحت عنوان «اصلاح طلبان معتدل» و تعامل «اصولگرايان معتدل» با آنها در حالي كه طيف ياد شده هرگز نسبت به فتنه گران برائت نجسته بلكه اغلب با فتنه گران هم هماهنگي و همراهي نشان داده اند، چگونه ميسر است؟ آيا مي شود هم به بصيرت و شعور ملت نازيد و هم از عنوان واهي «اصلاح طلبان معتدل» دم زد كه در آن 8 ماهه فتنه و آشوب اساسا يا در كنار فتنه گران بودند و يا از صحنه مفقود . با چنين صورت مسئله اي، آن «اعتدال» چه معنا و مفهوم و محتوايي مي تواند داشته باشد؟



دفاع ويژه BBC از موسوي و اصلاح طلبان با حمله به اپوزيسيون منتقد
دفاع ويژه BBC از موسوي و اصلاح طلبان با حمله به اپوزيسيون منتقد

شبكه بي بي سي انگليس به شكل «سازمان يافته» جريان هاي اپوزيسيون منتقد «اصلاح طلبان و موسوي» را مورد هجمه و سركوب قرار مي دهد.
اين خبر را سايت ضدانقلابي خودنويس منتشر كرد و با اشاره به حملات موجود از جانب رسانه هايي نظير بي بي سي عليه نيروهاي اپوزيسيون منتقد اصلاح طلبان نوشت: مدتي است بدنه احساسي و متعصب جنبش سبز، برخي منتقدان نظير نيك آهنگ كوثر را سخت مورد حمله قرار مي دهند كه بي مايه و كودكانه است اما بي بي سي هم وارد صف آرايي شده تا اگر زورش مي رسد منتقدان اصلاح طلبان را وادار به سكوت كند، حملاتي كه اكنون با كمك رسانه هاي بزرگتر شكل سازمان يافته به خود مي گيرد و ديگر نمي توان گفت تصادفي است.
اين سايت ضدانقلابي راديكال افزوده است: در برنامه بي بي سي ادعا شده كه انتقاد از اصلاح طلبان باعث ريزش نيروهاي سبز مي شود. جنبشي كه با يك سؤال روشنگرانه از رهبرانش متلاشي شود، آيا آنقدر تعقل و تحمل دارد كه بتواند به مبارزه خود ادامه دهد و اگر بنا باشد ريزش نيروها را به انتقادها ربط داد، پس نقش آن كسان چه مي شود كه با شنيدن شعار «جمهوري ايراني»، آن را نشانه انحراف خواندند؟ آيا نسبت دادن ريزش نيروها به سؤالات انتقادي ناديده گرفتن اشتباهات رهبران جنبش نيست؟ دروغ «هم غزه هم لبنان» بيشتر موجب ريزش مي شود يا سؤالات انتقادي؟
خودنويس درباره اين توجيه كه «چون كروبي و موسوي، رسانه داخلي ندارند، پس براي برقراري توازن هم شده بايد از نقد آنها پرهيز كرد،» استدلال مي كند: سؤال از دوستان- ناشكيب- اين است كه آيا فقط رسانه در داخل كشور و آن هم رسانه ملي، رسانه محسوب مي شود- كه البته منكر تأثير بسيار آن نيستم- ولي داشتن تلويزيون «رسا» و پوشش خبري اخبار جنبش از سوي رسانه هاي صداي آمريكا و بي بي سي و راديو فردا و دهها سايت و رسانه اينترنتي رسانه محسوب نمي شود؟ نه؟ پس با همين منطق شما، بايد گفت مجاهدين خلق و حتي شخص رضا پهلوي و تك تك چهره هاي شاخص اپوزيسيون هم در داخل كشور تلويزيون ندارند و اگر هم آنان مرتكب اشتباهي شدند نبايد به آن پرداخت، چرا كه براي ايجاد «تعادل» نبايد از آنان انتقاد كرد و اگر ظريفي اين ميان پيدا شود و بگويد در صورتي كه آنان نيز در ايران رسانه داشته باشند چه بسا كسي ديگر به موسوي و كروبي گرايشي نداشته باشد، پاسخ چه خواهيد داد و اساساً آيا اين درخواست شما، به مبارزه مي ماند يا جرزني در بازي هاي كودكانه؟
نويسنده سپس به ادعاي «دوستان ما زير شكنجه هستند، ما نمي توانيم به عنوان خبرنگار بيطرف بمانيم» اشاره مي كند و مي نويسد: آيا اين نگرش موجب مي شود كار خبرنگار به جايي برسد كه قلب واقعيت كند و مخاطب را نسبت به اخبار بي اعتماد سازد آيا همين وابستگي به اصلاح طلبان موجب نشده كه به تدريج برخي به اخبار سايتهاي جنبش هم بي اعتنا شده اند و اخبار چنين سايت هايي را در جهت ايجاد جنگ رواني با حكومت ارزيابي كنند؟ آيا شايعه «نامه لاريجاني به رهبر» با منشأ اتاق فكر لندن، ناشي از وجود بسترهاي مناسب شايعه و همين وابستگي خبرنگار به جريان هاي حزبي نيست؟
«خودنويس» درباره اين بهانه كه «كساني كه با روزنامه هاي اصلاح طلب به شهرت رسيده اند نبايد انتقاد كنند» نوشت: گمان مي كنيد از برخي اتفاقات در دوران اصلاحات خبر نداريم، از بودجه هايي كه در شمال شهر تهران، ساختماني براي روزنامه خريده شد و پس از بسته شدن روزنامه، ساختمان با اجاره ماهيانه چند ده ميليوني به فلان اداره دولتي واگذار شد، گمان نكنم خبر داشته باشيد يا چيزي نصيبتان شده باشد اما دريغ كه پس از بستن روزنامه، ديگر صدايي از دوست اصلاح طلبمان شنيده نشد و داستان اصلاح طلبي هم به كنج فراموشي رفت. گويي باز كردن روزنامه براي خريد ساختماني در شمال شهر و تندروي در نگاشتن مقاله ها، فقط به منظور تعطيلي روزنامه و اجاره دادن ساختمان بود.
يادآور مي شود اخيراً يكي از سايت هاي سلطنت طلب هم با حمله به بي بي سي انگليس، تصريح كرده بود كه بي بي سي روابط ديرينه اش را با سلطنت طلبان به هم زده و سرويس هاي ويژه اي به اصلاح طلبان و همكاران خارج نشين آنها مي دهد.


 

جلسه مهم 30 چهره اصولگرا با رئیس جمهور
جلسه مهم 30 چهره اصولگرا با رئیس جمهور

به پیشنهاد حبیب الله عسگر اولادی و دعوت احمدی نژاد جلسه ای با حضور 30 تن از سران و چهره های جریان اصولگرا شب گذشته در ساختمان شهید بهشتی نهاد ریاست جمهوری تشکیل شد.

رای این جلسه از آقایان غلامعلی حداد عادل،علی اکبر ولایتی،محمد رضا باهنر،علی لاریجانی، حسین فدایی، عزت الله ضرغامی، حبیب الله عسگر اولادی، علی اکبرابوترابی، علیرضا زاکانی،مهرداد بذرپاش، مجتبی ثمره هاشمی،محمد فروزنده،محمد رضا آشتیانی ،بیژن ذبیحی، محمد رضامیرتاج الدینی، مرتضی آقا تهرانی، مهدی کوچک زاده، حمید رسایی،علی اصغر زارعی، محمد رضا رحیمی، مسعود زریبافان، ابراهیم عزیزی، حمیدرضاحاج بابایی، صادق محصولی ، اسدالله بادامچیان،محمد نبی حبیبی، محسن کوهکن و حیدر مصلحی دعوت به عمل آمده بود.

از میان جمع دعوت شده آقایان لاریجانی، آشتیانی، رحیمی و زریبافان به دلیل سفر مقام معظم رهبری در قم بودند و زاکانی نیز به دلیل کسالت نتوانست در این جلسه شرکت کند.

دکتر احمدی نژاد در ابتدای این جلسه درباره فلسفه تشکیل این نشست گفت: در پی جلسه ای که حدود دو ماه قبل با آقای عسگراولادی داشتیم و پیشنهاد ایشان جهت تحکیم هرچه بیشتر جبهه اصولگرایی با شرکت همه چهره های اصولگرا، این جلسه انشاالله وحدت بخش را برگزار کرده ایم.

پس از سخنان احمدی نژاد تعدادی از حاضران از جمله عسگر اولادی، ولایتی،باهنر، فدایی، کوچک زاده، کوهکن، رسایی، مصلحی و ذبیحی مباحثی درباره راه های تحکیم وحدت اصولگرایان، ترسیم دقیق مرزهای اصولگرایی، استحکام بخشیدن به جریان اصولگرایی، پالایش های ضروری در جبهه اصولگرایی، ضرورت ترسیم مرزبندی دقیق و جدی با جریان فتنه و مبنا قرار دادن فرمایشات مقام معظم رهبری در قم درباره لزوم وحدت ملی نقطه نظراتی را ارائه کردند.

به پیشنهاد برخی حاضران قرار شد در جلسه آینده از برخی چهره های غایب اصولگرا همچون محسن رضایی، محمد باقر قالیباف، احمد توکلی، مرتضی نبوی و مهدی چمران نیز برای حضور در این نشست دعوت به عمل آید.

این جلسه به میزبانی دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور برگزار شد و حاضران توافق کردند جلسات بعدی به میزبانی گروه های دیگر اصولگرا برگزار شود.

احمدی نژاد در پایان این جلسه با تشکر از حضور چهره های اصولگرا از آقایان حداد عادل، ولایتی و عسگر اولادی خواست چنانچه وی نتوانست به صورت منظم در نشست های آتی شرکت کند، این جلسات را با جدیت برگزار کنند.

شاید بتوان غایب بزرگ این جلسه را اسفندیار رحیم مشایی دانست که البته هیچ پیشنهادی هم درباره دعوت از وی برای حضور در جلسات آتی ارائه نشد. به نظر می رسد چهره های اصولگرا با درک مواضع و حساسیت های موجود در جامعه درباره مشایی و اینکه حضور وی قطعا مشکلاتی را برای جلسات بعدی و اهداف این نشستها در آینده فراهم خواهد آورد، از نام وی صرف نظر کردند.

این نشست در حالی برگزار شد که پیش از این دکتر لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی جلساتی را جهت بررسی وحدت اصولگرایان با دعوت از برخی اعضای جامعه روحانیت مبارز، جامعه مدرسین و جبهه پیروان آغاز کرده است. از نگاه لاریجانی محور وحدت در جبهه اصولگرایی باید مبتنی بر حضور پررنگ روحانیت اصیل همچون آیت الله مهدوی کنی و آیت الله یزدی باشد.


+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان 1389ساعت 23:44  توسط   | 

فهرست 53 زن آمريكايي در انتظار مرگ

 

فارس منتشر كرد/
فهرست 53 زن آمريكايي در انتظار مرگ

 هم اينك 53 زن در ايالات مختلف آمريكا در انتظار اعدام هستند. قرار است اين زنان با «صندلي الكتريكي» و «تزريق سم» يعني شيوه‌‌‌‌‌‌‌‌‌هايي كه فقط در ايالات متحده آمريكا رايج است، اعدام شوند.


به گزارش خبرنگار سياست خارجي خبرگزاري فارس،‌ محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور كشورمان در سفر اخير به نيويورك به منظور شركت در شصت و پنجمين اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل متحد در گفت‌وگو با «چارلي رز» مجري برنامه شبكه 13 آمريكا، فهرست 53 نفري از زنان آمريكا كه در انتظار اعدام هستند را به وي داد.
مصطفي رحماني مسئول دفتر حفاظت منافع جمهوري اسلامي ايران در واشنگتن نيز در گفت‌وگويي با خبرنگار فارس در خصوص آمار اعدام‌هاي انجام شده در آمريكا، اظهار داشت: از سال 1976 تا 2009 در آمريكا 7 هزار و 713 نفر به وسيله صندلي الكترونيكي يا تزريق سم اعدام شده‌اند. يعني به طور متوسط ظرف اين مدت ساليانه 233 نفر اعدام شده‌اند.
مسئول دفتر حفاظت منافع جمهوري اسلامي در واشنگتن با بيان اينكه اكثر اعدام‌ها در آمريكا به وسيله صندلي الكترونيكي و تزريق سم انجام مي‌شود، يادآور شد: البته نبايد اعدام‌هاي دسته جمعي كه توسط هواپيماهاي بدون سرنشين آمريكايي در نقاط مختلف جهان صورت مي‌گيرد را از قلم انداخت.
وي به فهرست 53 نفره زنان محكوم به اعدام و در انتظار مرگ در آمريكا اشاره كرد و گفت: هيچ كس حتي ديده‌بان حقوق بشر از اين 53 نفر سخني به ميان نمي‌آورد.
اسامي زير فهرست 59 نفره از زنان اعدامي آمريكا هستند كه توسط دادگاه‌هاي ايالتي و فدرال محكوم و تعدادي از آنان تا زمان انتشار اين متن اعدام شده‌اند.

* آلاباما ALABAMA

پاتريشيا بلك مون Patricia Blackmon
تيرا كاپري گوبل Tierra Capri Gobbl‌e
لوئيس هريس Louise Harris
شوندا نيكول جانسون Shonda Nicole Johnson

* آريزونا ARIZONA

وندي آندريانو Wendi Andriano
دبرا جين ميلك Debra Jean Milke

* كاليفرنيا CALIFORNIA

ماريا دلريارو آلفارو Maria Delrioaro Alfaro
دورا لوز بونروسترو Dora Luz Buenrostro
سوكورو كارو Socorro Caro
سلسته سيمون كارينگتون Celeste Simone Carrington
سينتيا لين كافمن Cynthia Lynn Coffman
كري لين دالتون Kerry Lynn Dalton
سوزان اوبانكس Susan Eubanks
ورونيكا گونزالس Veronica Gonzalez
مك درموت مورين McDermott, Maureen
ميشل لين ميشاد Michelle Lyn Michaud
سندي دان نيوس Sandi Dawn Nieves
آنجلينا رودريگز Angelina Rodriguez
مري الن ساموئلز Mary Ellen Samuels
جنين ماري اسنايدر Janeen Marie Snyder
كاترين تامپسون Catherine Thompson

* فدرال

والري سوزت فرند Valerie Suzette Friend
آنجلا جين جانسون Angela Jane Johnson
ليزا ماري مونتگومري Lisa Marie Montgomery

* فلوريدا FLORIDA

تيفاني كول Tiffany Cole
روندا نورمن Rhonda Norman

* جورجيا GEORGIA

كلي رنه بروكشاير Kelly Renee Brookshire

* آيداهو IDAHO

رابين لي رو Robin Lee Row

* اينديانا INDIANA

دبرا دنيس براون Debra Denise Brown

* كنتاكي KENTUCKY

ويرجينيا سوزان كاديل Virginia Susan Caudill

* لويزيانا LOUISIANA

آنتوانت فرانك Antoinette Frank
برندي هولمز Brandy Holmes

* مي‌سي‌سي‌پي MISSISSIPPI

ميشل بيروم Michelle Byrom
ليزا چمبرلن Lisa Chamberlin
كريستي لي فولگام Kristi Leigh Fulgham

* كاروليناي شمالي NORTH CAROLINA

ملاني اندرسون Melanie Anderson
پاتريشيا جوان جنينگز Patricia JoAnn Jennings
كريستين كمرلين Christene Kemmerlin
بلنچ كايزر مور Blanche Kiser Moore
كارلت اليزابت پاركر Carlette Elizabeth Parker
كريستينا اس. والترز Christina S. Walters

* اوهايو OHIO

نيكول آن داير Nicole Ann Diar

* اوكلاهاما OKLAHOMA

برندا اي. اندرو Brenda E. Andrew

* پنسيلوانيا PENNSYLVANIA

كارولين آن كينگ Carolyn Ann King
ميشل سو تارپ Michelle Sue Tharp
شوندا دي والتر Shonda Dee Walter

* تنسي TENNESSEE

گيل كركسي اوونز Gaile Kirksey Owens
كريستا گيل پايك Christa Gail Pike

* تگزاس TEXAS

سوزان مارگارت باسو Suzanne Margaret Basso
ليندا آنيتا كارتي Linda Anita Carty
ليزا كلمن Lisa Coleman
كتي لين هندرسون Cathy Lynn Henderson
بريتاني مارلو هولبرگ Brittany Marlowe Holeberg
مليسا اليزابت لوسيو Melissa Elizabeth Lucio
كيمبرلي لگيل مك كارتي Kimberly Legayle McCarthy
چلسي لي ريچاردسون Chelsea Lea Richardson
دارلا لين روتير Darla Lynn Routier
اريكا ايوان شپرد Erica Yvonne Sheppard

*ويرجينيا VIRGINIA

ترزا ميشل لوئيس Teresa Michelle Lewis (اعدام شد)

 

هدف تحریم های اقتصادی


http://dolateyaar.persiangig.com/2/4.jpg
هدف تحریم های اقتصادی

اختصاصی /هامون نیوز دشمنان ایران برای اینکه مردم را وادار کنند که از حق مسلم خود در استفاده از انرژی هسته ای دست بر دارند و به خواسته های غیر منطقی و ظالمانه آمریکا .اسرائیل و ایادی آنها تن دهند تحریم های اقتصادی را راه انداختند.

پس مسیر تحریم ها از تاکتیک های مبارزه  دشمنان ایران با ملت غیور و شریف ایران است و سعی دارند پایداری مردم را در کسب حقوق خود بشکنند اما غافلند که ملت ایران ملتی نیست که به شکست تن دهد و در این عرصه دولت و ملت ایران در کنار یکدیگر و پشت سر رهبری  به حول قوه الهی اثرات تحریم ها را نا چیز خواهند کرد وثابت خواهند همود که تیر دشمن این بار دیگر به هدف نخواهد خورد و مردم ایران در دست یابی به حق مسلم خود ثابت قدم خواهند بود.


استیلای یاس و نا امیدی بر حامیان جریان فتنه

استیلای یاس و نا امیدی بر حامیان جریان فتنه

اختصاصی/هامون نیوزاین روزها یاس و نا امیدی شدیدی بر بدنه هواداران وشکست خوردگان جریان فتنه مستولی شده و استیصال و درماندگی آنها نخ نما گردیده است. گرد نا امیدی بر چرخه حامیان جریان فتنه تا حدی بود است که در دیدار اعضای سازمان عدالت وآزادی ایران با طاهری اصفهانی که اخیرا انجام گرفت موجبات نگرانی شدید طاهری را فراهم کرد و وی مجبور شد ضمن اعتراف تلویحی به غلبه یاس بر فتنه گران به آنان دلگرمی داده و آیاتی از قرآن کریم را تذکر میدهد تا شاید از این طریق شکست خوردگان مستاصل جریان فتنه را از درد یاس و نا امیدی رها سازد. ذکر این نکته لازم است که آیه ای که طاهری برای دلخوشی فتنه گران بیان کرده است مصادیق مشخص وبا ویژگی های خاص دارد که قطعا سران فتنه و حامیان آنها را شامل نمی شود و اگر باشند مصادیق قسمت دوم آیه شریفه هستند که می فرماید عذاب ما از قوم گنهکار بازگردانده نمی شود

صاحبان بصیرت می دانند که در واقع در جریان فتنه یعد از انتخابات این امت حزب الله بودند که با ایستادگی در مقابل فتنه گران که از سوی همه دشمنان خارجی و داخلی وحمایت می شوند.صبر و استقامت پیشه کردند و گوش به فرامین رهبری نظام که جانشین به حق پیامب(ص) و ائمه معصومین (ع) است با صبر و استقامت مشمول نصرت الهی شده و آتش فتنه را خاموش نمودند.بنا بر این رهبری و حامیان نظام مصداق قسمت اول آیه و فتنه انگیزان شکست خورده مشمول و مصداق قسمت دوم آیه شریفه هستند


آقای موسوی مردم ایران ترسو نیستند به ملت توهین نکنید

آقای موسوی مردم ایران ترسو نیستند به ملت توهین نکنید

مخالفت عربستان با سفر میر حسین موسوی به مراسم 

حج

اختصاصی/ هامون نیوز موسوی در مصاحبه اخیر خود مردم ایران را ملتی ترسو و عافیت طلب قلمداد کرده وی در این مصاحبه علت نیامدن مردم به خیابان ها و عدم استقبال از فراخوان های موسوی و کروبی را حضور نیروهای امنیتی و انتظامی در خیابان ها دانست که معنای ان ترسو بودن و عافیت طلبی مردم است.موسوی گویا فراموش کرده که راجع به ملتی صحبت می کند که در زمان شاه مخلوع با اینکه حضور نیرو های نظامی و امنیتی در خیابان ها خیلی بیش از آنچه او توصیف کرده بود اما مردم بدون هیچ ترسی به خیابان ها آمدند و با دادن خون و تحمل شکنجه انقلاب اسلامی را به ثمر رساندند.البته این نکته را باید به موسوی یاد اور شد که جناب موسوس ملت همان ملت هستند نه تنها ترسو و عافیت طلب نشده بلکه شجاع تر و بصیر تر هم شدهاند.پس اگر از برنامه های شما استقبال نمی شود علتش این است که ملت شریف ایران  شما را قبول ندارند و الا ملت ترسی از نیرو های حکومتی ندارد کما اینکه در مقابل تهدیدات دشمنان تا دندان مسلح  نظام ایستاده اندو بر اصول نظام و حقوق حقه خودپا فشاری دارند.


خواص بی بصیرت یا خواص دنیاپرست به طور طبيعى در هر جامعه‌اى، معدودى از افراد هستند كه نقش اول را در

خواص بی بصیرت یا خواص دنیاپرست

به طور طبيعى در هر جامعه‌اى، معدودى از افراد هستند كه نقش اول را در سرنوشت آن جامعه بازى مى‌كنند. در ادبيات سياسى و اجتماعى معمولا از اين افراد به «نخبگان» تعبير مى‌شود. گرچه معمولا فعاليت‌هاى اجتماعى به ملت و توده مردم نسبت داده مى‌شود، اما اگر روند انجام اين امور مورد بررسى و تجزيه و تحليل قرار گيرد، اين نتيجه حاصل خواهد شد كه سر منشأ آنها در اصل به چند نفر باز مى‌گردد. اين قبيل افراد نوعاً از هوش، خلاقيت و قدرت طراحى و برنامه ريزى بالايى برخوردارند. در اين بين، برخى نخبگان ـ كه تعدادشان هم كم نيست ـ به دليل عدم پاى‌بندى به تقيدات، اصول و ارزش‌هايى خاص، از انعطاف پذيرى بالايى نيز برخوردارند و مى‌توانند افراد مختلف را با هر تفكر و مسلك و مرامى، اعم از شيطانى و الهى، به خود جذب كنند و به سرعت خود را با هر طرح و برنامه‌اى تطبيق دهند و همراه كنند.

در صدر اسلام نيز اوضاع اين گونه بود. عده‌اى محدود، طراح حوادث بودند و در جريانات، نقش اصلى را ايفا مى‌كردند و اكثريت مردم نيز تحت تأثير عواملى خاص از آنها تبعيت مى‌كردند. اين سردمداران نيز عمدتاً یا عاشق پول بودند يا مقام.

از بين پول و مقام، كسانى كه عاشق مقام هستند، بايد از رشد فكرى بيشترى برخوردار باشند؛ چرا كه علاقه به مال امرى عمومى است و روشن است كه با پول و مال دنيا بهتر مى‌توان وسايل ارضاى شهوات و خواسته‌هاى نفسانى را فراهم كرد. از اين رو همه، پول و مال دنيا را دوست دارند. اما در اين ميان، عده‌اى حاضرند با تظاهر به زهد و ساده زيستى، حتى از مال دنيا و زندگى راحت صرف نظر كنند تا به پست و مقام و محبوبيت برسند. تمام اموال خود را براى رسيدن به رياست خرج مى‌كنند، و حتى بعد از رسيدن به مقام نيز در پى جمع كردن مال دنيا نيستند و نفس رئيس بودن و برخوردارى از مقام براى آنها اهميت دارد. و خلاصه اینکه اصولا عشق به رياست بالاتر از عشق به پول است.

اصلى‌ترين عامل مخالفت با اميرالمؤمنين علی(عليه السلام)، بلكه مخالفت با حق را در طول تاريخ مى‌توان حب دنيا، حب مال و حب رياست دانست. در اين جا مناسب است در اين زمينه به شواهدى نيز اشاره كنيم.

اميرالمؤمنين علی(عليه السلام) در خطبه سوم نهج البلاغه كه به «خطبه شقشقيه» معروف است، ضمن گلايه از كارهايى كه بعد از رحلت پيامبر اسلام(صلى الله عليه و آله) انجام گرفت و مصيبت‌هايى كه بر اميرالمؤمنين علی(عليه السلام) وارد شد، مى‌فرمايند: فَصَبَرْتُ وَ فِى الْعَيْنِ قَذىً وَ فِى الْحَلْقِ شَجاً؛ بر تمام اين مصايب صبر كردم در حالى كه گويا خارى در چشم و استخوانى در گلو داشتم. سپس آن حضرت ادامه مى‌دهند: بعد از بيعت مردم با من نيز عده‌اى بيعت را شكسته و بناى مخالفت و جنگ با من را گذاشتند؛ مگر ايشان اين آيه شريفه را نشنيده بودند كه: تِلْكَ الدّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ.« قصص 83: آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مى‌دهيم كه در زمين خواستار برترى و فساد نيستند، و فرجام [خوش] از آنِ پرهيزگاران است.»

سپس خود آن حضرت پاسخ مى‌دهند: بَلى! وَاللّهِ لَقَدْ سَمِعُوها وَ وَعَوْها وَ لكِنَّهُمْ حَلِيَتِ الدُّنْيا فى أَعْيُنِهِمْ وَ راقَهُمْ زِبْرِجُها؛ آنها اين آيه را به خوبى شنيده و آن را درك كرده بودند؛ معناى آن را نيز به خوبى مى‌دانستند و حجت بر آنها تمام بود؛ اما دنيا در چشم آنها زيبا جلوه كرد و زيورهاى دنيا مايه اعجاب آنها شد.

مشكل اصلى مخالفان حضرت على(عليه السلام) و همه مخالفان حق را بايد در حب دنيا و دل بستگى به آن جستجو كرد. البته نتيجه اين سخن آن نيست كه انسان با هر چه در دنيا است دشمنى بورزد و از نعمت‌هاى خداوند به خوبى استفاده نكند. دل بستگى به دنيا غير از استفاده مناسب از نعمت‌ها است. تمتع از دنيا و نعمت‌ها و لذت‌هاى آن هميشه مذموم و ناپسند نيست، بلكه در مواردى حتى واجب يا مستحب است. «استفاده» از نعمت‌هاى دنيا به معناى «حب دنيا» نيست. انسان به مقتضاى طبيعت خود امور لذيذ را دوست دارد. از اين رو نفس لذت بردن از دنيا و مواهب آن مورد نكوهش نيست. آنچه مذموم است دل بستگى به امور دنيا است به گونه‌اى كه نتواند از آنها جدا شود و اگر وظيفه شرعى ايجاب كرد، وظيفه را فداى لذت دنيا كند.

در مورد اميرالمؤمنين علی(عليه السلام)، «ناكثان» نمونه‌اى هستند از كسانى كه حب دنيا موجب گرديد حق را فراموش كنند و با آن حضرت به مخالفت برخيزند. آنها اولين كسانى بودند كه به مخالفت با آن حضرت پرداختند. در رأس اين گروه نيز سه نفر بودند كه آتش جنگ جمل به دست آنان برافروخته شد: زبير (پسر عمه پيامبر(ص) و على(ع) و داماد ابوبكر)؛ عايشه (همسر پيامبر(ص)) و طلحه (پسر عمه عايشه). زبير از كسانى بود كه در زمان خلافت ابوبكر ابتدا با او بيعت نكرد و مى‌خواست با حضرت على(عليه السلام) بيعت كند. او پسر عمه حضرت على(عليه السلام) بود و در جنگ‌ها در كنار پيامبر(صلى الله عليه وآله) فداكارى‌ها و رشادت‌هاى بسيارى از خود نشان داده بود. پس از كشته شدن خليفه سوم، طلحه و زبير از اولين كسانى بودند كه با حضرت على(عليه السلام) بيعت كردند. آنان پس از بيعت، دو درخواست از آن حضرت داشتند:

اول اين كه سهم آنها را از بيت المال به همان اندازه‌اى قرار دهد كه عمر تعيين كرده بود. عمر طبقه بندى خاصى براى مسلمانان تعريف كرده بود و بر آن اساس بيت المال را تقسيم مى‌كرد. مهاجرينِ اول و شخصيت‌هاى سرشناس، سهم بيشترى داشتند و كسانى كه از مراتب پايين‌ترى برخوردار بودند و اسم و رسمى نداشتند سهم كمترى مى‌گرفتند.

اميرالمؤمنين علی(عليه السلام) از ابتدا با اين تصميم مخالف بودند و فرمودند: پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) بيت المال را به طور يكسان تقسيم مى‌كرد. همچنين هنگامى كه مردم با ايشان بيعت كردند، گفتند من بيعت شما را مى‌پذيرم به اين شرط كه بر اساس سنّت پيامبر(صلى الله عليه وآله) رفتار كنم.

طلحه و زبير پس از بيعت با اميرالمؤمنين(عليه السلام) به آن حضرت گفتند: ما از سابقينِ مؤمنان و از نزديكان پيامبر(صلى الله عليه وآله) هستيم و به اسلام خدمات فراوانى كرده‌ايم؛ بنابراين در تقسيم بيت المال همان‌گونه كه خليفه دوم عمل مى‌كرد، براى ما سهم بيشترى قرار بده! اميرالمؤمنين(عليه السلام) در پاسخ اين درخواست فرمودند: آيا شما زودتر ايمان آورده‌ايد يا من؟ آنها گفتند: البته شما! دوباره آن حضرت از آنها پرسيدند: آيا شما به پيامبر(صلى الله عليه وآله) نزديك‌تر هستيد يا من؟ آنها گفتند: البته شما! حضرت فرمودند: سهم من از بيت المال همان است كه به ديگر مسلمانان مى‌دهم؛ بنابراين نمى‌توانم به شما بيش از آن بدهم. من بايد سنّت پيامبر(صلى الله عليه وآله) را عمل كنم و نمى‌توانم طبقه بندى عمر را بپذيرم؛ زيرا خلاف شرع و بدعت است.

و اما درخواست دوم آنان اين بود كه حكومت عراق به زبير و حكومت يمن به طلحه واگذار شود. اميرالمؤمنين(عليه السلام) در پاسخ اين درخواست نيز فرمودند: بايد در مورد اين پيشنهاد بينديشم و بررسى كنم كه مصلحت چگونه اقتضا مى‌كند؛ هر كس اصلح باشد، او را تعيين خواهم كرد. با اين دو پاسخ اميرالمؤمنين(عليه السلام)، آنها به اين نتيجه رسيدند كه نمى‌توان آن حضرت را به سازش واداشت. از اين رو فتنه جمل را به راه انداختند.

بنابراين انگيزه اصلى سران جمل «سهم بيشتر از بيت المال» و «رياست» بود. البته اين كه رياست را نيز براى به دست آوردن كسب اموالِ بيشتر مى‌خواستند و يا خود رياست براى آنها مطلوبيت داشت؛ براى ما روشن نيست. اما در همين باره توجه به اين نكته جالب است كه آنچه آنها از اميرالمؤمنين(عليه السلام) مى‌خواستند اين بود كه براى دنياى آنان از دين خود بگذرد! و چه خيال باطلى! على(عليه السلام) كه حتى ذره‌اى به فكر دنيا و رياست براى خودش نبود، چگونه ممكن بود كه دين خود را براى دنيا و رياست ديگران فدا كند؟! و به راستى بدا به حال كسى كه دين خود را از دست مى‌دهد تا ديگرى به نان و نوايى برسد! گاهى ممكن است كسى از دين خود صرف نظر كند و گناهى را مرتكب شود تا خودش لذتى ببرد؛ اين كار نادانى و حماقت است و از ضعف ايمان ناشى مى‌شود؛ اما نهايت حماقت اين است كه انسان دين خود را براى دنيا و رياست و هوس‌هاى ديگران فدا كند! گاهى كسانى زنده باد و مرده باد مى‌گويند براى اين كه ديگران به مال و مقامى برسند، حقى را ناحق كنند، بيت المال را با تبذير و اسراف مصرف كنند و احكام خدا را تعطيل نمايند!

اين نهايت حماقت است كه انسان براى رسيدن ديگران به تمايلات و آرزوهايشان آخرت خود را فدا كند! در طول تاريخ اين گونه اشخاص كم نبوده‌اند. آيا من و شما اين گونه نيستيم؟ آيا ما حاضر نيستيم دين خود را براى دنياى ديگران بفروشيم؟ پاسخ اين سؤال آسان نيست. ممكن است امروز پاسخ منفى به اين سؤال بدهيم، اما زمانى نوبت امتحان ما نيز خواهد رسيد.

در هر صورت، مى‌توان گفت علت اصلى مخالفت با حضرت على(عليه السلام) در بين نخبگان و خواص، چيزى جز «حب دنيا» و در رأس آن، علاقه به مال و مقام نبود. طلحه و زبير از خواص و نخبگان جامعه اسلامى آن زمان بودند. آنها از جمله اعضاى شوراى شش نفره‌اى بودند كه عمر براى انتخاب خليفه بعد از خود تعيين كرده بود. مى‌دانيم كه يكى از اعضاى آن شورا نيز حضرت على(عليه السلام) بود. از اين رو در جامعه آن روز، طلحه و زبير هم تراز حضرت على(عليه السلام) شمرده مى‌شدند. اما بعد از سال‌ها جهاد و فداكارى براى اسلام و خدمت به مسلمين، عاقبتِ آنها اين شد كه به سبب علاقه به مال و رياست، به مخالفت و جنگ با حضرت على(عليه السلام) برخاستند.

با توجه با اين فرمايش اميرالمؤمنين علی(عليه السلام)، اكنون خوب است ما به درون خود مراجعه كرده و ببينيم چه اندازه شيفته دنيا هستيم؟ آيا زر و زيور دنيا چشم ما را خيره نكرده است؟ دل بستگى به دنيا نشانه‌هايى دارد كه با جستجوى آنها در حالات و رفتارمان مى‌توانيم پاسخ اين سؤال را پيدا كنيم. آيا اگر انجام وظيفه موجب محروميت ما از بعضى امور دنيوى شود، حاضريم وظيفه خود را انجام دهيم؟ آيا اگر انجام وظيفه موجب فقر و محروميت، از بين رفتن احترام و ناسزا شنيدن از ديگران شود، آمادگى انجام وظيفه را داريم يا اين كه به بهانه‌هاى مختلف، از زير بار وظيفه شانه خالى مى‌كنيم و در جايى كه منافع دنيوى ما به خطر بيفتد، آن را فراموش مى‌كنيم؟ آيا دنيا در چشم ما نيز مانند كسانى كه با حضرت على(عليه السلام) مخالفت كردند، زيبا جلوه كرده و ما را شيفته خود ساخته است؟

ما بايد خود را بيازماييم و ببينيم رفتارهاى گذشته مان چگونه بوده است. صرف نظر از گذشته، بايد مراقب باشيم كه در آينده فريب دنيا را نخوريم. بايد در هر جريانى به دنبال تشخيص وظيفه خود باشيم و حتى اگر به ضرر دنياى ما تمام مى‌شود، آن را انجام دهيم. اين نشانه‌اى است براى اين كه بفهميم آيا ما نيز در رديف مخالفان حضرت على(عليه السلام) هستيم يا راه ما از آنها جدا است.
 
دل بستگى به پول و رياست، نامطلوب و موجب هلاكت انسان است. اگر انسان به جمع كردن مال بپردازد و آن را به دست اهلش نرساند، مال پرستى است؛ و اگر كسى مقامى را كه لياقت آن را ندارد اشغال كند و آن را در اختيار كسانى كه بهتر از او توانايى اداره آن را دارند قرار ندهد، حب مقام در قلب او رسوخ كرده است. چنين كسى مصلحت امت را فداى مصلحت و منفعت خود مى‌كند. البته از سوى ديگر نيز انسان مى‌تواند با بهره‌گيرى از مال و مقام به ديگران خدمت كند و از آنها به عنوان وسيله‌اى براى عبادت استفاده كند. اگر اين گونه باشد، مال و مقام مطلوب است و بهره گرفتن از آن ايرادى ندارد.

 آيا حب مال و مقام در قلب ما ريشه ندارد؟ به راستى اگر ما به جاى زبير بوديم چه مى‌كرديم؟ آيا من و شما مطمئنيم كه ايمانمان از طلحه و زبير محكم‌تر است؟!



به طور طبيعى در هر جامعه‌اى، معدودى از افراد هستند كه نقش اول را در سرنوشت آن جامعه بازى مى‌كنند. در ادبيات سياسى و اجتماعى معمولا از اين افراد به «نخبگان» تعبير مى‌شود. گرچه معمولا فعاليت‌هاى اجتماعى به ملت و توده مردم نسبت داده مى‌شود، اما اگر روند انجام اين امور مورد بررسى و تجزيه و تحليل قرار گيرد، اين نتيجه حاصل خواهد شد كه سر منشأ آنها در اصل به چند نفر باز مى‌گردد. اين قبيل افراد نوعاً از هوش، خلاقيت و قدرت طراحى و برنامه ريزى بالايى برخوردارند. در اين بين، برخى نخبگان ـ كه تعدادشان هم كم نيست ـ به دليل عدم پاى‌بندى به تقيدات، اصول و ارزش‌هايى خاص، از انعطاف پذيرى بالايى نيز برخوردارند و مى‌توانند افراد مختلف را با هر تفكر و مسلك و مرامى، اعم از شيطانى و الهى، به خود جذب كنند و به سرعت خود را با هر طرح و برنامه‌اى تطبيق دهند و همراه كنند.

در صدر اسلام نيز اوضاع اين گونه بود. عده‌اى محدود، طراح حوادث بودند و در جريانات، نقش اصلى را ايفا مى‌كردند و اكثريت مردم نيز تحت تأثير عواملى خاص از آنها تبعيت مى‌كردند. اين سردمداران نيز عمدتاً یا عاشق پول بودند يا مقام.

از بين پول و مقام، كسانى كه عاشق مقام هستند، بايد از رشد فكرى بيشترى برخوردار باشند؛ چرا كه علاقه به مال امرى عمومى است و روشن است كه با پول و مال دنيا بهتر مى‌توان وسايل ارضاى شهوات و خواسته‌هاى نفسانى را فراهم كرد. از اين رو همه، پول و مال دنيا را دوست دارند. اما در اين ميان، عده‌اى حاضرند با تظاهر به زهد و ساده زيستى، حتى از مال دنيا و زندگى راحت صرف نظر كنند تا به پست و مقام و محبوبيت برسند. تمام اموال خود را براى رسيدن به رياست خرج مى‌كنند، و حتى بعد از رسيدن به مقام نيز در پى جمع كردن مال دنيا نيستند و نفس رئيس بودن و برخوردارى از مقام براى آنها اهميت دارد. و خلاصه اینکه اصولا عشق به رياست بالاتر از عشق به پول است.

اصلى‌ترين عامل مخالفت با اميرالمؤمنين علی(عليه السلام)، بلكه مخالفت با حق را در طول تاريخ مى‌توان حب دنيا، حب مال و حب رياست دانست. در اين جا مناسب است در اين زمينه به شواهدى نيز اشاره كنيم.

اميرالمؤمنين علی(عليه السلام) در خطبه سوم نهج البلاغه كه به «خطبه شقشقيه» معروف است، ضمن گلايه از كارهايى كه بعد از رحلت پيامبر اسلام(صلى الله عليه و آله) انجام گرفت و مصيبت‌هايى كه بر اميرالمؤمنين علی(عليه السلام) وارد شد، مى‌فرمايند: فَصَبَرْتُ وَ فِى الْعَيْنِ قَذىً وَ فِى الْحَلْقِ شَجاً؛ بر تمام اين مصايب صبر كردم در حالى كه گويا خارى در چشم و استخوانى در گلو داشتم. سپس آن حضرت ادامه مى‌دهند: بعد از بيعت مردم با من نيز عده‌اى بيعت را شكسته و بناى مخالفت و جنگ با من را گذاشتند؛ مگر ايشان اين آيه شريفه را نشنيده بودند كه: تِلْكَ الدّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ.« قصص 83: آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مى‌دهيم كه در زمين خواستار برترى و فساد نيستند، و فرجام [خوش] از آنِ پرهيزگاران است.»

سپس خود آن حضرت پاسخ مى‌دهند: بَلى! وَاللّهِ لَقَدْ سَمِعُوها وَ وَعَوْها وَ لكِنَّهُمْ حَلِيَتِ الدُّنْيا فى أَعْيُنِهِمْ وَ راقَهُمْ زِبْرِجُها؛ آنها اين آيه را به خوبى شنيده و آن را درك كرده بودند؛ معناى آن را نيز به خوبى مى‌دانستند و حجت بر آنها تمام بود؛ اما دنيا در چشم آنها زيبا جلوه كرد و زيورهاى دنيا مايه اعجاب آنها شد.

مشكل اصلى مخالفان حضرت على(عليه السلام) و همه مخالفان حق را بايد در حب دنيا و دل بستگى به آن جستجو كرد. البته نتيجه اين سخن آن نيست كه انسان با هر چه در دنيا است دشمنى بورزد و از نعمت‌هاى خداوند به خوبى استفاده نكند. دل بستگى به دنيا غير از استفاده مناسب از نعمت‌ها است. تمتع از دنيا و نعمت‌ها و لذت‌هاى آن هميشه مذموم و ناپسند نيست، بلكه در مواردى حتى واجب يا مستحب است. «استفاده» از نعمت‌هاى دنيا به معناى «حب دنيا» نيست. انسان به مقتضاى طبيعت خود امور لذيذ را دوست دارد. از اين رو نفس لذت بردن از دنيا و مواهب آن مورد نكوهش نيست. آنچه مذموم است دل بستگى به امور دنيا است به گونه‌اى كه نتواند از آنها جدا شود و اگر وظيفه شرعى ايجاب كرد، وظيفه را فداى لذت دنيا كند.

در مورد اميرالمؤمنين علی(عليه السلام)، «ناكثان» نمونه‌اى هستند از كسانى كه حب دنيا موجب گرديد حق را فراموش كنند و با آن حضرت به مخالفت برخيزند. آنها اولين كسانى بودند كه به مخالفت با آن حضرت پرداختند. در رأس اين گروه نيز سه نفر بودند كه آتش جنگ جمل به دست آنان برافروخته شد: زبير (پسر عمه پيامبر(ص) و على(ع) و داماد ابوبكر)؛ عايشه (همسر پيامبر(ص)) و طلحه (پسر عمه عايشه). زبير از كسانى بود كه در زمان خلافت ابوبكر ابتدا با او بيعت نكرد و مى‌خواست با حضرت على(عليه السلام) بيعت كند. او پسر عمه حضرت على(عليه السلام) بود و در جنگ‌ها در كنار پيامبر(صلى الله عليه وآله) فداكارى‌ها و رشادت‌هاى بسيارى از خود نشان داده بود. پس از كشته شدن خليفه سوم، طلحه و زبير از اولين كسانى بودند كه با حضرت على(عليه السلام) بيعت كردند. آنان پس از بيعت، دو درخواست از آن حضرت داشتند:

اول اين كه سهم آنها را از بيت المال به همان اندازه‌اى قرار دهد كه عمر تعيين كرده بود. عمر طبقه بندى خاصى براى مسلمانان تعريف كرده بود و بر آن اساس بيت المال را تقسيم مى‌كرد. مهاجرينِ اول و شخصيت‌هاى سرشناس، سهم بيشترى داشتند و كسانى كه از مراتب پايين‌ترى برخوردار بودند و اسم و رسمى نداشتند سهم كمترى مى‌گرفتند.

اميرالمؤمنين علی(عليه السلام) از ابتدا با اين تصميم مخالف بودند و فرمودند: پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) بيت المال را به طور يكسان تقسيم مى‌كرد. همچنين هنگامى كه مردم با ايشان بيعت كردند، گفتند من بيعت شما را مى‌پذيرم به اين شرط كه بر اساس سنّت پيامبر(صلى الله عليه وآله) رفتار كنم.

طلحه و زبير پس از بيعت با اميرالمؤمنين(عليه السلام) به آن حضرت گفتند: ما از سابقينِ مؤمنان و از نزديكان پيامبر(صلى الله عليه وآله) هستيم و به اسلام خدمات فراوانى كرده‌ايم؛ بنابراين در تقسيم بيت المال همان‌گونه كه خليفه دوم عمل مى‌كرد، براى ما سهم بيشترى قرار بده! اميرالمؤمنين(عليه السلام) در پاسخ اين درخواست فرمودند: آيا شما زودتر ايمان آورده‌ايد يا من؟ آنها گفتند: البته شما! دوباره آن حضرت از آنها پرسيدند: آيا شما به پيامبر(صلى الله عليه وآله) نزديك‌تر هستيد يا من؟ آنها گفتند: البته شما! حضرت فرمودند: سهم من از بيت المال همان است كه به ديگر مسلمانان مى‌دهم؛ بنابراين نمى‌توانم به شما بيش از آن بدهم. من بايد سنّت پيامبر(صلى الله عليه وآله) را عمل كنم و نمى‌توانم طبقه بندى عمر را بپذيرم؛ زيرا خلاف شرع و بدعت است.

و اما درخواست دوم آنان اين بود كه حكومت عراق به زبير و حكومت يمن به طلحه واگذار شود. اميرالمؤمنين(عليه السلام) در پاسخ اين درخواست نيز فرمودند: بايد در مورد اين پيشنهاد بينديشم و بررسى كنم كه مصلحت چگونه اقتضا مى‌كند؛ هر كس اصلح باشد، او را تعيين خواهم كرد. با اين دو پاسخ اميرالمؤمنين(عليه السلام)، آنها به اين نتيجه رسيدند كه نمى‌توان آن حضرت را به سازش واداشت. از اين رو فتنه جمل را به راه انداختند.

بنابراين انگيزه اصلى سران جمل «سهم بيشتر از بيت المال» و «رياست» بود. البته اين كه رياست را نيز براى به دست آوردن كسب اموالِ بيشتر مى‌خواستند و يا خود رياست براى آنها مطلوبيت داشت؛ براى ما روشن نيست. اما در همين باره توجه به اين نكته جالب است كه آنچه آنها از اميرالمؤمنين(عليه السلام) مى‌خواستند اين بود كه براى دنياى آنان از دين خود بگذرد! و چه خيال باطلى! على(عليه السلام) كه حتى ذره‌اى به فكر دنيا و رياست براى خودش نبود، چگونه ممكن بود كه دين خود را براى دنيا و رياست ديگران فدا كند؟! و به راستى بدا به حال كسى كه دين خود را از دست مى‌دهد تا ديگرى به نان و نوايى برسد! گاهى ممكن است كسى از دين خود صرف نظر كند و گناهى را مرتكب شود تا خودش لذتى ببرد؛ اين كار نادانى و حماقت است و از ضعف ايمان ناشى مى‌شود؛ اما نهايت حماقت اين است كه انسان دين خود را براى دنيا و رياست و هوس‌هاى ديگران فدا كند! گاهى كسانى زنده باد و مرده باد مى‌گويند براى اين كه ديگران به مال و مقامى برسند، حقى را ناحق كنند، بيت المال را با تبذير و اسراف مصرف كنند و احكام خدا را تعطيل نمايند!

اين نهايت حماقت است كه انسان براى رسيدن ديگران به تمايلات و آرزوهايشان آخرت خود را فدا كند! در طول تاريخ اين گونه اشخاص كم نبوده‌اند. آيا من و شما اين گونه نيستيم؟ آيا ما حاضر نيستيم دين خود را براى دنياى ديگران بفروشيم؟ پاسخ اين سؤال آسان نيست. ممكن است امروز پاسخ منفى به اين سؤال بدهيم، اما زمانى نوبت امتحان ما نيز خواهد رسيد.

در هر صورت، مى‌توان گفت علت اصلى مخالفت با حضرت على(عليه السلام) در بين نخبگان و خواص، چيزى جز «حب دنيا» و در رأس آن، علاقه به مال و مقام نبود. طلحه و زبير از خواص و نخبگان جامعه اسلامى آن زمان بودند. آنها از جمله اعضاى شوراى شش نفره‌اى بودند كه عمر براى انتخاب خليفه بعد از خود تعيين كرده بود. مى‌دانيم كه يكى از اعضاى آن شورا نيز حضرت على(عليه السلام) بود. از اين رو در جامعه آن روز، طلحه و زبير هم تراز حضرت على(عليه السلام) شمرده مى‌شدند. اما بعد از سال‌ها جهاد و فداكارى براى اسلام و خدمت به مسلمين، عاقبتِ آنها اين شد كه به سبب علاقه به مال و رياست، به مخالفت و جنگ با حضرت على(عليه السلام) برخاستند.

با توجه با اين فرمايش اميرالمؤمنين علی(عليه السلام)، اكنون خوب است ما به درون خود مراجعه كرده و ببينيم چه اندازه شيفته دنيا هستيم؟ آيا زر و زيور دنيا چشم ما را خيره نكرده است؟ دل بستگى به دنيا نشانه‌هايى دارد كه با جستجوى آنها در حالات و رفتارمان مى‌توانيم پاسخ اين سؤال را پيدا كنيم. آيا اگر انجام وظيفه موجب محروميت ما از بعضى امور دنيوى شود، حاضريم وظيفه خود را انجام دهيم؟ آيا اگر انجام وظيفه موجب فقر و محروميت، از بين رفتن احترام و ناسزا شنيدن از ديگران شود، آمادگى انجام وظيفه را داريم يا اين كه به بهانه‌هاى مختلف، از زير بار وظيفه شانه خالى مى‌كنيم و در جايى كه منافع دنيوى ما به خطر بيفتد، آن را فراموش مى‌كنيم؟ آيا دنيا در چشم ما نيز مانند كسانى كه با حضرت على(عليه السلام) مخالفت كردند، زيبا جلوه كرده و ما را شيفته خود ساخته است؟

ما بايد خود را بيازماييم و ببينيم رفتارهاى گذشته مان چگونه بوده است. صرف نظر از گذشته، بايد مراقب باشيم كه در آينده فريب دنيا را نخوريم. بايد در هر جريانى به دنبال تشخيص وظيفه خود باشيم و حتى اگر به ضرر دنياى ما تمام مى‌شود، آن را انجام دهيم. اين نشانه‌اى است براى اين كه بفهميم آيا ما نيز در رديف مخالفان حضرت على(عليه السلام) هستيم يا راه ما از آنها جدا است.
 
دل بستگى به پول و رياست، نامطلوب و موجب هلاكت انسان است. اگر انسان به جمع كردن مال بپردازد و آن را به دست اهلش نرساند، مال پرستى است؛ و اگر كسى مقامى را كه لياقت آن را ندارد اشغال كند و آن را در اختيار كسانى كه بهتر از او توانايى اداره آن را دارند قرار ندهد، حب مقام در قلب او رسوخ كرده است. چنين كسى مصلحت امت را فداى مصلحت و منفعت خود مى‌كند. البته از سوى ديگر نيز انسان مى‌تواند با بهره‌گيرى از مال و مقام به ديگران خدمت كند و از آنها به عنوان وسيله‌اى براى عبادت استفاده كند. اگر اين گونه باشد، مال و مقام مطلوب است و بهره گرفتن از آن ايرادى ندارد.

 آيا حب مال و مقام در قلب ما ريشه ندارد؟ به راستى اگر ما به جاى زبير بوديم چه مى‌كرديم؟ آيا من و شما مطمئنيم كه ايمانمان از طلحه و زبير محكم‌تر است؟!


نامه‌هاي آتي كروبي به سران كشورها لو رفت
نامه‌هاي آتي كروبي به سران كشورها لو رفت

روز گذشته يكي از سايت‌هاي وابسته به جنبش سبز گاف بزرگي داد و به اشتباه برنامه‌هاي آتي مهدي كروبي را منتشر كرد. هر چند اين خبر دقايقي بعد از روي سايت حذف شد اما بررسي آن نشان مي‌دهد كه سران جنبش وظايف خود را تقسيم كرده‌اند، به گونه‌اي كه موسوي بيانيه‌هاي داخلي و كروبي نامه‌هاي بين‌المللي را صادر مي‌كنند.

نكته جالب اينجاست كه در صدر فهرست برنامه‌هاي كروبي، پرداختن به بحران معدن «سن‌خوزه» ثبت شده و و او در تاريخ 25 مهرماه به دنبال رهایی معدنچیان در شیلی به رئیس‌جمهور اين كشور نامه‌اي نوشته است.

از آنجا كه صحت برنامه‌هاي كروبي محرز شده است، ليست لو رفته براي تنوير افكار عمومي منتشر مي‌شود.

 

ارسال نامه به اتحاديه‌هاي كارگري فرانسه و مرتبط دانستن اعتصابات اخير به جنگ داخلی فرانسه در سال 1871ميلادي و تشويق كارگران به همدلي و اتحاد تا لحظه سقوط دولت سركوزي

 

ارسال اطلاعيه‌اي مخفيانه براي مردم كره شمالي و آگاهي دادن به آن‌ها درباره وضع جسمانی نامساعد رهبر فعلی کره و هشدار دادن به خاطر احتمال به قدرت رسيدن «کیم جونگ اون»، پسر سوم «کیم جونگ ایل»،  پس از مرگ پدر يا پيش از آن و دعوت از مردم كره شمالي به اتحاد و همدلي و قيام عليه رژيم ديكتاتور كشورشان

 

ارسال نامه‌اي براي محمد البرادعی و اعلام حمايت جنبش سبز از كانديداتوري او براي پست رياست جمهوري مصر براي اصلاح قانون اساسی مصر و برگزاری انتخاباتی عادلانه و آزاد و خنثي كردن توطئه‌هاي دولت حسنی مبارک براي سركوب آزادي مردم مصر

 

ارسال نامه‌اي براي «عبدالعزیز بن ناصر السعود»، شاهزاده سعود و محكوم كردن سيستم فاسد قضايي عربستان سعودي و دعوت عبدالعزیز به پيشه كردن صبر و بردباري در زندان تا زمان سقوط حكوت ظالم سلطنتي عربستان سعودي و اعلام حمايت جنبش سبز از اقدامات اين شاهزاده

 

ارسال نامه‌اي خطاب به دانش‌آموزان آموزش و پرورش ناحيه شمال غربی چین و محكوم كردن توقف آموزش زبان تبتی و اعلام همبستگي جنبش سبز با تبتی‌هايي که فرهنگ بومی آن‌ها به دلیل سیاست‌های دولت چین در حال محو شدن است.

 

ارسال نامه براي مردم سودان و محكوم كردن مخالفت دولت اين كشور با اضافه شدن نيروهاي بيش‌تر حافظ صلح سازمان ملل متحد در حد فاصل شمال و جنوب سودان و تأكيد بر اين كه چنين اقداماتي نشان از وجود ديكتاتوري در آن كشور است و به زودي جرثومه‌هاي ظلم در آفريقا برچيده خواهد شد.

 

ارسال نامه‌اي براي سرهنگ راسل ویلیامز، خلبان نیروی هوایی کانادا و خلبان اسبق ملکه الیزابت دوم و دعوت از او براي پيوستن به جنبش سبز

 

و در آخر:

ارسال نامه به پارلمان انگليس درباره کاهش بودجه دولتی این کشور که از زمان جنگ جهانی دوم بی‌سابقه بوده و باعث خواهد شد که بسیاری از ادارات دولتی یک چهارم از بودجه خود را از دست بدهند و هزاران فرصت شغلي از دست برود و دعوت از ملت شريف انگليس براي اين كه نگران چيزي نباشند و به دولت خود اعتماد كنند.


فیس بوک و توئیتر؛ معدن طلای سیستم اطلاعاتی ایران
هشدار یک سایت اینترنتی وابسته به سازمان سیا:
فیس بوک و توئیتر؛ معدن طلای سیستم اطلاعاتی ایران
دستگاه اطلاعاتي جمهوري اسلامي كي مي توانست به راحتي اين گونه اطلاعات مجاني نسبت به تعداد زيادي از افراد اپوزيسيون به دست آورد؟ و از حال فرد فرد آنها باخبر باشد. با اين حساب آيا جمهوري اسلامي از فضاي مجازي ضرر كرده يا نفع برده است؟

شبكه هاي اينترنتي اجتماعي نظير فيس بوك به معدن طلاي اطلاعاتي جمهوري اسلامي تبديل شده اند.
سايت گويانيوز وابسته به سازمان جاسوسي سيا در هشداري جدي نسبت به ناامني شبكه هاي اينترنتي نوشت: اگر در گذشته، شبكه هاي اطلاعاتي جمهوري اسلامي بايد با هزار راه به گروههاي مخالف در خارج كشور نفوذ مي كرد تا اطلاعاتي ريز و درشت از وابستگان به گروههاي سياسي بدست آورد، امروز وجود شبكه هاي اينترنتي حكم يك معدن طلاي اطلاعاتي را دارد. رژيم براحتي مي تواند يك تصوير از وضعيت گروههاي سياسي، سمپاتها و هواداران يك سازمان به دست آورد مثلا در فيس بوك، هر كس مقداري كم و بيش از خود اطلاعاتي بيرون ميدهد؛ خطوط سياسي كه دنبال ميكند، نام و نام خانوادگي. و اگر طرف بسيار باز عمل كند باز هم اطلاعات بيشتري به اينكه كجا زندگي مي كند و به چه مسائلي علاقه دارد و بعد هم هر دوستي، دوستي را دنبال ميكند كه خود حاوي اطلاعاتي نادر براي رژيم است. امروز رژيم علاوه بر نعمت تكنولوژي كنترل زيمنس-نوكيا كه براي كنترل ارتباطات در داخل بكار ميگيرد، عملاً با وجود شبكه هاي اجتماعي مانند فيس بوك دست يابي به اطلاعات وسيعي را دارد.
گويانيوز مي نويسد: اگر جمهوري اسلامي مثلاً تا ديروز خبري از م.س يك فعال سياسي براي مثال نداشت، امروز از او خبر دارد كه مثلا هنوز نسبت به فلان سازمان سياسي سمپاتي دارد و م.س خود داراي دوستاني است و اين دوستان باز دوستاني دارند كه يا بصورت گروهي و يا بصورت فردي به يكديگر متصل هستند و بدين شكل حداقل وضعيت سياسي افرادي كه تا ديروز براي رژيم به عنوان هوادار ساده، نزديك و دور مشخص نبود امروز براي رژيم مشخص مي شود. از نظر تكنيكي رژيم براحتي مي تواند با گرفتن نام و نام خانوادگي افراد در كشورهاي مختلف اروپايي از طريق دستگاه اطلاعاتي كه در هر سفارتخانه دارد، در سيستم تلفني هر كشور اطلاعات محل زندگي افراد را بدست آورد و اگر هم برايش حساس باشد با تلاش بيشتري در محل اطلاعات نسبت به افراد بدست آورد. مي تواند با داشتن ايميل برنامه هاي مختلف را با اسب تروا ارسال كند كه با يك نوشته مخالف رژيم براي مثال در برنامه ورد، و يا پي دي اف و يا حتي تصوير و يا يك بازي و يك برنامه جالب و... اطلاعات كامپيوتري افراد را خالي نمايد. و مي تواند با گوگل اطلاعات بيشتري از فرد بدست آورد. حال حساب كنيد كه اگر تمامي اين تلاشهاي ساده را رژيم به هم گره بزند، چه اطلاعاتي را مي تواند بدست آورد. مي داند كه يك نفر اكنون در چه وضعيت سياسي است و تا چه حد فعال ميباشد. در كجا و در چه كشوري و در چه شهري زندگي ميكند و حتي شكل و قيافه امروزيش چه شكلي است و...
اين سايت ضد انقلابي كه خود منبع بسياري از اطلاعات مورد بحث است، پرسيده است: دستگاه اطلاعاتي جمهوري اسلامي كي مي توانست به راحتي اين گونه اطلاعات مجاني نسبت به تعداد زيادي از افراد اپوزيسيون به دست آورد؟ و از حال فرد فرد آنها باخبر باشد. با اين حساب آيا جمهوري اسلامي از فضاي مجازي ضرر كرده يا نفع برده است؟ اين يك چاقوي دو سره است كه علي رغم زخم هاي سطحي كه مي تواند براي رژيم دربر داشته باشد، مي تواند زخم هاي عميقي بر تن اپوزيسيون و مخالفان بگذارد. البته امكانات سازماندهي رژيم در فضاي مجازي بسيار گسترده تر از مثال هاي ساده اي است كه ما ذكر كرديم اما همين مثال ساده مي تواند هشداري براي مخالفان رژيم باشد كه دچار ساده انديشي نشوند.
اين رويكرد ماليخوليايي و رعب آلود به فضاي مجازي در حالي است كه وزارت خارجه آمريكا سال گذشته ضمن هياهوي تبليغاتي مدعي شده بود با استفاده از فضاي اينترنت و بسيج برخي شبكه ها مي تواند كار براندازي در جمهوري اسلامي را پيش ببرد.


پاسخ رسایی به وبلاگ نویسی «شیخ قدرت»
پاسخ رسایی به وبلاگ نویسی «شیخ قدرت»

انتخاب آقای هاشمی را با بیش از بیست میلیون رای تضمین می کنم. والله، تالله اگر به احتمال یک صدم، آقای هاشمی در این کشور انتخاب نشود، خود من هم از مجلس بیرون خواهم آمد و نمی مانم در آن مجلسی که آقای هاشمی نباشد و دیگری باشد


توهم جدید اپوزیسیون
توهم جدید اپوزیسیون
در این مطلب، انتشار مطلب و ایجاد صفحه شخصی در شبکه‌های اجتماعی نظیر فیس بوک، کلوب، فرندفید، مای اسپیس و برخی سایت‌های دیگر نظیر توئیتر را اشتباه خوانده و نوشته است: امروز با وجود شبکه‌های اجتماعی اینترنتی، مسئولان ایران براحتی می‌تواند یک تصویر از وضعیت گروه‌های سیاسی، سمپات‌ها و هواداران یک سازمان سیاسی ضد جمهوری اسلامی را بدست آورد.
این سایت در ادامه، انتشار عکس، نام و مشخصات فردی را هم بسیار مضر دانسته که می‌تواند منجر به شناسایی جریانات برانداز و ضدانقلاب شود.
البته این مطلب درحالی از سوی ارگان رسمی سازمان جاسویس آمریکا منتشر شده که اینترنت و فضای مجازی در جریانات سال گذشته، بازوس اصلی اعمال فشار به نظام و تحریک و سازماندهی آشوبگران برای حضور در خیابان بود؛ مساله‌ای که حتی رسانه‌های غربی نیز به آن اعتراف کردند و آن را "استراتژی توئیتری اوباما علیه ایران" نامیدند.
گفتنی است جریان ضدانقلاب چندی پیش، شرکت مخابراتی "نوکیا" را هم همکار وزارت اطلاعات ایران برای مقابله با مخالفان دانسته بود!

حفظ آمادگی برای مقابله با تخریب‌کنندگان هدفمندکردن یارانه‌ها
حفظ آمادگی برای مقابله با تخریب‌کنندگان هدفمندکردن یارانه‌ها

باید برای مقابله با تخریب‌کنندگان طرح هدفمند‌کردن یارانه‌ها از پیش آماده باشیم تا بتوانیم این طرح بزرگ را به خوبی اجرا کنیم.

مرتضی تمدن شنبه شب در مراسمی که در سالن همایش فرمانداری شهرستان دماوند برگزار و در آن "نورمحمد فردی " به عنوان فرماندار جدید این شهرستان معرفی شد، اظهار داشت: طرح هدفمند کردن یارانه ها به نفع همه مردم است.
وی اضافه کرد: به همین خاطر آنها حتما با مسئولان در راستای اجرای این طرح همکاری می کنند.
تمدن تصریح کرد: در راستای اجرای این طرح، همه باید تلاش کنند و پای کار باشند چراکه راهی بسیار دشوار و سخت همراه با کارشکنی های دشمنان پیش روی داریم.
استاندار تهران با اشاره به عزم دولت برای اجرای طرح تحول اقتصادی ادامه داد: دولت دهم می خواهد عدالت در کشور در حد ممکن استقرار یابد و این ممکن است برای برخی تلخ و دشوار باشد.
تمدن افزود: به هر حال مسئولان باید در این مسیر گام بردارند و در عین حال برای مقابله با دشمنان خارجی و تخریب کنندگان این طرح بزرگ آمادگی کافی داشته باشند.
وی تصریح کرد: دشمنان نظام اسلامی و برخی ها که از مواهب بسیاری برخوردار بوده‌اند، در راستای اجرای این طرح و استقرار عدالت در کشور، منافع خود را در خطر می بینند و به همین خاطر با آن مخالفت می کنند.
استاندار تهران اضافه کرد: مردم در صورت برنامه ریزی و استفاده درست می‌توانند حتی با کسر تمام هزینه ها، بخشی از مبالغ واریزی یارانه‌ها را نیز پس انداز کنند.
تمدن افزود: دولت عدالت محور می خواهد تا قشر کمتر برخوردار جامعه از یارانه ها بیشترین بهره را ببرند و محرومان و نیازمندان کشور بتوانند به حق قانونی خود برسند.
وی گفت: مردم و مسئولان مطمئن هستند که در راستای اجرای این طرح بسیاری از ویژه خواران و دشمنان نظام کارشکنی خواهند کرد و به همین خاطر حتما اتحاد و همدلی خود را حفظ می‌کنند و برای مقابله به توطئه‌های دشمن آماده می شوند.
این مراسم با حضور امام جمعه دماوند، نماینده مردم شهرستان دماوند در مجلس شورای اسلامی، مسئولان شهرستانی و جمعی از خانواده های معظم شهدا برگزار شد.
در این مراسم از زحمات حسین معتمدنیا، فرماندار سابق شهرستان دماوند قدردانی شد.
 


جلسه مجدد اعضای جامعه مدرسین با رهبرانقلاب


جلسه مجدد اعضای جامعه مدرسین با رهبرانقلاب

یکی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت: جلسه دیگری اعضای جامعه مدرسین با رهبر معظم انقلاب دارند تا همه مسائل و دیدگاه‌ها مطرح و فرمایشات ایشان نیز تکمیل شود.

آیت‌الله حسن ممدوحی امروز در گفت‌وگو با فارس در قم با اشاره به جلسه روز گذشته اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با مقام معظم رهبری گفت: این جلسه بسیار خوب و پرثمر بود و ثمرات فراوانی نیز به همراه داشت.
وی ادامه داد: در این جلسه موضوعات مهمی را اعضای جامعه مدرسین مطرح کردند و به مسائل مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی توجه شد.
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بیان داشت: جلسه اعضای جامعه با رهبر معظم انقلاب فوق‌العاده و بی‌بدیل بود و با حضور همه اعضا برگزار شد.
آیت‌الله ممدوحی اظهار داشت: ارادت جامعه مدرسین نسبت به مقام معظم رهبری بسیار زیاد است و جلسات جامعه با ایشان نیز برکات بسیاری را به همراه دارد.
وی با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری در این جلسه ادامه داد: ایشان نیز بیانات بسیار مهمی را ایراد کردند که در این فرمایشات موضوعات مهم در همه حوزه‌ها مطرح شد.

تاکید بر تربیت نیروهای متخصص
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در خصوص بیانات مقام معظم رهبری در خصوص نقایص فرهنگی اظهار داشت: ایشان همانطور که به صدا و سیما و دیگر مراکز اشکال می‌گیرند به حوزه نیز ایرادی گرفتند مبنی بر اینکه حوزه به تربیت نیروهای متخصص اهتمام جدی داشته باشد.
آیت‌الله ممدوحی گفت: طبق فرمایش ایشان باید حوزه در کارهای عمیق‌تر هنری و فرهنگی وارد شود و باید نیروهای متخصص این امر را تربیت کند.
وی بیان داشت: ایشان تاکید کردند که این نیروهای متخصص و تربیت شده از سوی حوزه باید در صدا و سیما و موضوعات هنری باشند تا بدانند کجا را باید امضا کرده و کجا مجوز‌ها را صادر کنند.
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ادامه داد: نکته ایشان بسیار موضوع با اهمیتی است که باید حوزه علمیه به آن بپردازد و با تربیت نیروهای متخصص موضوعات فرهنگی و هنری را طبق موازین اسلامی کنترل کند.
آیت‌الله ممدوحی تاکید کرد: همانگونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند باید حوزه در عرصه تربیت چنین نیروهایی وارد شود و به این امر مبادرت داشته باشد.
وی اضافه کرد: در دیدار با ایشان اعضای جامعه مدرسین نیز سخن گفته و موضوعات مهمی را مطرح کردند که این موضوعات در ابعاد اجتماعی، فرهنگی و حوزوی بود.
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت: جلسه دیگری نیز اعضای جامعه مدرسین با رهبر معظم انقلاب دارند تا همه مسائل و دیدگاه‌ها مطرح و فرمایشات ایشان نیز تکمیل شود.

در فضاي مجازي به چاهي افتاديم كه براي جمهوري اسلامي كنده بوديم
در فضاي مجازي به چاهي افتاديم كه براي جمهوري اسلامي كنده بوديم

img/daneshnameh_up/f/f4/compics000175.gif
شبكه هاي اينترنتي اجتماعي نظير فيس بوك به معدن طلاي اطلاعاتي جمهوري اسلامي تبديل شده اند.

هامون نیوز به نقل از گويانيوز وابسته به سازمان جاسوسي سيا در هشداري جدي نسبت به ناامني شبكه هاي اينترنتي نوشت: اگر در گذشته، شبكه هاي اطلاعاتي جمهوري اسلامي بايد با هزار راه به گروههاي مخالف در خارج كشور نفوذ مي كرد تا اطلاعاتي ريز و درشت از وابستگان به گروههاي سياسي بدست آورد، امروز وجود شبكه هاي اينترنتي حكم يك معدن طلاي اطلاعاتي را دارد. رژيم براحتي مي تواند يك تصوير از وضعيت گروههاي سياسي، سمپاتها و هواداران يك سازمان به دست آورد مثلا در فيس بوك، هر كس مقداري كم و بيش از خود اطلاعاتي بيرون ميدهد؛ خطوط سياسي كه دنبال ميكند، نام و نام خانوادگي. و اگر طرف بسيار باز عمل كند باز هم اطلاعات بيشتري به اينكه كجا زندگي مي كند و به چه مسائلي علاقه دارد و بعد هم هر دوستي، دوستي را دنبال ميكند كه خود حاوي اطلاعاتي نادر براي رژيم است. امروز رژيم علاوه بر نعمت تكنولوژي كنترل زيمنس-نوكيا كه براي كنترل ارتباطات در داخل بكار ميگيرد، عملاً با وجود شبكه هاي اجتماعي مانند فيس بوك دست يابي به اطلاعات وسيعي را دارد.

گويانيوز مي نويسد: اگر جمهوري اسلامي مثلاً تا ديروز خبري از م.س يك فعال سياسي براي مثال نداشت، امروز از او خبر دارد كه مثلا هنوز نسبت به فلان سازمان سياسي سمپاتي دارد و م.س خود داراي دوستاني است و اين دوستان باز دوستاني دارند كه يا بصورت گروهي و يا بصورت فردي به يكديگر متصل هستند و بدين شكل حداقل وضعيت سياسي افرادي كه تا ديروز براي رژيم به عنوان هوادار ساده، نزديك و دور مشخص نبود امروز براي رژيم مشخص مي شود. از نظر تكنيكي رژيم براحتي مي تواند با گرفتن نام و نام خانوادگي افراد در كشورهاي مختلف اروپايي از طريق دستگاه اطلاعاتي كه در هر سفارتخانه دارد، در سيستم تلفني هر كشور اطلاعات محل زندگي افراد را بدست آورد و اگر هم برايش حساس باشد با تلاش بيشتري در محل اطلاعات نسبت به افراد بدست آورد. مي تواند با داشتن ايميل برنامه هاي مختلف را با اسب تروا ارسال كند كه با يك نوشته مخالف رژيم براي مثال در برنامه ورد، و يا پي دي اف و يا حتي تصوير و يا يك بازي و يك برنامه جالب و... اطلاعات كامپيوتري افراد را خالي نمايد. و مي تواند با گوگل اطلاعات بيشتري از فرد بدست آورد. حال حساب كنيد كه اگر تمامي اين تلاشهاي ساده را رژيم به هم گره بزند، چه اطلاعاتي را مي تواند بدست آورد. مي داند كه يك نفر اكنون در چه وضعيت سياسي است و تا چه حد فعال ميباشد. در كجا و در چه كشوري و در چه شهري زندگي ميكند و حتي شكل و قيافه امروزيش چه شكلي است و...
اين سايت ضد انقلابي كه خود منبع بسياري از اطلاعات مورد بحث است، پرسيده است: دستگاه اطلاعاتي جمهوري اسلامي كي مي توانست به راحتي اين گونه اطلاعات مجاني نسبت به تعداد زيادي از افراد اپوزيسيون به دست آورد؟ و از حال فرد فرد آنها باخبر باشد. با اين حساب آيا جمهوري اسلامي از فضاي مجازي ضرر كرده يا نفع برده است؟ اين يك چاقوي دو سره است كه علي رغم زخم هاي سطحي كه مي تواند براي رژيم دربر داشته باشد، مي تواند زخم هاي عميقي بر تن اپوزيسيون و مخالفان بگذارد. البته امكانات سازماندهي رژيم در فضاي مجازي بسيار گسترده تر از مثال هاي ساده اي است كه ما ذكر كرديم اما همين مثال ساده مي تواند هشداري براي مخالفان رژيم باشد كه دچار ساده انديشي نشوند.
اين رويكرد ماليخوليايي و رعب آلود به فضاي مجازي در حالي است كه وزارت خارجه آمريكا سال گذشته ضمن هياهوي تبليغاتي مدعي شده بود با استفاده از فضاي اينترنت و بسيج برخي شبكه ها مي تواند كار براندازي در جمهوري اسلامي را پيش ببرد.

وقتی سردمداران فتنه رجال سیاسی می‌شوند
وقتی سردمداران فتنه رجال سیاسی می‌شوند

یک سایت اصلاح‌طلب به سردمداران زندانی جریان فتنه لقب رجل سیاسی داد.

سایت آینده که در ایام انتخابات منتشر کننده اخبار تخریبی و دروغ علیه دولت و احمدی‌نژاد و پس از انتخابات به خاطر تحرکات ضد امنیتی مدتی توقیف شد، چندی است فعال شده اما همچنان رویه دوران قبل از مسدود شدن را طی می‌کند. آینده در مطلبی به وضعیت زندانیان سرشناس جریان فتنه پرداخته و مدعی شد ده‌ها نفر از چهره‌های اصلاح طلب توسط دادگاه انقلاب به حبس‌های طولانی محکوم شده و چون کنار هم هستند باعث شده دوران حبس را راحت‌تر سپری کرده و سرگرمی‌های جالبی برای خود فراهم کنند!
سایت آینده در مقام تطهیر سردمداران جریان فتنه و عوامل موثر آنها نوشته: بسیاری از این افراد دارای تحصیلات عالیه و متخصص می‌باشند و یکی از سرگرمی‌های آنان برقراری کلاس و تدریس مسائل تخصصی به سایر زندانیان می‌باشد از جمله برگزاری کلاس تدریس علوم سیاسی توسط محسن میردامادی و کلاس اقتصاد توسط حسین مرعشی می‌باشد.
سایت مذکور در حمایت از فتنه‌گران تا جایی پیش‌رفته که مدعی شده فضای زندان به گونه‌ای شده که این رجال سیاسی تمایلی برای آزادی ندارند و نامه‌ای که برای عفو و آزادی مشروط خود نوشته‌اند رضایت مسئولان قضائی را فراهم نکرده است.
ادعاهای غلو آمیز و نادرست سایت آینده درباره دو زندانی جریان فتنه در حالی مطرح می‌شود که میردامادی با دو نفر دیگر هم‌بند می‌باشد و هیچ خبری درباره تدریس وی صحت ندارد و حسین مرعشی هم ماه‌ها در مرخصی به سر می‌برد و یک هفته است به زندان برگشته و هر گونه ادعای تدریس درباره او کذب محض است.
معلوم نیست حمایت سایت آینده از یک زندانی هتاک و محکوم که حتی خانواده و برخی چهره‌های صاحب‌نام حاضر به دفاع و وساطت برای او نیستند چه معنی دارد؟
ضمنا جهت اصلاح اطلاعات دست اندرکاران سایت آینده در خصوص عدم تمایل فتنه گران زندانی برای آزادی از زندان، نه زندانیان مشهور جریان فتنه نامه‌ای نوشته و نه مسئولان ذیربط انگیزه‌ای برای آزادی فتنه‌گران داشته‌اند.


سيدهادي خامنه اي: شعار نه غزه نه لبنان از بيخ و بن باطل است
سيدهادي خامنه اي: شعار نه غزه نه لبنان از بيخ و بن باطل است


سيدهادي خامنه اي دبير گروه «مجمع نيروهاي خط امام» (از گروه هاي اصلاح طلب) ضمن به چالش كشيدن شعار انحرافي نه غزه نه لبنان گفت: تخطئه كمك به لبنان و فلسطين از بيخ و بن باطل است، ما بايد به انديشه ضد صهيونيستي كه از اركان نظام ماست وفادار بمانيم.

وي در نشستي با موضوع «فلسطين و اهميت سياسي آن براي ايران امروز» ضمن مرور تاريخچه اشغال فلسطين توسط صهيونيست ها گفت: جهان غرب و آمريكا به اعتبار جنگ هاي صليبي از اين پروژه صهيونيستي استقبال كردند. هنوز هم جنگ هاي صليبي فراموش نشده است. خود انگليس مبتكر اين طرح بود.

هادي خامنه اي با بيان اينكه «كشورهاي غربي به يك عامل كنترل در منطقه نياز دارند و قبل از انقلاب اسلامي، از ايران براي همين منظور در منطقه استفاده مي شد» افزود: غربي ها با اهداف استراتژيك، رژيم اسرائيل را به وجود آوردند اما حالا در منطقه كشوري پيدا شده كه از اساس، اسرائيل را جعلي مي داند و به همين دليل. هم هست كه مي گوييم رژيم صهيونيستي و نه اسرائيل. اين پروژه ايران باعث زحمت آنها شده و بايد بدانيم كه با قدرت مي شود آنها را سرجايشان نشاند.
وي گفت: ما با رژيم صهيونيستي سازش نمي كنيم چون اين اصلي مبتني بر انقلاب ماست. مسئله فلسطين حتي در اطلاعيه هاي سال هاي 41 و 42 امام(ره) هم بود. ما بنا بر عقيده مان بايد از مبارزان فلسطيني دفاع بكنيم. اين حمايت هم سياسي است، هم فرهنگي، و هم مالي. ما بايد از آنها حمايت بكنيم و اين حمايت هم بايد علني باشد. طبيعتاً از لبنان هم به خاطر شرايط مشابه بايد حمايت كنيم چون با ما ارتباط پيدا مي كند.
سيدهادي خامنه اي با تمجيد از قدرت و توانايي حزب الله لبنان گفت: يك مدير عاقل در رأس حزب الله وجود دارد كه قدرت جذب خيلي خوبي دارد. من در ارتباطاتي كه با آنها داشته ام ديده ام كه كارهاي تشكيلاتي بسيار خوبي دارند. چندين بار توطئه هاي جاسوسي آمريكا را توانسته اند پيدا كنند. شبكه وسيع رسانه اي و مخابراتي كاربردي دارند كه آن قدر مؤثر هستند كه چند سال پيش احزاب مخالف حزب الله در لبنان در اين شبكه ها اخلال هايي را به وجود آوردند كه حزب الله را بخوابانند اما حزب الله با قدرت توانست از پس آنها برآيد.
وي گفت: نظام ما و اقتدار ما هدف آنها (غربي ها و صهيونيست ها) است. هدف گيري هم بسيار جدي است و موجوديت جمهوري اسلامي را هدف گرفته اند و اشخاص در دوره هاي خاص مطرح نيستند. ما براي تأمين انديشه هاي انقلابي و انسان دوستانه خودمان بايد از فلسطين و لبنان دفاع كنيم. همچنين براي وفاداري نسبت به انديشه ضد صهيونيسم كه از اركان نظام ماست، بايد پاي قسمي كه خورده ايم بايستيم. براي اينكه توطئه ها عليه ما علني شد، بايد دست هاي راه دوري را مثل حماس و حزب الله داشته باشيم. مطمئناً حضور قدرتمند آنها امنيت ما را هم بيشتر مي كند. امنيت ما در واقع بستگي به امنيت آنها دارد. اگر كمكي به آنها مي كنيم نبايد منتي سر آنها بگذاريم بلكه بايد از آنها ممنون باشيم كه اين كمك ها را قبول مي كنند و با موجوديت خودشان امنيت ما را افزايش مي دهند. قدرت ما را افزايش مي دهند و خداوند در اين فرمول كاري كرده كه هم ما به منظورمان مي رسيم و هم تكليف مان را عمل مي كنيم. بعضي ها مي گويند چرا به داخل كمك نمي كنيد و به كشورهاي دور كمك مي كنيد كه اين حرف، اشتباه است. بنده از بيخ و بن اين انديشه را باطل مي دانم.
 

چه عجب؟! كروبي اين بار وسط خال زد
چه عجب؟! كروبي اين بار وسط خال زد

رفيق شفيق شهرام جزايري كه سابقه دريافت 300 ميليون تومان هديه ناقابل از او را در كارنامه خود دارد، با طرح نظارت بر نمايندگان مخالفت كرد.

مهدي كروبي ضمن اينكه خود را با عنواني جديد (پاسدار مشروطيت؟!) معرفي مي كرد، مدعي شد طرح نظارت بر نمايندگان كه در راستاي جلوگيري از انحراف نمايندگان و زد و بندها و تخلفات احتمالي- مسبوق به سابقه- پيشنهاد شده باعث تحقير نمايندگان و تهديد آنها و محدود كردن وظيفه نمايندگي است. وي همچنين با بيان اينكه نقطه قوت هر نظام مردمسالار در وجود و استقلال نهاد قانونگذاري است، نوشت: قانون اساسي ما آن قدر به جايگاه مجلس اهميت و اعتبار بخشيد كه بر طبق اصولي از آن «مجلس وظيفه تحقيق و تفحص در تمام امور كشور را دارد» (اصل 76) و مطابق نظر قانونگذار اساسا تشكيل دولت بدون حضور مجلس امكانپذير نيست در (اصل 88) و مجلس حق سؤال و استيضاح از دولت را دارد.

ابراز نگراني كروبي براي استقلال مجلس و جايگاه و مسئوليت هاي آن در حالي است كه برخي نمايندگان فرصت طلب در طول دوره هاي مختلف مجلس اقدام به زد و بند، داد و ستدهاي نامشروع اقتصادي، كلاهبرداري و... مي كردند اما چون در مجلس حضور داشتند براي خود احساس مصونيت مطلق مي كردند و دوره 4 ساله را بدون هيچ مواخذه اي پشت سر مي گذاشتند كه نمونه آن زد و بند شماري از نمايندگان مجلس ششم و از جمله رئيس آن با شهرام جزايري -مفسد اقتصادي كه بيش از صد ميليارد تومان از بيت المال غارت كرد- بود. اكنون بايد از كروبي پرسيد آن روز كه وي و دوستانشان پولهاي بادآورده و بي زبان را از مفسداني نظير جزايري مي گرفتند، شأن مستقل مجلس، و حرمت و احترام مسئوليت نمايندگي كجا رفته بود. آيا آن رفتارها كه تكرار پيدا كرد باعث تحقير مجلس و نقض استقلال پارلمان (خانه ملت) نبود؟
از سوي ديگر دولت اصلاحات در همان مجلس ششم لوايح دوقلويي را به مجلس عرضه كرد و امضاي آن را هم گرفت كه طبق آن رئيس دولت وقت مي توانست هر مصوبه و تصميم مجلس يا حكم قضايي را به بهانه اينكه منطبق با قانون اساسي نيست، وتو كند! آن روز غم دروغين «استقلال و حرمت و جايگاه مجلس» كجا رفته بود؟!
آقاي كروبي درست مي گويند اگر نظارت درستي بر عملكرد نمايندگان وجود داشت، مفسدان اقتصادي براي خريد و فروش مجلس ششم- يك جا- طمع نمي كردند و يك جوانك سمبوسه فروش نمي توانست با 300 ميليون تومان رئيس مجلس وقت را بخرد و نوچه خود كند.
ظاهرا نگراني كروبي به خاطر آن است كه مي ترسد قانون نظارت بر نمايندگان مجلس عطف به ماسبق شود و رشوه هاي بي زباني را كه خود و همپالكي هاي مدعي اصلاحات وي از مفسدان اقتصادي دريافت كرده اند، پس گرفته شود!

خشم سلطنت طلبان از عنايت ويژه انگليس به اصلاح طلبان
خشم سلطنت طلبان از عنايت ويژه انگليس به اصلاح طلبان

يك سايت وابسته به سلطنت طلبان خارج نشين بي بي سي انگليس را به خاطر اينكه فرصت كافي به آنها نمي دهد و اصلاح طلبان را بيشتر تحويل مي گيرد، مورد انتقاد قرار داد.

پارس ديلي نيوز در نوشته اي با عنوان «بي بي سي فارسي، رسانه اي بين المللي يا صداي اصلاح طلبان » نوشت: در اين كه BBC در جنبش بعد از انتخابات 88 به حرفه اي ترين شكل رسالت خبررساني را دنبال كرد ترديدي نيست و اين به تنهايي قابل احترام است. اما بي بي سي ادعا دارد كه رسانه اپوزيسيون نيست و بيطرف است. نقش بي بي سي و سياست انگليس در روند مناقشات ايران واضح است. برنامه هاي بي بي سي جالب است اما مورد مناقشه، محتواي آن است. مثلاً هر سال در سالگرد واقعه 28 مرداد، براي مصدق سينه زني مي كند اما همين بي بي سي، ورود بي شرمانه متفقين به ايران علي رغم بيطرفي رضا شاه را سالگرد نمي گيرد يا درباره حمايت از جنايت فرانكو در اسپانيا چيزي نمي گويد.

نويسنده سايت ياد شده كه از حمايت ويژه رسانه رسمي وزارت خارجه انگليس نسبت به مدعيان اصلاح طلبي به شدت عصباني به نظر مي رسد، افزوده است: پرسش از بي بي سي اين است كه مگر در بين كارشناسان فقط يك طيف وجود دارد. چطور است كه فقط طيف اصلاح طلب در مورد امور ايران صاحب نظر است؟ آيا اين همه سال مبارزه گروه هاي مختلف چپ و جبهه ملي و طرفداران پادشاهي، كارشناسان قابلي به بار نياورده است. جاي كساني نظير ميبدي، و نوري علا و ميرفطروس يا نوري زاده و ناصر محمدي، الهه بقراط و احمد احرار و عباس پهلوان كه در تضاد با تماميت نظام اسلامي هستند در بي بي سي كجاست؟ آيا بايد اصلاح طلبان تازه به خارج رفته نظير حسين باستاني و نامور حقيقي و حتي فرخ نگهدار (عضو چريك هاي فدايي خلق و رهبر مبارزات مسلحانه و طبيعتاً ترور، و اصلاح طلب امروز!!) در بي بي سي داد سخن بدهند. بايد بگويم با داستاني نظير خود آقاي باستاني مشكلي ندارم. منظورم حقيقت نهفته در عملكرد بي بي سي است و آن جانبداري رسانه وزارت خارجه بريتانيا از جريان اصلاح طلب در ايران است. آيا تمام جريان سياسي مخالف به بخشي از جنبش سبز كه مربوط به موسوي است خلاصه مي شود؟ سوال اينجاست كه سهم بقيه مخالفان غير از اصلاح طلبان در بي بي سي كجاست؟ و اينكه رسانه دولت فخيمه انگليس، ديگر چه خواب رنگي براي ايران ديده است.

من ابوفتنه نیستم
شنیده شده آقای کروبی در پاسخ به سئوال خبرنگاری که در انتهای مصاحبه اش پرسیده بود چرا به شما ابوفتنه می گویند ، گفت به گور پدرشان خندیدند ، من اساس این انقلاب هستم ، امام بدون  نظر من ابدا تصمیمی نمی گرفت ، از حسادت این حرفها را می زنند ، بقول آقای موسوی مثلا می خواهند مرا در جامعه کم اثر کنند ، شما چرا این سئوال را کردید ............

خبرنگاری که با کروبی مصاحبه کرده بود با عصبانیت گفت این سئوال از مصاحبه آقای کروبی حذف شده است .
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم آبان 1389ساعت 13:42  توسط   | 

توزيع كارت هاي ملاقات با رهبري در بين دانشجويان جنبش سبز دانشگاه مفید

توزيع كارت هاي ملاقات با رهبري در بين دانشجويان جنبش سبز دانشگاه مفید

در پی حضور رهبر معظم انقلاب در قم و احتمال برگزاری دیداری با دانشجویان دانشگاه ها قم گفته می شود تعداد 60 کارت ملاقات براي ديدار دانشجويان با معظم له به دانشگاه مفيد داده شده است و مسئولین اين دانشگاه کارتهاي مذکور را در بین  دانشجویان هوادار جنبش سبز توزیع نموده اند.
با توجه موضعگیریهای اخیر برخی مسئولين و دانشجویان اين دانشگاه که در تقابل با سياستهاي نظام و دولت می باشد توزيع کارتهاي ملاقات بين افراد جنبش سبز  مي تواند يک حرکت سازمان يافته و از پيش تعيين شده برای ضدیت با نظام باشد.


اباذر یا ابو زر؟!
اباذر یا ابو زر؟!
دو جور می توان لذت برد از نگاه کردن به کوه باشکوه دماوند. یکی اینکه راه قله را در پیش گرفته باشی و از نزدیک، دامن این طبیعت بالا و بلند را لمس کنی اما از دامنه دماوند، بام ایران را به تمامی دیدن هم صفایی دارد برای خودش.
حسین قدیانی

گمانم هست؛ زیباترین حالتی که می توان ماه را نظاره کرد در میان خیل انبوه ستاره هاست و بهترین حالتی که می توان شمع را مشاهده کرد، این است که تو در کنار پروانه ها باشی. بسیجی ها عطر مقتدای شان را می دهند و چه خوب است که مقتدای سیدعلی، علی است و چه خوب است تجلی 9 دی در خیابان 19 دی و چه خوب که باز هم غدیرخم وزید از کویر قم.
سه شنبه قم پر بود از اباذر. ابوزرها نبودند. خدا را شکر که ابوزرهای زور و تزویر نبودند. امام ابوزر، شهرام است و دلار آمریکا و امام اباذر، علی است. اباذر شهره بود به صداقت و نفاق نداشت. راستی که چه نسبتی است میان ابوزر و ابوزور و ابوتزویر، چه تناسبی است میان سران کفر و سران فتنه با اباذر؟ کسانی که الله اکبر خود را بر بالای مناره مسجد ضرار گفتند، رو سیاه تر از آنند که با بلال و مقداد و عمار و اباذر، قیاس شان گرفت. بگو فریادت از کدام حنجره بیرون می زند تا بگویم به که برمی گردد نسبت.
اباذر به بسیجیان خامنه ای می گویند که حتی اگر به ربذه فتنه هم تبعیدشان کنی، دست از دامن رهبر خود برنمی دارند. اباذر به مراجع عالیقدر شیعه می گویند ... کسانی که با معاویه های امروز پالوده میخورند و قرآن و قانون بر سر نیزه می کنند و برای کودتای مخملی، کاریکاتوری از انقلاب اسلامی می کشند، شاید ابن ابی باشند لیکن اباذر نیستند. نسل اباذر را من با همین چشمان خود در غدیر قم دیدم و دیدم که در این کویر، باز هم ستاره باران است آسمان. علی را هر آنکس که تنها نگذارد، اباذر است و تو ببین معاویه های آخرالزمان، سران آمریکا و اسرائیل کدام مرد خدایی را برای زدن نشانه گرفته اند، جبهه حق و باطل برایت ترسیم می شود.
خامنه ای خود را غلام قنبر علی می داند اما کیست که نداند افتخار علی در این زمانه مقتدای بسیجی هاست.
این بار اما به کوری چشم ابوزرها، اباذرها زیادند. مطمئن باشید مالک این بار برنمی گردد از در خیمه معاویه. فتنه هر چه می خواهد پیچیده تر شود؛ ما علی را تنها نمی گذاریم. پرچم علی در روزگار غیبت، دست سیدعلی است و خورشید به ماه این نیابت را داده. کسانی که نیزه خوارج دست شان است، ابازرهایی هستند که به خون ابوذرها تشنه اند. این بار اما چون علی تنها نبود، اباذر از فتنه تبعید به سلامت برگشت. فتنه هرچه می خواهد پیچیده تر شو؛ ما علی را تنها نمی گذاریم. ما بزرگ شده مکتب شهادتیم. ابوزرها مشق خود را با دیکته جورج سوروس می نویسند، ما اما با جان و دل به وصیت نامه شهدا عمل می کنیم و نمی گذاریم ولایت فقیه تنها بماند. ما بیشماریم. بارها ثابت کرده ایم که بیشماریم. ای ابوزرها که شهرام، امام تان است و نیزه خوارج، رساله تان و 200 کلاهک هسته ای اسرائیل، همه زورتان، حضور حماسی نسل 9 دی در خیابان 19 دی، یعنی که با عرض معذرت، شما ابوزرهای اهل زور و تزویر، غلط کردید بیشمارید. بیشمار به ما ستاره های حضرت ماه می گویند. آن ابوزری که از فرط بیسوادی بعید می دانم تا 10 را بتواند درست بشمارد، خوابش را ببیند که بتواند ستاره های حضرت ماه را بشمارد؛ ما بیشماریم. «بالاترین» به تعداد ستاره های حضرت ماه می گویند در آسمان کویر قم، که دگر برای تاریخ، غدیرخم را تداعی کرد.
مدح خامنه ای تمجید از رسالت انبیای دین خداست. مقتدای ما ناخدای باخدای سفینه انقلاب است. ما دلیلی نداریم برای اینکه چون شمعی را بهترین پروانه نباشیم و چون ماهی را پرنورترین ستاره. ما اثبات این سخن خمینی کبیر هستیم، معنای آن فرمایش حضرت روح الله که فرمود؛ از قوم حجاز، از امت زمان پیامبر و علی، برتریم. ما دلیلی نداریم که عاشق مقتدای خود نباشیم. ما با کدام دلیل، وقتی چشممان به جمال آقا روشن می شود، اشک بر گونه مان جاری نشود؟ اصلا مگر می توان خامنه ای را عاشق نبود؟ اصلا مگر می توان علی را تنها گذاشت؟ ما که در کوفه به دنیا نیامده ایم. ما جوانان کوچه بنی انقلابیم؛ هرکس می خواهد پی به اصل و نسب ما ببرد، برود و جوانان کوچه بنی هاشم را ببیند. ما نسل 9 دی ادعاهای بزرگی داریم. اگر ما امت خمینی و خامنه ای در صدر اسلام بودیم، اجازه نمی دادیم ابوزرها، سر از بدن اباذرها جدا کنند. ما امتحان خود را پس داده ایم. ما فریب عکس داشتن عده ای را با امام نخوردیم. ما الله اکبرهای آلوده به فتنه را که شنیدیم، قرآن را که روی نیزه دیدیم، آخرین خوارج را که در مسجد ضرار مشاهده کردیم، هزار و یک تهمت و شایعه را که تحمل کردیم، نفاق را که دیدیم، زر و زور و تزویر را که نظاره کردیم، 2500 ماهواره دشمن را که به جاسوسی مشغول شان دیدیم، باز هم این ماه پاره علوی تبار خود را این میثم تمار، این عمار، این اباذر، این مقداد و این مالک و این ذوالشهادتین، این افتخار علی در زمانه واپسین تاریخ را برای لحظه ای تنها رها نکردیم. ابوزرها مدتهاست که آن روی خود را نشان مان داده اند. راست می گویند؛ از همان اول هم ولایت فقیه را قبول نداشتند. ابوزرها از همان اول ولایت فقیه را قبول نداشتند اما حقیقت این است که نسبت به مصداق آن، دیگر فقط بحث قبول نداشتن نیست، کینه ها دارند اینها از علی. کینه های خیبری دارند و عقده های بدری. ابوزرها می خواهند انتقام همت و باکری را از اباذر بگیرند. همت و باکری که با شهادتشان خواب معاویه های زمان را آشفته کرده اند.
مگر ما مرده ایم که تنها بماند علی. دشمن بداند؛ خامنه ای هر کجا برود، داستان همین است. به کوری چشم دشمن، ساندیس نظام مان را می خوریم و به کوری چشم سران فتنه، به کوری چشم ابوزرهای ویلانشین، نی ساندیس را فرو می کنیم در چشم فتنه. حرفی هست؟ هزاران برابر کینه ای که معاویه های کاخ سفید از علی دارند، ما علی را عاشقیم. حرفی هست؟ هر کجا حضرت ماه برود، ما جملگی ستاره های بی شمار مقتدای نورانی مان هستیم. حرفی هست؟ ما بی شماریم. حرفی هست؟ ما مثل کوه، باشکوه تر از دماوند، پشت انقلاب اسلامی پدران مان ایستاده ایم. حرفی هست؟... البته که حرفی نیست. مگر حرفی هم می تواند باشد. کدام دیار، یار ما سفر کرده، که تنها بوده؟ کجا اباذر رفته، که ما تبعیدی عشقش نبودیم؟ اباذر به مولا و مقتدای ما حضرت آیت الله العظمی خامنه ای می گویند که ویلا ندارد. بصیرت دارد؛ بصیرتی از نسل بصیرت عباس که به حق «نافذ البصیره» بود.
اباذر ما آنجا که قرار به ایستادگی است، چون سرو محکم می ایستد؛ آنجا که قرار به روشنگری است، میکروب فتنه را در نطفه و با نکته های ناب خود، خفه می کند؛ آنجا که قرار به کرامت است، خود را غلام قنبر علی می داند؛ آنجا که قرار به دلدادگی است، دست تکان می دهد برای ما؛ آنجا که فرزند شهیدی تمنا می کند چفیه اش را، می بخشد؛ آنجا که باید توی دهن آمریکا و اسرائیل بزند، مثل امام، محکم و برق آسا می زند؛ آنجا که باید تذکری به دوست بدهد، هوای عدالت را حتی درباره ابوزرها هم دارد و می گوید؛ به احدی ظلم نکنید؛ آنجا که باید نایب خورشید باشد، چون ماه در این شبهای تاریک، می درخشد؛ آنجا که باید اباذر باشد، اباذر است و آنجا که باید مقداد باشد، مقداد. ای داد که الگوی سیدعلی در رهبری، علی است و آن وقت ابوزرها خود را قیاس با اباذر می گیرند. شیخ بی سواد! کلا به شما که عرض می کنم؛ ما را زیاد خندانده ای، این بار اما واقعا از قیاست خنده آمد خلق را. آخر تو را چه به اباذر؟ تو البته قبول؛ ابوزری، منتهی فقط با این «ز»! حالا باید فکر کنی که روی این «ز» فتحه بگذاری یا کسره؟! شیخ بی سواد! می خواهم بدانم؛ اباذر هم بلد نبود «العربیه» به «خلیج» برمی گردد یا به چی؟!... نه جانم؛ زر اباذر فقر بود، نه ویلای قیطریه. زور اباذر ذوالفقار بود، نه 200 کلاهک هسته ای اسرائیل و اباذر اهل تزویر نبود. مرد تزکیه بود. ما در روز قدس، روزه خواری طرفداران تو را دیدیم اما نماز خواندشان را ندیدیم! و در 9 دی شنیدیم و خود نیز گفتیم که تو عامل دست موسادی. چه مفت فروختی گذشته خود را. آدمی که به هستی اش چوب حراج نمی زند. به خود بیا ای شیخ. با دردکشان هر که در افتاد، ور افتاد. ما که علی را تنها نمی گذاریم. خیال همه جمع. ما شمع را پروانه ایم؛ خیال همه جمع. ما ماه را ستاره ایم؛ خیال همه جمع. این از بدسلیقگی عده ای است که ویروس تاریکی، میکروب فتنه را به شعاع نور ماه ترجیح می دهند. بدسلیقه نبودند که خط امام را به خط و ربط به پول شهرام نمی فروختند. ما را اما با کج سلیقه ها چه کار؟ سلیقه ستاره زیباست و او در شب فتنه، ماه را برمی گزیند. سلیقه امام هم زیبا بود که می گفت؛ من در خامنه ای لیاقت رهبری می بینم. اماما! ما هم مثل تو سلیقه مان زیباست. ما هم ستاره های گرد ماهیم. اماما! در 8 سال قصه تحمیلی پدران ما اجازه ندادند که آبادان، عبادان شود و خرمشهر، المحره. ما هم در 8 ماه غصه تحلیلی، شما را و نایب شایسته شما را نفروختیم به ابوزرهایی که با تو چندتایی عکس داشتند اما بر عکس راه تو و برخلاف توصیه ات به پشتیبانی از ولایت فقیه حرکت کردند.
اماما! در خیابان 19دی، انگار تو بودی که برای ما دست تکان می دادی. پیرمردی می گفت: انگار همان روز است که دوباره خمینی به قم برگشته بود. اماما! ما از قوم حجاز تا ابد بهتر می مانیم و برای یک آن، خواه دشمن مان «بعثی ها» باشند، خواه دشمن مان «بعضی ها»، نمی گذاریم اینجا کوفه شود؛ تنها بماند علی. اماما! با دلی مطمئن، روحی شاد و ضمیری امیدوار، با شهدا عندربهم یرزقون باش که به فضل خدا رهبری داریم که تو را برایمان تداعی می کند. اماما! خامنه ای، خمینی دیگر است اما «خامنه ای» یک «الف»، یک «ها» از «خمینی» بیشتر دارد که روی هم می شود؛ «آه». اماما! ما از قوم حجاز برتریم. نسل اباذریم؛ اجازه نمی دهیم آه علی، گره بخورد با سینه چاه.


ناکامی جریان انحرافی درنفوذ به دفترمراجع
ناکامی جریان انحرافی درنفوذ به دفترمراجع
جریان انحرافی اصولگرایان در ادامه فعالیت های انتخاباتی خود برخی تلاش ها را برای ارتباط گیری با برخی اعضای دفاترمراجع تقلید را سازماندهی کرده بودند که با هوشیاری این افراد درپی گیری اهداف خود ناکام مانده اند.گفته می شود پیشنهاد جهت سپردن مدیریت و مسئولیت،عضویت درهئیت مدیره برخی نهادها،تامین مایحتاج مالی و امکانات لجستیکی،دعوت برای حضور در برخی جلسات،ارسال برخی پکیج های تبلیغاتی متعلق به عنصر محوری این جریان ازجمله اقداماتی بوده که در این زمینه سازماندهی شده بود.در این زمینه گرچه برخی فعالان سیاسی معتقدند این اقدام تلاشی برای جلب و جذب برای پوشش گیری در پشت مراجع بوده اما ازدیگر سو برخی معتقدند این اقدامات تلاشی جهت ایجاد اختلاف در دفاتر مراجع بوده است.

جنگ سخت، جنگ نرم

جنگ سخت، جنگ نرم

آنچه از واژه جنگ در ابتدا به ذهن انسان خطور می کند نبردهای خشن می باشد که همواره در طول تاریخ و در جوامع بشری روی می داده است که به مرور زمان به اشکال مختلف درآمده که یکی از آنها که در عین حال پیچیده ترین آن است جنگ نرم (Soft War ) می باشد. آنچه در زیر می آید شمّه ای از وجوه تفاوت و تمایز بین این دو نبرد است :

· در جنگ سخت (مانند 8 سال دفاع مقدّس)، فضای شناختی و معرفتی، شفاف و نبرد حق علیه باطل عیان بود ، ولی در جنگ نرم، فضا غبارآلود و کدر بوده، گویا تشخیص دوست از دشمن و خودی از غیر خودی سخت و مشکل است، به جز برای افرادی که از قوه بصیرت و بینش برخوردارند.

· جنگ سخت نوعی اقدام و عملیات خشونت بار و قهرآمیز و براندازی فیزیکی است در حالی که جنگ نرم عاری از خشونت بوده ونوعی براندازی و اضمحلال از درون است.

· ابزار جنگ سخت، همانا قدرت و توان نظامی است در حالی که در جنگ نرم از ابزارهای پیچیده و درهم تنیده فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، امنیتی و ... استفاده می شود.

· در جنگ نرم وجهه، بعد و صبغه اطلاعاتی و امنیتی، بسیار پررنگ تر می باشد.

· در جنگ سخت گروه هدف، کاری را انجام می دهد که دشمن می خواهد. در واقع وادار می شود که مطابق خواسته دشمن تغییر رفتار دهد، در حالی در جنگ نرم، فرد با میل و اراده خویش به اردوگاه دشمن پیوسته و اقدامی را انجام می دهد که در راستای اهداف دشمن است.

· در جنگ سخت، دشمن را می توان دید ولی در جنگ نرم ، دشمن ناپیداست، مگر برای آنهایی که از درک عمیقی برخوردارند.

· در جنگ سخت، انگیزه مردم بسیار بالاست چون به کشور تعرّضی صورت گرفته و مردم برای دفاع از آب و خاک و عرض و ناموس خویش از جان خود نیز می گذرند (حس بیگانه ستیزی) ، ولی در جنگ نرم چون بی صدا بوده و به ظاهر خاک کشور اشغال نشده و در عین حال فضا شفاف نبوده تا حق از باطل تمیز داده شود و نیز درآمیختگی نیروی خودی و غیر خودی ، وابهامات، تردیدها و .... ، همه و همه موجب می گردد که انگیزه دفاع و نشان دادن عکس العمل و حضور در صحنه توسط مردم، کاهش یابد.

 

· در جنگ سخت تحمّل مشکلات، کاستی ها وکمبودها (به خصوص برای نظامی مانند ایران که از پشتیبانی مردم برخوردار است) بالاست، ولی در جنگ نرم، میزان تحمّل سختی ها کاهش می یابد به خصوص زمانی که فرایند جنگ نرم، پروسه فرسایشی و زمانبر را طی می کند.

 

· جنگ سخت موجب وحدت ملی می شود. جنگ نرم موجب شکسته شدن وحدت ملی می گردد.

 

· در جنگ سخت لشکر دشمن کاملا مجزّا بوده و در جبهه مقابل ما و در پشت خاکریزهای خود برعلیه جبهه خودی سنگر می گیرد، حال آن که در جنگ نرم ، دشمن، سربازانش را از جبهه خودی برگزیده و خاکریزهایش را در سرزمین خودی قرار می دهد.

 

· از میان جنگ سخت، اسطوره و قهرمان (مانند: شهدای دفاع مقدس) بیرون می آید، و در جنگ نرم، چیزی نمی بینیم جز مظلومیت رهبر که به تنهایی وارد معرکه شده و کوتاهی و کم کاری دیگران را جبران می کند.

 

· در جنگ سخت، میل و کشش به فداکاری، ایثار و شهادت وجود دارد در حالی که در جنگ نرم کمتر می توان نشانی از چنین ارزش هایی یافت آنچه بیشتر نمود دارد مظلومیت جبهه خودی و طرفداران نظام و انقلاب.

 

· در جنگ سخت خون می دهیم ولی در جنگ نرم باید خون دل خورد و چه آسان است جان دادن تا این چنین بمانی و خون دل بخوری.

... و با مروری در جریانات فتنه پیچیده و بس خطرناک پس از انتخابات ریاست جمهوری
 سال 88 ، نیک درمیابیم که ملت، با سلاح بصیرت و فهم عمیق خویش بار دیگر در 19 دی و
 22 بهمن 88 به میدان آمدند و نگذاشتند رهبر و نظام اسلامی مظلوم و مقتدر، تنها بماند و
ثابت کردند که خواب انقلاب رنگین دشمن در سرزمین خمینی تعبیر نخواهد شد.

ریزش سبز


برگشت شجریان از اردوگاه فتنه
برگشت شجریان از اردوگاه فتنه

محمدرضا شجريان در تماسي  با قاليباف  از عملكرد خود در جhttp://chahar-mezrab1.persiangig.com/image/wallpaper/Wallpaper013.jpgريان فتنه و مصاحبه اش با شبکه ضد انقلاب بی بی سی فارسی ابراز ندامت کرده است.

محمدرضا شجريان در تماسي كه با قاليباف داشته ضمن اظهار ندامت از عملكرد خود در جريان فتنه و مصاحبه اش با BBC ، از قصد خود براي خواندن شعري براي امام (ره) خبر داده است.

گفته مي شود اين كار به سفارش يونس شكرخواه معاون رسانه اي شجريان صورت پذيرفته است. شكرخواه با رصد كردن رسانه ها به شجريان توصيه نموده به نحوي بايد خودش را احياء كند. ظاهراً از شجريان نيز براي شركت در همايش ايرانيان خارج از كشور دعوت گرديده بود كه با عدم اقبال وي مواجه شدند.

محمدرضا شجریان چندی پیش طی گفت و گوی با شبکه ضد انقلاب بی بی سی فارسی به مسئولان کشور توهین و بر له جریان فتنه سخن بر زبان جایر ساخت!

خوش صحبتی نوکر برای ارباب
خوش صحبتی نوکر برای ارباب
عبادی که به دلیل سکوت در برابر جنایات رژیم صهیونیستی در میان افکار عمومی به "بانوی جنگ" معروف است، در این نامه ادعای سران رژیم صهیونیستی درباره اعدام کودکان زیر 18 سال در ایران را تکرار کرده و علت بازداشت نسرین ستوده را به دلیل دفاع از این کودکان دانسته است!

 رئیس کانون غیرقانونی مدافعان حقوق بشر هم به کمپین فضاسازی تبلیغاتی و رسانه‌ای درباره یکی از بازداشت‌شدگان آشوب‌های خیابانی سال گذشته پیوست.

شیرین عبادی در نامه‌ای سرگشاده که خطاب به "نسرین ستوده" وکیل مدافع خود در دادگاه شکایت از روزنامه کیهان نوشته است، او را سربازی خوانده که تمام زنان ایران او را می‌شناسند.

عبادی که به دلیل سکوت در برابر جنایات رژیم صهیونیستی در میان افکار عمومی به "بانوی جنگ" معروف است، در این نامه که مطالب توهین‌آمیزی نسبت به مسئولان نظام نیز در آن طرح شده، ادعای سران رژیم صهیونیستی درباره اعدام کودکان زیر 18 سال در ایران را تکرار کرده و علت بازداشت نسرین ستوده را به دلیل دفاع از این کودکان دانسته است!

این اظهارات درحالی از سوی عبادی مطرح شده که برخی منابع خبری از ارتباط گسترده او با مرکز بهاییان در فلسطین اشغالی خبر می‌دهند.

برخی اخبار نیز درباره گرویدن دختر او به فرقه ضاله بهاییت منتشر شده است که البته خود عبادی آن‌ها را صحیح ندانسته است.

دفتر شیرین عبادی؛ بهشت بهایی‌ها

چندی پیش نیز منشی «بهایی» گروهک کانون مدافعان حقوق بشر از سوی دادگاه انقلاب اسلامی به دو سال حبس محکوم شد.

«ژینوس.س» پس از فتنه‌گری اوباش و گروهک‌ها در عاشورای حسینی، در تاریخ 13دی 88 به همراه شمار دیگری از عناصر بهایی فعال در فتنه گری روز عاشورا بازداشت شده بود. نامبرده به همراه آرتین.غ (همسر خود) و چند عضو دیگر گروهک استعماری بهائیت دستگیر شده بود.

7 تن از سران گروهک بهائیت دو سال پیش به اتهام جاسوسی به نفع رژیم صهیونیستی دستگیر و به 10 سال زندان محکوم شدند.

یادآور می شود گروهک کانون مدافعان حقوق بشر، توسط عناصری نظیر عبدالفتاح سلطانی، محمدعلی دادخواه، شیرین عبادی، محمد شریف، محمد سیف زاده، نسرین ستوده و... و با هدایت دیک چنی معاون رئیس جمهور سابق آمریکا راه اندازی شد. در این میان دولت‌های فرانسه و آلمان پول‌ها را به عبادی برای هزینه در این گروهک اختصاص دادند و همچنین از وی خواسته شده بود، بخشی از جایزه پوششی صلح نوبل را در خدمت گروهک مذکور هزینه کند.

بازداشت منشی همه کاره دفتر گروهک کانون مدافعان حقوق بشر در بحبوحه فتنه‌گری و آشوب آن هم فتنه‌گری روز عاشورا، رسوایی دیگری برای عبادی و هم قطاران وی است و این در حالی است که این سلطنت طلب فراری پیش از این در جریان دفاع از برخی عناصر بهایی ادعا می‌کرد، صرفا وکالت آنها را برعهده دارد. اما اکنون به نظر می‌رسد در کنار بهایی بودن برخی اعضای مرکزیت گروهک مذکور، شائبه بهایی بودن این پیرزن سلطنت طلب هم جدی تر شده است.


 

مشاور سابق امنیت ملی عراق:در بین گروهک منافقین حاضر در پادگان اشرف کسانی هستند که دستشان به خون مردم عراق آغشته است ما این افراد را برای محاکمه به دادگاه¬های صالحه عراق خواهیم سپرد

در نوشته قبل «نوری المالکی و آزمون مقابله با منافقین» به این نکته اشاره شد که نوری المالکی برای اجابت درخواست ملت عراق و بیرون راندن منافقین از این کشور هزینه‌ها و موانع زیادی در پیش رو دارد. به این نکته اشاره کردیم که بزرگ‌ترین دلیل نخست وزیر مردم عراق برای مصمم شدن در اخراج منافقین، جنایت‌های بی شمار آنها در این کشور است و اینکه طبق قانون اساسی عراق،‌ در خاک این کشور جایی برای تروریست ها پیش بینی نشده است.

 

در این قسمت نیز از ابعاد دیگری به مسئله حضور منافقین در عراق می‌پردازیم.

 

دخالت‌های گسترده و همه جانبه در عراق

 

دخالت‌‌های منافقین در امور داخلی عراق، پس از سقوط حاکم دیکتاتور-صدام- و حتی پس از محاصره این پادگان توسط نیروهای آمریکایی، تا به امروز ادامه داشته است تا جایی که دکتر نافع عیسی رییس انجمن دوستی ایران و عراق در استان صلاح الدین نیز چندی پیش با تصریح بر این نکته که منافقین همچنان در امور داخلی عراق دخالت می‌کنند، اعلام کرده بود منافقین حتی پس از محاصره پادگان اشرف توسط ارتش عراق، همچنان به دخالت در مسائل عراق ادامه می‌دهند و این دخالت در انتخابات و دیگر امور عراق از طریق واسطه‌های ورود مواد غذایی به پادگان اشرف و انتقال پول از طریق آنها به مخالفان دولت قانونی عراق همچنان ادامه دارد.

 

ذکر این نکته توسط وی که منافقین در ادامه تلاش‌های مذبوحانه خود برای تغییر در روند سیاسی کشور عراق و حمایت از مخالفان دولت مرکزی، تاکنون به وسیله وارد کنندگان مواد غذایی به پادگان اشرف،‌ مقادیر زیادی پول به مخالفان دولت کمک کرده‌اند، جای تامل بسیار دارد،‌ و علی‌رغم تبلیغات دستگاه دروغ پراکنی منافقین در مورد محرومیت‌های غذایی و دارویی در اشرف مسلما رویه انتقال پول به مخالفان دولت مرکزی و قانونی عراق و نیز دیگر تروریست‌های شناخته شده ، این کمک‌ها همچنان ادامه دارد.

 

از دیگر نکات برجسته حضور منافقین درعراق و پس از سقوط صدام، می‌‌توان به دوران حضور آمریکایی‌ها در اشرف اشاره کرد که این سازمان در پادگان اشرف همایش‌هایی با حضور مخالفان دولت عراق برگزار و تلاش می‌کرد تا مخالفین و برخی از شخصیت های عشایری مجهول را بر علیه دولت قانونی عراق بشوراند ضمن آنکه «اسناد محرمانه‌ای به دست آمده که نشان می‌دهد این گروهک اطلاعات طبقه‌بندی شده خاصی را نزد خود نگه می‌داشته که برخی از آنها خلاف منافع دولت عراق است.»(۱)

 

تاکید بر جنایتکار بودن منافقین

 

سقوط صدام همه معادلاتی که رجوی برای سرنوشت مشترک خود و سیدالرئیس ترسیم کرده بود را نقش بر آب کرد. پایان حکومت صدام و حضور آمریکایی‌ها در عراق همراه بود با احساس خطر ناشی از پیگیری حقوقی جنایات منافقین در عراق و برای سرکردگان این فرقه که جنایات مسلم خود را غیر قابل دفاع می‌دیدند، راهی بهتر از پاک کردن صورت مسئله وجود نداشت. با این استراتژی بود که منافقین به دستور سرکرده فراری‌شان دست به انکار تمام رویداد‌های جنایت‌بار ناشی از حضور خود در عراق زدند و از صدر تا ذیل جنایت‌های خود در عراق را منکر شدند اما مگر می‌شود حقایقی که همانند روز روشن است را انکار نمود.

 

همه سیاسیون عراق به این نکته تصریح دارند که منافقین جنایات فراوانی در عراق انجام داده‌اند. حتی صالح‌المطلک هم با اینکه از سوی منافقین حقوق بالایی دریافت می‌کند و با زبان از آنها حمایت می‌کند،به خوبی می‌داند که منافقین چه جنایت‌هایی درعراق انجام داده‌اند. در همین راستا در بحبوحه اعلان نتائج انتخابات پارلمانی عراق پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان گفتگویی را با احمد الاسدی کاندیدای انتخابات ، مدیر کل دفتر نخست وزیری و نائب رئیس هیئت اجرایی جریان اصلاح ملی وابسته به ابراهیم جعفری نخست وزیر پیشین عراق انجام داد. این گفتگو پیرامون گروهک تروریستی منافقین و پرونده تروریسم در عراق انجام گرفت و الاسدی در گفتگوی خود با خبرنگار ما به نکات برجسته‌ای اشاره نمود:

 

مسأله سازمان مجاهدین خلق باید به صورت قانونی حل شود. قانون اساسی عراق و دیگر قوانین کشور وجود سازمانی تروریستی را در داخل عراق غیر قانونی می شمارد. سازمان مجاهدین خلق تجاوزهای فراوانی را علیه عراق مرتکب شد و اتهامات بسیار زیادی به ویژه در ارتباط با سرکوب انتفاضه ۱۹۹۱ متوجه آنهاست از این جهت مواضع مردمی و همین طور موضع ما به عنوان یک جریان سیاسی ، مبتنی بر ضرورت تطبیق قانون اساسی بر همه گروههای تروریستی است. این گروه یا باید از عراق به شکل قانونی خارج شود یا اینکه تحقیقاتی پیرامون نقش آنها در حوادث سال ۱۹۹۱ و حوادث دیگر صورت بگیرد تا اطمینان حاصل شود که حتی یک تن از این اشخاص در فعالیت های تروریستی یا جنایتکارانه علیه ملت عراق نقش داشته است یا خیر . این مسأله نه مسأله ای سیاسی است و نه مسأله پناهندگی انسان دوستانه چرا که ممکن نیست به اشخاصی پناه بدهیم که تحت هرعنوان یا توجیه به سرکوب ملت عراق دست زده اند. در حقیقت این پرونده را ما به میراث برده ایم. نه دولت حالی و نه دول سابق مسؤولیتی در به وجود آمدن این قضیه (ورود منافقین به عراق) نداشته اند. اما به هر حال این یک واقعیت است و نیاز به یک راه حل مقبول دارد تا معیارهای بین المللی در آن رعایت شود. تعداد اعضای آنها در عراق فراوان است و مشکلات زیادی را در منطقه پیرامون پادگان اشرف به وجود آورده اند. اتهامات فراوانی نیز پیرامون حوادث سال های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۷ تقریبا ً به آنها وارد است. از این جهت نمی توان این مسأله را با فشار حل نمود. برای این قضیه راه حلهای مرحله ای و جزئی وجود دارد تا اینکه بالأخره فیصله یابد".

 

از سوی دیگر گفته می‌شود پس از ورود نیروهای عراقی در اردوگاه اشرف چند گور دسته‌جمعی کشف شده که منافقین تلاش داشتند آن را از دولت عراق پنهان نگه دارند.

این مسئله که طبق قانون اساسی عراق اجازه نمی‌دهد منافقین یا هر گروه تروریستی و جنایتکار دیگر درامور داخلی عراق دخالت کند مسئله مهمی است، چنانکه مشاور سابق امنیت ملی عراق نیز با تاکید بر غیر قابل گذشت بودن گذشته منافقین اعلام کرد: « تروریست‌ها مختارند به هر کشوری که می‌خواهند بروند، ما از ۱/۱/۲۰۰۹ این پرونده را به دست گرفتیم. قبل از آن پادگان اشرف به دست امریکایی¬ها اداره می‌شد، اما از روزی که در اختیار دولت عراق قرار گرفت طبق قانون و بلافاصله تصمیم به بستن آن گرفتیم. در بین گروهک منافقین حاضر در پادگان اشرف کسانی هستند که دستشان به خون مردم عراق آغشته است ما این افراد را برای محاکمه به دادگاه¬های صالحه عراق خواهیم سپرد. »(۲)

 

محمد خاتمی: انتقاد کنید اذیت شدید بدانید نظام منحرف شده!
محمد خاتمی: انتقاد کنید اذیت شدید بدانید نظام منحرف شده!

محمد خاتمی اخیرا در جمعی از دانشجویان مدعی شده اگر پس از انتقادات خود مورد آزار و اذیت قرار گرفتید بدانید که در نظام انحراف ایجاد شده است!

سيد محمدخاتمي، در ديدار با جمعي از دانشجويان دانشگاههاي تهران در حالي که اصرار داشت، نام اغتشاش و برهم زدن امنيت ملي را «انتقاد» بگذارد، به دانشجويان گفت: وظيفه شماست که نقد کنيد،اگر انتقادتان هزينه داشت و موجب فشار و سختي براي شما شد نشانه آن است که کساني در نظام انحراف ايجاد کرده اند.

محمد خاتمی به همراه میرحسین موسوی و مهدی کروبی بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم با سرپیچی از دستور ولی فقیه علیه نظام اقدام کرده و با صدور بیانیه های ساختارشکنانه کام ملت ایران را تلخ کردند.


روایت‌فرانس24ازروابط‌دختروپسردرتهران
روایت‌فرانس24ازروابط‌دختروپسردرتهران
روابط دختر و پسر در مناطق بالاشهر تهران به سوژه خبری شبکه فرانس 24 تبدیل شد.

  گزارشهاي مردمي خود را به گزارشي درباره نحوه اشنا شدن و قرار گذاشتن پسرها و دخترها در بين خانواده هاي ثروتمند تهراني اختصاص داد . در این گزارش شخصی بنام السيو رستاني ساکن لندن که براي ملاقات باخانواده اش به ايران سفر کرده از پدیده نادری در روابط دختر و پسر در تهران صحبت می کند رستانی در اخرين سفرش به تهران ؛از طریق پسر عموي خود با این پديده جالب که فقط در تهران و از طريق خودرو امکان پذير است، آشنا شد.

این شهروند درباره مشاهداتش از خیابان های شمال شهر تهران گفت:من در خانه پسرعمويم بودم. به او گفتم ايا مي تواني مرا به خياباني ببري که در ان پسرها و دخترها باهم ملاقات مي کنند؟ او مرا به خيابان ايران زمين در شهرک غرب برد. من با دوربينم مي خواستم از اين روش عجيب ملاقات فيلمبرداري کنم.

رستانی افزود :انجا خودروها کنار هم رانندگي مي کنند، سرنشينان يکي از خودروها پسر و سرنشين ديگر دختر.

ناگهان انها در وسط خيابان متوقف مي شوند و من خودم شاهد رد و بدل کردن شماره تلفن بين آنها بودم. اين واقعا عجيب است و هيچ جاي ديگر در جهان مشاهده نمي شود. اين خودروها در بين خياباني پرتردد متوقف مي شوند تا با هم شماره تلفن رد و بدل کنند و حتي چند دقيقه مانع تردد خودروهاي ديگر مي شوند.

وي افزود نمي دانم پس از ان چه مي گذرد اما تصور مي کنم جايي باهم قرار مي گذارند و با هم حرف مي زنند. اين پديده عمدتا به قشر متوسط جامعه تهران مربوط مي شود و بيشتر بين انهايي رواج دارد که براي خودنمايي ثروت زيادي دارند. به نظر من اين پديده فقط به اين علت شکل گرفته زيرا جاي ديگري براي ديدار بين جوانان در شهر وجود ندارد.
روابط دختر و پسر در مناطق بالاشهر تهران به سوژه خبری شبکه فرانس 24 تبدیل شد.

به گزارش آخرین نیوز این شبکه گزارشهاي مردمي خود را به گزارشي درباره نحوه اشنا شدن و قرار گذاشتن پسرها و دخترها در بين خانواده هاي ثروتمند تهراني اختصاص داد . در این گزارش شخصی بنام السيو رستاني ساکن لندن که براي ملاقات باخانواده اش به ايران سفر کرده از پدیده نادری در روابط دختر و پسر در تهران صحبت می کند رستانی در اخرين سفرش به تهران ؛از طریق پسر عموي خود با این پديده جالب که فقط در تهران و از طريق خودرو امکان پذير است، آشنا شد.

این شهروند درباره مشاهداتش از خیابان های شمال شهر تهران گفت:من در خانه پسرعمويم بودم. به او گفتم ايا مي تواني مرا به خياباني ببري که در ان پسرها و دخترها باهم ملاقات مي کنند؟ او مرا به خيابان ايران زمين در شهرک غرب برد. من با دوربينم مي خواستم از اين روش عجيب ملاقات فيلمبرداري کنم.

رستانی افزود :انجا خودروها کنار هم رانندگي مي کنند، سرنشينان يکي از خودروها پسر و سرنشين ديگر دختر.

ناگهان انها در وسط خيابان متوقف مي شوند و من خودم شاهد رد و بدل کردن شماره تلفن بين آنها بودم. اين واقعا عجيب است و هيچ جاي ديگر در جهان مشاهده نمي شود. اين خودروها در بين خياباني پرتردد متوقف مي شوند تا با هم شماره تلفن رد و بدل کنند و حتي چند دقيقه مانع تردد خودروهاي ديگر مي شوند.

وي افزود نمي دانم پس از ان چه مي گذرد اما تصور مي کنم جايي باهم قرار مي گذارند و با هم حرف مي زنند. اين پديده عمدتا به قشر متوسط جامعه تهران مربوط مي شود و بيشتر بين انهايي رواج دارد که براي خودنمايي ثروت زيادي دارند. به نظر من اين پديده فقط به اين علت شکل گرفته زيرا جاي ديگري براي ديدار بين جوانان در شهر وجود ندارد.


کروبی: اگر به حج بروم کاری می کنم که احمدی نژاد انگشت به دهان شود
کروبی: اگر به حج بروم کاری می کنم که احمدی نژاد انگشت به دهان شود

مهدی کروبی پس از مشاهده استقبال باشکوه مردم لبنان از دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور کشورمان، در شرایط روحی نامناسبی به سر می برد.

مهدی کروبی در دیدار گروهی از روزنامه نگاران با اشاره به انزوای رسانه ای خود از آنان برای مطرح شدن استمداد طلبید.
وی با اشاره به برخی پیشنهادهای مطرح شده از سوی نزدیکانش برای سفر به حج گفت: اگر من به حج بروم آن چنان استقبالی از من خواهد شد که خواهید دید از استقبالی که لبنانی ها از احمدی نژاد کردند بیشتر خواهد بود و کاری می کنم که از این استقبال احمدی نژاد نیز انگشت به دهان بشود!
به گفته نزدیکان کروبی، وی در روزهای اخیر به واسطه یکی از سفرای دولت اصلاحات رایزنی هایی برای سفر به حج آغاز کرده است.

شجونی:سران فتنه، میکروب‌های سیاسی فتنه 88 بودند
شجونی:سران فتنه، میکروب‌های سیاسی فتنه 88 بودند

عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز گفت: انقلاب مانند قطاری است که افرادی که دارای ناخالصی هستند، در طی مسیر از آن جدا می‌شوند اما آن قطار بدون هیچ مشکلی به راه خود ادامه می‌دهد.

روز گذشته رهبر معظم انقلاب در جمع پرشور مردم قم، پایداری و هوشیاری مردم در مقابل فتنه 88 را موجب واکسینه شدن کشور و مردم در مقابل میکروب‌های سیاسی و اجتماعی خواندند و تأکید کردند: فتنه پس از انتخابات، برخلاف انتظار دشمن، بصیرت ملت ایران را بیشتر کرده است.

در همین زمینه، "حجت‌الاسلام جعفر شجونی" عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز در گفت‌وگو با شبکه ایران با اشاره به این فرمایشات رهبر انقلاب در مورد واکسینه شدن انقلاب در برابر میکروب های سیاسی به واسطه فتنه 88، گفت: وقتی فتنه‌ای آغاز می‌شود، برخی افراد پشت نقاب القاب و سابقه خود پنهان می‌شوند اما هرچه که به پیش می‌رود، ماهیت واقعای آنان بیشتر مشخص می‌شود.

به گفته وی، انقلاب مانند قطاری است که افرادی که دارای ناخالصی هستند، در طی مسیر از آن جدا می‌شوند اما آن قطار بدون هیچ مشکلی به راه خود ادامه می‌دهد.

حجت‌الاسلام شجونی با اشاره به اینکه از ابتدای انقلاب ناخالصی‌هایی مانند بنی صدر و منافقین راه خود را از انقلاب جدا کردند، تصریح کرد:‌ میکروب‌های سیاسی فتنه سال گذشته مثلث شوم کروبی، موسوی و خاتمی بودند که البته برخی مسئولان نظام هم با آن‌ها همراهی می‌کردند.


پروین مرز حجاب و بدحجابی
پروین مرز حجاب و بدحجابی 

مراسم نمایش فیلم سلطان با حضور ورزشکاران و پیشکسوتان ورزش و سینما سه شنبه شب در تالار ایوان شمس برگزار شد.


هشدار وزیر به اخلالگران در طرح هدفمندی
هشدار وزیر به اخلالگران در طرح هدفمندی

وزير اطلاعات با اشاره به اجراي طرح هدفمند شدن يارانه ها گفت:برای همه مجموعه ها و تشکیلات اقتصادی کشور پیش بینی‌های لازم صورت گرفته است تا اگر کسی بخواهد اقدام به اخلالگری کند به دستگاه قضایی معرفی شود و اقدامات پیشگیرانه انجام پذیرد.

حیدر مصلحی پس از جلسه امروز هیئت دولت افزود: هماهنگی و انسجام خوبی برای اجرای این قانون وجود دارد و تجار و تولیدکنندگان با دولت هماهنگ هستند.

وی ادامه داد: برای همه مجموعه ها و تشکیلات اقتصادی کشور پیش بینی‌های لازم صورت گرفته است تا اگر کسی بخواهد اقدام به اخلالگری کند به دستگاه قضایی معرفی شود و اقدامات پیشگیرانه انجام پذیرد.

مصلحی درباره دو امریکایی که در ایران در بازداشت هستند گفت: پرونده آنها به مسئولان قضایی ارسال شده است.

وی در پاسخ به سوال خبرنگاری درخصوص هفت تبعه افغان که اخیراً در ایران بازداشت شده اند اظهار داشت: گمان نمی کنم این افراد جاسوس باشند و باید پرونده آنها به دقت بررسی شود.


افشای وعده پنهانی هاشمی به خانواده های سران بازداشت شده کودتا قانون را دور می زنیم!
افشای وعده پنهانی هاشمی به خانواده های سران بازداشت شده کودتا
قانون را دور می زنیم!
وعده هاشمی رفسنجانی برای دور زدن قانون از طریق رهبری، تاکتیک ناکامی بوده که تاکنون بارها از جانب وی آزموده شده است. آخرین نمونه این اقدام نامشروع سیاسی را می توان در ماجرای دانشگاه آزاد مشاهده کرد. خوشبختانه مقام معظم رهبری با بی اعتنایی نسبت به مطالبات غیرقانونی اخیر هاشمی ...
در حالی که هنوز سوالات بسیاری در مورد نقش آیت الله رفسنجانی در طراحی، اجرا و هدایت استراتژیک کودتای ناکام سال گذشته از جانب ایشان بی پاسخ مانده است، در جدیدترین دور از تحرکات وی شاهد افشای وعده دور زدن قانون برای حمایت از عناصر کودتای سازمان سیا در تابستان 88 از جانب رفسنجانی هستیم.

به گزارش صراط خانواده عناصر زندانی کودتای ناکام سال گذشته با انتشار نامه ای خطاب به اکبر هاشمی ضمن گلایه از عملی نشدن وعده های یک ماه پیش وی با اشاره به ادعای جالب رفسنجانی نوشتند:

شما یک ماه پیش فرمودید برای این که پیگیری خواسته های ما از طریق مأموران نتیجه عکس ندهد، آن ها را از طریق رهبری پیگیری می کنید.

وعده هاشمی رفسنجانی برای دور زدن قانون از طریق رهبری تاکتیک ناکامی بوده که تاکنون بارها از جانب وی آزموده شده است. آخرین نمونه این اقدام نامشروع سیاسی را می توان در ماجرای دانشگاه آزاد مشاهده کرد. آنجایی که هاشمی برای تصاحب غیرقانونی و نامشروع تولیت مادام العمر 250 هزار میلیارد تومان از بیت المال مسلمین به نفع خود و جریان سیاسی اش تلاش کرد تا با توسل به مقام معظم رهبری جلوی مصوبات قانونی صریح و شرع مقدس اسلام بایستد. هرچند رهبر فرزانه انقلاب هم نه تنها در ماجرای دانشگاه آزاد بلکه در همین ماجرای حمایت از فتنه گران زندانی گویا پاسخ محکمی به زیاده خواهی های آقای هاشمی داده اند.

گفتنی است خانواده های کودتاچیان وابسته به سرویسهای جاسوسی غرب که گویا به راحتی به تشکیلات و بیت هاشمی تردد دارند در ابتدای این نامه سراسر توهین به انقلاب و نظام اسلامی  خطاب به لیدر معنوی  خود نوشتند:
"مراتب سپاس خود را از  ملاقات قبلی که موجب دلگرمی ما و از سوی دیگر حرص و کینه بیشتر نااهلان و نامحرمان نوخواسته خشونت طلب شد، اعلام می داریم. همان گونه که در جلسه حضوری خدمتتان عرض کردیم ما سعی می کنیم توقعات و انتظاراتمان را از رئیس مجمع تشخیص مصلحت و رئیس مجلس خبرگان رهبری با توجه به شرایط موجود تطبیق داده و تعدیل کنیم اما در عین حال موقعیت های استراتژیک سیاسی حضرتعالی، هم چنان امتیازات برجسته ای را که می توان با اتکاء به آن از حقوق ما حمایت و پشتیبانی کرد به رخمان می کشد."


این جمع وابسته به سران کودتا در حالی که از لحن آنها چنین بر می آمد که هاشمی را پناهگاه کودتاچیان تصور می کنند  با اشاره به حمایت قلبی رفسنجانی از کودتاچیانی که نسخه صهیونیستها و آمریکای جنایتکار را در ایران به اجرا گذاشته بودند افزودند:

جناب آقای هاشمی
ما بسیار سپاسگزاریم که شما در آن ملاقات حضوری مانند پدری دلسوز به درددل فرزندان خدمتگزاران و رزمندگان و مدیران خدوم دیروز که اینک جسمشان رنجه بندگران ستم است گوش سپردید و نیز برای مصائبی که بر خانواده های دانشجویان و روزنامه نگاران متعهد دربند می گذرد افسوس خوردید و از به بندکشیدن وکلای متعهد و آزاده مسلمان ابراز حیرت و تأسف نمودید و برای همه ما از درگاه خداوند متعال صبر و امید و استقامت طلب کردید.

گفتنی است خوشبختانه مقام معظم رهبری با بی اعتنایی نسبت به مطالبات غیرقانونی اخیر هاشمی پروژه "دور زدن قانون" را ناکام گذاشته اند که می توان آثار آن را در گلایه نویسندگان این نامه موهن از هاشمی به خاطر "عملی نشدن " وعده های یک ماه پیش مشاهده کرد.


ردپای منافقین جدید در حلقه مشاوران موسوی؛

نگرانی آقای مشاور از استبداد در ایران و تکرار داستان خیالی "تقلب "



کسی که برادرش نقش رابط بین وی و گروهک تروریستی منافقین را بازی می‌کند؛ در آن سوی آب‌ها، نگران و مضطرب سرنوشت ایران شده است؟

 

 

نگرانی آقای مشاور از استبداد در ایران و تکرار داستان خیالی "تقلب "

 

 سایت متعلق به نفاق سبز در گفت‌وگو با مشاور منافق میرحسین موسوی یعنی "اردشیر امیر ارجمند " مطالبی را به نقل از وی درج کرده است که قابل تأمل بوده و ذکر نکات مهمی را جهت تنویر افکار عمومی الزامی می‌سازد.

 

اردشیر امیر ارجمند در این مصاحبه "وجه‌المصالحه بودن سرنوشت مردم ایران " را دغدغه‌ای برای خود می‌داند! حال آنکه باید پرسید آیا می‌توان باور کرد کسی که برادرش نقش رابط بین وی و گروهک تروریستی منافقین را بازی می‌کند؛ در آن سوی آب‌ها، نگران و مضطرب سرنوشت ایران شده است؟!

 

امیر ارجمند، که مسئول کمیته حقوقی و مشاور فراری میرحسین موسوی است و البته برادرش نیز عضو فعال منافقین در فرانسه است و در اوایل پیروزی انقلاب، منزلش به عنوان خانه تیمی و مخفیگاه سران نفاق به کارگیری می‌شد؛ چگونه ممکن است به فکر مردم کشورش افتاده و اشک تمساح ب‌ریزد؟!

 

وی در این گفت‌وگو ادعا می‏کند: "سیاست خارجی ایران به‎شدت‌ آلوده به ذلت و بی‌تدبیری است! "

 

این موضوع به خوبی روشن است که ذلت و ننگ از آن منافقینی است که به خاطر اجازه گرفتن برای نفس کشیدنشان در خاک اجنبی، دست به مزدوری و جاسوسی می‌زنند و اطلاعات و اخبار گوناگون کشور را به سران آمریکا و اروپا و حتی صدام ملعون می‌بخشیدند.

 

ذلت از آنِ همان شکست خوردگانی است که کاسه گدایی پیش غرب دراز کرده و با منش شکاف زی خود، به دنبال ضربه زدن به حیثیت و ناموس این آب و خاک‌اند و البته برازندگی و شوکت برای آقای استاد دانشگاه محفوظ که برادر ارجمندش در زمره این سلک جای دارد؛ هرچند به خوبی پیداست که خود متمایل به افشای این راز نیست.

 

بد نیست اردشیرخان به جای دیکته‌نویسی از اربابان منافق خود، دسته کم یکی دو تا از اخبار روز دنیا را دنبال کند. از آن جمله همین چند روز گذشته بود که معاون شورای اطلاعات داخلی سازمان سیا در مصاحبه‌ای اعلام کرد "عزت جهانی ایران به خاطر شعار مرگ بر آمریکا است " حال آنکه مشاور منافق، مطلب را وارونه فهمیده و برای رهایی مردم ایران از تحریم‌ها دست استمداد به سوی غرب و آمریکا دراز کرده است.

 

یار همراه میرحسین که بیانیه‌های کذایی وی را انشا کرده است، در ادامه صحبت‌هایش دولت کنونی را "مستبد " می‌خواند و مدعی می‎شود رئیس جمهوری وقت مشروعیت مردمی ندارد!

 

از سوی دیگر گویا حلقه یاران نفاق سبز بعد از مرگ جنبش متوهم‌شان، هنوز متنبّه نشده‌اند که داستان خیالی بودن "تقلب " به منزله امری اظهر من ‌الشمس نام یافته و مردم بصیر ایران از این اقدام ناجوانمردانه و کذب آنها متنفرند که حال مجدداً قضیه عدم مشروعیت را به زبان می‌آورند.

 

حضور ۴۰ میلیونی مردم شریف ایران اسلامی در روز انتخابات ،خود سندی متقن بر مشروعیت مردمی برگزیده انتخابات بود که با تفویض این اختیار توسط نائب امام عصر (عج) حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای (حفظه الله) مشروعیت الهی یافت.

 

امیر ارجمند با جسارت تمام، اظهار داشته: "آقای احمدی‌نژاد حق سخن گفتن از جانب مردم ایران در مجامع بین‌المللی را ندارد ".

 

باز باید پرسید آیا محق این حق، اعضای فرقه‌ای است که با لابی فراوان و دست و پا زدن‌های بی‎نتیجه در کنفرانس‌های مختلف به دنبال تصویرسازی چهره اجتماعی - سیاسی غیرحقیقی از وضعیت ایران هستند تا از قِبَل آن قوت لایموتی به کف آرند؟!

 

و اما جمله مضحکانه آقای مشاور آنجا است که از "پذیرش رنج و زحمت مردم پس از ماجراجویی‌های آقای احمدی‌نژاد " تأسف خورده و مراتب ناراحتی خود را اعلام می‌دارد!

 

با این وصف باید گفت حتماً ایشان در استراسبورگ فرانسه، همجوار برادران تنی و غیرتنی منافق خویش در معیت خانواده گریخته از وطنش، آب از گلوی ارجمندش پایین نرفته و به‎عوض، غصه مردم ایران را نوش جان می‌کند.

 

بنابراین حاشا به جناب میرحسین که به چنین مشاورانی در حلقه یاران نزدیک خود، مباهات می‌فرمود!


نقش رهنورد و محتشمی پور در تشکیل کمپین حمایت از فتنه گران

نقش رهنورد و محتشمی پور در تشکیل کمپین حمایت از فتنه گران

نقش رهنورد و محتشمی پور در تشکیل کمپین حمایت از فتنه گران

خانواده های تعدادی از بازداشت شدگان حوادث سال ۸۸ در راستای جنگ روانی علیه نظام و زنده نگه داشتن جریان فتنه اقدام به تشکیل کمپین باصطلاح « خانواده ام را آزاد کنید » نمودند.

اخیراً خانواده های تعدادی از بازداشت شدگان حوادث سال ۸۸ به لیدری زهرا رهنورد و فخرالسادات محتشمی پور –همسر مصطفی تاجزاده- در راستای جنگ روانی علیه نظام و زنده نگه داشتن جریان فتنه اقدام به تشکیل کمپین باصطلاح « خانواده ام را آزاد کنید » نمودند در این راستا اطلاعیه ایی نیز منتشر نموده اند که در آن آمده است : «اهداف این کمپین شامل همبستگی جهانی با زندانیانِ سیاسی و خانواده های آنان از طریق عضویت در کمپین، تلاش جهانی برای آزادیِ زندانیان سیاسی از طریق فعالیت آهسته و پیوسته برای زندانیان و جلب افکار عمومی، دمیدن روح تازه در کالبد کم رمق اما پر اشتیاقِ جامعه استبدادزده ایران از طریق معنادار کردن زندگی برای شهروندان، تقویت روحیه مسئولیت پذیری و دیگردوستی از طریق تمرین و مشارکت شهروندان در یک فعالیت بلندمدت ، مسالمت آمیز و مدنی.»

در همین خصوص نیز زهرا رهنورد نظریه پرداز تئوری “داماد لرستان فرزند آذربایجان” با انتشار یادداشتی رسماً پیوستن خود را به کمپین حمایت از اغتشاشگران فتنه ۸۸ اعلام نمود.



+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389ساعت 23:17  توسط   | 

شيرين عبادي :انتشار كاريكاتورهاي موهن عليه پيامبر(ص) نقض حقوق بشر نيست


شيرين عبادي :انتشار كاريكاتورهاي موهن عليه پيامبر(ص) نقض حقوق بشر نيست

رئيس گروهك موسوم به كانون مدافعان حقوق بشر طي سخناني اهانت آميز در پرتغال انتشار كاريكاتورهاي موهن عليه پيامبر اسلام را نقض حقوق بشر ندانست.
به گزارش خبرنگار جنبش سرخ حسینی شيرين عبادي و «كورت وسترگارد» طراح دانماركي كاريكاتورهاي موهن عليه اسلام، در هفته جاري به پرتغال سفر و تحت تدابير شديد امنيتي در سميناري كه طراح آن شهرداري سانتا ماريادافيرا پرتغال بود، به ايراد سخنراني پرداختند.
يك روزنامه چاپ ليسبون با انتشار بخش‌هايي از اين سخنراني‌ نوشت: شيرين عبادي در سخنراني خود از آزادي بيان به عنوان بخشي از آزادي مذهب دفاع كرد و گفت: «بدون آزادي بيان و مذهب، دموكراسي وجود ندارد. مشكل اينجاست كه در يك حكومت مذهبي شهروندان و به ويژه اقليت‌ها نمي‌توانند اظهار عقيده كنند.»
شيرين عبادي در ادامه سخنان خود اشاره‌اي هم به موضوع كاريكاتورهاي موهن كرده و اظهار داشت كه «نمي‌توان انتشار چنين كاريكاتورهايي را نقض حقوق بشر تلقي كرد بنابراين واكنش بنيادگراها در رابطه با اين كاريكاتورها را قبول ندارم.»
روزنامه نوتيسياس بخش‌هايي از اظهارات طراح دانماركي كاريكاتورهاي موهن را نيز منتشر كرد و نوشـت: «كورت وسترگارد اصالتا مسيحي است اما اعتراف مي‌كند كه بي دين است.»
روزنامه نوتيسياس نوشت: «مسلمانان زيادي با بمب‌هاي عقيدتي يا مذهبي به غرب آمده‌اند و من با طراحي اين كاريكاتورها مي‌خواستم نشان دهم كه اسلام با خشونت مرتبط است. گواه آن هم اين است كه قصد داشتند من را به قتل برسانند. ما نمي‌توانيم بر سر دفاع از آزادي و ارزش‌هاي خود مصالحه كنيم. يكي از ارزش‌هاي بنيادي و اصولي آزادي مذهب است كه با ديدگاه‌هاي دگم مذهبي مغايرت دارد. تماشاي سوزاندن پرچم دانمارك براي مردم اين كشور يك شوك بود. شوكي كه دير يا زود بين اسلام و مسيحيت برخورد ايجاد خواهد كرد و كاريكاتورها فقط ضامن آن را كشيد.»

ناکامی ماموریت مشکوک دانشگاه آزاد در قم
ناکامی ماموریت مشکوک دانشگاه آزاد در قم

تیم چند نفره‌ای که مأمور به رایزنی با بیوت برخی مراجع و علمای قم بود تا با اخذ نظرات متنوع، در زمینه ابطال قطعی وقف دانشگاه آزاد تردید ایجاد کند، در مأموریت خود ناکام ماند.

مأموریت این تیم که از حدود یک هفته قبل از اعلام نظر قطعی رهبر معظم انقلاب به‌طور جدی مشغول رایزنی برای دریافت استفتاهایی از علما و مراجع تقلید بود، با هوشیاری نهادهای مسوول متوقف شد. این خبر را رجانیوز منتشر کرده است.

در سوالاتی که این تیم برای ارائه به مراجع و اخذ استفتا در مورد وقف دانشگاه آزاد تهیه کرده بودند، موارد کلی که برای موافقت با اصل شرعی وقف لازم است، مطرح شده بوده و در مورد زوایای پنهان حقوقی اموال دانشگاه آزاد هیچ توضیح بیشتری ذکر نشده بود.

این در حالی است که هاشمی رفسنجانی نیز حدود 10 روز قبل از اعلام نظر رهبر انقلاب، در سفر به مازندران به‌منظور افتتاح واحد دانشگاه آزاد بابل ادعا کرده بود که وقف دانشگاه آزاد جاری شده و کسی که بخواهد آن را برهم بزند، باید در حد خدا قدرت داشته باشد!

در عین حال، این اظهارنظر با واکنش رئیس قوه قضائیه مواجه شد و آیت‌الله لاریجانی ضمن تأکید بر اینکه وقف دانشگاه آزاد از ابتدا باطل بوده و اساساً وقفی در کار نبوده که کسی بخواهد آن را برهم بزند، این اظهارات را ناشایست و اشتباه خواند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز هفته گذشته نظر نهایی خود را با توجه به مستندات کمیته فقهی- حقوقی که به سرپرستی رئیس قوه قضائیه تشکیل داده بودند، اعلام و تصریح کردند که وقف دانشگاه از نظر فقهی و حقوقی صحیح نیست.


وقتی برخی آقازاده ها صراف می شوند!
وقتی برخی آقازاده ها صراف می شوند!

فعالیت برخی آقازاده ها درعرصه صرافی افزایش یافته است.
شنیده شده است برخی آقازاده ها که پیش از این به شکل غیر علنی در عرصه صرافی وارد شده بودند،فعالیتهای خود را در این عرصه افزایش داده اند.
گفته می شود برخی ازاین افراد دارای مجوز صرافی نبوده و به شکل غیر قانونی به فعالیت مشغولند.
 


تلاش جریان فتنه برای کشیدن پای تشکیلات کارگری پس از حذف یارانه ها
تلاش جریان فتنه برای کشیدن پای تشکیلات کارگری پس از حذف یارانه ها

alt

هدفمندسازي يارانه‌ها از چند روز ديگر آغاز مي‌شود. قرار است آرزوي ديرينه دولت‌ها به دست دولت دهم محقق شود. هنوز از خاطره‌ها نرفته است روزهاي پاياني دولت هشتم را که رئيس‌جمهور وقت صراحتاً از هدفمندسازي يارانه‌ها به عنوان آرمانش در آن سالها نام مي‌برد.مردم به خاطر دارند که ابتداي دهه 70، اجراي اين سياست به دليل نداشتن پشتوانه‌هاي تئوريک و اجرايي چگونه کام مردم را تلخ کرد و نهايتاً نيز متوقف شد.از اين‌رو شجاعت و جسارت اين دولت در برداشتن اين بار بزرگ به حق ستودني است.

اجراي اين سياست که تدبيري نيز براي عبور از تحريم جديد غربي‌ها عليه ايران است،‌بدون شک با «سنگ‌اندازي‌هاي اقتصادي» و «کارشکني‌هاي سياسي» همراه خواهد بود که بلاترديد توجه جدي مسئولين اقتصادي و سياسي را مي‌طلبد.

مدتها است که رسانه‌هاي وابسته به «جريان سبز وطني - آمريکايي» با تمام قوا رويکرد سياسي خود را تغيير داده‌اند و بيش از 70 درصد مباحث اصلي خود را به سياه‌نمايي در خصوص وضعيت اقتصادي کشور اختصاص داده‌اند.

جريان فتنه سياسي در قالب رسانه و برخي تحرکات امنيتي، تلاش دارد همزمان با اجراي اين قانون، فشار چند جانبه‌اي

بي‌صداقتي و دادن وعده‌هاي غيرمنطقي و بالا بردن سطح توقعات اجتماعي و حواله کردن توهم‌آلود اشکالات اقتصادي به گردن مخالفان سياسي و منتقدين دلسوز چاره راه نيست.کاهش شيب آزادسازي قيمت‌ها، اطلاع‌رساني دقيق و شفاف و صادقانه با مردم، تنظيم عالمانه بازار، تقويت قواي انتظامي و امنيتي و فرهنگ‌سازي مناسب از مهمترين عوامل کنترل واکنش‌هاي تند اجتماعي است که دولت مي‌تواند با درايت لازم، در اجراي بهينه اين قانون قدم بردارد.

را به دولت وارد و ضمن ايجاد آشوب و تکرار مجدد حوادث سال 88، دولت را نيز وادار به عقب‌نشيني کند.

در اين راه در جلسات متعدد، ضمن بررسي فرصت‌هاي پيش‌رو براي فتنه‌گري، صراحتاً اعلام کردند که بايد طبقه متوسط و جريان کارگري را همراه کرد.بازيگران فتنه‌ طي ماه‌هاي گذشته متوجه شدند که از کشاندن مردم به خيابان‌ها ناتوانند و مهمترين علت اين شکست را نيز حساب باز کردن روي دخترکان بي‌حجاب و پانکي‌هاي مرفه شمال شهر تهران دانستند. از اين‌رو تلاش دارند پاي جريان‌هاي کارگري را نيز به ميدان باز کنند و با اين تحليل که جريان کارگري براي نان مي‌آيد و نه شهوت، قصد دارند جامعه را مجدداً به آشوب بکشند.

در اين بين اخبار دقيق و ترديدناپذيري از تحرکات اين جريان فتنه‌گر وجود دارد که مسئولين امنيتي مي‌بايست نسبت به آن توجه بيشتري داشته باشند.اما از سوي ديگر، نقش دولت نيز در اين رابطه حائز اهميت است.

دولت بايد ضمن عبرت از تجربه‌هاي گذشته در اجراي سياست‌هاي شوک درماني، بسترساز واکنش‌هاي تند اجتماعي نشود.اين نگراني وجود دارد که دولت با هدف توزيع يارانه نقدي بيشتر، ناگزير به حذف يکباره و بخش قابل ملاحظه‌اي از يارانه‌ها شود که اين اتفاق بلاترديد فتنه سبز را قرمز مي‌کند و البته برخورد با فتنه قرمز که در آن پاي طبقات متوسط و کارگري در ميدان است بسيار پيچيده‌تر و پرهزينه‌تر و گسترده‌تر از گذشته خواهد بود.

وارد کردن شوک اقتصادي بالاتر از سطح آستانه تحمل اجتماعي، مي‌تواند دولت را وادار به عقب‌نشيني از اجراي اين سياست کند که اين عقب‌نشيني حتماً عوارض سياسي به همراه خواهد داشت و آتش آن دامن دولت‌هاي بعدي را هم خواهد گرفت.

بي‌صداقتي و دادن وعده‌هاي غيرمنطقي و بالا بردن سطح توقعات اجتماعي و حواله کردن توهم‌آلود اشکالات اقتصادي به گردن مخالفان سياسي و منتقدين دلسوز چاره راه نيست.کاهش شيب آزادسازي قيمت‌ها، اطلاع‌رساني دقيق و شفاف و صادقانه با مردم، تنظيم عالمانه بازار، تقويت قواي انتظامي و امنيتي و فرهنگ‌سازي مناسب از مهمترين عوامل کنترل واکنش‌هاي تند اجتماعي است که دولت مي‌تواند با درايت لازم، در اجراي بهينه اين قانون قدم بردارد.


سنگ تمام بی‌بی‌سی برای خاتمی
سنگ تمام بی‌بی‌سی برای خاتمی

تلویزیون دولتی انگلیس در دفاع معناداری از سیدمحمد خاتمی با بیان مطالب مرتبط با سفر چندین سال پیش وی به لبنان در قامت رئیس جمهور ایران، در ادعایی بامزه گفته است که دانشگاه لبنان با رغبت بیشتری به محمد خاتمی دکترای افتخاری اعطا کرد تا محمود احمدی‌نژاد!

 

استقبال تاریخی مردم لبنان از محمود احمدی‌نژاد، تلویزیون دولتی انگلیس را به شدت آشفته کرده است؛ تا جایی که نویسندگان سایت این شبکه تلویزیونی دست به انتشار مطالب و تحلیل‌های گنگ و متناقض زده‌اند.

سایت "بی‌بی‌سی فارسی" در مطلبی با عنوان "قدردانی از ایران یا خوش‌آمدگویی به احمدی‌نژاد"، در ابتدا تلاش کرده تا محبوبیت گسترده رئیس جمهور در میان مردم لبنان را زیر سوال ببرد و با اشاره به حمایت‌های ایران از مقاومت مردم این کشور علیه رژیم صهیونیستی، نوشته است: طبیعی است که بخش قابل توجهی از جمعیت لبنان با خوش آمدگویی به رئیس جمهوری ایران، قدردانی خود را از چنین کمک‌هایی ابراز کنند و چه بسا، هر کس دیگری هم که به جای محمود احمدی نژاد، در جایگاه ریاست جمهوری ایران از لبنان دیدار می کرد با چنین استقبال گرمی روبرو می شد.

البته بی‌بی‌سی در بخش دیگری از این مطلب و در اظهاراتی متناقض، حضور شخص محمود احمدی‌نژاد در لبنان را سبب ایجاد وحدت سیاسی در این کشور دانسته است.

سنگ تمام "بی‌بی‌سی" برای خاتمی با طعم دروغگویی

سایت تلویزیون دولتی انگلیس البته در ادامه، دفاع معناداری هم از سیدمحمد خاتمی کرده و با بیان مطالب مرتبط با سفر چندین سال پیش وی به لبنان در قامت رئیس جمهور ایران، در ادعایی بامزه گفته است که دانشگاه لبنان با رغبت بیشتری به محمد خاتمی دکترای افتخاری اعطا کرد تا محمود احمدی‌نژاد!

البته این مطلب درحالی از سوی بی‌بی‌سی مطرح شده که تمام اعضای هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه ملی لبنان، درخواست اعطای این مدرک افتخاری را امضا کرده بودند و شخصا در مراسم اهدای آن به رئیس جمهور ایران شرکت کردند و به تشویق وی پرداختند.

وقتی خون صهیونیستی بی‌بی‌سی به جوش می‌آید

اظهارات و سخنرانی‌ها ضداسرائیلی و ضدآمریکایی احمدی‌نژاد در لبنان و استقبال پرشور و تاریخی مردم از این اظهارات نیز تلویزیون دولتی انگلیس را نگران کرده است؛ تا جایی که برخلاف ادعای بی‌طرفی این رسانه، سخنان رئیس جمهور ایران "ملال‌آور و تکراری" دانسته شده است.

این مطلب سپس با ابراز تاسف صریح نسبت به این استقبال و عدم توجه مردم لبنان به برخی تبلیغات رسانه‌های وابسته به جریان فتنه 88 برای ایجاد اخلال در سخنرانی رئیس جمهور، نوشته است: آقای احمدی نژاد در لبنان برای مردمانی سخن از نابودی اسرائیل گفت که طعم زندگی تحت اشغال اسرائیل را چشیده اند، حملات اسرائیل خانه هایشان را ویران کرده و خودشان را آواره کرده و دوستان و اعضای خانواده شان را از آن‌ها گرفته است. چندان واقع‌بینانه به نظر نمی‌رسد که از مردم کوچه و بازار لبنان انتظار داشت از شکافی که بر سر ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد میان ایرانیان ایجاد شده آگاه باشند.

البته نویسنده بی‌بی‌سی توضیح نداده چه شکافی میان ایرانیان ایجاد شده و کدام جامعه‌شناس چنین فرضیه‌ای را تایید کرده است؟ آن‌هم در شرایطی که اکثر کارشناسان معتقدند اقدامات توهین‌آمیز جریان فتنه نسبت به مقدسات دینی و ملی ایرانیان، همه مردم را به ماهیت واقعی آن آگاه کرده که همین مساله سبب مرگ این جریان شده است.

ایران بهشت نیست؛ تحریم‌ها خیلی هم اثر داشته است!

در بخش دیگری از این مطلب، ضمن اعتراف تلویحی به شرایط مناسب رفاهی در ایران و ارزیابی ایران به عنوان یک کشور پیشرفته و توسعه یافته توسط مردم لبنان، با عصبانیت خواستار تغییر این دیدگاه شده است.

بی‌بی‌سی در این زمینه با لحنی عجیب که حاکی از ناخرسندی شدید نویسنده مطلب دارد، نوشته است: لبنانی‌هایی هم که از ایران دیدن می‌کنند، سطح زندگی در ایران را بالاتر از کشور خود می بینند و در این شرایط بسختی بتوان از آنان انتظار داشت واقعیات زندگی مردمی را لمس کنند که تاوان سیاستهای ضداسرائیلی و ضدآمریکایی کشورشان را با تحمل فشارهای سنگین اقتصادی و جا ماندن از قافله پرشتاب اقتصاد جهانی می دهند.

نقشه‌هایی که بر باد رفت

تلویزیون دولتی انگلیس در پایان مطلب خود هم نوشته است که حضور رئیس جمهور در لبنان، فضای آشفته سیاسی در این کشور را هم سر و سامان داد و نقشه‌های سران رژیم صهیونیستی برای ایجاد اختلاف میان احزاب سیاسی در این کشور را بر باد داده است.

بی‌بی‌سی که در ابتدای مطلب مدعی شده بود هرکس به جز احمدی‌نژاد هم از سوی ایران به لبنان می‌رفت مورد استقبال قرار می‌گرفت، در اظهاراتی متناقض تاکید کرده است: استقبالی که از محمود احمدی نژاد در لبنان به عمل آمد، فضائی را بر این کشور حاکم کرد که صداهای مخالف در آن گم شد، حتی سرسخت ترین مخالفان ایران به دیدار رئیس جمهوری اسلامی رفتند و انتقادات تند رسانه هایشان جای خود را به تحلیل‌های مثبت داد.

گفتنی است استقبال بی‌سابقه و تاریخی مردم لبنان از رئیس جمهوری اسلامی ایران اگرچه از سوی رسانه‌های مختلف خبری ‌بین‌المللی به عنوان پیامی شفاف و واضح به سران کشورهای غربی مبنی بر جایگاه و محبوبیت ایران در منطقه مهم خاورمیانه ارزیابی شد اما این مساله، علاوه بر بازخوردهای گسترده جهانی، به عنوان پاسخی قاطع به فتنه‌گران داخلی نیز مطرح شد.


نامه‌پراكني خاتمي به مراجع
نامه‌پراكني خاتمي به مراجع
شنيده شده اخيرا محمد خاتمي نامه‌اي را به مراجع ارسال كرده است.

خاتمي در اين نامه به سياه‌نمايي از اوضاع كشور پرداخته و موكدا ادعا كرده است كه ما درون نظام هستيم و از سردلسوزي اين حرف‌ها را مي‌زنيم.
پيش از اين نيز خاتمي خواستار تفكيك جريان اصلاحات از جريان پالايش نشده سبز شده بود.
 


سایتی برای ردگیری محل حضور هنرپیشه‌ها
سایتی برای ردگیری محل حضور هنرپیشه‌ها
یک کارشناس در گفت‌وگو با ایندپندنت، کار این سایت را نوعی جاسوسی به‌شمار آورده و آن را بسیار خطرناک تلقی کرده است.
اخیراً سایتی ابتکاری به نام Justspotted.com راه‌اندازی شده است که هواداران دو آتشه افراد مشهور که به آنها سلبريتی(celebrity) می‌گویند، تقریباً به طور لحظه‌ای می‌توانند چهره‌های محبوب خود را در سرتاسر جهان ردگیری کنند.

سلبريتی‌ها به افراد مشهور از جمله خواننده‌ها، هنرپیشه‌ها، مدل‌ها، ستارگان سینما و بسیاری از این قبیل افراد اطلاق می‌شود که هر چند بر صفحات اول روزنامه‌ها و نشریات زرد جای می‌گیرند ولی دست بر قضا طرفداران بسیاری در کشورهای مختلف دارند.

به گزارش ایتنا به نقل از دیلی‌تلگراف، سایت Justspotted.com در راستای اطلاع‌رسانی لحظه‌ای در باره سلبريتی‌ها و اینکه آنها آخرین بار در کجا دیده شده‌اند، راه‌اندازی شده است.

منابع اطلاعاتی این سایت برای این کار عبارت است از توییتر. بدین معنا که اساس کار Justspotted.com عبارت است از پیام‌هایی که خود سلبريتی‌ها در توییتر منتشر می‌کنند و نیز پیام‌های دیگر کاربران که در آن به مشاهده شدن یک هنرپیشه در مکان خاصی اشاره می‌نماید.

هرچند در نگاه اول ممکن است عملکرد Justspotted.com جذاب و سرگرم‌کننده به‌شمار رود ولی برخی این سایت را به این دلیل که ایده عجیبی پشت آن می‌تواند حریم خصوصی افراد سرشناس را به مخاطره بیاندازد و به نوعی برای آنها دردسر تولید کند، مورد نکوهش قرار داده‌اند.

یک کارشناس در گفت‌وگو با ایندپندنت، کار این سایت را نوعی جاسوسی به‌شمار آورده و آن را بسیار خطرناک تلقی کرده است.

واقعیت آن است که این افراد هواداران بسیاری دارند، و اگر آنها به راحتی بتوانند بفهمند که فلان هنرپیشه یا مدل در کجا و در کدام خیابان قرار دارد، این احتمال که راحت‌تر بتوانند برای آنها مشکل ایجاد کنند، افزایش می‌یابد.

در حاشيه اقدامات و مواضع عجيب علي مطهري
در حاشيه اقدامات و مواضع عجيب علي مطهري

بيش از يک سال است که اعتراضات و اقدامات گاه و بيگاه، سخنان و مواضع  آقاي علي مطهري نماينده تهران در خانه ملت، زينت بخش سايت ها و رسانه هاي ضد انقلاب شده و اين نماينده اصولگرا متأسفانه بارها با سخنان خاص خود، فتنه گران را ذوق زده کرده است.
 
آخرين مورد اين اقدامات، تصميم مطهري مبني بر جمع آوري امضا از نمايندگان مجلس براي سئوال از رييس جمهور بود که با هوشياري و برخورد سرد نمايندگان ملت روبرو شد.
 
درست همان زماني که آقاي مطهري در حال جمع آوري امضا براي سؤال از رييس جمهور بود، محمود احمدي نژاد نيز در لبنان و در مسير پنج کيلومتري فرودگاه بيروت تا کاخ رياست جمهوري مورد استقبال لبناني هاي علاقه مند به جمهوري اسلامي قرار مي گرفت. استقبالي که به گفته رسانه هاي معتبر جهان، از يک رييس جمهور خارجي بي نظير بوده است و بسياري آن را با استقبال مردم پاکستان از رهبر معظم انقلاب (در دوران رياست جمهوري ايشان) مقايسه کردند. شايد کمتر ايراني و مسلماني پيدا شود که از استقبال گرم لبناني ها از نماينده شجاع ملت ايران خرسند نشده و احساس غرور و بالندگي نکرده باشد.
 
اقدامات و سخنان عجيب آقاي مطهري تازگي ندارد. او اوايل ماه جاري و اندکي پس از بازگشت رييس جمهور از سفر پربار و حماسي نيويورک نيز با ارسال نامه اي به رييس قوه قضاييه از آملي لاريجاني خواست تا در کنار سران فتنه، رييس جمهور قانوني کشور را نيز محاکمه کند.
 
مطهري پس از اعتراض مردم به سيدحسن خميني در مراسم سالگرد ارتحال امام(ره) در سال جاري، معترضان را به لشکريان عمر سعد تشبيه کرد. اين عضو فراکسيون اصولگرايان مجلس هشتم حتي به هم‌فراکسيوني‌هاي خود نيز رحم نکرده و با بکار بردن الفاظي، منتخبان ملت را آماج ناسزا قرار داده بود.
 
نکته اي که احساس مي شود در مورد آقاي مطهري لازم به يادآوري است، توجه و تشخيص ايشان است. شاه بيت سخنان اين نماينده تهران همواره بر صدر رسانه هاي بيگانه از جمله راديو زمانه، بي بي سي، جرس و راديو فردا نشسته است. کمتر کسي است که نداند آقاي مطهري که شايد بيشتر به واسطه نام خانوادگي خود در درجه نخست و سابقه مواضع انقلابيش در دوره دوم خرداد در درجه بعد بر کرسي نمايندگي تهران نشسته است، فرزند دانشمند مجاهدي است که همه عمر خود را صرف آگاهي و بصيرت مردم کرده و حال متأسفانه آقاي مطهري خود از تشخيص مسايل اصلي و فرعي عاجز مانده است.
 
سند اين ادعا هيجان ضدانقلاب از مواضع اين نماينده اصولگراست که باعث شده پيکان انتقادات اصولگرايان را به سمت خود روانه کند. مسئله اي که با اعتراضات مردمي نيز روبرو شده تا جايي که ايشان بسياري اوقات در زمان روبرو شدن با مردم به هنگام شركت در مراسم هاي گوناگون با شعار هاي تند مردمي مورد انتقاد قرار مي گيرد.
 
اکنون آقاي مطهري که انصافا داراي سوابق روشني در دفاع از ارزش هاي انقلاب اسلامي بويژه در دوره اصلاحات است، بايد بداند که بزرگ کردن برخي نقاط کوچک، سياه نمايي، عوض کردن مسائل اصلي با فرعي و نتيجتا همراهي ناخواسته با ضد انقلاب نه تنها کمکي به حل شدن مسائل نمي کند بلکه تنها آب به آسياب دشمن خواهد ريخت.
 
کسي مدعي بي عيب و نقص بودن رييس جمهور نيست کما اينکه خود آقاي مطهري نيز در موسسه کوچک انتشارات صدرا مرتکب اشتباهي همچون چاپ عکس رهبران فرقه ضاله بهاييت بر روي آثار اين موسسه شده اند، اما نکته مهم، آگاهي از شرايط زمانه و عمل به دستورات و رهنمودهاي ولي امر مسلمين است.
 
رهبر انقلاب اسلامي شهريورماه امسال در ديدار اعضاي مجلس خبرگان، شناخت مسائل اصلي و فرعي را از نکات مهم دانسته و خاطرنشان کرده بودند:مسائل فرعي نبايد تبديل به مسائل اصلي، و ملاک مخالفت و موافقت شوند. براستي آيا موضوعاتي که طي ماه هاي اخير از زبان آقاي مطهري مطرح شده و امروز ايشان را به نام آن مواضع و مسائل مي شناسند، موضوعات اصلي کشور بوده است؟
 
آيا اقدام به سؤال از رييس جمهور 24 ميليوني، حتي به فرض درستي موضوع آن يعني سخني كه رئيس جمهور درباره در رأس امور نبودن مجلس گفته بود در روزي که حضور منتخب ملت ايران در لبنان پايه هاي رژيم صهيونيستي را به لرزه در آورده و در شرايطي که کشور شديدا نيازمند وحدت در برابر تهديدها و تحريم هاي بيگانگان است، پرداختن به موضوع اصلي است؟ 

آيا در آستانه عملياتي شدن بحث هدفمند كردن يارانه ها، كه بايد دولت و ملت را بهتر ياري داد تا اين تحول مهم با كمترين هزينه انجام پذيرد، چنين اتفاقاتي در آنجايي كه به اعتقاد ما هم در رأس امور است قابل انتظار مي باشد؟
  
ظاهرا اعتراض آقاي مطهري به رييس جمهور و پافشاري بر اين مواضع و تداوم آن، از مناظره هاي انتخابات رياست جمهوري دهم نشات مي گيرد، اما بد نيست که فرزند تئوريسن انقلاب را به چند نکته مهم از سخنان رهبر معظم انقلاب در سال 88 ارجاع بدهيم، آنجا که معظم له در ششم آبان 88 در ديدار نخبگان علمي مي فرمايند «در همين مسائل اخير، مسائل را بايد اصلى فرعى کرد؛ مسئله‌ى اصلى چيست؛ يک سلسله مسائل فرعى هم پيرامون اوست؛ نه اينکه آن مسائل فرعى کم‌اهميت است، اما مسئله‌ى اصلى اهميتش بيشترش از آنهاست. مسئله‌ى اصلى در اين قضاياى اخير، اصل انتخابات بود؛ زير سؤال بردن اصل انتخابات بزرگترين جرمى بود که انجام گرفت. چرا شما نسبت به اين جرم چشمتان را ميبنديد؟!»
 
يا در جاي ديگر در ديدار دانشجويان در شهريور همان سال مي فرمايند: «مسئله‏ى اصلى، مسئله‏ى ديگرى است. مسئله‏ى اصلى اين است که مردم در يک حرکت عظيمى، در يک انتخابات پرشورِ خوبِ کم‏نظيرى حضور پيدا کردند و اين رأى بالا را توى صندوقها ريختند. هشتاد و پنج درصد شوخى است؟ اين انتخابات، نظام را که در اين يکى دو سال اخير همين طور پى‏درپى پيشرفتهاى اقتصادى و علمى و سياسى و امنيتى و بين‏المللى براى خودش کسب کرده بود، در يک مرحله‏ى عالى از امتياز و آبرو قرار مي‌دهد، بعد ناگهان مشاهده مي‌کنيم يک حرکتى صورت مي‌گيرد براى نابود کردن اين حادثه‏ى افتخارآميز! مسئله‏ى اصلى اين است
 
چه خوب است که آقاي مطهري که همواره در رديف اصولگرايان و در اردوگاه ولايت جاي گرفته اند به اين سؤال پاسخ دهند که در فتنه سال گذشته چه اقدامي براي شناساندن و روشن كردن مسئله اصلي و زير سؤال برندگان اصل انتخابات انجام داده اند؟
 
طبيعي است که همان طور که بارها رهبر فرزانه انقلاب اعلام کرده اند مسئله اصلي امروز کشور، ايستادگي و مقاومت در برابر فشارها و تقويت روحيه خودباوري، اميد و اعتماد به نفس ملي است نه تبديل شدن به خوراک تبليغاتي بيگانه.


یارانه‌ها روز میلاد امام رضا (ع) به حساب مردم واریز می‌شود
یارانه‌ها روز میلاد امام رضا (ع) به حساب مردم واریز می‌شود
دكتر احمدي‌نژاد روز يكشنبه با بيان اينكه هفته آينده در يك برنامه‌ زنده تلويزيوني در خصوص جرئيات هدفمند كردن يارانه‌ها با مردم سخن خواهم گفت، اعلام كرد: همزمان با ميلاد امام رضا(ع) اولين قسط يارانه نقدي دولت در خصوص هدفمند كردن يارانه‌ها به حساب مردم واريز خواهد شد.
وي در ادامه به مذاكره ايران با گروه 1+5 اشاره كرد و گفت:يكي از شرط ها همانطور كه قبلا اعلام كرده ايم اين است كه 'اعلام كنيد آيا به مقررات آژانس پايبند هستيد يا نه؛ يك بام و دو هوا نمي شود؟'

احمدي نژاد افزود: شرط ديگر اين است كه اعلام كنيد هدفتان از مذاكره، دوستي و همكاري با ايران است يا دشمني؟'
رييس جمهور ادامه داد: همچنين اعلام كنيد كه 'در مذاكرات از منطق و قانون تبعيت مي كنيد يا اگر كم آورديد مي خواهيد سروصدا كنيد و قطعنامه صادر كنيد؟'

رييس جمهور اضافه كرد: همچنين بايد 'نظرتان را در خصوص بمب هاي اتمي رژيم صهيونيستي' اعلام كنيد.

احمدي نژاد خطاب به غربي ها گفت: شايد در قبال اين سوالات سكوت كنيد ؛ اشكالي ندارد ولي معنايش اين است كه شما به مقررات آژانس پايبند نيستيد، از بمب هاي رژيم صهيونيستي حمايت مي كنيد، در مذاكرات از منطق تبعيت نمي كنيد و هدفتان دوستي نيست.

رييس جمهور خاطرنشان كرد كه ايران با كساني كه از موضع دشمني مذاكره كنند و به قانون و منطق پايبند نباشند ، به گونه ديگري مذاكره مي كند.
احمدي نژاد تصريح كرد: ملت ايران حاضر نيست سر سوزني از حقوق خود عقب نشيني كند.

وي افزود: ما از اول گفتيم كه بهترين راه براي شما گفت و گو با ايران است و راه ديگري نداريد.

احمدي نژاد خاطرنشان كرد كه گفت و گو بايد بر اساس عدالت و احترام باشد

 

مهلت 2 ماهه به طلافروشان براي اجراي قانون ماليات بر ارزش افزوده!
مهلت 2 ماهه به طلافروشان براي اجراي قانون ماليات بر ارزش افزوده!

عضو كميسيون اقتصادي مجلس شوراي اسلامي با رد شايعه عقب نشيني مالياتي دولت در برابر طلافروشان گفت: دولت براي اجراي قانون ماليات بر ارزش افزوده مهلت 2 ماهه به طلا فروشان داده است. طلافروشان با اعتصاب به هيچ نهاد و سازماني جزء به صنف خود ضرر و صدمه وارد نخواهند كرد.
عبدالرضا ترابي نماينده مردم گرمسار در مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت: با اجراي قانون ماليات بر ارزش افزوده هيچ صنفي ماليات گزاف به دولت پرداخت نمي‌كند.

وي اظهار داشت: طلافروشان با اعتصاب به هيچ نهاد و سازماني جزء به صنف خود ضرر و صدمه وارد نخواهند كرد.
ترابي با اشاره به اعتصاب طلا فروشان و  كوتاه آمدن دولت در مقابل خواسته هاي ‌آنها تصريح كرد: طلافروشان امسال نيز به بهانه اينكه مي توانند دولت را همچون سال گذشته در برابر خواسته هاي خود كه به اجرا در نيامدن قانون ماليات بر ارزش افزوده مي‌باشد، متقاعد كنند دست به اعتصاب زدند.

عضو كميسيون اقتصادي مجلس شوراي اسلامي گفت: دولت براي به اجرا درآمدن قانون ماليات بر ارزش افزوده تمام مشكلات پيش رو را از ميان برداشته بنابراين اصناف ملزم به اجراي اين قانون مي باشند.



دون كيشوت فراري برجك جريان نفاق و سران فتنه را پراند
دون كيشوت فراري برجك جريان نفاق و سران فتنه را پراند

اكبر گنجي با سخنان اخير خود درباره آشفتگي هويتي و تشكيلاتي جنبش سبز و تاكيد بر اينكه رأي موسوي در نظرسنجي هاي انتخاباتي از احمدي نژاد كمتر بود، آب به لانه اپوزيسيون گرفت.
وي هفته گذشته طي سخناني تصريح كرده بود جنبش سبز فاقد تشكيلات، هويت و هدايت مشخص است و به اين معنا اساساً «جنبش اجتماعي» نيست و اگر بخواهد تعريف شود، نيروهاي باقي مانده آن هم دچار ريزش مي شوند. اين ضد انقلاب فراري همچنين به استناد نظرسنجي هاي انجام گرفته - از جمله موسسه نظرسنجي وابسته به حسين قاضيان از عناصر نزديك به حزب مشاركت- تاكيد كرده بود رأي موسوي در سراسر كشور از احمدي نژاد پايين تر بود و او فقط در تهران و در 10 روز آخر از احمدي نژاد پيش افتاد.
اين سخنان كه به معناي دروغ و بي پايه بودن تحركات يك سال گذشته فتنه گران بود، با اعتراض ها و واكنش هاي تند در محافل انقلاب مواجه شد. چندان كه علي كشتگر از سران گروهك منحله فدائيان خلق كه اكنون ژست ليبرال-دموكراسي به خود گرفته، در سايت گويانيوز گنجي را متهم به تفرقه افكني در ميان اپوزيسيون كرد.
كشتگر نوشت: جنبش سبز جبهه اي از عناصر مردد و مسئله دار نظام و نيز كساني كه هنوز در توهم اصلاح جمهوري اسلامي هستند شروع مي شود و تا طرفداران جدايي دين از سياست و سكولاريسم امتداد مي يابد. اين جنبش در اعتراض به تقلب بود و معلوم نيست در اين شرايط چرا آقاي گنجي اين شبهه را القا مي كند كه آراي احمدي نژاد بيش از موسوي بوده است.
وي با عصبانيت مي افزايد: طبق تحليل گنجي، آنها كه به خيابان آمدند و گفتند رأي من كو، بيهوده و به غلط احساس غبن و خيانت مي كردند و براي حمايت از نامزدي كه در سراسر ايران كمتر از احمدي نژاد رأي آورده بود، به خيابان آمدند. وقتي مخالفان، مسئله تقلب را مهم ترين ادعاي خود كرده اند، منظور گنجي از اين حرف ها چيست؟... حالا 16 ماه پس از آن اتفاقات، كشف مي شود كه رأي احمدي نژاد از موسوي بيشتر بوده است. گويي همان گونه كه روزنامه كيهان بارها نوشته، موسوي كه در ساعات پاياني رأي گيري خود را برنده قطعي انتخابات اعلام كرد، دچار توهم شده بود و تحت تاثير آمار و اطلاعات دروغيني كه از منابع مشكوك به او مي رسيد، قرار داشت.
اين گروهكي ورشكسته با اذعان به اينكه «ما طرفدار تحريم انتخابات بوديم اما مردم به طور گسترده در انتخابات شركت كردند» مي نويسد: بايد به نقد تحليل هاي خود بنشينيم نه آن كه يكي به نعل و يكي به ميخ بزنيم. اينكه موسوي بيش از احمدي نژاد رأي داشته و حكومت آراي وي را به حساب احمدي نژاد گذاشته، مهم ترين بخش از ادعانامه جنبش بود. چرا آقاي گنجي اين ادعا را زير سوال مي برد؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟»!
يادآور مي شود موسوي و فتنه گران همسو با وي در روز رأي گيري (22 خرداد 88) مدعي شده بودند براساس آراي ريخته شده در صندوق ها قريب 30 ميليون رأي به دست آورده اند اما هنگامي كه قرار شد براي رسيدگي به ادعاي تقلب، 10 درصد صندوق ها به طور تصادفي بازشماري شود، همين حضرات با علم به اينكه واقعيت انتخاب مردم چيست - و براساس پروژه از پيش طراحي شده آشوب و به هم زده قواعد دموكراسي- اعلام كردند حاضر به پذيرش بازشماري نيستند و اردوكشي خياباني و گردن كلفتي و ديكتاتوري را با حمايت آمريكا و برخي دولت هاي اروپا جايگزين تسليم در برابر جمهوريت و قانون كردند.
پيش از اين محمدعلي ابطحي معاون خاتمي تصريح كرده بود كه تقلب، صرفاً اسم رمز آشوب بود و تقلب معنا نداشت. همچنين ويدئويي از تاج زاده در اينترنت منتشر شده كه او خطاب به صفايي فراهاني و رمضان زاده مي گويد «براي بنده كه تجربه انتخابات رو دارم، مي دونم كه تقلب نشده. ممكنه يكي دو ميليون عقب جلو بشه ولي ما نتيجه انتخابات رو باختيم. حالا به جاي 25 ميليون و 14 ميليون، شده باشه 24 ميليون و 15 ميليون مثلاً. ما انتخابات رو باختيم».
 


پیوستن قریب الوقوع سعید حجاریان به حلقه کیان در امریکا
پیوستن قریب الوقوع سعید حجاریان به حلقه کیان در امریکا

سعیدحجاریان وخانواده اش به آمریکا می روند.خانواده و نزدیکان سعید حجاریان تلاش دارند وی را از کشور خارج و به آمریکا ببرند.
یکی از نزدیکان سعید حجاریان به دختر سعید حجاریان که بورس تحصیلی آمریکا را گرفته است به پدر خود اصرار دارد به صورت خانوادگی به آمریکا نقل مکان کنند.

از سوی دیگر همسر حجاریان هم برای این سفر ابراز تمایل کرده و کارهای ویزای خود را پیگیری می کند.

این فرد نزدیک به حجاریان افزود: یکی از مشکلات موجود بر سر راه صدور ویزای خانم مرصوصی آن است که نام وی در میان دانشجویان پیرو خط امام و تسخیرکنندگان لانه جاسوسی وجود دارد که طبق قانون جدید ایالات متحده آمریکا این افراد حق ورود به این کشور را ندارند.

این فرد نزدیک به حجاریان افزود: از طریق فردی به نام دکتر اسدی به آمریکائیان گفته شده است خانم مرصوصی در روز 13 آبان بدون آن که از برنامه تسخیر سفارت با خبر باشد، فقط به عنوان دانشجویی که نسبت به حضور محمدرضا شاه در آمریکا و عدم تحویل وی به ایران اعتراض داشته، در راهپیمای برابر سفارت آمریکا حضور داشته است.

گفته می شود حجاریان با اقامت دایمی در آمریکا مخالف است اما برای مدت شش تا یکسال مخالفت چندانی ندارد.

از سوی دیگر، پس از آزادی سعید حجاریان از زندان، همسر وی تلاش فراوانی داشته از ارتباط طیف تجدیدنظرطلب و جریان فتنه با شوهرش جلوگیری کند که تاحدودی موفق بوده و سفر آنها به آمریکا می تواند با هدف دوری حجاریان از جریان فتنه باشد.
 


اسم احمدی نژاد در تورات آمده است!
اسم احمدی نژاد در تورات آمده است!

«باراک اوباما» رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا حدود یک سال و نیم پیش به پست ریاست جمهوری کشورش دست یافت. تقریبا از همان موقع تاکنون هر از چند گاهی جنجالی میان خاخام های مختلف یهودی بر سر او و وضعیت فعلی و آینده جهان به وجود می‌آید.
برخی خاخام های یهودی می‌گویند: نام «باراک اوباما» در کتاب مقدس آمده و بیان شده که در زمان وی جنگ آخر الزمان میان میان اسرائیل و ایران رخ خواهد داد. در این جنگ عنیف سوریه، حماس و حزب الله نیز به کمک ایران می‌آیند و از سوی دیگر ایالات متحده آمریکا و برخی کشورهای دیگر اروپایی نیز به اسرائیل کمک خواند کرد. جنگ یأجوج و مأجوج در همین زمان خواهد بود.
این جنجال برای اولین بار هنگامی‌رخ داد که خاخام «هارعتسیون» در بیت المقدس اشغالی گفت: به دنبال اسم اوباما در کتاب مقدس گشتیم و دیدیم که اسم وی سه بار در این کتاب بیان شده که در هر سه بار مربوط به جنگ یأجوج و مأجوج بوده است. از همین رو خاخام های دینی پیش بینی می‌کنند که جهان در سال ۲۰۱۲ به پایان برسد و پس از اینکه همگان در قبر قرار گرفتند، در سال ۲۰۳۵ یعنی حدود ۲۵ سال دیگر قیامت برپا خواهد شد.

در همین حال پایگاه خبری «هشیم نت» که یک پایگاه افراطی وابسته به خاخام های افراطی است در مقاله ای نوشت: جنگ یأجوج و مأجوج و ظهور ]حضرت[ عیسی مسیح بین سال های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ رخ خواهد داد.
این مطلب در ادامه افزود: جنگ سختی که جنگ آخر الزمان است از یک کشور عربی – اشاره غیر مستقیم به لینان – و توسط یک گروه مسلح علیه اسرائیل آغاز خواهد شد. در همان زمان ایران نیز به کمک آن گروه مسلح خواهد آمد زیرا اسم «محمود احمدی نژاد» به عنوان رئیس جمهور ایران نیز در تورات مقدس در بخشی به نام “حزقیال” آمده است.
این مطلب همچنین می‌افزاید: البته این جنگ تقریبا نسبت به زلزله ای که قرار است در سال ۲۰۱۱ یا ۲۰۱۲ در تل آویو بیاید و تمام برج ها و ساختمان های این شهر را تخریب کنند، ناچیز است به طوری که چنین زلزله ای تمام این سرزمین را به لرزه در می‌آورد و ویران گر است.ی نبود

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389ساعت 17:19  توسط   | 

جزئیات جدیدی از بازداشت دو تبعه آلمانی در ایران

 
جزئیات جدیدی از بازداشت دو تبعه آلمانی در ایران

سخنگوی قوه قضائیه در نشست خبری روز دوشنبه خود از دستگیری دو تبعه خارجي در کشورمان خبر داده بود. اما این افراد که بودند؟

حجت الاسلام محسنی اژه ای دادستان کل کشور و سخنگوی قوه قضائیه در جدیدترین نشست خبری خود اعلام کرد که "دو خارجی به عنوان توريست وارد كشور شده و با هماهنگي یک فرد فراري، مطالب مورد نظر خود را كه عمدتا سوالاتي القائي بوده از فرزند سكينه محمدي پرسيده‌اند." در حال حاضر اين دو نفر در بازداشت به سر مي‌برند.

اما ماجرای ورود و نحوه فعالیت این 2 تبعه خارجی چه بوده است؟

بر اساس اطلاعات دریافتی، این 2 نفر که هیچگونه مدرک خبرنگاری به همراه نداشتند، با هماهنگی "مينا الف" که سخنگو تشکیلاتی موسوم به کميته مبارزه با سنگسار است، توانسته بودند فرصت گفتگو با فرزند آن زن محکوم به اعدام را به دست بیاورند.

"سجاد ق" فرزند سکينه محمدي نیز این گفتگو را با هماهنگی فردی به نام "هوتن ک" در دفتر وی برگزار کرده بود.

با اطلاع دستگاه قضایی و نهادهای مسئول در کشورمان از سوالات جهت داری که این 2 تبعه آلمانی از فرزند سکینه محمدی می پرسیدند، این 2 نفر به همراه آقای "ک" دستگیر می شوند.

البته بعدا مشخص می شود که "مینا الف" نیز به صورت تلفنی در تمام زمان این مصاحبه، به کمک 2 خارجی آمده و سوالات خاصی را به آنها منتقل می کرده و در زمانهایی که فرزند سکینه محمدی نیز حاضر به پاسخگویی به این سوالات جهت دار نبوده، با اصرار این زن فراری و فرد میزبان، جملاتی را بیان می کرده است.

دولت آلمان پس از اطلاع از گاف شهروندان خود، به شدت در حال تلاش برای رفع هرچه سریعتر این مشکل و قضائی نشدن تخلفات آنهاست.

 
تفسیر به رای سایت هاشمی از سخنان امام(ره)

سايت رسمي هاشمي رفسنجاني در جديدترين مطلب خود تحت عنوان يادكردي از گذشته، بخش هايي از سخنراني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام را آورده و تلاش كرده مخالفت حضرت امام (ره) با دولتي شدن دانشگاه آزاد را به معني موافقت ايشان با وقف جلوه دهد.

  اين مطلب كه تنها يك روز پس از انتشار نظر صريح رهبر معظم انقلاب اسلامي در مورد غيرشرعي و ناصحيح بودن وقف دانشگاه آزاد اسلامي منتشر شده است، فرازهايي از يك سخنراني هاشمي رفسنجاني، بدون ذكر زمان و مكان آن نقل شده است.

اين سايت به نقل از هاشمي رفسنجاني آورده است:

«خاطره‌اي که مي‌توانم به عنوان نمونه اشاره کنم اين است که اوايل انقلاب، يکي دو سال که گذشت، مشکل پشت کنکوري‌ها را داشتيم. بزرگ‌ترين مشکل اين بود که ميليون‌ها نفر مايل‌ بودند در کنکور شرکت کنند و دانشگاه‌ها فقط چند هزار نفر مي‌گرفتند، مثلاً 30 تا 50 هزار نفر. ما هم بين مردم بوديم و در فاميل مي‌ديديم که بچه‌ها مي‌رفتند کنکور مي‌دادند و ندرتاً قبول مي‌شدند، افراد خاصي قبول مي‌شدند؛ يا سفارشي بودند يا اين‌ که امکانات درس ‌خواندن و استعداد ممتاز داشتند و در کنکور موفق مي‌شدند. بقيه مي‌ماندند.

اين کار براي کشور خيلي ضربه بود. انقلاب فرهنگي هم که راه افتاد، همين دانشگاه‌ها هم تعطيل شدند. دانشگاه‌ها 2 سالي تعطيل بود و دانشجو نمي‌گرفتند. ديديم اين وضع يک فاجعه براي کشور است.

من خطبه‌اي در نماز جمعه خواندم و توضيح دادم که چه اتفاقي مي‌افتد که بچه‌هايمان الان در حد ديپلم بيرون مي‌آيند و بعد هم بيکار مي‌مانند و استعدادها زنده به گور مي‌شود! گفتم اين جريان فقري که در جامعه وجود دارد و تبعيضي که هست، هر سال عميق‌تر مي‌‌شود، چون يک عده‌ ممتاز - چه در داخل و چه در خارج- تحصيل مي‌کنند و بعد هم کارهاي اساسي اجتماعي، سياسي و اقتصادي را به‌دست مي‌گيرند و خانواده‌هاي مردم عادي هم بايد در حد عملگي، يا کارمند و يا کاسب بمانند. اين تبعيض را هيچ ‌وقت نمي‌توانيم به هم بزنيم، مگر اينکه به بچه‌ها ميدان بدهيم که درس بخوانند و اين بچه‌ها بعداً در قشر بالاي کشور حضور داشته باشند. اين موضوع و تبعات آن را از لحاظ سياسي، اقتصادي، اجتماعي، پيشرفت و ظلمي که به اين‌ها مي‌شود، فشار روحي که به جوان‌ها مي‌آمد، هزينه‌اي که براي اعزام به خارج مي‌شد و پولدارها به خارج مي‌رفتند و غيره را توضيح دادم.

اين خطبه را امام هم گوش داده ‌بودند. بعد که امام را ديدم، به من گفتند حرف‌هاي هشداردهنده‌اي زديد. مي‌خواهيد چه کار کنيد؟ گفتم: مي‌خواهيم يک دانشگاه غيردولتي درست کنيم تا از امکاناتي که الان هست، استفاده کنيم. مي‌توانيم کلاس‌هاي درس‌ را در حسينيه‌ها، مساجد، در اوقات فراغت دانشگا‌ه‌ها يا مدرسه‌ها و جاهايي که مردم هديه مي‌کنند، بگذاريم و از نيروهايي هم که در جامعه وجود دارند و آدم‌هاي باسوادي هستند - استاد دانشگاه نيستند، ولي باسواد هستند- استفاده کنيم. مردم هم خودشان خرج تحصيل‌شان را بدهند و به خارج نروند. ايشان گفتند محاسبه‌ات درست است، اقدام کنيد. گفتم مخالفند. مي‌گويند اين کار بايد دولتي باشد، خصوصي نمي‌شود. ايشان گفتند: من اين موضوع را حل مي‌کنم و حل کردند.

امام يک ميليون تومان پول دادند و گفتند: من اين را به اين کار هديه مي‌کنم. در صحبتي هم اعلام کردند که اين کار خيلي خوبي است که فلاني پيشنهاد کرده ‌است. ديگر اين تندروها نتوانستند مخالفت کنند.»

به اين ترتيب اين سايت تلاش كرده مخالفت حضرت امام (ره) با دولتي شدن دانشگاه آزاد را به معني موافقت ايشان با وقف جلوه دهد.

رفت‌وآمد نيروهاي رسانه‌اي فتنه‌گران به خارج با هماهنگي خاتمي بود
 

فرمانده نيروي انتظامي گفت: خاتمي با استقبال از رفت‌وآمد نيروهاي رسانه‌اي فتنه‌گران از آنان خواسته تا با وي در تماس باشند.

به گزارش رهوا و به نقل از روابط عمومي جامعه وعاظ سردار احمدي مقدم شب گذشته در نشست هفتگي جامعه وعاظ تهران حضور يافت.


فرمانده نيروي انتظامي در اين نشست با اشاره به موضوع امنيت اخلاقي در جامعه اظهارداشت: امنيت اخلاقي در حقيقت آيين‌نامه باورها و اعتقادات جامعه است.

وي گفت: آتش فتنه در بعد از انتخابات بروز و ظهور كرد،‌ امٌا مقدمات و زمينه‌سازي‌هاي آن قبل از آن صورت گرفته بود كه نيروي انتظامي با تشخيص به موقع و عكس‌العمل‌هاي مناسب نسبت به كنترل و دفع بسياري از توطئه‌ها اقدام كرد.

*گشت ارشاد، بهانه‌اي براي لشگركشي خياباني فتنه‌گران بود

فرمانده نيروي انتظامي كل كشور در ادامه بيان داشت: گشت ارشاد، براي جريان فتنه بهانه‌اي براي لشگركشي خياباني و ايجاد فتنه و آشوب بود تا اهداف خود را از طريق آن پي‌گيري كنند.

احمدي‌مقدم در خصوص نيروهاي رسانه‌اي فتنه‌گران تصريح كرد: زماني كه آنها براي كمك به رسانه‌هاي ضدانقلاب از جمله BBC به خارج از كشور مي‌رفتند در جلسه خداحافظي با سيدمحمد خاتمي ديدار كرده و تصميم خود را براي خروج از ايران به اطلاع وي رساندند.

وي در همين زمينه ادامه داد: خاتمي ضمن استقبال از اين موضوع از آنها خواست تا با وي در تماس باشند.

فرمانده نيروي انتظامي كل كشور در بخش ديگري از سخنان خود در اين نشست گفت: ديدگاه‌هاي حكيمانه مقام معظم رهبري نسبت به دسته‌بندي فتنه‌گران كاملا دقيق و اثرگذار بود، ايشان نسبت به برخورد مسئولان نظام آنها را از افراط و تفريط بر حذر داشتند و براي هر لايه از فتنه‌گران تصميم مقتضي و خاصٌي در نظر گرفته شد.

وي در ادامه خاطرنشان كرد: مقام معظم رهبري نيروي انتظامي را نسبت به «طرح عفاف و حجاب» موظف به هماهنگي با دولت فرمودند كه ما با وزارت كشور جلسات هماهنگي متعددي در اين خصوص برگزار نموده‌ايم.

احمدي‌مقدم، افزود: در بسياري از تيم‌هاي مستقر يك عضو روانشناس حضور دارد، كه نسبت به پي‌گيري خطاي انجام گرفته با فرد خاطي و خانواده وي مشاوره روانشناسي صورت مي‌گيرد.

*ضرب‌آهنگ فتنه اقتصادي شروع شده است

وي هم‌چنين در بخش ديگري از سخنان خود به فتنه اقتصادي اشاره كرد و گفت: ضرب‌آهنگ فتنه اقتصادي شروع شده است و آمريكايي‌ها در اين دوره مامور خزانه‌داري كل خود را به كشورهاي مختلف مي‌فرستند تا آنها را تحت فشار قرار دهند.

احمدي‌مقدم در ادامه جمع‌آوري ارز در چند روز گذشته را توطئه دشمن توصيف كرد و افزود: دشمن با جمع‌آوري ارز از بازار داخلي مي‌خواست به سيستم اقتصادي ضربه وارد كند، ليكن همين مسئله باعث شد نقدينگي از بازار جمع‌آوري شود؛ كشور نسبت به عرضه ارز هيچ‌گونه محدوديتي ندارد.

وي در خاتمه از بذل محبت رئيس جمهوري نسبت به بهبود دريافتي پرسنل نيروي انتظامي تشكر كرد و گفت: اين كار رئيس جمهور آثار مثبتي در معيشت پرسنل و اعضاي نيروي انتظامي داشته است.

در اين نشست حجت‌الاسلام جعفر شجوني دبيركل جامعه وعاظ تهران ضمن خيرمقدم به سردار احمدي‌مقدم شهادت جمعي از پاسداران نيروي انتظامي و مردم بي‌گناه سنندج را به ايشان تبريك و تسيلت گفت و از فعاليت‌ها و برنامه‌هاي انجام شده در هفته نيروي انتظامي قدرداني كرد

  
سلمان رشدی دوباره دست به کار شد!

نویسنده کتاب موهن «آیات شیطانی» از تألیف کتاب خاطرات دوران زندگی پنهانی خود پس از صدور فتوای مشهور حضرت امام(ره) خبر داده و گفته است: هنوز معتقدم که حرف‌هایی که زده‌ام درست است از همین رو به نوشتن این کتاب روی آورده‌ام!

  «سلمان رشدی» نویسنده هندی تبار تبعه انگلیس که کتاب ضد اسلامی «آیات شیطانی» را تألیف کرد، تصمیم گرفته خاطرات زندگی و دوران پنهان شدنش پس از صدور فتوای مشهور امام خمینی (ره) برای قتل وی را، منتشر کند.

«سلمان رشدی» طی گفتگویی در مورد هدفش از تألیف کتاب خاطرات دوران زندگی پنهانی، گفت: بنده هنوز معتقدم که حرف‌هایی که زده‌ام درست است از همین رو به نوشتن این کتاب روی آورده‌ام. من معتقدم برخی از مسائل و واقعیت‌ها گفته نشده و اکنون وقت آن رسیده که من شجاعانه بایستم و در مورد همه دوران زندگی سختم سخن بگویم.

نویسنده کتاب موهن «آیات شیطانی» افزود: فعلا حدود 100 صفحه از کتاب خاطراتم را نوشته‌ام و پیش بینی می‌شود که در مجموع 400 صفحه باشد. همچنین این کتاب اواخر سال 2011 پایان می‌یابد.

گفتنی است امام خمینی (ره) در سال ۱۳۶۷ شمسی مصادف با ۱۹۸۹ میلادی در پیامی رادیویی کتاب «آیات شیطانی» را کتابی «علیه اسلام، پیامبر (ص) و قرآن» خواند و از مسلمانان خواست تا نویسنده و حتی ناشرین مطلع از محتوای کتاب را اعدام کنند «تا دیگر کسی جرئت نکند به مقدسات مسلمین توهین کند».

به دنبال این فتوا، راه‌پیمایی‌های گسترده ای در کشورهای مختلف جهان علیه «سلمان رشدی» و در حمایت از فتوا امام(ره) به راه افتاد و کتاب «آیات شیطانی» در خیابان‌های شهرهای مختلف از جمله لندن به آتش کشیده شد.

در پی صدور فتوای امام (ره) و بالا گرفتن موج اعتراضات، «سلمان رشدی» که اکنون 63 سال سن دارد، مجبور شد برای مدت حدود ده سال تحت حمایت پلیس و به طور پنهانی و در محلی نامعلوم زندگی کند

راه‏اندازی تورهای سیاحتی برای گرایش به مسیحیت

یک شرکت صوتی ـ تصویری برای نمایندگان فعال خود در ایران تور سیاحنتی را تدارک دیده بود که بازدید از کلیساها و آموزش آداب و رسوم گرایش به آئین مسیحت از جمله برنامه های اصلی آن بود.

يكي از موسسات پژوهشي در زمينه راه‏های تبلیغ مسیحیت در جامعه ایرانی تحقیقاتی انجام داده است كه بر اساس آن تهیه برنامه‏های آموزشی ـ تبلیغی در برنامه‏های رسانه‏ای، تبليغات شهري، اطلاع رسانی در اقشار، تبليغات در كليساهاي خانگي، اينترنت از عمده ترین راه‏های تبليغ این ائین است.

بنا بر اخبار رسیده این روند در دیگر کشورهای مسلمان نیز در حال وقوع است به نحوی که مشابه همین اقدامات در کشورهایی نظیر افغانستان، پاکستان و مالزی صورت می گیرد.

اما نکته قابل توجه در این میان این است که مبلغان مسیحی فعالیت خود را به راه اندازی کلیسای خانگی، انتشار جزوه، توزیع سی دی، تبلیغ در میان گروه های نوجوان، دانشجویی و زنان محدود نکرده اند و در جدیدترین اقدام با راه اندازی تورهای سیاحتی درصدد جذب پیروان مسیحی هستند.

اخیراً نیز یک شرکت صوتی ـ تصویری با راه‏اندازی تورهای سیاحتی برای نمایندگی‏های مستقر خود در ایران، اقدام به تبلیغ آئین مسیحیت کرده است برگزاری تور اوکراین از جمله اقدامات اخیر این شرکت است که طی آن فقط برنامه‏هایی برای بازدید از کلیساهای این کشور تدارک دیده شده بود.

توزیع بروشورهایی در توضیح مسیحیت و آداب گرویدن به این آئین از دیگر برنامه‏های در نظر گرفته شده برای شرکت کنندگان این تور بود. 

گفتنی است، تغییر در برخی از قوانین مسیحی از دیگر برنامه های مبلغان است تا راه را برای جذب افراد هموار کنند که از جمله آنها می توان به آزاد بودن طلاق در آئین مسیحیت و یا ایجاد شبهه در حقوق زنان اشاره کرد. 

حکمی که از سوی صداوسیما مهم دانسته نشد!

بخش اخبار صداوسیما شب گذشته با عدم پوشش حکم رهبر معظم انقلاب در خصوص درست نبودن وقف دانشگاه آزاد در 3 خبر مهم، آنرا با 40دقیقه تاخیر پخش کرد!

  اخبار ساعت 21 صدا و سیما در اقدامی عجیب و سوال‌برانگیز شب گذشته با عدم پوشش حکم رهبر معظم انقلاب در خصوص پرونده وقف دانشگاه آزاد اسلامی در اخبار مهم خود، این خبر را حتی در میان 3 خبر برتر  پخش نکرد!

این در حالیست که اخبار رهبری باید جزء خبر اول هر بخش خبری جای بگیرد و در صورت انتشار نامه و یا حکمی از سوی رهبر معظم انقلاب این اخبار باید به صورت کامل پخش شده و نامه و حکم معظم له به صورت کامل خوانده شود، در صورتی که شب گذشته، اخبار ساعت 21 با گزینش بخشی از حکم رهبری پیرامون حکم لغو وقف دانشگاه آزاد، خلاف این رویه ثابت و صحیح، عمل کرد.

از سوالات به جای مانده از صداوسیما، آن است که انعکاس این خبر، 37 دقیقه پس از اخبار ساعت 21 بوده یعنی خبر مرتبط با حکم ولی فقیه و مسئله دانشگاه آزاد در ساعت 21:37  پخش ‌شد!

خبری با تیتر" پایان یک جنجال با حکم رهبر معظم انقلاب"

توضیحاتی بر یک خبر جنجالی؛

1- در این خبر، خبرنگار، آغاز این جنجال را همزمان می داند با حوادث پس از انتخابات! این در حالیست که ماجرای اختلاف دانشگاه آزاد با شورای عالی انقلاب فرهنگی به دو سال قبل از انتخابات و از سال 86 و حتی قبل تر از آن برمی‌گردد که مرتبط دانستن این موضوع با سابقه خبری حوادث پس از انتخابات می‌تواند یک شیطنت رسانه‌ای تلقی شود.

2- در ادامه این خبر، هنگامی که ماجرای طرح  وقف دانشگاه آزاد در مجلس شورای اسلامی گفته می‌شود، خبرنگار صداوسیما با وارونه جلوه دادن این موضوع مسکوت ماندن و پس‌گیری این طرح از سوی مطرح کنندگان آن را، ناشی از مخالفت تعدادی دیگری از نمایندگان عنوان کرد.

این در حالیست هر فردی که پیگیر اخبار موضوع وقف دانشگاه آزاده بوده می‌داند ماجرا این نبوده است، چرا که هنگامی که نمایندگان محترم این طرح را تصویب کردند، دیگر نمایندگان محترم واکنشی از خود نشان ندادند و پس از آنکه دانشجویان در مقابل مجلس در میدان بهارستان تجمع کرده و اعتراض خود را به نمایندگانی اعلام داشتند که برخلاف قانون شورای عالی انقلاب فرهنگی، طرحی به حمایت از وقف دانشگاه آزاد را تصویب ‌کردند، برخی از نمایندگان اصولگرا تازه به میدان آمده و مخالفت خود را با این طرح اعلام کردند.

3- صدا و سیما در بخشی از این خبر عنوان می‌کند "آیت الله" هاشمی و هنگامی که به رییس جمهور می‌رسید می‌گوید احمدی نژاد! باز در فن و حرفه خبرنگاری و خبرنویسی هنگامی که بخواهند به شخصی جایگاه بدهند به او عنوان داده و برای تخریب طرف مقابل از استفاده کردن عنوان و لقبش خودداری می‌کنند.

4- مهم‌ترین موضوع این خبر آن بود که نوع هدایت این خبر و خط دهی آن به گونه‌ای بود که نشان می‌داد این ماجرا اختلاف میان دو نفر است، احمدی نژاد و هاشمی!

همگان می‌دانند و بارها رییس جمهور کشورمان به این نکته اشاره داشته‌اند که این موضوع هیچ‌گاه یک موضوع دولتی نبوده و تصمیماتی که در خصوص دانشگاه آزاد اتخاذ شده است مصوبه "شورای عالی انقلاب فرهنگی" بوده که از مسئولان سه قوه تشکیل شده و دیگر اشخاص حقوقی و حقیقی در این شورا عضو هستند. که متاسفانه این موضوع از سوی صداوسیما مطرح نشد و مسئله را تنها در حد یک موضوع شخصی مطرح کرد!

در پایان، شاید مهم‌ترین سوالی که در ذهن هر مخاطب ایجاد شود آن است که به راستی اگر رهبر معظم انقلاب اسلامی حکمی می‌دادند که وقف دانشگاه آزاد را صحیح می‌دانست، صداوسیما، نشریات و رسانه ها به همین شیوه رفتار کرده و این خبر را اینگونه منعکس می‌کردند؟
  آقای خاتمی! از کدام قانون اساسی دم می‌زنید

همچنین سخن از پاسداشت قانون اساسی و احترام به آزادی به میان آورده است.
وی در قرائتی جدید از فتنه می‌گوید؛ "امروز زیاد از فتنه دم می‌زنند واقعا هم در دوران فتنه به سر می‌بریم. من می‌گویم فتنه زیر پا گذاشتن معیارهای انسانی و قانونی به نام دفاع از انقلاب است. "
واقعا حافظه تاریخی ملت اجازه می‌دهد آقای خاتمی یک سال دسیسه و نیرنگ و توطئه علیه انقلاب و نظام را به عنوان یک واقعیت مورد انکار دهد و پای در وادی تحریف حقیقت فتنه نهد؟
در یک انتخابات حماسی و بی‌نظیر 85 درصد مردم به پای صندوق‌های رای آمدند و یک رکورد به جا ماندنی از مشارکت و مشروعیت نظام را در نگاه جهانیان به تصویر کشیدند. اما "دروغ " تقلب و تهمت عدم امانتداری به ده‌ها هزار نفر از برگزار کنندگان انتخابات و نادیده گرفتن نهادهای قانونی فیصله بخش در قانون اساسی و نادیده گرفتن آرای محرومین و مستضعفان که پشتوانه اصلی آرای برنده انتخابات بود، کشور را عملا وارد عرصه‌ای کرد که خود آقای خاتمی حالا پذیرفته که آن یک "فتنه " بوده است.
حالا او می‌خواهد با ترجمه‌ای غلط از "فتنه " بخش عظیمی از صورت مسئله را پاک کند و با تحریف حقایق تاریخی حتی قلم بطلان بر حافظه تاریخی ملت بکشد.
آقای خاتمی باید بگوید اعلام جنگ با جمهوریت نظام و نادیده گرفتن رای اکثریت، مطابق کدام معیار انسانی و حقوقی صورت گرفت. اگر نبود صبوری اکثریت و هوشمندی رهبری انقلاب و بصیرت مردم، اگر آن 25 میلیون نفری که به نامزد پیروز رای دادند، برای دفاع از رای خود خدای نا کرده کاری می‌کردند که امنیت ملی به خطر می‌افتاد، آسیب‌ها و هزینه‌های ماجراجویی فرقه سبز بیشتر می‌شد.
متاسفانه در راهپیمایی‌های غیر قانونی طرفداران سران فتنه اعمالی انجام شد که روی منافقین را در شرارت‌های اوایل دهه 60 سفید کرد. آنها چادر از روی سر بانوان گرفتند و هر که را که خود را مدافع نظام می‌دانست در دادگاه‌های خیابانی کشتند و اعمالی انجام دادند که هنوز مقامات امنیتی حاضر به افشای آن نیستند. آقای خاتمی، این اعمال مطابق کدام معیار اخلاقی، انسانی و حقوقی صورت می‌گرفت؟!
آقای خاتمی، در روز 13 آبان، 16 آذر، روز قدس و روز عاشورا طرفداران شما به ساحت اباعبدالله الحسین اهانت کردند، به هیئت عزاداران حسینی حمله کردند، به نفع اسرائیل شعار دادند، به نفع آمریکا عربده کشی کردند، عکس امام را آتش زدند و به ساحت مقدس بنیانگذار جمهوری اسلامی اهانت کردند. فجیع‌‌ترین اعمال را مرتکب شدند که شرح کامل آنها به صورت فیلم وعکس در سایت‌های ضد انقلاب و سایت‌های خبری طرفداران فرقه سبز موجود است، شما از پاسداشت کدام قانون اساسی و احترام به کدام آزادی سخن می‌گویید؟!
آیا شما و طرفدارانتان آزاد هستید هر کاری بکنید که اوباما رسما از شما حمایت مالی و سیاسی کند، نتانیاهو جنبش سبز را سرمایه رژیم اشغالگر قدس در تهران بخواند، بوش، شما و دوستانتان را پیاده نظام آمریکا در ایران تلقی کند، منافقین و سلطنت طلب‌ها، کومله و پژاک و بهائی‌ها و... به وجد بیایند و شما و دوستانتان را در تظاهرات به اصطلاح آرام و مسالمت آمیز مشایعت کنند و بریزند توی خیابان‌ها و اموال عمومی و اموال مردم را آتش بزنند و به احدی رحم نکنند. کجای قانون اساسی به شما و دوستانتان چنین اجازه‌ای را داده است؟!
فرموده‌اید: چرا آزادی‌ها که در متن قانون است محدود می‌شود؟!
کجا متن قانون، شورش علیه مردم و مسخره کردن آرای اکثریت را به نام آزادی امضا کرده است!؟ شما از چه قانونی سخن می‌گویید؟
آیا قوانین "انقلاب نرم "، "براندازی نرم " و "جنگ نرم " که آمریکایی‌ها برای سرنگویی نظام مقدس جمهوری اسلامی طراحی کردند معیار انسانی، قانونی و اخلاقی شما در این خروج بر حاکمیت مردم و خروج از حاکمیت انقلاب است!؟ حتی خود شما آن قوانین را رعایت نکردید!
شما مرتکب قتل نفس در این به اصطلاح تظاهرات آرام شدید حداقل 25 انسان بی‌گناه را به شهادت رساندید و اینها از مظلوم‌ترین شهدای انقلاب هستند که توسط تروریست‌های فرقه سبز به شهادت رسیده‌اند.
اینها به کدامین گناه کشته شدند. با کدام منطق انسانی، اخلاقی و قانونی به شهادت رسیدند؟
شما از کدام قانون اساسی دم می‌زنید. کدام حریم قانون اساسی جمهوری اسلامی را رعایت کردید؟ شما که نه از جمهوریت نظام دفاع می‌کنید و نه از اسلامیت نظام و نه از نهادهای قانونی برآمده از اراده و رای ملت، به کدام اصل و اصول قانون اساسی پایبند هستید؟
آنچه مردم در این سال‌های اصلاحات و پس از آن شاهد بودند آن است که شما روی دو اصل یکی اصل 24 قانون اساسی به عنوان آزادی مطبوعات و یکی هم اصل 27 قانون اساسی یعنی آزادی اجتماعات تاکید کرده‌اید.
اولی را برای اهانت به مقدسات اسلام، نظام و دروغ پراکنی و تهمت به مسئولان می‌خواهید و دومی را برای ایجاد اغتشاش و آشوب!
اکنون دوستان شما که یک دهه مطبوعات را عرصه واتاب پیام‌های دشمن کرده بودند رفته‌اند در رادیوهای بیگانه و تلویزیون‌های آمریکا، اسرائیل و انگلیس خدمت می‌کنند. آنها که اصل 27 را برای راه‌اندازی اغتشاش می‌خواستند یا در زندان در چنگ قانون هستند یا فرار کرده‌اند!
آیا درست است شما که یک روحانی فاضل و با سابقه هستید این همه اصول مترقی قانون اساسی را رها کنید و فقط بچسبید به این دو اصل و با گفتمان آشوب و فتنه و اغتشاش به جنگ گفتمان ملت که گفتمان پیشرفت و خدمت و عدالت است، بروید؟
شما اسلام و انقلاب و ولایت فقیه را در قانون اساسی رها کرده‌اید، و رفته‌اید سراغ یک مشت ماجراجو که به هیچ چیز جز بازگشت به "قدرت " آن هم به ضرب و زور حمایت آمریکا و انگلیس و اسرائیل نمی‌اندیشند!
آقای خاتمی شما و دوستانتان باید در برابر مردم و تاریخ پاسخگو باشید مردم ممکن است قصورها و تقصیرهای پیش آمده در ماجرای فتنه را مورد عفو قرار دهند، اما ظلم به امام، انقلاب و جفای به اسلام را هرگز فراموش نمی‌کنند.

بازگشت‌خانم‌بازيگر‌به‌سيماي‌جمهوري‌اسلامي ‌پس‌از‌تن ‌نمايي‌در‌سينماي‌امريكا!
ميترا حجار بازيگري كه از حدود سه سال قبل از ايران خارج شده و در مقابل دوربين يكي از فيلم‌هاي سينماي امريكا و همچنين در جشنواره لس‌آنجلس با حالت نيمه عريان ظاهر شده بود، دوشنبه شب به‌عنوان نقش اول و كاركتر مثبت سريال "گمشده" بر روي آنتن شبكه يك سيما ظاهر شد.

alt

بازگشت مجدد اين بازيگر 34 ساله به سيماي جمهوري اسلامي در حالي است كه او دو سال قبل با بازی در فیلمی هاليوودي ساخته «گابریل اسکات» به نام "Stellina Blue" به سینمای آمریکا پیوست و به‌عنوان یکی از شخصیت‌های مکمل در آن ايفاي نقش کرد.
 
وي كه در اين فيلم سينمايي بدون پوشش متناسب با فرهنگ اسلامي و ايراني ظاهر شده بود، در جشنواره لس‌انجلس نيز با ظاهر نيمه عريان مقابل دوربين‌ها آمد. (عكس فوق مربوط به اين فيلم سينمايي است اما رجانيوز از انتشار عكس‌هاي حجار در جشنواره لس‌آنجلس به‌دليل ظاهر زننده او معذور است.)
 
در عين حال، مشخص نيست چرا با وجود ناديده گرفتن اين خط قرمزها از سوي اين بازيگر، مسوولان صداوسيما به وي اجازه داده‌اند كه بار ديگر بدون كوچك‌ترين توضيح و عذرخواهي از مردم به‌عنوان يك بازيگر با كاراكتر مثبتي كه اتفاقاً از پوشش چادر استفاده مي‌كند، تصوير او ‌به روي آنتن پر مخاطب‌ترين شبكه سيما برود.
 
اين نوع رفتار مديران رسانه ملي كه نتيجه مستقيم آن قبح‌شكني در زمينه حجاب به‌عنوان يكي از ضروريات دين است، مي‌تواند به عادي شدن اين رفتارها و تكرار آن از سوي برخي بازيگران ديگر نيز منجر شود، به‌طوري كه آن‌ها مطمئن باشند، اين نوع رفتارها هيچ تأثيري بر آينده فعاليت‌شان در داخل كشور نخواهد داشت.
 
قسمت اول سريال "گمشده" كه ميترا حجار نقش اول آن را بازي مي‌كند، سه‌شنبه شب پخش شد. حجار نيز در اين سريال كه ضعف فيلمنامه و كارگرداني آن مشهود است، بازي ضعيفي ارائه داده است.

حمله زننده مدعیان اخلاق به استاد آواز ايران

انگار قرار نیست ماجرای ابراز علاقه و ادای رسم ادب توسط هنرمند موسیقی کشورمان به رئیس‌جمهور پایان یابد و مدعیان اخلاق دیروز، کمی سعه صدر خود را بالا ببرند و قدری تحمل آراء مخالف را تمرین کنند.

با وجود این‌که بیش از یک ماه از ابراز محبت علیرضا افتخاری به احمدی‌نژاد می گذرد اما هجمه‌ مخالفان دولت ادامه دارد و این استاد آواز موسیقی اصیل ایرانی به تازگی طی اظهاراتی از برخورد ناشایست داعیه‌داران تحمل مخالف با وی و خانواده اش پرده برداشته است.

این هنرمند سرشناس کشورمان شب گذشته در گفت‌وگوی تلفنی با بخش خبری 30/20 شبکه دوم سیما با اشاره به هجمه بی‌شمار و غیرمنصفانه این جریان اظهار داشت: من در برنامه‌ای به رسم ادب به رئیس‌جمهور عزیزمان ادای احترام کردم. از آن زمان به بعد، من و خانواده‌ام به وسیله تماس‌های تلفنی مورد اذیت قرار گرفتیم.

طبق اعلام جهان‌، افتخاری در ادامه با ذکر این نکته که ما همه باید در یک مسیر باشیم، گفت: اهانت‌هایی که به خودم شد را می‌بخشم اما اهانت‌هایی که به دخترم در دانشگاه صورت گرفت را به هیچ عنوان نخواهم بخشید.

وی همچنین در حالی که به حالت بغض سخن می‌گفت، به تشریح نحوه برخوردهای ناشایست با خانواده‌اش پرداخت و گفت:در دانشگاه موهای دختر مرا کشیده‌اند و به وی توهین کرده‌اند در حالی که او یک استاد دانشگاه است.
 

احمدی‌مقدم: ارتباط مستقیم خاتمی با BBC

فرمانده نیروی انتظامی گفت: خاتمی با استقبال از رفت‌وآمد نیروهای رسانه‌ای فتنه‌گران از آنان خواسته تا با وی در تماس باشند.

"سردار احمدی مقدم" شب گذشته در نشست هفتگی جامعه وعاظ تهران حضور یافت و با اشاره به موضوع امنیت اخلاقی در جامعه اظهارداشت: امنیت اخلاقی در حقیقت آیین‌نامه باورها و اعتقادات جامعه است.

وی گفت: آتش فتنه در بعد از انتخابات بروز و ظهور کرد‌ امٌا مقدمات و زمینه‌سازی‌های آن قبل از آن صورت گرفته بود که نیروی انتظامی با تشخیص به موقع و عکس‌العمل‌های مناسب نسبت به کنترل و دفع بسیاری از توطئه‌ها اقدام کرد.

ارتباط مستقیم خاتمی با تلویزیون دولتی انگلیس

احمدی‌مقدم در خصوص نیروهای رسانه‌ای فتنه‌گران تصریح کرد: زمانی که آنها برای کمک به رسانه‌های ضدانقلاب از جمله BBC به خارج از کشور می‌رفتند در جلسه خداحافظی با سیدمحمد خاتمی دیدار کرده و تصمیم خود را برای خروج از ایران به اطلاع وی رساندند.

وی در همین زمینه ادامه داد: خاتمی ضمن استقبال از این موضوع از آنها خواست تا با وی در تماس باشند.

ضرب‌آهنگ فتنه اقتصادی شروع شده است

وی هم‌چنین در بخش دیگری از سخنان خود به فتنه اقتصادی اشاره کرد و گفت: ضرب‌آهنگ فتنه اقتصادی شروع شده است و آمریکایی‌ها در این دوره مامور خزانه‌داری کل خود را به کشورهای مختلف می‌فرستند تا آنها را تحت فشار قرار دهند.

احمدی‌مقدم در ادامه جمع‌آوری ارز در چند روز گذشته را توطئه دشمن توصیف کرد و افزود: دشمن با جمع‌آوری ارز از بازار داخلی می‌خواست به سیستم اقتصادی ضربه وارد کند، لیکن همین مسئله باعث شد نقدینگی از بازار جمع‌آوری شود؛ کشور نسبت به عرضه ارز هیچ‌گونه محدودیتی ندارد.

وی در خاتمه از اقدام احمدی‌نژاد نسبت به بهبود دریافتی پرسنل نیروی انتظامی تشکر کرد و گفت: این کار رئیس‌جمهور آثار مثبتی در معیشت پرسنل و اعضای نیروی انتظامی داشته است.

 

سانسورخبربطلان وقف دررسانه‌های دانشگاه آزاد

با وجود گذشت یک روز از اعلام خبر غیرشرعی و غیرقانونی بودن وقف دانشگاه آزاد، رسانه‌های اطلاع‌رسانی این دانشگاه خبر مذکور را منتشر نکرده‌اند.    

 خبرگزاری‌های وابسته به دانشگاه آزاد ترجیح داده‌اند در قبال خبر عدم وقف به سانسور و سکوت رسانه‌ای بپردازند.

باشگاه خبرنگاری دانشجویی ایران (خبرگزاری ایسکانیوز) و خبرگزاری آنا وابسته به دانشگاه آزاد تاکنون این خبر را منتشر نکرده‌اند در حالی که تمام رسانه‌ها اعم از سایت‌ها و خبرگزاری‌ها این خبر را بلافاصله منتشر کرده‌اند.

توهین گستاخانه حامیان سران فتنه به رسول‌الله

این اقدام سخیف و دردناک درحالی از سوی حامیان جریان فتنه صورت گرفته که فعالان سیاسی تاکنون بارها نسبت به ماهیت واقعی این جریان که ادعای اصلاح‌طلبی و پیروی از آرمان‌های اسلام و انقلاب اسلامی را دارد، هشدار داده‌اند.

 درحالی که در روزهای گذشته، مسلمانان جهان یکپارچه بر علیه اقدام توهین‌آمیز افراطیون آمریکایی مبنی بر اهانت و جسارت به قرآن کریم متحد شده‌اند و با برگزاری راهپیمایی‌های متعدد و ایجاد کمپین‌های گسترده، خشم خود را نسبت به اینگونه اقدامات ضداسلامی بیان کرده‌اند، حامیان میرحسین موسوی مجددا و برای چندمین بار ماهیت واقعی خود را با انتشار کاریکاتورهای توهین‌آمیز علیه پیامبر مکرم اسلام (ص) به نمایش گذاشتند.

سایت "بالاترین" که به عنوان اصلی‌ترین سایت حامی جریان فتنه 88 و از عوامل دامن زدن به اغتشاشات و آشوب‌های خیابانی سال گذشته شناخته می‌شود، یکی از لینک‌های اصلی صفحه ابتدایی خود را به انتشار این تصاویر توهین‌آمیز درباره اسلام اختصاص داده و مطالب گستاخانه ای را نیز درباره شخصیت نورانی رسول‌الله منتشر کرده است.

همراهی سایر کاربران این سایت و حامیان میرحسین موسوی با این مطلب موهن هم نشان از استقبال آنان از این لینک و توهین به اسلام و پیامبر گرامی آن است؛ اقدامی که چند سال پیش توسط یک کاریکاتوریست دانمارکی نیز صورت گرفت و با واکنش خشمگینانه بیش از 5/1 میلیارد مسلمان جهان روبرو شد.

البته این افراد پیش از این هم از اهدای جایزه به کاریکاتوریست هتاک دانمارکی استقبال و حمایت کرده بودند و آن را نشانه وجود آزادی بیان و دموکراسی در اروپا دانسته بودند!

این اقدام سخیف و دردناک درحالی از سوی حامیان جریان فتنه صورت گرفته که فعالان سیاسی تاکنون بارها نسبت به ماهیت واقعی این جریان که ادعای اصلاح‌طلبی و پیروی از آرمان‌های اسلام و انقلاب اسلامی را دارد، هشدار داده‌اند.

این هشدارها به همراه اقدامات ضداسلامی حامیان آقایان موسوی و کروبی نظیر آتش زدن خیمه امام حسین (ع) در روز عاشورای 88 سبب نفرت عمومی از این جریان شد؛ تا جایی که ده ها میلیون نفر از مردم در راهپیمایی گسترده و ده‌ها میلیونی روز 9 دی از سران فتنه ابراز برائت کردند.

گفتنی است کارشناسان معتقدند حرمت‌شکنی مقدسات مسلمانان یکی از اصلی‌ترین عوامل مرگ این جریان و به محاق رفتن آن بوده است و تلاش‌هایی که در راستای احیای آشوب‌های خیابانی صورت گرفته نیز به دلیل روشن شدن ماهیت ضداسلامی این جریان، تاثیرگذار نخواهد بود.
 

آسوشيتدپرس: دانشگاه‌آزاد حامي فتنه‌گران

خبرگزاري آسوشيتدپرس در گزارشي، به حمايت‌هاي مادي و معنوي دانشگاه آزاد از جريان فتنه اذعان کرد.‏    

خبرگزاري آسوشيتدپرس در گزارشي به حمايت‌هاي مادي و معنوي دانشگاه آزاد از جريان فتنه اذعان کرد.‏

اين خبرگزاري با بيان اينکه اين نهاد در سال ‏1982‏ تاسيس شده است، افزود: "دانشگاه آزاد سال گذشته يک محل مهم براي اعتراضات مخالفان عليه انتخابات رياست جمهوري اخير در ايران‏ بود."

آسوشيتدپرس با اذعان به اينکه "اين دانشگاه در جريان مبارزات انتخاباتي، به ميرحسين موسوي اجازه داد به منابع عظيم اين دانشگاه دسترسي آزادانه داشته باشد"،‌ افزود: "دارايي‌هاي دانشگاه آزاد حدود ‏250‏ ميليارد دلار برآورد شده ‏و مديريت دانشگاه آزاد يک جايگاه قدرت چند ميليارد دلاري را ايجاد کرده بود."‏

اين براي اولين بار است که يک رسانه غربي، به کمک ميلياردي دانشگاه آزاد به جريان فتنه اذعان مي‌کند.

آسوشيتدپرس در حالي دانشگاه آزاد را يک نهاد خصوصي دانسته که اين دانشگاه از سوي حکومت و با هدف کمک به دانشگاه‌هاي دولتي براي پذيرش دانشجويان بيشتر تاسيس شده است و کمک‌هاي مالي حکومت باعث راه‌اندازي و ادامه حيات اين دانشگاه شده است.

نفوذ و افزايش قدرت گروهي خاص در مديريت دانشگاه آزاد و حذف تدريجي اغلب چهره‌هاي پايه‌گذار اين دانشگاه و همچنين به حاشيه راندن چهره‌هاي اوليه هيات امناي دانشگاه مذکور باعث شد اين دانشگاه، به محلي براي حمايت‌هاي مالي و تبليغاتي براي جريان‌هاي خاص در انتخابات سال گذشته تبديل شود.

دانشگاه آزاد که خود به خصوصي نبودن اين نهاد اذعان دارد، با طرح موضوع وقف اموال ميلياردي اين دانشگاه تلاش کرد ‌مقدمات انتقال اين پول را به هرکجا که مديران آن صلاح بدانند، فراهم کند. اما بررسي فقهي و حقوقي اين مسئله از سوي کارشناسان اين عرصه که ماه‌ها طول کشيد،‌ سرانجام سرنوشت اين موضوع جنجالي را رقم زد.


 

تمسخر خواب هاشمی در روزنامه شرق

روزنامه اصلاح طلب 'شرق' در شماره روز سه شنبه خود به تمسخر  هاشمی رفسنجانی پرداخت.    

 روزنامه شرق در ستون "طنز" خود در صفحه اول روزنامه پیرامون اختلاف نظر اخیر آیت الله یزدی و آیت الله هاشمی مطلبی نوشته است و از زبان شخصیت مجازی خود اینگونه می نویسد:"کی خاطرات آقای هاشمی رو تایید کرده که ایشون همه رو به خاطرات خودش ارجاع میده؟"

این روزنامه اصلاح طلب ادامه می دهد: "گفتم:«والله تا حالا کسی نیومده تکذیب کنه که این طور نبوده.» مادرجون گفت:«آخه بعضی وقت ها خاطراتی رو که میگه بین دو نفر بوده، شاهد سومی هم نبوده که تایید یا تکذیب کنه، بعضی ها رو هم که توی خواب می بینه»"

در خط های بعدی این مطلب روزنامه نزدیک به هاشمی به نقل از زنی که مدتها از ازدواج دورمانده و به دنبال آن است که با هرکسی در اسرع وقت ازدواج کند در کمال تعجب نوشته است: "من آقای هاشمی رو خیلی دوست دارم به خصوص وقتی طرح ازدواج موقت رو داد"


 

مهدی هاشمی به لندن بازگشت، نفیسه اشراقی به ایران

به‌دنبال مراجعت نفیسه اشراقی به ایران، گزارش موثق رسیده حاکی است که مهدی هاشمی رفسنجانی نیز از امارات به لندن بازگشته است.

اشراقی حدود دو هفته در امارات مهمان مهدی هاشمی بود که البته تاکنون گزارشی از علت این سفر دریافت نشده است.

پنج‌شنبه هفته گذشته نیز زهرا روحانی به همراه دو زن دیگر وارد دوبی شده و به مادرش نفیسه اشراقی پیوسته بود.


اقدام جالب یک نماینده برای انتخاب شدن

به دلیل جمع آوری کارت رای نمايندگان از سوی یک کاندیدا جهت عضویت در هيئت نظارت بر مطبوعات، انتخاب نماینده ناظر مجلس در هیئت نظارت بر مطبوعات را به تعویق انداخت.

يك نماينده مجلس به عنوان ناظر در هيئت نظارت بر مطبوعات در دستور كار امروز مجلس قرار داشت.
قرار بود تا رای گیری برای این انتخاب با کارت های مخصوص انجام شود که این کارتها بین نمایندگان توزیع شد و مقرر شد تا پس از توزیع کارتها، نمایندگانی که داوطلب عضویت در این هیئت هستند، ثبت نام کنند.
یکی از نمایندگان که تصمیم داشت تا برای عضویت در هيئت نظارت بر مطبوعات ثبت نام کند، قبل از ثبت نام کارت رای نمایندگان را جمع آوری کرد. بدین صورت که وی به نمایندگان و دوستان خود مراجعه می کرد و از آنان می خواست تا کارت رای را به وی دهند.
برخی از نمایندگان نسبت به اقدام این نماینده اعتراض کرده و هیئت رئیسه مجلس را در جریان قرار دادند و هیئت رئیسه هم بدون اینکه نکته خاصی در مجلس پیش آید، رای گیری در این زمینه را به جلسه فردای مجلس موکول کرد.
انتخاب نماينده ناظر مجلس در هيئت نظارت بر مطبوعات مطابق بند «ج» ماده 10 قانون مطبوعات مصوب 1364 صورت می گیرد که يكي از نمايندگان مجلس بايد عضو اين هيئت باشد.
حسن كامران نماينده اصفهان در حال حاضر نماينده ناظر مجلس در اين هيئت است.
بر اساس ماده 10 اين قانون اعضاي هيئت نظارت بر مطبوعات كه از افراد مسلمان و صاحب صلاحيت علمي و اخلاقي و مومن به انقلاب اسلامي مي باشند ، عبارتند از:
الف – يكي از قضات ديوان عالي كشور به انتخاب شوراي عالي قضايي.
ب – وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي يا نماينده تام الاختيار وي.
ج – يكي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به انتخاب مجلس.
د – يكي از اساتيد دانشگاه به انتخاب وزير علوم و آموزش عالي.
ه – يكي از مديران مسئول مطبوعات به انتخاب آنان.

نزديکان‌جاسبي‌بدنبال‌شغل‌جديد

  برخي اطرافيان نزديک جاسبي براي يافتن شغل جديد در روز مبادا در صحن مجلس و درون کميسيون هاي مجلس در رفت و آمد هستند.
مشاور رئيس دانشگاه آزاد اسلامي و رئيس کل روابط عمومي دانشگاه آزاد (م.ر.ک) چند هفته اي است که مدام در رفت و آمد به مجلس و لابي کردن با برخي نمايندگان است.
وي در اين روزها با ارائه رزومه و سوابق کاري خود در کميسيون هاي انرژي و صنايع به دنبال ارتباط گيري براي مشغول شدن در يکي از مراکز کاري غير از دانشگاه آزاد است.
به نظر مي رسد با متزلزل شدن جايگاه و قطعي شدن رفتن عبداله جاسبي برخي مديران مياني و مشاوران رئيس اين دانشگاه در صدد يافتن شغل هاي جديد شده اند.
اين درحالي است که پيش از اين برخي مديران دانشگاه آزاد با ادعاي دست بوسي جاسبي در رفت و آمد به سازمان مرکزي اين دانشگاه بوده اند تا ارگان هاي ديگر. 

نمی‌خواهندفراکسیون‌اصولگرایان‌قوي‌شود

  سيد حامد حجت: ماجرای فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی به عنوان اصلي‌ترين فراكسيون مجلس، از همان روزهای اول مجلس هشتم مورد بحث بود، اما این بحث‌ها زمانی جدی شد که هیچ عملکرد شاخصی در کارنامه فعالیت فراکسیون دیده نمی‌شد و همین موجب شد تا عده‌ای از نمایندگان به این وضع اعتراض و گلایه‌های خود را در رسانه‌ها منتقل کنند.

بخشي از اعتراض این نمایندگان در دو سال اخیر به رئیس این فراکسیون، یعنی علی لاریجانی بوده است و به این موضوع اعتقاد داشتند که ریاست همزمان فراکسیون و مجلس هم از لحاظ سیاسی به ضرر اصولگرایان است و هم به لحاظ ساختاری موجب انفعال فراکسیون خواهد شد.

اکنون پس از گذشت حدود یک سال از انتخاب رئیس فراکسیون اکثریت، بحث‌ها در مورد انتخابات آينده این فراکسیون و ورود اعضای جدید و شاید هم ابقای اعضای قبلی شورای مرکزی فراکسیون به گوش می‌رسد و در این میان چیزی که جلب توجه می‌کند تبلیغ برای انتخاب دوباره رئیس مجلس به عنوان رئیس این فراکسیون است. هر چند سال گذشته تعدادی از نمایندگان برای اضافه كردن بندی به‌منظور حذف ریاست همزمان مجلس و فراکسیون تلاش‌هايي كردند، اما نتیجه‌ای نداشت و اکنون دوباره بحث ابقای رئيس فراكسيون مطرح است، همین موجب شده تا همان تعداد نماینده نیز دیگر انگیزه‌ای برای گنجاندن بند مذکور نداشته باشد تا فراکسیون در خواب زمستانی خود بماند.

روز دوشنبه 19/7/1389 روزنامه خبر در صفحه اول خود مصاحبه‌ای از اسدالله بادامچیان منتشر کرد که در آن بر ریاست مجدد لاریجانی و بی تاثیر بودن اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی تأكيد شده بود.

در این مصاحبه که با تیتر "لاریجانی بهترین گزینه برای ریاست فراکسیون اصولگرایان است" منتشر شد، بادامچیان بر تمایل نمایندگان مجلس در مورد ریاست مجدد لاریجانی تاکید کرد و در پاسخ به این سوال که با وجود تغییرات در شورای مرکزی فراکسیون ممکن است این تمایلات وجود نداشته باشد، با قاطعیت تمام اظهار داشت: "نگران نباشید شورای مرکزی انتخاب می‌کند!"

"آن فراکسیون[انقلاب اسلامی] هم این قدر در مجلس نفوذ ندارد"، "این مجموعه [فراکسیون انقلاب اسلامی] چقدر تاثیرگذار هستند؟ من به شما عرض می‌کنم این مجموعه تاثیر آنچنانی در مجلس ندارند. بله، از همان سال اول آنها هم دنبال چیز دیگری بودند و ریاست شخص دیگری را دنبال می‌کردند. سال اول نشد، سال دوم هم نشد، امسال هم موفق نشدند. در فراکسیون هم دوسال تلاش کردند، نشد. امسال هم موفق نمی‌شوند!"، "این طرف هم این نظر را دارند که برای اینکه فراکسیون تاثیر بیشتری داشته باشد، حتما رئیس مجلس که موقعیت خاصی دارد رئیس فراکسیون شود."... اینها بخش های دیگری از اظهارات بادامچیان است که در آن به بی تاثیری اعضای فراکسیون انقلاب اشاره شده است.

در عين حال، به نظر می‌رسد اراده‌ای برای خاموش بودن این فراکسیون وجود دارد که نمی‌خواهد فراکسیونی که بیش از 200 نماینده در آن عضویت دارند، فعال باشد.

رویه سال های گذشته نیز بايكوت گزینه‌های خارج یک جریان خاص حاکم بر مجلس را تأييد مي‌كند، چرا که سال گذشته زمانی که حجت‌الاسلام آقاتهرانی برای ریاست این فراکسیون اعلام آمادگي کرد، ابتدا شایعه نادرست کناره‌گیری وی مطرح شد و در نهایت تنها توانست هفت رأی از کل آرا را به‌دست آورد، اتفاقي که نتيجه رايزني‌هاي باهنر در مجلس و برگزاری جلسه ای محرمانه و غیرقانونی پیش از برگزاری انتخابات ریاست فراکسیون با 33 نفر از نمایندگان استان‌هایی به غیراز تهران! بود.

كارنامه فعالیت فراکسیون اصولگرایان در دو سال گذشته این نکته را تایید می‌کند که فراکسیون در انفعال کامل به سر مي‌برد. با این حال مشخص نیست که چرا بادامچیان اصرار دارد "شخصیت دکتر لاریجانی و جامع نگری‌ای که ایشان دارد، موجب می‌شود امور فراکسیون اصولگرایان شکل بهتری پیدا کند."

سال گذشته علی اصغر زارعی در جریان انتخابات ریاست فراکسیون به نبود انسجام و فعالیت در فراکسیون اشاره کرد و گفت "اگر این فراکسیون می‌توانست فعال‌تر و منسجم‌تر عمل كند ومي‌توانست تعامل بهتري با دولت برقرار كند."

ماجراي حمایت نكردن فراکسیون اصولگریان مجلس در انتخابات ریاست جمهوری 88 از احمدی‌نژاد با این استدلال بود که رئیس مجلس اعتقاد داشت مجلس باید استقلال خودش را حفظ کند و تنها باید برای پرشور کردن انتخابات فعالیت کند! این در حالی است که موضع فراکسیون اصولگرایان جدای از کل مجلس است و پويايي و حيات فراكسيون به اظهار موضع در تحولات كشور مي‌باشد كه مهم‌ترين آن‌ها انتخابات رياست جمهوري است.

به هر حال، گویا دوباره قرار است بحث ابقا رئيس فراكسيون دنبال شود، اين در شرایطی است كه در يك‌سال گذشته علي‌رغم رخداد تحولات بزرگ در كشور، جلسات فراكسيون يا به‌دليل حد نصاب نداشتن تشكيل نشده و يا اگر با حضور ضعيف اعضا تشكيل شده، خروجي مؤثري نداشته است

 



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389ساعت 10:41  توسط   | 

ما بیداری شما را قبول نداریم، خواب تان را قبول کنیم؟


ما بیداری شما را قبول نداریم، خواب تان را قبول کنیم؟

حسین قدیانی در یکی از مطالب اخیر وبلاگ "قطعه26" نوشت: اینجا بهشت زهرای تهران است. تهران البته زیاد بهشت دارد که هیچ کدام سالن دعای ندبه ندارد اما در عوض سالن جکوزی و استخر و ایروبیک و شیشلیک و برگ و سیگار برگ و رقص گرگ و حرکات موزون تگرگ و کوفت و زهرمار دارد.
بگذریم که تهران خیابانی دارد به نام بهشت که به آن بهشت زهرا نمی گویند؛ بهشت شهردار می گویند و مهدی باکری شهردار یکی از طبقات بهشت است که به جای قالی بافتن و خالی بستن، تار عشق می زند در پود مستی. حیف که ما بلد نیستیم مثل بعضی ها خواب ببینیم و الا باید خوابش را ببینیم که دوباره یکی مثل مهدی باکری شهردار شهرمان شود.
دو زرده در می آید هر تخمی که می کاریم؛ از بس نمک ندارد دست رای مان. هدیه دادند رای ما دهاتی ها را به گلزار تهرانی نشین و ندیدند زار زدن ما را که نوشتیم؛ احمدی نژاد، اما خوانده شد مشایی!
این از این و اما کلا به شما که عرض می کنم شیخ بی سواد، حالا به بی سوادی اش نگاه نکنید؛ ثروت بهتر از علم بود نزد شیخ بی سواد از همان دوران ننه جون! بعدها هم که بزرگ شد فهمید پول شهرام از خط امام بهتر است. لاکردار ? تا ویلا دارد یکی در فرمانیه و دیگری در زهرماریه که کم از بهشت ندارد. پسر شیخ بی سواد که می گوید؛ نمی دانم؛ چی چی هاوسش خیلی عالیه! خاتمی هم ویلانشین است. این مولای ماست که ویلا ندارد و من جرئت می کنم بنویسم: “من مستاجر نیستم؛ خانه ام بیت رهبری است”. سران فتنه اما جملگی در ویلا زندگی می کنند اما یکی شان خوش مشرب تر از مابقی است و ماشاء الله هزار شمس الواعظین ویلا را فقط با ژیلا می خواهد. بدیهی است که فقط هم قناعت به ژیلای ایرانی نمی کند؛ کم دست نداد در ایتالیا با ژیلایی که کج تر از پیزا بود و کشنده تر از کش لقمه. چه کسی؟ همین خاتمی که الان ما را دعوت می کند به وحدت به شرکت در راهپیمایی روز قدس و ? فردای دیگر لابد دعوت مان می کند که از رهبری حرف شنوی داشته باشیم و جذب حداکثری کنیم همه را حتی جرج سوروس را.
رو بدهی به سران فتنه همین می شود. اعدام شان باید کرد این مفسدین فی الارض را و بعد چوبه دار نظام مقدس جمهوری اسلامی را آب کشید. منافق تر از آن است که چهره اش نشان می دهد خاتمی. عبایش مشکی نیست؛ دلش سیاه است… خب حالا! می رسیم به این مواخذه که؛ مگر آقا نگفت به احدی ظلم نکنید! می رسیم؛ اندکی صبر کنید. فعلا بگذارید ظلم مان را بکنیم، بعد به اسم ماه، ستاره را بکوبید!
الان تازه اول این نوشتار است. برای این مواخذه کمی زود است… آری؛ همین ویلانشینی و ژیلادوستی واویلا کرده امروز این حضرات را. زبیر آقازاده ای داشت که ویلانشین بود. طلحه الاغی داشت که ضد گلوله بود. در تاریخ زنی که باید با احترام از او یاد کرد، دولا دولا شترسواری می کرد و در جمل، حسن ابن علی، آن شیر بچه حیدر کرار، آن امامِ حسین و آن استاد عباس در جنگ آوری، هر چهار پای این شتر را با یک ضربه شمشیر قطع کرد.
همان علی که می گفت: نگه دارید احترام همسر پیامبر را، قبلش از پا در آورد این جمل را. همان سید علی که گفت: ظلم نکنید به احدی، دیگر سران فتنه را به کشتی انقلاب راه نمی دهد. کشتی انقلاب، کشتی نوح است و هر کس که چپ اندرقیچی خواب ببیند، از کشتی انقلاب پرت خواهد شد بیرون. راه دادن سران فتنه به کشتی انقلاب به این سفینه نجات، ظلم به انقلاب اسلامی است. ظلم به احدی، بزرگ تر از ظلم به انقلاب اسلامی نیست. دعوت کردن از هر منافقی برای حضور در جلسات مجمع تشخیص، ظلم به انقلاب اسلامی است. ظلم به انقلاب اسلامی یعنی ظلم به خون پاک شهدای راه انقلاب اسلامی.
هر کس به خون شهدای این دیار ظلم کند ما او را دشمن علی می دانیم و بلند می گوییم؛ لعن علی عدوک یا علی. هر که می خواهد باشد. با عمامه یا بدون عمامه. با ریش یا بدون ریش. چه شیخ چه مهندس. ما البته در ? دی شعار دیگری هم دادیم که متاسفانه بازتاب نیافت در هیچ رسانه ای. شعار ما شعار ساده و بلیغی بود. نمی دانم کدام مصلحت اجازه نداد این حقیقت منعکس شود؟ این اسمش مصلحت نیست. بصیرت هم نیست. بی غیرتی است. ترس است. من اما تخس ترین بسیجی این دیارم و ریه من جز دود عود موتور قراضه بچه بسیجی ها هیچ اکسیژنی نمی شناسد. اینجا هم که خودتان می دانید؛ بهشت زهراست. من تا پیش از این هم زبانم دراز بود اما اینجا در کنار مزار پدرم زبان من تازه باز شده است و تازه شیر شده ام و زبانم سرخ شده.
اینجا نه شهرک غرب است و نه سیدالکریم. اینجا دقیقا منزل من است. اینجا حرفم را نزنم کجا بزنم؟… فرمانده بابااکبر در جاده اهواز – خرمشهر حاج احمد متوسلیان بود. با این حساب دلیلی برای ترس نمی بینم که نخواهم اصلی ترین شعار یوم الله ? دی را درآورم از مظلومیت. اصلی ترین شعر ? دی این بود. همه ما، هم شنیدیم و هم گفتیم. بصیرت بازی در نیاورید! خودتان هم این شعار را دادید. آری؛ همه ما شنیدیم و همه ما گفتیم که؛ “تاجر ورشکسته، برگرد به باغ پسته”. ما فریب صف اول نماز “آقا” را نمی خوریم. ابن ملجم هم در همین صف اول، پشت سر علی نماز خواند. البته خدا را شکر در مثل مناقشه نیست، پس دستگاه قضایی نمی تواند حالم را بگیرد!
دستگاه قضایی آرام آرام دارد تبدیل می شود به یکی از این دستگاه های موسیقی. از بس که سمفونی عدالت را در دستگاه سازش می نوازد! بله، چون در مثل مناقشه نیست، این را هم می شود گفت؛ طلحه هم زیاد پشت سر علی به نماز ایستاده بود. زبیر هم. ابن ابی هم. شمر هم. شریح قاضی هم. آقازاده زبیر از خود راضی هم. صف اول نماز “آقا” مهم نیست. مهم صف اول شهادت در راه رهبری است.
نگاه کنید چه کسی در خط مقدم جنگ نرم دارد می جنگد. گیج نزنید. معیار ولایت مداری ما در این ? ماه دفاع مقدس، خون سرخ شهید حسین غلام کبیری است. حسین غلام کبیری ویلا نداشت اما ویلای عالیجناب فتنه کم از بهشت ندارد. دیشب امام با شهدا عند ربهم یرزقون بودند در قهقه مستانه شان و سر همین حضرت روح الله وقت نکردند یک تک پا دوباره مشرف شوند به خواب عالیجناب و الا به ایشان در همان عالم خواب نهیب می زدند که؛ مرد حسابی! جانشین شایسته من، ولی بر حق من، آ سد علی آقا گفت؛ همت را مضاعف کن اما نه دیگر اینقدر! مهدی که در رفته است. آن یکی که با مادرش در فرانسه است. آن دیگری که رفته الجزایر عروسی. این یکی که رفته مهدی را ببیند در لندن. آن یکی که رفته فلان فبرستان. خودت هم برگردی به باغ پسته، کلا امسال همت تان به شکل دوبل مضاعف می شود!
سران فتنه اگر هم بخواهند خواب ببینند، خواب شیخ ساده لوح را باید بینند. این حکم در خوابیدن و خواب دیدن به خصوص با شکم پر، قاعده ای است که استثنا ندارد. خواب دیدن هم برای خودش حساب و کتاب دارد. الکی که نیست. مثال می زنم؛ آقازاده ها وقتی می خوابند، چون معمولا تا خرخره هم می خورند علی القاعده باید خواب آقازاده معاویه را ببینند. آخر یزید هم چون در مثل مناقشه نیست، قبل از خواب تا خرخره می خورد! نه عزیز من! تو گفتی و من هم باورم شد.
امام و شهدا را مادران شهدا خواب می بینند. من روزی به سران فتنه گفتم؛ غلط کردید بیشمارید و الان می گویم؛ غلط کردید خواب امام را می بینید. با شکم پر نمی توان خواب امام پابرهنه ها را دید. دانشمندان به خاطر همین است که توصیه می کنند؛ با شکم پر نخوابید. با شکم پر آدمی خواب های بدبد می بیند. خواب امامعلی رحمانف را می بیند و خیال می کند خواب امام علی را دیده است. زرشک! گفت: شتر در خواب بیند پنبه دانه، گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه.
ما بیداری شما را قبول نداریم، خواب تان را قبول کنیم؟ آن امامی که آمده بود خواب شما، امام جماران نبود، امام جمعه مسجد ضرار بود. ما البته فکر نمی کردیم کار شما به خواب دیدن بکشد. چه زود خواب تان گرفت. یخ آن نامه سرگشاده و بی ادبانه تان در بیداری نگرفت، پناه برده اید به خواب؟ ما ولی در خواب هم دست از سرتان برنمی داریم. دوره خواب راحت گذشت. شما خودتان را به خواب زده اید؛ بیدارتان می کنیم ما از خواب ولو با همین شلاق کلمات.
شیخ بی سواد کلا به شما که عرض می کنم زیاد خواب می بیند. در انتخابات و در بیداری از ? نفر، پنجم شد ولی در خواب، دید که شده رئیس جمهور و رفته سازمان ملل و دارد ادای احمدی نژاد را در می آورد و می گوید؛ آقای رئیس، عالیجنابان! کلا به شما که عرض می کنم؛ امسال را باید دنیا به این چیز یعنی به این نام بخواند: “تعرض برای همه کشورها، تجاوز برای هیچ کس”.
آقایان سران فتنه! خواب دیدید خیر باشد؛ که ما بیداریم. تا همین الان هم که زنده مانده اید، به خاطر این است که علی به ما حکم جهاد نداده. حکم جهاد بدهد شما را می فرستیم به خواب ابدی. در این خواب دیگر خبری از خر و پف نیست. بلند شوید سرتان می خورد به سنگ لحد. حق تان است؛ تا شما باشید بعد از امام پابرهنه ها، ویلانشین نشوید. تا شما باشید لشکر نکشید علیه خون ??? هزار شهید.
نکیر و منکر اما مثل دستگاه قضایی نیستند. سمفونی عدالت را تا فیها خالدون خرخره شما و در دستگاه آتش می نوازد. فرشته های الهی، انتقام خون دل مادران شهدا را از شما خواهند گرفت. مادر شهید علیرضا شهبازی امام را اما در بیداری می بیند؛ که خمینی مظهر بیداری بود. ما به امام در بیداری می گفتیم؛ رهبر کبیر انقلاب اسلامی. روح خدا بزرگ تر از آن است که در خواب شما بگنجد. شما زیادی خواب تان سنگین است. از این ساعت قدیمی ها که زنگش گوش خراش بود باید بگذارید دم گوش تان.
انقلاب را که با خواب نمی شود اداره کرد. چطور هاله نور خرافه بود اما خواب شما خرافه نیست؟ شما بیداری تان هم خرافه است، چه رسد به خواب تان.
اینکه شما در خواب مدعی امام می شوید و اینکه شما در بیداری ادعای وحدت می کنید و مدعی می شوید دوست، یار و همراه دیروز و امروز و فردای ماه هستید، این هر جفت اش خرافه است. واقعیت این است که امام گفت. امام گفت: “ملاک حال فعلی افراد است”، نه ملک و املاک افراد. سران فتنه فقط ? جا با امام بودند؛ یکی در عکس و دیگری در خواب. سران فتنه عکسش هست؛ با امام بودند در نجف. با امام بودند در ترکیه. با امام بودند در پاریس. با امام بودند در نوفل لوشاتو. با امام بودند در کنار آن درخت سرسبز حیاط نوفل لوشاتو. با امام بودند هنگام رد شدن از عرض خیابان در آن عکس معروف. با امام بودند در فرودگاه مارشال دوگل. با امام بودند در طیاره. با امام بودند وقت سوخت گیری. با امام بودند روی باند. با امام بودند وقت بستن کمربند. با امام بودند وقت اوج گرفتن هواپیما. با امام بودند وقت ادا و اطوار درآوردن مهماندار هواپیما. با امام بودند در ارتفاع چند هزار پایی از سطح دریا. با امام بودند وقت توجه کردن به علامت نکشیدن سیگار. با امام بودند وقت این جمله؛ “لطفا صندلی های خود را به همان حالت اول برگردانید. کمربندهای خود را باز نکنید. هواپیما تا لحظاتی دیگر در فرودگاه مهرآباد می نشیند”. با امام بودند در هنگام باز کردن کمربند. با امام بودند در پلکان هواپیما. با امام بودند قبل از وقتی که آن کمک خلبان دست امام را گرفته بود. با امام بودند در همان لحظه ای که کمک خلبان دست امام را گرفت. با امام بودند بعد از آنکه کمک خلبان دست امام را رها کرد. با امام بودند در پله اول. با امام بودند در پله دوم. با امام بودند در پله سوم. با امام بودند در پله چندم. با امام بودند در بنز شخصیتی. با امام بودند در گروه سرود خمینی ای امام. با امام بودند در میان خبرنگارن. با امام بودند در تشریفات. با امام بودند در جلوی بلیزر. با امام بودند در خود بلیزر. با امام بودند در صندوق عقب بلیزر. با امام بودند در آن مینی بوسی که عقب تر از بلیزر، هزار نفر رویش بودند و داشت هن هن کنان حرکت می کرد. اصلا بلیزر حامل امام را سران فتنه داشتند هل می دادند. قبول؟ گفت: “با علی در بدر بودن شرط نیست، ای برادر! نهروان در پیش روست”.
شما از بس با امام عکس انداختید، خیال می کنید الان هم باید بر عکس امام حرکت کنید. امام در عکس و در خواب با شما، در بیداری با ما. شما با امام زیاد عکس دارید اما پروانه با شمع عکس نمی گیرد. می سوزد به عشق شمع. امام شمع بود و پروانه، همین شهدا هستند. امام جشن پیروزی را در کنار شهدا گرفت و در کنار همین شهدا آرمید. امام با دلی آرام، قلبی مطمئن، روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت ما خواهران و برادران مرخص شد، چون دل آرام و قلب مطمئن و روح شاد و ضمیر امیدوار روح خدا به فضل خدا، بدون شک، بی هیچ شک و شبهه ای حضرت آیت الله العظمی خامنه ای است. خامنه ای همان امام است، منتهی در بیداری.
امام حکیم بود و می دانست خامنه ای لیاقت رهبری دارد نه شما. شما از نظر امام به درد همین خواب دیدن می خورید که لابد آمده به خواب تان. ما که قبول نداریم؛ خودتان ادعا می کنید. شما فقط به درد عکس انداختن با امام می خوردید و الا اگر ملاک به این حرفها باشد، هیچ کس چون علی به محمد نزدیک نبود و اگر ملاک به عکس هم باشد باز شما بازنده اید؛ احدی اندازه خامنه ای با خمینی عکس ندارد.
در قاب انقلاب، فقط خامنه ای با خمینی عکس دارد. قاب شما اما مثل عکاسی فری نقاب دارد. ما در ? دی نقاب را از چهره سران فتنه انداختیم و پرده برداری کردیم از خط جدید نفاق و رسوا کردیم سران فتنه را بالاتفاق و گفتیم؛ لعن علی عدوک یا علی. لعن علی عدوک یا علی، وصیت شهداست به ما؛ پس رحمت و درود خدا بر شهیدان و لعنت خدا بر سران فتنه.
سران فتنه فقط دشمن سید علی نیستند، دشمن علی هم هستند. افتخار علی در این زمانه خامنه ای است، چرا که ذوالفقار دست اوست. سران فتنه دشمن امام زمان اند، چرا که خامنه ای، نائب بر حق امام زمان است. کسی که نور ماه را بر نمی تابد، دشمن خورشید است و غلط کرده خودش را منتظر آفتاب بداند. سران فتنه اما ریزترین و حقیرترین دشمن انقلاب اسلامی اند. آنقدر پست و زبون که به خواب پناه برده اند.
اقدس خانم همسایه ما راستش عمه بزرگی دارد که او هم زیاد خواب می بیند. عمه بزرگ اقدس خانم؛ از بس خواب می بیند، جدیدا خواب نما شده و قبل از آنکه بخوابد، خواب می بیند. عمه بزرگ اقدس خانم بویی از فضیلت نبرده است و خرافه گراست؛ نه اصلاح طلب است و نه اصولگرا. با این حال خواب زن چپ نیست؛ خواب نامرد چپ است.
عده ای با امام بودند در خواب سنگین. عده ای با امام بودند در خواب قیلوله. عده ای با امام بودند در خواب شبانگاهی. عده ای با امام بودند در خواب خوش. کسانی که خواب شان ? پادشاه است، غلط کرده اند خواب امام را دیده اند. هیلاری کلینتون هم اخیرا طی یک فقره خواب خوش، سوار بر الاغ تراوا شد و کلا به شما که عرض می کنم؛ ضمن فرود آمدن در میدان آزادی ایران را فتح کرد اما وقتی که از خواب بلند شد، خمیازه ای کشید و دید بیل کلینتون هوس باز برای او یک هووی دیگر آورده است.
آری آقایان! ما به شما در خواب هم اجازه نمی دهیم به علی چپ نگاه کنید. از این به بعد خواب دیدن با شما، تعبیرش با ما. ما در سریال یوسف پیامبر، از یوزارسیف تعبیر خواب یاد گرفته ایم. از این پس خواب ببینید، وضع همین است. تاب این قلم را دارید باز هم خواب امام را ببینید. جوهر قلم من از خون پدرم است و پدرم در بیداری وصیت نامه نوشت و ترجمان این وصیت این است؛ “دشمن خمینی کافر است و دشمن خامنه ای منافق است”.
شما اگر صادق هستید، چه لزومی دارد امام را در خواب ببینید؟ امام اگر هم قرار باشد بیاید به خواب کسی، سران فتنه مطمئن باشند جز با تشر جز با اخم جز با ابروی گره کرده، به خواب شان نمی آید. امام در خواب در بیداری در آن دنیا و در همین دنیا و به پشتوانه این ملت، توی دهن شما می زند. این کار را امام به پشتوانه ما با یک شاه کرد و دربدرش کرد.
راستی! خواب شما را یوسف تعبیر کرده یا یهودا؟ علمای این رشته یا مدعیان بودا؟ ماه اگر قرار باشد بیاید، به خواب ستاره می آید. خمینی امام پابرهنه ها بود. بابای فرزندان شهدا. مرجع مادران شهدا. گیرم بخواهد به خواب کسی بیاید، می آید به خواب ما.
امام به خواب مادر همت می آید و سران فتنه به خواب بعضی ها. لیاقت بعضی ها همین شیخ بی سواد است. کسی که خون فروشی می کند با ضد انقلاب در یک قاب می نشیند. خدا را شکر؛ نشان دادند خودشان را بعضی ها. بعضی ها بوی خار می دهند و دیگر عطر گل ندارند.
نسل باکری را باید در قطرات اشک مادر همت جست و جو کرد. همت حاضر بود در پوتین بچه بسیجی ها آب بخورد و بعضی ها حاضرند در نعلین شیخ بی سواد. چه تناسبی است میان همت و بعضی ها؟ خانواده همت یعنی مادر همت. کوسه ها عروس دریایی را خریده اند. کسی که با لجن با جلبک عهد می بندد، دیگر عروس دریایی نیست.
همسر شهید یعنی همسر صیاد. بر باد بدهد کسی آن مقدس یاد را، دیگر همسر شهید نیست. مگر نه این است که سر با سر نسبتی باید داشته باشد و پسر با پدر؟ بعضی ها که در سر سودای شب پرستی می پرورانند و با خفاش، هم نشینی می کنند و با ظلمت، شب نشینی، چه نسبتی دارند با سر جدای از بدن سردار خیبر؟
پسر همت و دختر باکری به آن جوانانی می گویند که عمل کردند به وصیت نامه این شهدای عزیز ودر همین فتنه ای که گذشت اطاعت محض کردند از ولایت فقیه. نسل همت را باید در حماسه ? دی جست و جو کرد. ما خون همت را به خون فروشان همت نمی فروشیم.
مزار همت در شهرضای چشمان مادر همت است. محمدابراهیم را این مادر، بزرگ کرد که همت شد. نحوه تربیت بعضی ها به او ربطی ندارد. باید دید چه کسانی بزرگ شان کرده. می دانم؛ قبلا در “نه ده” قول داده بودم وارد این خط قرمز نشوم و به حرمت هم دردی، هم فخری، به احترام اینکه من هم از خانواده شهدا هستم، هر آنکه نام همت را یدک می کشد حرمت بگذارم برایش اما چه کنم که دیگر “همت”ی نمی بینم روی بعضی اسامی. به شناسنامه که نیست. به مرامنامه است.
شناسنامه مرا پاره کنند، باز هم پدرم بابااکبر است. من مداح ماهم، نه آویزان از آستین کروبی. این هم از تلخی های جنگ ماست ای خواهر، ای برادر. ? ماه نبرد مقدس ما، طرف حسابمان بعثی ها نبودند، بعضی ها بودند. ما به هر خاری که از گل نازک تر گفتیم، فرو رفت در چشم خود ما. چه زمخت است این جنگ نرم. تحمیلی تر از جنگ تحمیلی، جنگ ماست که به همین راحتی نمی شود تحلیلش کرد. چه اراده ای می خواهد این جنگ اراده ها. علی باشی و با طلحه بجنگی. عمار باشی و با زبیر. قرآن ناطق باشی و با قرآن. با محمد باشی و با مدعیان خط پیامبر بجنگی.
حمزه در احد خون داد و همت در خیبر و حمید باکری در هور و مهدی باکری در بدر و اما علی و عمار در جمل و نهروان فقط خون دل خوردند. از یک سو دلت برای طلحه می سوزد و از سویی دیگر صد البته دلت برای اسلام می سوزد. جنگ اراده ها، از جنس پولاد، اراده می خواهد و الا گیج خواهی زد و الا حرف مفت خواهی زد؛ اینکه سیف الاسلام بود. اینکه با پیامبر عکس داشت. اینکه روی پیشانی اش پینه بسته. اینکه آدم خوبی بود. اینکه کلا به شما که عرض می کنم؛ نماینده امام بود در بنیاد شهید. اینکه نخست وزیر ایام جنگ بود و در شطرنج دیپلماسی، هم کار رخ را می کرد و هم کار فیل. اینکه در بنیاد باران از دماغ فیل گفت و گوی تمدن ها پایین افتاده.
اینکه هنوز پشت سر علی نماز می خواند. اینکه از ? سال دفاع مقدس، ? سالش را فرمانده بوده. اینکه قبل از جنگ در جبهه داشت قالی می بافت. اینکه ریش دارد. اینکه سید است. اینکه آنقدرها هم آدم بدی نیست. این یکی را نگو که اصلا امام در به ثمر رسیدن انقلاب و عبور از بحران، گاهی به ایشان کمک می کرد. اینکه فرزند مطهری است. اینکه با بهشتی نسبتی دارد. اینکه خواب می بیند. اینکه عکس دارد. اینکه عمامه دارد. اینکه دکمه یقه اش را تا آخر می بندد. اینکه دفتردار است. اینکه صاحب چند کتاب بوده. اینکه هر روز بدون واسطه ماه، احوال پرسی می کند با خورشید.
اینکه در میان ابر و باد و مه و خورشید و فلک، اگر پرسه در مِه می زند، خب گاهی هم دم از ماه می زند. این به آن در! اینکه نه که در نیاوران اغذیه فروشی ها خیلی گران حساب می کنند، آخی! بمیرم الهی؛ رفته بود در خیابان انقلاب، ساندویچ ارزان قیمت بخورد. اینکه رفته لندن تا با همکاری آبراموویچ شعبه دانشگاه آزاد باشگاه چلسی را افتتاح کند.
اینکه رفته پاریس تا به همراه مادرش گل بخرد از فرودگاه مارشال دوگل. الحمدلله ظاهرا حال همه خوب است. حالا یک فتنه ای شد. تمام شد و رفت. وانگهی؛ شتر دیدی، ندیدی. این ضرب المثل شتر جنگ جمل را استثنا نکرده. کم هم نمی آوریم اصلا. تیز بازی در می آوریم.
لازم شد حتی به نام ماه، ستاره ها را می کوبیم و به نام علی، عمار را و به نام سید علی، بسیجیانش را. خواب می بینیم و کسی هم حرفی به ما زد، می گوییم؛ رهبر گفت؛ جذب حداکثری! تنگه احد را به تونل توحید می فروشیم و اگر کسی اعتراض کرد، می گوییم؛ آقا گفت: وحدت! برنامه “دیروز، امروز، فردا” را می بندیم و اگر صدایی به نشانه انتقاد بلند شد، می گوییم؛ رهبر گفت: بصیرت! به هدیه تهرانی و گلزار و کوفت و زهرمار وقت ملاقات می دهیم و اگر کسی چیزی گفت، می گوییم؛ آقا گفت: دفع حداقلی. العربیه را خیال می کنیم به خلیج برمی گردد و اگر حسین قدیانی به مجتهد جامع التجاوز، شیخ بی سواد گفت، می گوییم؛ آقا گفته به احدی ظلم نکنید!
خلاصه در یک کلام؛ دکترا می گیریم در بصیرت ولی از دانشگاه هاوایی. سر کیسه را هم اگر لازم شد شل می کنیم و چند تایی نویسنده را، چند تایی وبلاگ نویس را، چند تایی ستاره را، چند تایی پروانه را که حراج کرده اند شرف شان را، به قیمتی ارزان، شاید ? زار می خریم و به ایشان دستور می دهیم ذغال فروشی کنند. سران فتنه را خواص بی بصیرت را آمریکا و اسرائیل را بی خیال شود و فقط گیر بدهد به بچه بسیجی ها. به همین بچه بسیجی های فضای سایبر. که مثلا چرا وقتی “دوئل” وارد وبلاگ “اندیشه روشن” می شود، قبلش “یاالله” نمی گوید! که چرا “تلخندک” اندازه یک ذوزنقه قطام هم برای استوانه نظام احترام نگه نمی دارد! که چرا وحید اشتری تند می رود در وبلاگش! که چرا “بیانچه” که نه سر پیاز است و نه ته پیاز، تربچه می کارد در باغ پسته! که چرا شماره نمایندگان مجلس را فلان وبلاگ نویس با جگر، برداشت و نوشت در وبلاگش! که چرا به من یک لاقبای پاپتی، عده ای می گویند؛ داداش حسین! خواهرم، برادرم! این حرف مرا که الان می خواهم بزنم با دقت گوش دهید؛
من ترجیح می دهم آشوبگر عاشورا باشم اما شرفم را به قیمتی که بعضی ها برایم تعیین می کنند، نفروشم. خواهرم، برادرم! بگذار واضح تر بگویم؛ من ترجیح می دهم آشوبگر عاشورا باشم اما مثل برخی ها به صورت تی تیش مامانی، بسیجی نباشم. آشوبگر عاشورا ممکن است روزی حر شود اما می برد آبروی بسیج و بسیجی را کسی که بصیرت را بی غیرتی و سکوت ترجمه می کند. آشوبگر عاشورا آبروی جنبش سبز را می برد و به فرقه مبدل می کند فتنه را اما بسیجی ای که جگر مبارزه ندارد، آبروی حاج احمد متوسلیان را می برد. بسیجی را به جگرش می شناسند. نازک نارنجی ها لطف کنند از بسیج بیرون بروند. کسی که جگر ندارد به خاتمی منافق بگوید، بسیجی نیست. بسیجی باادب خوب است اما دشمن را ندیدن و دوست را کوبیدن و پول گرفتن از خواص بی بصیرت از دفتردار گرفته تا شهردار برای کوبیدن امثال من که کم سوترین ستاره ? ماه نبرد مقدس سایبری شما عزیزان بوده ام، اسمش باادبی نیست. اسمش بی ادبی هم نیست. فروختن وجدان خویش به چند برگه معدود اسکناس است.
بی اراده های جنگ اراده ها هم خوب خودشان را لو دادند. ما اسیر جنگ روانی دشمن نشدیم. اسیر جنگ روانی دوست هم نمی شویم. هر کس هر چه می خواهد بگوید؛ من با قرائت فرمانده پدرم حاج احمد متوسلیان بسیجی ام. طرف، رئیس جمهور مملکت بود. حاج احمد می گفت؛ هلی کوپترش زمین بنشیند، می زنم. کسی که جگر حاج احمد را ندارد، غلط کرده خودش را بسیجی می داند. از نظر من خاتمی منافق است؛ برای این ملعون صفت دیگری به کار ببری، عین بی ادبی است. من نویسنده تندروترین باتوم به دست های این مملکتم؛ ریش توپی ها. کوچه فلافلی ها. دانیال های میدان شوش. شورشی ها. موتور هزاری ها. موتور قراضه ای ها. کسانی که جگرشان از هیبت و شکوه ماشین های ضد شورش نیروی انتظامی با هیبت تر و با شکوه تر است. من منشی این عزیزانم. تا وقتی از نظر این دوستان، خاتمی منافق و ملعون است، من هم همین را می نویسم. مامورم و معذور. قول داده ام فقط نویسنده این جماعت باشم. قلم من ارگان باتوم به دست هاست. بر سر آن ادبی بخورد که بخواهد به شمر جواب سلام بدهد. باب الادب ما عباس بود که پاره کرد آن امان نامه را.
خواهرم، برادرم! این است دغدغه امروز ما در جنگ اراده ها. این سخنان را فقط در میان شما باید زد. لطفا گیج نزنید و همه ما و اول خودم لطف کنم و گیج نزنم. چند شهید در همین بهشت زهرای تهران آرمیده اند؟ کدام شهید برای رفتن به جبهه، به جماران رفت و از امام اجازه گرفت؟ آیا وزوایی و ورامینی برای بالا رفتن از دیوار سفارت شیطان بزرگ از امام اجازه گرفتند؟ آیا همت از امام اجازه گرفت که خونش با حسین پیمان ریختن بست و سرش با سیدالشهدا پیمان باختن؟ ناگزیرم از بیان این سخنان نزد شما. اطاعت از ماه را کسی نمی خواهد به ستاره های آسمان بیاموزد. آقا امر کند دست سران فتنه را ببوسید ما همین کار را خواهیم کرد. این اوج ولایت پذیری ماست اما من به قرائت آقای ساکت، ولایت مداری را عین ولایت نداری می دانم. من به قرائت همین شهدای قطعه ?? ولایت مدارم. من به خط می زنم به خطر و تا الان زیاد کلماتم را در جنگ نرم به در خانه معاویه های امروز رسانده ام اما علی به من نگفته برگرد. ولایت مداری با خاله بازی فرق می کند. ما به امر آقا، همه مان و من قبل از همه شما، افسر جنگ نرمیم. این می شود اطاعت از امر مولا. پدران مان هم به امر امام رفتند و جنگیدند اما اگر شهدای آرمیده در این مکان مقدس، برای هر تیری که از تفنگ خود شلیک کردند، از خمینی اجازه گرفتند، من و شما هم باید برای هر کلمه نوشته های مان، برای هر طرحی که می زنیم، زنگ بزنیم بیت رهبری و از آقا اجازه بگیریم!! چند علامت تعجب انتهای این جمله، بهت این روزهای مرا نشان می دهد؟! مالک خودش را به در خیمه معاویه رساند و چون علی به او گفت؛ برگرد، برگشت ولی اگر خوارج بر بلاهت خود نام بصیرت نگذاشته بودند و اگر قرآن کاغذی را به رخ قرآن ناطق نمی کشاندند، علی کی و کجا به مالک دستور عقب نشینی می داد؟!
وزوایی اگر از دیوار سفارت بالا نمی رفت، کجا امام از انقلابی مهمتر از انقلاب بهمن ?? سخن می گفت؟! اگر رزمندگان مظلوم ما در کانال کمیل فکه با لب تشنه به شهادت نمی رسیدند، امام کی و کجا آروزی بوسه بر دست و بازوی بسیجیان می کرد؟! اگر ما ? دی را نمی آفریدیم، آقا کی و کجا از این روز دقیقا مثل روز ?? بهمن و به همان میزان یاد می کرد؟! ما مگر قبل از ? دی از ایشان اجازه گرفتیم؟! کدام پروانه برای سوختن از کدام شمع اجازه گرفته است؟! به این اجازه گرفتن ها نه باادبی می گویند و نه ولایت پذیری. فقط می گویند؛ خاله بازی. اجازه آقا معلم، اجازه خانم معلم، مال دوران ابتدایی ما ستاره های حضرت ماه بود. ما بزرگ شده ایم الان و لااقل در خون دادن و خون دل خوردن، اگر نه به درجه اجتهاد، لااقل به درجه اشتهاد رسیده ایم. آوینی در این پهن دشت حدوث اهل شهود، مرد اشتهاد بود و به فکه رفت، در حالی که جنگ تمام شده بود اما مبارزه ادامه داشت و به درجه رفیع شهادت هم رسید. آوینی برای رفتن به فکه از آقا اجازه نگرفته بود ولی رهبر به ایشان بعد از شهادت شان لقب “سید شهیدان اهل قلم” داد. آقا به شما خواهران محترمه و برادران عزیز مگر نگفت؛ افسران جنگ نرم؟ برای کدام طرحی که زدید و برای کدام نقشی که کشیدید و برای کدام متنی که نوشتید اجازه گرفتید از آقا؟!
یک بار وقتی آقا به ما گفته بسیجی، یعنی به ما هم اجازه خون دادن داده اند و هم اجازه خون دل خوردن. آن بی اجازه حرکت کردنی مذموم است که خارج از شعاع حرکت ماه باشد. آن تندروی ای قابل سرزنش است که ستاره خارج از مدار ماه بگردد. من و شما کی و کجا از مدار نور بیرون رفته ایم؟ با یک خط نوشته غلط و یا با یک طرح خطا، هیچ افسر جنگ نرمی از مدار ولایت فقیه خارج نمی شود. مگر همه تیرهایی که این شهدای عزیز زدند، همه به هدف خورد؟ خواهرم، برادرم! دکترا گرفتن در بصیرت خوب است اما نه از دانشگاه هاوایی. اراده تان را می خواهند سران فتنه، خواص بی بصیرت و یک مشت نفوذی، در این “جنگ اراده ها” سست کنند. مراقب باشید و مراقب باشیم. اجازه ندهید به اسم ماه، شما ستاره ها را بکوبند. شما را فقط باید به اسم شب پرستی بکوبند. هر کس که به اسم شمع، می خواهد قلب پروانه را، دل مهربان شما را، سینه مملو از مهر ولایت شما را بکوبد، جاسوس دشمن است. شک نکنید. به راه تان به این راه مقدس تان شک نکنید. همان که همت گفت؛ با عشق جلو بیایید. نترسید از مختصات عجیب و غریب جنگ در این زمان و از این سیل زخم زبان. جوخه ها را هدف بگیرید. جوجه ها خود خواهند مرد. اجازه ندهید برای هر پروانه ای که گرد شمع می گردد، یک حرف دربیاورند. باید تعصب داشته باشیم به راهمان و غیرت داشته باشیم به همراهانمان. این به من و شما ربطی ندارد که دشمن ما شناسنامه اش ایرانی است. نترسید از تهمت برادرکشی. برادران شما حسین غلام کبیری و امیر ذوالعلی را کشتند؛ نترسید از تهمت برادرکشی. قرار نیست هم برادران مان را بکشند و هم ما بترسیم از تهمت برادرکشی.
مگر کسانی که سر از پیکر مقدس سیدالشهداء بریدند، با او از یک قوم و قبیله و عشیره نبودند؟ آن زمان که آمریکا و اسرائیل نبود! از تهمت نترسید. از یاس و از نومیدی بترسید. از این بترسید که شبهه ها در شما اثر کند و گمان کنید راه را راه ماه را اشتباه آمده اید. از این بترسید. به شما ربطی ندارد که دشمن تان بعثی ها هستند یا بعضی ها. ولله بعضی ها پست ترند از بعثی ها. خاتمی از وفیق السامرایی پست تر است. شک نکنید. منافق از کافر پست تر است. یک لحظه به این فکر کنید که فتنه گران در جنگ نرم موفق می شدند؛ آن وقت چه می شد؟ نمی بینید این کینه ها را؟ نمی بینید این بغض ها را؟ نمی بینید این خواب ها را؟ دل تان برای صف اول نماز آقا نسوزد. دل بسوزانید برای خود آقا. دل بسوزانید برای شهدای این ? ماه دفاع مقدس. غلام کبیری از همت و باکری واقعی تر بسیجی است. همت و باکری عمدتا با بعثی ها می جنگیدند و ما فقط با بعضی ها.
صد رحمت به برادران یوسف. اینجا عده ای معتقدند؛ یوسف گرگ را خورده. اینجا جنگ خون نیست. جنگ خون دل است. کوتاه بیایید، پیراهن گرگ را با فتوشاپ خونی می کنند و گزارش این لباس را به یعقوب می دهند. برادران شهید ما، پدران شهید ما برادران تنی ما بوده اند. بعضی ها ناتنی اند با ما. صد رحمت به برادران یوسف. به سران فتنه رو بدهی، خواب می بینند؛ یوسف گرگ را خورده و قحطی می آید در این سرزمین، پس از هدفمند سازی فتنه. باید هوشیار باشیم. به سران فتنه رو بدهی، به بنیاد شهید فشار می آورند که برای نداآقا سلطان هم کارت بنیاد شهید صادر کنند. کوتاه نیایید از راه ماه. در بصیرت دکترا بگیرید اما از دانشگاه جنگ. بصیرت را جز شهادت معنی نکنید. می دانید شنی تانک با بدن دانشجوی شهید حسین علم الهدی چه کرد؟ می دانید در کربلای ? بارش گلوله به حدی بود که نزول فرشته غریب می نمود؟ می دانید چند شهید همین بهشت زهرا با لب تشنه به شهادت رسیدند؟ می دانید ما دقیقا چند مادر شهید داریم که نمی دانند مزار فرزندشان کجاست؟ می دانید ما چند شهید گمنام داریم؟
می دانید هر روز که می گذرد، یک روز به روزشماری ایام یتیمی چند فرزند شهید اضافه می شود؟ می دانید مادر بودن و ? فرزند شهید تقدیم راه اسلام کردن یعنی چه؟ می دانید مادر ? شهید، مادر شهیدان جنیدی بودن یعنی چه؟ می دانید وقتی هنوز سالگرد شهادت یکی از پسرانت سر نرسیده، آن یکی هم خبر شهادتش می آید ولی بدنش نمی آید یعنی چه؟ تا به حال چند بار در همین بهشت زهرا پای درد دل یکی از این مادران شهدا نشسته اید؟ ویلچر چند جانباز قطع نخاعی را ولو برای دقایقی حرکت داده اید؟ خواهرم، برادرم! آسان ستاره نشده ایم در این آستان. آسمان ماه بارانی است. مناسبتی نمی بندد چفیه اش را.
برای ماه هر روز کل یوم عاشوراست. نقل بغض فطر نیست. آن فقط چند قطره اشک بود. از دل مهتاب از آه ماه، فقط حضرت خورشید خبر دارد. خار در اشک و استخوان در بغض، بیاییم دعای فرج بخوانیم؛ شاید خبری در راه نباشد. مردی در راه باشد. این روزها نگاه ماه، خبر از نزدیکی سحر می دهد. به زودی لاله باز بوی گل می گیرد. هر چند که شاید آن روز مادرش نباشد، لیک با پرستو خواهد آمد بهار. خواهد آمد بهار. شاهد با شهید می آید. خواهرم، برادرم! اهل استشهاد باش.


 

رقابت 15 ماهه گفتمان خاتمی و موسوی
دوئل اصلاح‌طلبان و فرقه سبز آشکار می‌شود

هرچند محمد خاتمی که انتظار داشت موسوی راه او را برود و بر ادامه اصلاح‌طلبی در انتخابات تکیه کند،

روزگاری که خاتمی با سخاوت تمام ردای کاندیداتوری ریاست‌جمهوری خود را به موسوی بخشید و خود تمام‌قد پشت او ایستاد و در نهان و آشکار نقش «شیپورچی» او را ایفا کرد تا پس از 20 سال این چهره غارنشین سیاسی در میان هواداران اصلاحات جا بیفتد و هم اینکه دیگر کاندیدای این جبهه یعنی مهدی کروبی (که ساز خود را می‌زند و کمتر به ساز خاتمی و سایر اصلاح‌طلبان کوک می‌شود)، انزوای بیشتری یابد، شاید فکر نمی‌کرد سه چهار ماه بعد و در حوادث پس از انتخابات، موسوی و حلقه مشاورانش با خلق فرقه جدیدی به نام «جنبش سبز» به اصلاحات پشت کرده و در وسط معرکه میدان داری کنند.

جنبش بی‌سری که تبدیل به دین شد

هر روزی که از فردای 22 خرداد پشت سر گذاشته شد، اوج زاویه جنبش سبز بیشتر هویدا شد. اگرچه در روزهای اولیه آغاز این حرکت که هفته‌های منتهی به انتخابات بود، برخی هواداران این جریان رنگ سبز این جنبش را نماد سیادت می‌دانستند و نوعی تقدس برای آن قائل بودند، با ریزش هواداران به‌دلیل حرکت‌های ساختارشکنانه و خود را رو در روی نظام قراردادن، این جنبش به‌تدریج هویت واقعی خود را آشکار می‌ساخت و حرکات رادیکال آن شدیدتر می‌شد. رفتارهای مضحک این قوم در نماز جمعه 29 تیر به امامت هاشمی رفسنجانی، شعارهای «صهیونیسم‌پسند» آنان در روز «قدس» که نماد صهیونیسم ستیزی است و روزه‌خواری علنی، شعارهای انحرافی آنان در روز ملی استکبارستیزی در راستای همصدایی با غرب و بالاخره سوت و کف‌های آنان در روز عاشورا که تداعی‌گر لشکریان عمرسعد برای مردم دینمدار ایران بود، باعث شد این جنبش در میان توده‌های مردم در ردیف گروهک‌های انحرافی اول انقلاب همانند مجاهدین خلق، فدائیان خلق، فرقان و سایر گروهک‌های معاند نظام جلوه‌گر شود. این تعارض ذاتی و رفتاری بدنه جنبش با جامعه ایرانی باعث شد اتاق فکر این جریان که یک سر آن در تهران و سر دیگر آن در لندن و امریکا بود، درصدد تئوری‌سازی برای موجه جلوه دادن رفتارهای پارادوکسی برآید و آنجا بود که تئوری «دین سبز» اختراع شد؛ دینی که به قول طراحانش «غیر دیندارها را حذف نمی‌کرد و تفکری والا‌تر از تحمل مخالف خاتمی را مطرح می‌کرد؛ دینی که «حق را برای دیندار و بی‌دین ملحد و مارکسیست قائل بود» و پیروان آن از دیندار گرفته تا ملحد و همجنس باز و لائیک را شامل می‌شد.

از طرفی ضدانقلاب فراری به همراه اپوزیسیون خارج شده از نظام که می‌دیدند فرقه‌ای پیدا شده که با کلیت نظام زاویه دارد نه با اشخاص و جریان راست و چپ، با ذوق‌زدگی غزل‌ها در وصف این جنبش بی‌سر و‌ته سرودند که «این جنبش یک حرکت ملی است» و «راه بی‌بازگشت ملت ایران است» که حاکمیت یا باید خواسته‌های آنان را بپذیرد یا اینکه این جنبش با هواداران بی‌شمار خود حکومت را مجبور به پذیرش خواسته‌هایش خواهد کرد.

خاتمی راه خود را جدا کرد

هرچند محمد خاتمی که انتظار داشت موسوی راه او را برود و بر ادامه اصلاح‌طلبی در انتخابات تکیه کند، با مشاهده وضعیت رفتاری جنبش سبز هیچگاه نامی از این جنبش در سخنرانی‌ها و بیانیه‌های خود نبرد و همیشه بر احیای اصلاح‌طلبی تکیه می‌کرد تا شاید بتواند این کشتی به گل نشسته توسط موسوی را به ساحل برساند و از سقوط کامل آن جلوگیری کند، با دیدن موج اعتراضات میلیونی و بی‌نظیر مردم در 9 دی و 22 اسفند، اختلاف نظر خود با این گروه و رهبرشان یعنی موسوی را علنی ساخت. هر چند سعی می‌کرد به‌خاطر حفظ پرستیژ خود در میان حامیان موسوی این انتقادات را در لفافه بگوید اما دیگر کسی از او «مهندس موسوی عزیز» را نشنید. خاتمی اگرچه در برخی مواضع با امثال موسوی و کروبی همراه شد و چشم بسته ادعاهای آنان را البته با بیانی سیاستمدارانه‌تر بیان ‌کرد اما معتقد است حرکت اعتراضی خود را باید در چارچوب نظام ادامه دهد و میان خود و ضدانقلاب تابلودار فاصله ایجاد کند.

تسری نگاه خاتمی به سایر اصلاح‌طلبان

هرچند بازیگران فتنه و در رأس آنان مرد خاکستری اصلاحات سعی می‌کردند تا هرگونه اختلاف میان خاتمی و موسوی را برای ادامه حرکت فتنه با دادن پیغام و برگزاری جلسات مشترک رفع کنند و در بیانیه‌ها و اطلاعیه‌های جبهه اصلاحات هرگونه اختلاف میان رهبران خود را تکذیب کنند اما با ادامه رفتار خارج از مدار نظام موسوی، رده دوم اصلاح‌طلبان که همگی آنان در صف حامیان موسوی قرار گرفته بودند، در دوراهی برزخ گونه‌ای گیر افتادند که یک‌سوی آن ادامه حمایت از موسوی و در عوض حذف کامل از صحنه سیاست نظام و سوی دیگر آن برائت از رفتار ساختارشکنانه وی و کروبی و در عوض باقی ماندن در ساحت بازیگری سیاسی بود. این بود که تیزهوشان آنان پیشقدم شده و راه دوم را برگزیدند و به دنبال آنها بقیه نیز به آنان پیوستند. بشنوید سخنان روز گذشته کواکبیان، دبیرکل حزب مردم‌سالاری را که حزب او جزو اولین طرفداران موسوی بود و حتی آن هنگام که همزمان خاتمی و موسوی هر دو در حال تبلیغات بودند، برخلاف اکثریت اصلاح‌طلبان میرحسین را تبلیغ می‌کرد و روزنامه‌اش به یکی از ستادهای وی تبدیل شده بود. کواکبیان دیروز تصریح کرد:«اصلاح‌طلب کسی است که اولین باورش، اعتقاد به نظام است و اگر کسی نظام جمهوری اسلامی را قبول نداشته باشد باید در اصلاح‌طلبی وی شک کرد، حال با هر اسم دیگری که می‌خواهد برای خود مطرح کند؛ جنبش سبز باشد یا جنبش قرمز.»

پایان تلخ یک جریان بی‌هدف‌ آشکار شدن اختلافات و علنی ساختن انتقادات از حرکت‌های موسوی و جنبش سبز در بدنه اصلاح‌طلبان کم کم اپوزیسیون و رسانه‌های غربی را نیز از حمایت این گروه ناامید کرده و فضای یأس‌آلودی بر این جریان حاکم است به گونه‌ای که مخاطب روزانه سایت جرس به عنوان مهم‌ترین سایت حامی این جریان از 1200 نفر فراتر نمی‌رود. هر چند امثال اوباما، هیلاری و صهیونیست‌ها سعی دارند با دادن وعده و وعید این فرقه را سرپا نگه‌دارند و با اعلام حمایت عملی سعی دارند به آنان روحیه پمپاژ کنند، اما حتی شخصی همانند اکبر گنجی که دشمنی آنان با نظام نیاز به دلیل و برهان ندارد، معتقد است:«رویدادهای ماه‌های اخیر، جریان سبز را به بایگانی تاریخ ایران فرستاد.»


 

فیلم‌هایی که بی هیچ کنترلی وارد می‌شوند

هجوم نرم در کف پیاده‌روها

شبیخون فرهنگی دیر‌زمانی است به طور ملموس در کنار ما نجوا می‌کند بدون آنکه ککمان بگزد و کمی به خود بیاییم که امروز جوانان ما با چه معضل اساسی رو‌به‌رو هستند.
کافی است سری به خیابان‌های تهران و دیگر شهرهای کشور بزنید تا ببینید جوان و میانسال در یک کارتن کوچک برای خود به دنبال یافتن نان هستند؛ نانی که به قیمت حراج داشته‌های فرهنگی است.
شاید با خود بگویید که دنبال نان رفتن که جای تقبیح و اما و اگر ندارد. اما این نان، نان دیگری است که مزد آن تنها از راه مسموم کردن ذهن مردمان ما به دست می‌آید.
فروش فیلم‌های روز دنیا بدون سانسور و با زیر‌نویس فارسی گزینه‌ای است که بی پروا در حال گسترش است و تاکنون هیچ نهاد مسئولی جز نطق چند دقیقه‌ای و خط و نشان کشیدن‌های بی فایده برنامه‌ای برای حذف آن تدوین نکرده‌اند و همچنان نظاره‌گر توسعه روز‌افزون آن باقی مانده‌اند.
به جرئت می‌توان گفت بساط فیلم‌های روز دنیا که امروز بدون مجوز در کنار خیابان فروخته می‌شود بسیار داغتر از آن چیزی است که تهیه‌کنندگان و کارگردانان ایرانی به دنبال یافتن آن در گیشه‌ها هستند.
به هر حال فروش بی‌مهابای پر فروش‌ترین فیلم‌های روز دنیا با فاصله 24 ساعت از اکران در کشور مبدا چیزی نیست که بتوان از روی آن به سادگی گذشت یا اینکه بگوییم همگان همه چیز می‌بینند پس بگذاریم از این هم بی‌نصیب نمانند. شاید اگر کمی دیرتر به خود بیاییم ببینیم فیلم‌هایی که امروز فرزندان به طور پنهان از چشم پدر و مادر به نظاره آن می‌نشینند در جمع خانواده به نمایش گذاشته شود و هیچ کس از این موضوع خم به ابرو نیاورد.


هجمه به ساختار فرهنگی کشور

در حالی که دشمن با جنگ نرم در ابعاد مختلف ساختار فرهنگی کشور را مورد هجمه سنگین قرار داده این بار از طریق استفاده از ابزار تکنولوژی به دنبال یافتن خواسته‌های خود است. خواسته‌ای که مهمترین هدفش پوچ نمودن جوانان و خارج کردن آنان از اصل و ورودشان به فرع است. کافی است کمی در خیابان‌های پرتردد شهر قدم بردارید تا به وضوح فروش سی‌دی‌هایی که از طرحشان می‌توان میزان تحریک‌آمیز بودن یا به عبارت بهتر منافی آداب عمومی بودن است را تشخیص دهید.

درام، تخیلی، ترسناک، اکشن، کمدی و به عبارتی تمام ژانرهای سینمایی در یک جعبه موز کوچک چشم انتظار شماست تا اینکه به سراغشان بروید و بازار پر سود سی‌دی فروشی در بر خیابان را داغ‌تر کنید. سی‌دی‌فروشان خیابانی تنها به صرف فروش یک سی‌دی وقت گرانمایه را صرف خیابان‌های دود گرفته شهر نمی‌کنند بلکه نقش اصلی در جذب سفارش را بر‌عهده دارند به نحوی که شما می‌توانید سفارش فیلم بدهید تا در روز مورد توافقتان کار را تحویل گرفته و برای خود کیفی کوک نمایید. اما چرا سی‌دی‌فروش‌ها دست به پخش چنین فیلم‌هایی می‌زنند؟ حرف بیشتر آنها اغلب یکی است. یکی می‌گوید بیکارم، دیگری می‌گوید خرج زن و بچه‌ام از این راه تأمین می‌شود، دیگری از بازار پر سود می‌گوید و ...

به عبارتی همه می‌نالند تا شاید کمتر گیر کسی سه پیچ شود و بخواهد از آنها باز‌خواست نماید که چرا از این طریق نان در می‌آورید.

یک جست‌و‌جوی چند دقیقه‌ای در مورد این موضوع در اینترنت هم می‌تواند شما را به تکرار مکررات آنها برساند پس نیازی به زحمت دادن نیست تا با یکی از آنها همکلام شد و چرایی ماجرا را از زبان خودشان شنید. اما همین جست‌وجوی کوتاه نیز این مهم را به اثبات می‌رساند که تا کنون رسانه‌های جمعی نسبت به این موضوع با چراغ خاموش حرکت کرده‌اند و حرف چندانی برای گفتن در این زمینه نداشته یا نخواسته‌اند که داشته باشند.

این فیلم‌ها از کجا می‌آیند

بسیاری از افراد بر این باورند که می‌توان فیلم‌های روز دنیا را از طریق اینترنت دانلود و در اختیار دیگران قرار داد این در حالی است که بر اساس حقوق مولفین و مصنفین در کشورهای اروپایی و امریکایی با متخلفینی که حق رایت را رعایت نمی‌کنند به شدت برخورد می‌شود. همین زمینه قانونی تا جایی کارایی دارد که به جرئت می‌توان گفت دست‌های پنهانی برای ورود فیلم‌های روز و مستهجن در کار است چرا که به همین سادگی‌ها نمی‌توان فیلم روز را از اینترنت گرفت و به دیگران ارائه کرد. یکی از عمده‌فروشان سابق این دست از فیلم‌ها که مرکز فعالیتش در منطقه نظام‌آباد تهران بود می‌گوید: «یکی از مبادی اصلی ورود فیلم برای ما استفاده از کادر پروازی کشور است. با برخی از مهماندارها و خلبانان ارتباط می‌گیریم و از آنها تقاضا می‌کنیم که در هر پرواز چند فیلم روز را برای ما بیاورند.»

وی می‌افزاید: «معمولاً بعد از هر پرواز 12 تا 15 فیلم به ما می‌رسد که این می‌تواند در طول هفته بازار داغی را برای ما به‌وجود بیاورد.»

این عمده‌فروش سابق فیلم‌های سانسور نشده بیان می‌دارد: «من چند وقتی هست که این کار را به طور کلی کنار گذاشته‌ام و دیگر به سراغ پخش و توزیع فیلم نمی‌روم.» وی که نمی‌خواهد نامش فاش شود می‌گوید: «از آنجایی که سد خاصی در برابر این کار وجود ندارد درآمد بالایی نصیب توزیع‌کنندگان می‌شود به طوری که هر روز باید لیست سفارش از عوامل دریافت کرده و اقدام به تهیه آنها نماید.»

وی سودآوری کار را در فروش فیلم‌های آرشیوی معرفی می‌کند و می‌گوید: «بسیاری از کهنه‌کارها هم اکنون تک فروشی می‌کنند. آنها هر دی‌وی‌دی را به قیمت 200 تومان می‌خرند و بعد از رایت فیلم را به قیمت هر دی‌وی‌دی 1500 تومان می‌فروشند. برای مثال بسیاری از مشتری‌ها حاضرند برای کل آرشیو یکی از کارگردانان مورد نظرشان مبلغی تا 100 هزار تومان پرداخت نمایند تا مجموعه فیلم‌هایشان کامل شود. بنابراین تکثیرکنند‌ه‌های آثار آرشیوی که عموماً فیلم‌های معروف سینمای جهان را ارائه می‌کنند مشتری‌هایشان را به صورت گروهی و فردی و در یک جامعه خاص پیدا می‌کنند.»

این توزیع کننده که سنش به تازگی رقم 27 را گذرانده در پایان می‌گوید: «این کار نانش حلال نیست. چند وقتی بود که پدرم مرا مورد شماتت قرار می‌داد که من به تو نان حلال داده‌ام پس چرا اینگونه به دنبال خراب کردن جوان‌های مردم رفته‌ای. هم اکنون حدود یک ماهی است که این کار را بوسیده‌ام و به دنبال حرفه اصلی خودم که مکانیکی است رفته‌ام.» بر اساس تحقیقات صورت گرفته در زمینه چرایی ورود فیلم‌های روز هالیوود با زیر‌نویس فارسی چندی پیش این نکته نمایان شد که شرکت‌هایی در کشور امارات متحده عربی با دستمایه صهیونیستی در حال فعالیت هستند تا با ارسال هاردهایی با ظرفیت چند ده ترابایت فضا را به سمت توزیع بی‌مانع فیلم‌های مستهجن سوق دهند. این پروژه که موفقیت خود را مرهون عدم اقدامات لازم از سوی مسئولان مربوطه بود ذهن‌ها را برای ورود شبکه‌ای به نام «فارسی‌وان» باز کرد تا تشنگی خاصی برای دیدن فیلم‌های بدون سانسور با دوبله فارسی پدید آید. شاید به جرأت بتوان گفت شبکه توزیع فیلم‌های روز دنیا به‌عنوان پدر‌خوانده این شبکه ایفای نقش نمود و همچنان فضا را برای اقدامات آتی در دست خود نگه داشته است.

چاپخانه‌های زیر زمینی

اما شبکه پیچیده ورود فیلم‌های خارجی علاوه بر‌ داشتن دست‌هایی برای توزیع این فیلم‌ها در داخل کشور چاپخانه‌هایی را که به صورت زیر‌زمینی فعالیت کرده و عمده کارشان چاپ عکس‌های خوانندگان لس‌آنجلسی است، شناسایی کرده و از طریق آنها لیبل‌ها را چاپ و توزیع می‌نمایند.

اما نکته قابل توجه در این زمینه فعالیت گسترده این دست از چاپخانه‌هاست که به علت فقدان نظارت مؤثر توانسته‌اند بازار مناسبی را در این بازار پر قیل و قال به دست آورند.

یکی از کارشناسان امور چاپ در این زمینه به «جوان» می‌گوید: «شناسایی واحدهایی که به صورت زیر‌زمینی مشغول به فعالیت هستند بسیار دشوار است ولی از آنجایی که شبکه‌های توزیع فیلم در همه جا نفوذ دارند این چاپخانه‌ها را به راحتی شناسایی کرده و با آنها فعالیت می‌کنند.» محسن رفیعی در ادامه با اشاره به اهمیت نقش وزارت ارشاد و نیروی انتظامی در شناسایی این دست از چاپخانه‌ها می‌افزاید: «متأسفانه وفاق خاصی در شناسایی این واحدها در بین نیروی انتظامی و وزارت ارشاد وجود ندارد وگرنه به راحتی می‌توان اینها را جمع‌آوری کرد و به نوعی بازار توزیع فیلم‌های غیر‌مجاز را قبضه نمود. هر چند که هیچ زمانی نمی‌توان با قدرت گفت که می‌توان به این مهم دست پیدا کرد و دیگر سر‌چشمه‌ای از فعالیت‌های غیر قانونی وجود نداشته باشد.»

فیلم‌هایی با زیرنویس فارسی

ویژگی مهم بسیاری از فیلم‌هایی که این روزها در سطحی گسترده تکثیر می‌شوند کیفیت و شکل عرضه آن است. امروزه دنیای نرم افزارهای ترجمه و امکانات آنلاین اینترنتی به گونه‌ای است که هر فیلم در مدت کوتاه چند ساعته به راحتی ترجمه می‌شود و به چند زبان و به صورت زیرنویس قابلیت عرضه پیدا می‌کند. در واقع موجی که از جریان ترجمه به صورت زیرنویس و تکثیر گسترده انواع فیلم‌ها روی لوح‌های فشرده ایجاد شده اگر چه در مواردی می‌تواند از محاسن پیشرفت فناوری و نرم افزارهای رایانه‌ای باشد، اما در مواردی بسیار هم با تهاجم گسترده فرهنگی ممکن است در صورت افراط و عدم نظارت به موجی منفی در مقابل بسته‌های فرهنگی جامعه تبدیل شود. متأسفانه مهم‌ترین آسیب این جریان نیز متوجه خانواده‌هاست. با وجود موج گسترده فروش لوح‌های فشرده فیلم و موسیقی و پویانمایی در پیاده روی خیابان‌ها، بخش مهار شده و قابل کنترل فروش فیلم‌ها در سطحی دیگر و در برخی مغاز‌ه‌ها نیز وجود دارد. در بسیاری از مغاز‌ه‌ها و مراکز فروش لوح‌های فشرده در کنار فروش گسترده نرم افزارها، فیلم‌های جدید خارجی با حذف برخی صحنه‌ها و با ترجمه و به صورت زیرنویس شده به فروش می‌رسند. هرچند در میان فیلم‌های مغازه‌ای هم می‌توان تعدادی از لوح‌های فشرده مخفی و پنهانی را گهگاه از زیر میزها سراغ گرفت.

تقلیل جایگاه خانواده

اما یکی از مهمترین تاثیرات ناشی از پخش و گسترش فیلم‌هایی که در آن بسیاری از اصول اخلاقی لحاظ نگردیده و امروز از بستر خیابان به دل خانواده نفوذ پیدا می‌نماید ایجاد ضعف دراساس و بنیان این مهمترین رکن جامعه انسانی است. در همین رابطه دکتر احمد شوکتی، جامعه‌شناس و رفتار شناس به «جوان» می‌گوید: ‌«باید جامعه را برای پذیرش و دریافت خوراک‌های فرهنگی قانونی، مناسب و مشروع، آماده و پرورش دهیم و در این ارتباط مهم‌ترین رویکرد و راهکار می‌تواند حمایت و پشتیبانی از سینما و تئاتر و حتی تلویزیون باشد.» وی می‌افزاید: «وقتی ما خوراک مناسب را برای جامعه فراهم نکرده‌ایم نا‌خواسته مردم به سمت استفاده از این دست از محصولات مخرب می‌روند که متأسفانه آنها چیزی جز سست کردن اساس خانواده را با خود به همراه نمی‌آورند.» شوکتی می‌گوید: «واقعیت این است که دنیای فیلم‌ها، برنامه‌ها و نرم افزارها، پویانمایی‌ها و بازی‌های رایانه‌ای بلای جان خانواد‌ه‌های امروز شده است و این موضوع به جامعه ایرانی و خانواد‌ه‌های ما محدود نیست و سایر کشورها هم سال‌هاست با آن درگیر هستند.» این جامعه شناس می‌گوید: «ابزار رسانه‌ای مثل فیلم تا‌کنون نتوانسته جمع و خانواده ایرانی را به صورت منفی تحت تأثیر قرار دهد. اما نباید غافل بود که همین رسانه به صورت تدریجی فرزندان را از جمع خانواد‌ه‌ها جدا کرده و آنها را وادار به فعالیتی فردی و پنهانی می‌کند که همین موضوع در دراز‌مدت می‌تواند، پایه‌های خانواده و به تبع آن بنیان سالم اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد.» وی می‌افزاید: «اما در نقطه مقابل حضور گروهی خانواده در سالن‌های تئاتر و سینماها می‌تواند به استحکام و فعالیت‌های گروهی در خانواده کمک کند و دیوار مستحکمی در برابر این دست از تهاجمات فرهنگی ایجاد نماید.»

برخورد پلیس

عدم وجود نظارت کافی از سوی نیروی انتظامی و محدود شدن برخورد با توزیع‌کنندگان سی‌دی‌های مستهجن در انظار عمومی به سازمان شهرداری شاید یکی از دلایل اصلی رشد روز افزون توزیع‌‌کنندگان باشد. در همین رابطه چندی پیش پلیس تهران بزرگ در یک اقدام ضربتی سه میلیون حلقه از انواع لوح‌های فشرده را معدوم کرد و 180 نفر افراد مرتبط با شبکه‌های توزیع را دستگیر نمود. سردار حسین ساجدی‌نیا، رئیس پلیس تهران بزرگ در توضیح این موضوع با اشاره به اجرای طرح برخورد با عرضه‌کنندگان لوح‌های فشرده غیرمجاز می‌گوید: «پس از درخواست نمایندگان مجلس از پلیس تهران در خصوص برخورد با افرادی که مرتکب جرائم اخلاقی می‌شوند، یکی از دغدغه‌های مردم، پخش لوح‌های فشرده غیراخلاقی و غیرمجاز در محله‌های مختلف بود که در این ارتباط مأموران پلیس امنیت با شناسایی 200 نقطه تهران موفق شدند در عملیاتی هماهنگ با همکاری سرپرست دادسرای ناحیه 21 و قضات این دادسراها 180 نفر از تهیه‌کنندگان و توزیع‌کنندگان این اقلام را شناسایی و دستگیر کنند». یقیناً جمع آوری 180 نفر از توزیع‌کنندگان شاید به صورت مقطعی بتواند هجمه سنگین فرهنگی را با وقفه‌ای کوتاه مدت رو به رو سازد اما درمجموع به علت مقطعی بودن اقدامات کار به جایی نخواهد رسید و بعد از خوابیدن آب‌ها از آسیاب باز روز از نو روزی از نو خواهد شد و فیلم‌هایی با عکس‌های هنرپیشه‌های هالیوودی به خیابان‌ها باز‌خواهد گشت.

و در پایان ...
تکثیر و پخش لوح‌های فشرده یکی از آسان‌ترین و پردرآمدترین را‌‌‌ه‌های کسب درآمد در ایران است و با از میان برداشته شدن نظارت‌ها و کنترل‌ها هر‌کسی با حداقل امکانات و با داشتن یک سیستم ساده برای تکثیر می‌تواند، درآمد خوبی برای خود دست و پا کند. بدین ترتیب بسیاری از پخش‌کنند‌‌ه‌های فیلم‌های خارجی فهرستی از فیلم‌های مورد علاقه مخاطبانشان را تهیه می‌کنند. جالب آنکه تقسیم کار و حوزه فعالیت این پخش‌کنند‌ه‌ها هم کم و بیش مشخص شده است؛ کسانی که فیلم‌های جدید سینمای جهان را می‌فروشند با آنهایی که در کار تکثیر و انتشار آثار آرشیوی هستند و کسانی که تنها به تکثیر فیلم‌های مبتذل می‌پردازند کاملاً متفاوت کار می‌کنند. البته بی‌گمان پیدا کردن این فروشندگان در کنار سینماها و جلو درهای اصلی پایانه‌ها کار چندان دشواری هم نیست. در میان سه گروه تکثیرکنندگان و فروشندگان فیلم‌های غیرمجاز که این روزها به راحتی در شهرهای بزرگ و به‌ویژه پایانه‌های مسافری شهرستان‌ها مشغول کار هستند، شاید خطرناک‌ترین و غیراخلاقی‌ترین محصولات توسط گروه دوم توزیع می‌شود که به طور مستقیم سلامت و اخلاق اجتماعی را هدف قرار داده‌اند. اگر هم قرار باشد با دسته‌ای از تکثیرکنندگان برخورد شود، بدون تردید گروه سوم شایسته برخوردی قاطع و کنترلی جدی هستند که متأسفانه هنوز شاهد حضور این دسته از افراد در خیابان‌های اصلی شهر به ویژه محدوده 100 متری ابتدای خیابان فردوسی و لاله زار هستیم. ناتوی فرهنگی بسیار ملموس است بدون آنکه مسئولان مربوطه بدان توجه ویژه داشته باشند و به خود بیایند که جنگ نرم در قالب جدید افکار جوانان این مرز و بوم را مورد هجمه قرار داده و برای رسیدن به موفقیت برنامه‌های بسیاری را در سر پرورانده است.

پيش بيني كيهان درباره 1929 و مهره نشان شده سيا درست بود 

مهره نشان شده آمريكا و رژيم صهيونيستي در فتنه سال 88، به تكرار طوطي وار مواضع تبليغاتي بيگانگان عليه جمهوري اسلامي پرداخت و در ماجراي صدور قطعنامه ضد ايراني 1929 شوراي امنيت، حق را به جانب قدرت هاي زورگوي خارجي داد.
ميرحسين موسوي در تبعيت كامل از موضع آمريكا و انگليس و رژيم صهيونيستي ادعا كرد سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران ماجراجويانه است و همين باعث صدور قطعنامه 1929 شده است. اين در حالي است كه شواهد و اسناد فراوان نشان مي دهد صدور اين قطعنامه- آن هم 2 روز قبل از سالگرد انتخابات رياست جمهوري- صرفاً در جهت حمايت و بازسازي روحي جريان فتنه و بازيگران آن بوده است. اخيراً هم باراك اوباما ضمن حمايت علني مجدد از فتنه سبز، چند مقام ايراني را به خاطر برخورد با اين پروژه شكست خورده آمريكايي-صهيونيستي در فهرست تحريم ها قرار داد.
در حالي كه خبرهاي كاملاً موثق از سردرگمي و آشفتگي روحي شديد موسوي حكايت مي كند، وي ضمن مصاحبه با سايت منسوب به خود- كلمه- تلاش كرد ضمن تكرار ادعاهاي رژيم هاي مستكبر عليه ايران، جمهوري اسلامي را «مقابل همه جهان»! معرفي كند و به فتنه گران روحيه بدهد. وي ايستادگي نظام بر سر حقوق قانوني ملت ايران در برخورداري از فناوري هسته اي را ماجراجويي خواند و گفت: چه كسي به شما اختيار داده با ماجراجويي و استبدادرأي، كشور را مقابل همه جهان قرار دهيد؟
وي با كتمان وضعيت آشفته فتنه گران با اطاعت از رهنمود مايكل لدين، مدعي برگزاري رفراندوم شد و گفت: رفراندوم برگزار كنيد ببينيد آيا مردم اين سياست هاي ويرانگر را قبول مي كنند يا نه؟
اين در حالي است كه انتخابات رياست جمهوري سال گذشته خود يك رفراندوم بزرگ بود و پس از آن هم ماجراي 9 دي و 22بهمن و سپس روز قدس پرشكوه امسال تكرار رفراندوم حمايت ملي از نظام اسلامي در برابر مستكبران به شمار مي رود در حالي كه مردم به دعوت فتنه گران در مقاطع مختلف اعتنايي نكردند.
موسوي آنگاه در نوعي حديث نفس كه به بيان وضعيت خود و اربابان آمريكايي و غربي اش نزديك تر است تا جمهوري اسلامي گفت: حضرات فكر مي كنند عرصه سياست داخلي و خارجي مثل سرگذرهاي كوچك محلات قديمي است كه با اشتلم و فحش و دعوا حريف را از ميدان بدر مي كردند. مشكل در اين است كه مقياسها اشتباه گرفته شده است و بين منافع بزرگ ملي و منافع حقيرانه شخصي و صحنه پيچيده بين المللي و جدالهاي كوچك سرمحله اي خلط شده است وگرنه با احتياط و تدبير بيشتر عمل مي شد.
اين عنصر متوهم، ضمن اهانت به ملت رشيد ايران، تجمعات باشكوه ملي در مقاطعي نظير 22بهمن، روز قدس و... را «تجمعاتي كه با حاضر غايب كردن ادارات و با تشويق و ترساندن و با هدايت احزاب و تشكل هاي پادگاني ترتيب داده مي شود» توصيف كرد و در توهمي عميق تر گفت: همين تكبيرهاي خودجوش روز دوشنبه آخر شهريور به تنهايي پاسخ آن همه تجمعات مهندسي شده را داد]!![
اين سخنان و ديگر اظهارات وي كه عيناً كپي شده از برخي دروغ بافي هاي شبكه هاي ماهواره اي و اينترنتي ضدانقلاب است، نشان مي دهد كه موسوي صرفاً از طريق همين شبكه ها مديريت مي شود و براي تنيدن تار توهم به اطراف خود به شدت به اين شبكه ها نيازمند است.
يادآور مي شود پيش از اين كيهان تصريح كرده بود كه صدور قطعنامه 1929 صرفاً جنبه جنگ رواني و نقش حمايتي از فتنه گراني چون موسوي دارد. كيهان همچنين پيش بيني كرده فتنه گران قافيه باخته- كه خود خواستار صدور قطعنامه بي خاصيت كذايي از سوي غرب شده اند- پس از انتشار قطعنامه، به مانور تبليغاتي براساس آن روي آورند و به اعتبار خصومت مستكبران، نظام را متهم كنند.


شادی فرقه بهائیت در پی هتک حرمت به قرآن

فرقه بهائیت باردیگر به مقدسات دینی توهین کردند.

در پی اقدام وقیحانه برخی اوباش امریکایی در اهانت به ساحت مقدس قرآن کریم ، تعدادی از بهاییان همدان از این موضوع ابراز خوشحالی و خرسندی نموده و به جشن و پایکوبی پرداختند.
گزارش«جوان آنلاین» حاکی است در شب 21 ماه مبارک رمضان نیر حدود 30 نفر از بهائیان این شهر به صورت مختلط درمنزل یکی از اعضای خود اقدام به پایکوبی و شادی کرده بودند.

تاخت و تاز این خانواده پایانی ندارد

شنیده شده  خانم فائزه هاشمی(لاهوتی)  تحرکات جدیدی را در قالب نشست با" انجمن ها و ان جی او های" فمنیست آغاز نموده است ، و همان فتنه گریهای گذشته را به این صورت تبلیغ وترویج می کند .
اخبار درز کرده از این محافل نشان می دهد که ایشان نسبت به بزرگان نظام جمهوری اسلامی وبدفاع از پدرشان ، اهانت وهتاکی می کند ، وخط ونشان هایی برای نظام ترسیم می کند که فقط از ناحیه دشمنان قسم خورده متصور می باشد .
ملاحظه : متاسفانه مماشات وارفاقات نظام بجای اینکه به تنبه وندامت این افراد منجر شود ، به جری شدن و طلبکاری آنها انجامیده است ، و همگام با دشمنان خارجی یه سیاه نمایی ، جنگ روانی وتضعیف  نظام اسلامی مشغول هستند

 بعثی ها اصولگراتر هستند یا ما؟

خدا آخر و عاقبت رقابت درون گروهی اصول گرایان را ختم به خیر کند که در این دعوا گوشت قربانی جنگ و ارزشها و انقلاب خواهد بود.

مسعود ده نمکی در آخرین پست وبلاگش نوشت:
طرفداران حزب بعث عراق که  بعد از سقوط صدام به اردن مهاجرت کرده اند در حاشیه دیدار تیم ملی فوتبال ایران و عراق با بردن پوستر های صدام یزید به ورزشگاه و  با بی احترامی به سرود ملی ایران و همچنین  سر دادن شعارهای سیاسی عقدهای شکست در جنگ هشت ساله را  در زمین فوتبال خالی کردند.گرچه حساب این نگون بخت ها را نمی توان به حساب همه ملت عراق گذاشت اما این وفاداری بعثی ها به اربابشان و تعصب بر سر جنگ تحمیلی شان شرافت دارد بر رفتار کسانی که در زیر سایه شهادت ها و اسارت ها و جانبازی های رزمندگان  ایران زندگی کردند و هنر آموختند و امروز به نام هنر بر پرده سینما رزمنده گانی را حرام خوار می نامند که اگر آنها نبودند همین بعثی های متعصب همان بلائی را بر سر نوامیس شان در می آوردند که در بستان بر سر  دیگر نوامیس ایرانی آوردند..و احمقانه تر آنکه در جشنواره ای به خرج نهاد های انقلابی مدال بر سینه هتاکان می کوبند و جالبتر اینکه  اصولگرایان مدعی ارزشها لالمانی رسانه ای می گیرند و گویا  فقط منتظرند ببیند رنگ کدام پارچه در حیات خلوت یا خانه سینما و یا پشت بام سینما و یا دانشگاه و یا ... سبز است تا به آن بد و بیراه بگویند و آن وقت سیاهی رفتار دوگانه  دوستان خود را نادیده می گیرند..
اگر کسی قرار باشد اصول گرا خوانده شود همین  بعثی ها هستند که بعد از گذشت  سی سال از جنگ به تجاوز خود می نازند و به پای آن در سرزمین غربت می جنگند نه دوستان وطنی ما  چه از قماش چپ و چه از راست که سیاست را به همه چیز پیوند زده و فقط دیانتشان مثل سیاستشان شده  است ...
اصول گرا کسی است که علی رغم همه باج دادن های نظام به حضرات تا تریبون گیرشان می آید  پاچه نظام را می گیرند و عقده گشائی می کنند و از حرفشان کوتاه نمی آیند و  در مقابل دوستان موسوم به اصول گرائی ما در دور رقابت با هم از همه اصول  می گذرند و از کیسه ارزشها می بخشند شاید دل تجدید نظر طلبان را به دست بیاورند...
خدا آخر و عاقبت رقابت درون گروهی اصول گرایان را ختم به خیر کند که در این دعوا گوشت قربانی جنگ و ارزشها و انقلاب خواهد بود.


 

يك عضو گروهك تروريستي منافقين
رهنورد استاد تابوشكني از انقلاب است
او نقشي بي نظير در جنبش سبز داشته و به عنوان يك اصلاح طلب تابوهاي متعددي را در نظر و عمل شكسته و مثلاً در نزديك شدن به فعالان سكولار ترديد به خود راه نداده است.

عضو فراري مركزيت گروهك منافقين در ستايش از خيانت هاي همسر ميرحسين موسوي، قلمفرسايي كرد.
«حسين-ب» در سايت ضد انقلابي ايران امروز و در نوشته اي با عنوان «زهرا رهنورد» ضمن اشاره به مصاحبه زهرا رهنورد با سايت خودنويس كه طي آن به تخطئه روزگار حيات حضرت امام خميني پرداخته و از منافقين تروريست حمايت كرده بود، نوشت: او نقشي بي نظير در جنبش سبز داشته و به عنوان يك اصلاح طلب تابوهاي متعددي را در نظر و عمل شكسته است. او تنها همسر يك سياستمدار نيست بلكه خود داعيه دارد. خانم رهنورد اگر قرار بود نقشي در سطح همسر يك سياستمدار ايفا كند قاعدتاً بايد در چارچوب رفتار و كرداري كه همسرش تعيين كرده، كار مي كرد ولي او مرتب از اين محدوده ها و تابوها فراتر رفته و مثلاً در نزديك شدن به فعالان سكولار ترديد به خود راه نداده است.
اين گروهكي فراري ادامه مي دهد: از اين نكته مي گذريم كه رهبران اصلاح طلب جنبش سبز و آقايان موسوي و كروبي نمي توانند خود را از مسئوليت فجايع دهه اول انقلاب بري بدانند اما همين عمل خانم رهنورد در تابوشكني رژيم است.
يادآور مي شود رهنورد پيش از اين تصريح كرده بود كه جنبش سبز با جريان هاي لائيك (ضددين) پيوند دارد و اين جريان ها بخشي از جنبش سبز هستند. برخي محافل ضدانقلاب چندماه پيش با اشاره به بن بست كساني چون موسوي و كروبي، خواستار برجسته و مطرح كردن كساني نظير همسر موسوي يا خروج رهنورد از كشور شده بودند. گفته مي شود رهنورد از اينكه در سايه موسوي در رسانه هاي ضدانقلاب تحويل گرفته شود ابراز ناخرسندي كرده و اقدام منافقين بواسطه سايت ايران امروز، التيام بخشي به ناراحتي رهنورد و به نوعي هندوانه زير بغل وي گذاشتن است.
گفتني است كه برخي از گروه هاي ضدانقلاب و نيز گردانندگان راديو فردا و دويچه وله ضمن تقدير از هنجارشكني هاي زهرا رهنورد، مطرح كردن وي به طور مستقل از موسوي را به مصلحت! نمي دانند و معتقدند كه او به خودي خود هيچ جاذبه اي براي مطرح شدن ندارد ضمن آن كه به نوشته سايت بالاترين، سن و سال بالاي زهرا رهنورد فرصتي براي مطرح كردن او باقي نمي گذارد. همين سايت پيشنهاد كرده بود كه براي خانم رهنورد نقش «مادر تروزا» مي تواند مناسب باشد!
ادعاي تجليل و تمجيد از رهنورد به عنوان يك زن مبارز در حالي است كه زنان در اردوگاه هاي منافقين از كوچك ترين حقوق انساني محرومند و صرفاً به عنوان ابزار بهره كشي و استثمار جنسي، ميان سران اين سازمان دست به دست مي شوند. خوشبخت ترين! زن عضو سازمان منافقين مريم قجرعضدانلو ابريشمچي رجوي است كه سرنوشتي به غايت خيانت آلود و مصيبت بار دارد. 

آمريكا بن بست جنبش سبز را باور كرده است
تظاهرات خياباني تمام شده و جنبش سبز به انتهاي بن بست نزديك شده است. برخلاف حاميان جمهوري اسلامي، اپوزيسيون حاضر نيست جانش را سر مبارزه بگذارد.
يك عضو بنياد آمريكايي كارنگي ضمن بررسي گزينه هاي پيش روي كاخ سفيد مقابل ايران، تصويري ناكارآمد از اين گزينه ها ترسيم كرد.
روزنامه فيگارو از قول كريم سجاد پور نوشت: حركت اپوزيسيون مخالف جمهوري اسلامي اكنون خاموش شده است. تظاهرات خياباني تمام شده و جنبش سبز به انتهاي بن بست نزديك شده است. برخلاف حاميان جمهوري اسلامي، اپوزيسيون حاضر نيست جانش را سر مبارزه بگذارد.
عضو بنياد كارنگي در بررسي گزينه ها و سناريوهاي پيش روي آمريكا عليه ايران يادآور مي شود: سناريوي اول سناريوي مشابه چين است. در آمريكا برخي معتقدند كه مانند چين چهل سال پيش، يك ايران هسته اي نيز مي تواند به سران اين كشور، احساس مسئوليت دهد و چه بخواهيم چه نخواهيم بايد راه همزيستي با بمب ايراني را فرابگيريم. پس از شكستي كه در تلاش اوباما براي مذاكره با ايران پيش آمد، به نظرم اين سناريو ديگر در واشنگتن در دستور كار نيست. پس از آن، مساله حمله نظامي براي رفع مشكل مطرح مي شود. اين سناريوي بنيامين نتانياهو و برخي از محافل نومحافظه كار در ايالات متحده است. ولي سناريوي اوباما نيست كه برعكس از زمان انتخابش به دنبال ايجاد پل ارتباطي و رفع مشكلات به طرق ديپلماتيك بوده است. سناريوي سوم به نظرم قدري منطقي تر مي رسد و آن خودداري از بيان برخي مباحث است؛ در واقع تهديد ايران به خوبي احساس مي شود، ولي نبايد آن را آشكارا نشان داد، زيرا در اين صورت حكومت تهران آن را به مثابه چراغ سبز جامعه بين المللي نسبت به سياست هاي فعلي اش تفسير مي كند. اين بدان معني است كه تحريم ها بايد تشديد شوند و تدابير جديدي بايد براي كاهش سرعت برنامه هسته اي ايران، با حفظ گزينه هاي مذاكره، اتخاذ گردد ولي به موازات تحريم ها، اوباما همچنان گزينه مذاكره را مدنظر خواهد داشت.
سجادپور همچنين مي گويد: هر نوع تهديد نظامي عليه ايران موجب ملي گرايي مي شود. حتي مخالفاني چون موسوي و كروبي هم نمي توانند در آن صورت از اين حملات دفاع كنند. ايران كشوري است كه ملي گرايي در آن به شدت به چشم مي خورد. حمله فقط ممكن است برنامه هسته اي ايران را به تأخير بيندازد اما برعكس حمايت ها از برنامه هسته اي را افزايش مي دهد و پروژه سرنگوني را تا 15 سال به عقب مي اندازد.
اين همكار ايراني بنياد كارنگي توضيح نداده است كه ملي گراها نه فقط هيچگاه حاضر به فداكاري براي وطن خويش نبوده اند، بلكه به گواهي اسناد تاريخي، در تمامي درگيري هاي ايران با بيگانگان، عليه مردم وطن خود دست به خيانت زده اند كه همكاري جبهه ملي و نهضت آزادي با استخبارات ارتش عراق در جريان جنگ تحميلي از جمله اين نمونه هاي رسوايي برانگيز در كارنامه ملي گراهاست. و در مقابل، همواره مردم معتقد به اسلام براي دفاع از ميهن اسلامي خويش در برابر تجاوز بيگانگان مردانه و جانانه ايستاده اند كه باز هم جنگ تحميلي 8 ساله بارزترين نمونه آن است.



 

در سینما نفوذی دشمن داریم

روز یکشنبه 11مهر ماه ابوالقاسم طالبی نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون با حضور در همایش "فریم‌های زخمی، فریم‌های مجاهد" که توسط انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه قم برگزار می شد مطالب جالبی را مطرح کرده است که به بیان قسمتی از ناگفته‌های این جلسه می پردازیم.

* در سینما نفوذی دشمن داریم
طالبی در ابتدای این همایش با اشاره به واژه جنگ نرم و چگونگی برپایی این جنگ در جامعه امروز ایران توسط دشمن، اظهار داشت: در جنگ نرم، امروز دشمن طرح، ستاد و برنامه دارد و در بین قشرهای مختلف جامعه ما نفوذ دارد. در حقیقت دشمن در این نبرد مدرن، افراد خود را به‌خوبی شناسایی کرده و اعمال نفوذ می‌کند. در واقع می‌توان به این نتیجه رسید که در سینما نفوذی دشمن داریم یا عده‌ای این نقش را برای دشمن ایفا می‌کنند.
این کارگردان که فیلم «اینجا غبار روشن است» را درباره مسائل پس از انتخابات در حال تحقیق و پیش‌تولید دارد، با بیان این که فیلم و سینما به شدت می‌تواند در جامعه تأثیرگذار باشد، اظهار داشت: اگر شما یک فیلم را ببینید و در آن یک اتفاق منفی رخ دهد و یأس و دلمردگی را به جامعه تزریق کند، مطمئن باشید که آن فیلم در زندگی شما تأثیر می‌گذارد و این امر در حالت برعکس آن نیز صحت دارد، پس ما باید جلوی تزریق احساس یأس و سیاهی و تباهی را به جامعه بگیریم.
وی ادامه داد: اگر شما در اوج امیدواری به سر می‌بردید و بعد از دیدن یک فیلم امیدتان نسبت به اطراف‌تان از بین رفته و الان ناامید شده‌اید، بدانید که یکی از سلاح‌های جنگ نرم در شما تأثیر گذاشته است.

* حضور داد در خانه سینما آنجا را تبدیل به یک جناح سیاسی کرد
طالبی در ادامه با اشاره به جایگاه خانه سینما اظهار داشت: خانه سینما در اصل متشکل از صنوف سینمایی و اهالی سینما اعم از بازیگر و کارگردان و فیلمنامه‌نویس و ... است و تشکلی است که در قالب آن باید به مشکلات اهالی سینما رسیدگی کرد.
وی با بیان اینکه خانه سینما از زمان ورود داد به این مجموعه سیاسی شد؛ خاطرنشان کرد: از آن زمان همه سینمایی ها سیاسی شدند و از آن زمان به بعد حزب مشارکت در آنجا نماینده پیدا کرد و خانه سینما به جای حل اختلافات و رسیدگی به مشکلات اهالی سینما تبدیل به یک جناح سیاسی شد.
سازنده «ویرانگر» و «جنگ کودکانه» ادامه داد: از آن زمان به بعد جبهه مشارکت خانه سینما را به دست خود گرفت و سینما را به سمت جناح خود یعنی یعنی جبهه دوم خرداد تبدیل کرد و به جایی رسیدند که این انجمن صنفی متلاشی شد و تا امروز این روند در خانه سینما ادامه دارد و در آنجا به سمت متلاشی شدن می رود.
وی در ادامه با بیان این که امروز افراد مشخصی خانه سینما را به دست گرفته‌اند و از آن به نفع خود استفاده می‌کنند، تأکید کرد: اگر مسئولان خانه سینما بخواهند به این روند خود ادامه بدهند، باید بدانند که اهالی سینما در مقابل آنها ساکت نخواهند نشست و اجازه نمی‌دهند که این افراد هر کاری می‌خواهند انجام بدهند.
نویسنده و کارگردان سریال «به کجا چنین شتابان» تصریح کرد: البته معلوم نیست که با این روندی که امروز این افراد گرفته‌اند، دادستانی چه تصمیمی در مورد آنها خواهد گرفت ولی در حقیقت، بر اساس رفتار و گفتار و بیانیه‌های اخیر هیئت مدیره خانه سینما، این افراد بر این عقیده‌اند که اگر قرار است «خانه سینما» در اختیار جناح‌شان نباشد، باید نابود شود.
مدیرمسئول نشریه قدیمی «سینماویدئو» در ادامه با اظهار تأسف از فضای به‌وجود آمده در سینمای ایران اظهار داشت: امروز فضای غالب بر سینمای ایران متأسفانه طوری است که اگر هر کسی در هر سمتی وارد آن شود، فرزند جشنواره‌ها و کشورهای خارجی می‌شود و این تأسف‌بار است.
طالبی با اشاره به استفاده از کلمه هیستیریک‌بودن درباره نامه اول معاونت سینمایی گفت: اگر عکس‌العمل غیرتمندانه یک بچه مسلمان شیعه نسبت به بی‌حرمتی به انقلاب اسلامی و نظام را هیستیریک بنامیم این خود یک جرم مبین است.

* ماجرای جلسه احمدی نژاد با اهالی سینما قبل و بعد از انتخابات
وی در ادامه با اظهار تأسف از فضای بوجود آمده در سینمای ایران اظهار داشت: امروز فضا طوری است که اگر کسی وارد آن بشود از فرزند ملت پشیمان شده و فرزند جشنواره ها و کشورهای خارجی می شود.
ابوالقاسم طالبی به جلسه ای که احمدی نژاد با اهالی سینما داشت اشاره کرد و اظهار داشت: این جلسه چندین ماه قبل از انتخابات برگزار شد و در آن جلسه فقط عسگرپور و داد آمدند و بدون اینکه انتقاد و یا حرفی را مطرح کنند اذعان داشتند که شما به خاطر تبلیغات این جلسه را گذاشتید و ما حرفی نداریم و صحبت هایمان را به رئیس جمهور خودمان خواهیم گفت.
وی در پایان این بخش از صحبت‌هایش اظهار داشت: احمدی نژاد بعد از ریاست جمهوری هم باز جلسه ای با اهالی سینما گذاشت اما این بار دیگر هیچ کسی از خانه سینما به این جلسه نیامد.
این نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون در پاسخ به این سوال که آیا به نظر شما برنامه ی خاصی برای تحریف و ایجاد انحراف فکری در سینمای دفاع مقدس وجود دارد؛ اظهار داشت: بله به قطع برنامه برای انحراف وجود دارد و کمی هم در آن موفق شده اند.

* چرا برخورد قاطعی با نفوذی های دشمن در خانه سینما نمی شود؟
وی هم‌چنین در پاسخ به این سوال که چرا برخورد قاطعی با نفوذی های دشمن در خانه سینما نمی شود؛ گفت: این سوال را باید از آقای دادستان پرسید و از آقای آملی لاریجانی باید بپرسید و شما که در قم هستید باید این سوال ها را از علما بپرسید که چرا در این مورد برخوردی نمی کنند.
نویسنده و کارگردان سریال «به کجا چنین شتابان» در پاسخ به سوال دانشجویی که گفته بود:«شما برای ساخت فیلمی در خصوص انتخابات با کاندیداهای انتخابات دهم دیداری داشتید، آیا ممکن است کمی در مورد این دیدارها توضیح بدهید» اظهار داشت: خیر، قرار است در این مورد هیچ صحبتی نکنم.
وی در پایان در پاسخ به این سوال که آیا تا به حال کاری کرده اید که از آن پشیمان شده باشید؟ گفت: چرا سوال هایی که از هاشمی می پرسید از من می پرسید من که قرار نیست رئیس جمهور شوم ولی بدانید که زندگی همه انسان ها پر از ای کاش هایی از گذشته است.

راههای شلوغ جلوه دادن راهپیمایی منافقین در پاریس!

منافقین که برای پرجمعیت نشان دادن تجمعات خود ،همه راهها از جمله برگزاری تور رایگان، تماس تلفنی و اصرار و التماس و وعده پرداخت ده یورو به برخی مهاجران را امتحان کرده و جواب مناسب نگرفته اند، اقدام مضحک دیگری را پایه گذاشتند.

منافقین که برای پرجمعیت نشان دادن تجمعات خود ،همه راهها از جمله برگزاری تور رایگان، تماس تلفنی و اصرار و التماس و وعده پرداخت ده یورو به برخی مهاجران را امتحان کرده و جواب مناسب نگرفته اند، اقدام مضحک دیگری را پایه گذاشتند.

 

در این حرکت با توجه به شلوغ شدن برخی میادین پاریس در این روزها به خاطر نارضایتی مردم از سارکوزی و راهپیمایی های میلیونی برضد دولت وی، منافقین نیز با راه اندازی یک غرفه و توزیع پوستر در همان نقاط سعی می کنند با تصویربرداری جمعیت اطراف خود را هواداران منافقین نشان دهند.

 

سرویس های امنیتی غرب و به ویژه فرانسه پس از وقایع انتخابات ریاست جمهوری در سال ۸۸ به شدت از مهره های منافقین در بخش های گوناگون و به خصوص در شنود تلفن ایرانیان مقیم فرانسه استفاده می کنند.



 

محکومیت یک مدیر مالی در دفتر ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام

یک منبع آگاه در ساختمان اداری مجمع تشخیص مصلحت نظام از محکومیت یکی از مدیران مالی این مجموعه در دادگاه کیفری خبر داد.

 این مدیر مالی به‌تازگی در جریان رسیدگی به یک پرونده ارتشاء، به‌دلیل توصیه در اخذ مجوز پمپ بنزین در شعبه 1060 دادگاه کارکنان دولت به پرداخت مبلغ 30میلیون ریال محکوم شده است.

گفته می‌شود وی دارای تخلفات دیگری نیز هست که از آن جمله می‌توان به پرداخت مبالغی به برخی از عناصر جریان فتنه 88 اشاره کرد که این افراد از مدت‌ها قبل به خارج از کشور فرار کرده‌اند.


 

سفر قریب‌الوقوع همسر بهزاد نبوی به کانادا برای اقامت احتمالی

همسر بهزاد نبوی در صدد سفر به کانادا و اقامت احتمالی در این کشور است، به‌طوری که در حال فراهم آوردن مقدمات خروج از کشور است.

 یکی از پسران بهزاد نبوی در انگلستان و دیگری در کانادا اقامت دارند و احتمال دارد فرزند اول وی نیز اقامت خود را به کانادا منتقل کند.

گفته می‌شود بهزاد نبوی قصد دارد پس از طی شدن دوران محکومیتش به کانادا رفته و با اعضای خانواده مقیم این کشور شود.

وی قبل از برگزاری انتخابات دهم ریاست جمهوری سال 88 اعلام کرده بود که اگر احمدی‌نژاد رأی بیاورد، در ایران نخواهم ماند و از کشور خواهم رفت.

نبوی که در حال حاضر با مرخصی درمان از زندان خارج شده است، در منزل پدر همسرش سکونت موقت دارد.

گفته می‌شود وی اخیراً در جلسه‌ای در لواسان بر ضرورت برنامه‌ریزی برای نفوذ در نشریات محلی و استانی و انتقال محور فعالیت‌ها به شهرستان‌ها برای جذب جوانان شهرستانی تأکید کرده است.


 

مولوي عبدالحميدحامي سلفيون شد

طي چند روز اخير پخش خبري راجع به شبکه ماهواره اي نور در رسانه هاي کشور سبب شده است که رسانه ها يکبار ديگر از عملکرد مولوي عبدالحميد امام جماعت مسجد مکي زاهدان ابراز نگراني کرده و از وي به عنوان حامي جريان افراطي سلفي نام ببرنند.    

درحاليکه چندي قبل زاهدان پرس با پخش خبري مستند نسبت به حواشي و پشت پرده شبکه ماهواره اي اماراتي نور و دادن هشدار نسبت به حضور مولوي هاي مسجد مکي در اين شبکه اطلاع رساني کرده بود خبر مي رسد که وزارت امور خارجه ايران به امارات در اينباره شکايت کرده و پاي مولوي عبدالحميد نيز به اين پرورنده باز شده است!.

اين در حاليست که اگر هشدار زاهدان پرس نسبت به عملکرد افراطي شبکه ماهواره اي نور چندي قبل توسط مولوي عبدالحميد جدي گرفته مي شد هم اينک از وي در رسانه ها به عنوان حامي و همراه کننده براي تبليغ سلفي گري از طريق شيکه ماهواره اي نور ياد نمي شد.

متن خبري که رسانه ها در اينباره به نقل از جهان نيوز منتشر کردند به شرح ذيل مي باشد .

يک شبکه ماهواره‌اي با هدف تبليغ از سلفي‌گري فعاليت خود را آغاز کرده است.

بر پايه اين گزارش گروهي از وهابيون عربستان با حمايت و همراهي مولوي عبدالحميد شبکه‌ ماهواره‌اي نور را به منظور تبليغ سلفي‌گري راه‌اندازي کرده‌اند.

اين گزارش مي افزايد دفتر اين شبکه ماهواره‌اي در امارات قرار گرفته تا جذب نيرو و امکانات و سرمايه‌مالي راحت‌تر صورت گيرد.

همچنين استديو داخلي اين شبکه نيز در زاهدان مي باشد.در همين رابطه وزارت خارجه ايران به امارات شکايت کرده است و آنها هم گفته اند که اگر اين موضوع اثبات شوند جلوي فعاليت آنها را خواهند گرفت.


جاسبی: در مورد وقف، مطیع نظر رهبر انقلاب هستیم

ر بحث وقف اموال دانشگاه آزاد ما مطیع نظر امر ولی‌فقیه هستیم و به هر چه مقام معظم رهبری صلاح بدانند، عمل می‌کنیم."

 رئیس دانشگاه آزاد گفت: در بحث وقف اموال دانشگاه آزاد ما مطیع نظر امر ولی‌فقیه هستیم و به هر چه مقام معظم رهبری صلاح بدانند، عمل می‌کنیم.

عبدالله جاسبی در حاشیه مراسم افتتاح چندین طرح دانشگاهی در سیرجان این مطلب را در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس بیان کرد.

گفتنی است چند روز پیش کمیته حقوقی و فقهی که به دستور رهبر معظم انقلاب برای بررسی وقف اموال دانشگاه آزاد تشکیل شده بود، اعلام کرد که این موضوع از لحاظ شرعی و قانونی ایراد دارد و قابل اجرا نیست.

البته رئیس هیات مدیره دانشگاه آزاد در واکنش به این مساله اعلام کرد که فقط خدا می‌تواند این وقف را باطل کند!


 

رویکرد فتنه‌ گران در روند اجرای هدفمندی یارانه ‌ها جنگ روانی  است

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با تأکید بر اینکه عمده رویکرد فتنه‌ گران دراجرای هدفمند کردن یارانه‌ ها جنگ روانی خواهد بود، گفت: فعالیت دیگر آنها می‌ تواند به دست داشتن فتنه ‌گران در بازار مربوط باشد.

حجت الاسلام حسین ابراهیمی در گفتگو با خبرنگار مهر در بیرجند گفت: در رسانه ‌ها مطرح شده است که جریاناتی داخلی و خارجی درصدد ایجاد اختلال در اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ‌ها هستند که بخشی از این فعالیتها، جنگ روانی است یعنی با ایجاد فضای روانی در مردم سعی می ‌کنند نرخ‌ها شکل صعودی پیدا کرده و تحمل شرایط را برای مردم سخت کنند.

نائب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی با اشاره به این که هنوز اقدام عملی برای هدفمند کردن یارانه‌ ها انجام نشده است، گفت: با این وجود این موضوع بر جامعه اثر روانی منفی گذاشته و بر نرخ برخی کالاها اثرگذار بوده است.

وی با تأکید بر اینکه عمده رویکرد فتنه‌ گران در مسائل پیش رو، از جمله اجرای هدفمند کردن یارانه‌ ها جنگ روانی خواهد بود، گفت: بخش دیگر این فعالیت می‌ تواند به دست داشتن فتنه ‌گران در بازار مربوط باشد.

وی بیان داشت: فتنه‌ گران در بازار پول‌های زیادی دارند و همواره می ‌توانند مشکلاتی را برای مردم ایجاد کنند.

نماینده مردم بیرجند تصریح کرد: فتنه‌ گران می ‌توانند از نظر روانی و فکری جامعه را دچار استرس و اضطراب کنند که این شرایط می ‌تواند آثار نامطلوبی داشته باشد.

وی با یادآوری اینکه تمام جریان فتنه روانی بود،افزود: جریان فتنه از فضای سایبر، ماهواره و تبلیغات بهره برد و جریانی را با حجمی که مشاهده شد، ایجاد کرد.

ابراهیمی با اشاره به این که ابزار روانی در هدفمنمد کردن یارانه ‌ها نیز می ‌تواند کارایی داشته باشد، تأکید کرد: فضای ایجاد شده موجب می ‌شود تا عده‌ای، بیشتر از نیاز خود کالا تهیه کنند.

وی با تأکید بر این که کالاهای مشمول مالیات بر ارزش افزوده مربوط به کالاهای خاصی است، گفت: دولت باید با بازار بیشتر صحبت کند و روشنگری بیشتری در این زمینه داشته باشد تا این مسئله برای بازاری‌ ها جا افتاده شود.

 


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 22:50  توسط   | 

ناجا:زنان خیابانی را یک هفته جمع‌آوری می‌کنیم

 
ناجا:زنان خیابانی را یک هفته جمع‌آوری می‌کنیم

فرمانده تهران بزرگ اعلام کرد: پلیس آماده است کمتر از یک هفته زنان خیابانی را از سطح شهر جمع‌آوری کند.  

 سردار حسین ساجدی‌نیا امروز در حاشیه دیدار مردمی در مرکز نظارت همگانی ناجا در جمع خبرنگاران گفت: برنامه پلیس تهران برای برقراری امنیت و ارتقای آن محله محوری است. طرحهای انتظامی با درخواست مردم به اجرا درمی‌آید و تا رفع دغدغه‌ها ادامه خواهد داشت.

سردار ساجدی‌نیا در مورد جمع‌آوری معتادان پرخطر گفت: از آنجا که معتادان بیمار به شمار می‌رود دستگاه قضایی آنها را تحویل نمی‌گیرد و خواستار ارجاع آنان به مراکز درمانی است.

وی اظهار داشت: از آنجایی که تعداد مراکز درمانی ترک اعتیاد محدود است در نتیجه پاسخگوی همه معتادان نیست باید مراکز ترک اعتیاد بیشتری راه‌اندازی شود تا محتادان بیشتری را تحت پوشش قرار دهد.
سردار ساجدی‌نیا در ادامه افزود: با شهرداری و دیگر دستگاه‌ها و سازمانهای مردم‌نهاد جلساتی و مکاتبانی را در این زمینه داشته‌ایم.

فرمانده پلیس تهران اعلام کرد: پلیس آماده جمع‌آوری معتادان پرخطر است اما باید محلی برای نگهداری و انتقال این معتادان وجود داشته باشد.
وی اظهار داشت: طی دو ماه گذشته اکثر پارک‌های تهران از وجود معتادان پاکسازی شده و تعدادشان به حداقل رسیده است. هر چند احتمال بازگشت این معتادان به پارکها وجود دارد.

* بمب‌گذاری در بیمارستان الغدیر به دلیل اختلاف شخصی است
فرمانده انتظامی تهران بزرگ اعلام کرد که روز گذشته یک بمب صوتی در بیمارستان الغدیر منفجر شد که عامل این بمب‌گذاری توسط پلیس دستگیر شده است.
سردار ساجدی‌نیا افزود: این فرد به علت اختلاف شخصی با صاحب داروخانه، بیمارستان و با هدف ایجاد رعب و وحشت اقدام به بمب‌گذاری کرده است.

* پلیس به دنبال کشف سرنخ برای قتل دکتر سودبخش
سردار ساجدی‌نیا در پاسخ به سوالی مبنی بر اقدامات پلیس در پیگیری قتل 2 پزشک در تهران گفت: به دنبال کشف سرنخ برای قتل دکتر سودبخش هستیم.

* کمتر از یک هفته زنان خیابانی را جمع‌آوری می‌کنیم.
فرمانده انتظامی تهران بزرگ در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا زنان خیابانی را جمع‌آوری نمی‌کنید، اظهار داشت: پلیس در این زمینه آمادگی لازم دارد و می‌تواند ظرف مدت یک هفته همه زنان خیابانی را که به صورت علنی مرتکب جرم می‌شوند نه آنانکه به صورت پنهان و اینترنتی اقدام می‌کنند جمع آوری کند به شرط آنکه دستگاهی مسئولیت این زنان برعهده بگیرد.
وی در ادامه افزود: سازمانهای مردم‌نهاد در این ارتباط می‌توانند فعالیت کرده و در این زمینه با برخی سازمانهای مردم‌نهاد و موسسات خیریه جلساتی را برگزار کرده ایم.
وی گفت: این زنان اگر مرتکب خلافی شوند مجرم هستند اما در حال حاضر موضوع زنان خیابانی یک مشکل اجتماعی است و باید به این ناهنجاری اجتماعی به شکل خود نگاه کرد.

* قول نداده‌ایم همه مجرمان را دستگیر کنیم.
فرمانده انتظامی تهران بزرگ در پاسخ به سوالی مبنی بر برخورد با مجرمان اعلام کرد قول نداده‌ایم همه تهران را از وجود مجرمان پاکسازی کنیم. بلکه قول دادیم که با مجرمان برخورد کنیم که طرحهایمان در این زمینه همچنان در حال اجراست.
وی اظهار داشت: مجرمان چون شغلی ندارند مجددا به چرخه جرم بازمی‌گردند، در این زمینه از اقدامات برخی دستگاهها راضی و برخی دستگاهها ناراضی هستیم. توقع ما این است که متولیات در خصوص وظایف خود بیشتر تلاش کنند.
سردار ساجدی‌نیا گفت:‌ همکاری موجب تامین امنیت می‌شود ولی تولید امنیت تنها برعهده پلیس نیست.
فرمانده پلیس تهران اعلام کرد: از آنجایی که اکثر جرایم خشن توسط افراد مسلح انجام می‌شود ومجرمان به سمت ماموران تیراندازی یا درگیری فیزیکی ایجاد می‌کنند مجبور به مقابله به مثل هستیم.

 

خبر بامزه از اعدام مجری اخبار ورزشی!

منافقین که در خبرسازی‌های کذب و ناشیانه برای بهره‌برداری سیاسی از مسائل داخلی ایران سابقه طولانی دارند، این بار گوینده سابق اخبار ورزشی را زندانی سیاسی اعلام کردند که در انتظار حکم اعدام به سر می‌برد.    

 (خانواده‌های شهدای ترور کشور) حمید قاسمی که تا چند سال پیش به عنوان گوینده و مدیر اخبار ورزشی در شبکه خبر مشغول فعالیت بود و در حال حاضر نیز به عنوان معاون ارتباطات، آموزش و امور فرهنگی سازمان تربیت بدنی، مشغول فعالیت است، از سوی سایت‌های منافقین به عنوان زندانی سیاسی محکوم به اعدام معرفی شده است.

بر پایه این خبر سایت‌های منافقین در انتشار اخبار حکم اعدام حمید قاسمی اعلام کرده‌اند که وی از سال 2008 به اتهام جاسوسی در زندان بوده و حکم اعدام وی نیز تایید شده است.

سایت‌های منافقین همچنین اعلام کرده‌اند که همسر حمید قاسمی با وجود اینکه حکم اعدام وی به حبس ابد کاهش یافته، در حال حاضر دچار افسردگی شدیدی شده و درخواست آزادی او را دارد.

به گزارش هابیلیان، با مراجعه به سایت تربیت بدنی آخرین گفتگوی وی با پایگاه خبری ورزش ایران در تاریخ دهم مهر ماه سال جاری و در مورد برگزاری نمایشگاه بین‌المللی ورزش و تجهیزات ورزشی، در این سایت خبری قابل مشاهده است.

منافقین تاکنون از هیچ کدام از رسوایی‌های گذشته نظیر سوءاستفاده از تصاویر هنرپیشه زن ایرانی، جعل عکس دختر لبنانی به عنوان یکی از شهروندان جمهوری اسلامی، رسوایی فریب خبرنگاران جهت جاسوسی و مواردی از این دست، درس نگرفته‌اند و در طول سال‌های گذشته بارها با استفاده از تصاویر اینترنتی،‌ اقدام به جعل واقعیت و دروغ سازی در موارد متعدد کرده‌اند که در اکثریت قریب به اتفاق موارد منجر به رسوایی خبری برای این فرقه شده است.

 

شیرین کاری بانوی جنگ، دامن نوکیا را هم گرفت
شیرین عبادی در مصاحبه با یک سایت ضدانقلاب مدعی شده که شرکت مخابراتی نوکیا به دلیل حمایت از آشوبگران سال پیش قراردهای تجاری خود با ایران را تمدید نخواهد کرد.

بانوی جنگ هم وارد بازی جالب شکایت از یک شرکت مخابراتی بین‌المللی شد و از مردم خواست تا "موبایل نوکیای خودشان را به دور بیاندازند!"

"شیرین عبادی" که به دلیل سکوت حمایت‌آمیز خود در قبال جنایات رژیم صهیونیستی در سرزمین‌های اشغالی فلسطین، در میان مردم به عنوان بانوی جنگ شناخته می‌شود، در مصاحبه با یک سایت ضدانقلاب مدعی شده که شرکت مخابراتی نوکیا به دلیل حمایت از آشوبگران سال پیش قراردهای تجاری خود با ایران را تمدید نخواهد کرد.

خانم عبادی همچنین در اظهاراتی جالب گفته است: در ماه‌های اخیر من و دیگر مدافعان حقوق بشر تلاش کردیم که مانع از این بشویم که از تکنولوژی به زیان مردم و برای سانسور وارعاب مردم استفاده بشود. در این ارتباط در چندین حرکت نمادین من و سایر مدافعان حقوق بشر در ایران و در خارج از ایران از مردم خواستیم که موبایل نوکیای خودشان را به دور بیاندازند. این مساله باعث شد که فروش موبایل نوکیا در ایران به نصف قبل از انتخابات برسد.

البته وی توضیح نداده که چگونه به چنین آماری دست پیدا کرده است!

 

سکوت شیرین عبادی در برابر جنایات رژیم صهیونیستی علیه زنان و کودکان، با واکنش گرافیست‌های ایرانی روبرو شده است

 

گفتنی است پس از ناکامی جریان فتنه در احیا و بازسازی آشوب‌های خیابانی، سران این جریان برای زنده نگه داشتن فضای احساسی و غیرعقلانی در میان هواداران ریزش کرده خود، دست به انتشار و بیان مطالب عجیب می‌زنند تا به این وسیله خود را فعال نشان دهند.

وقتی سردرگمی فتنه‌گران گریبان "نوکیا" را می‌گیرد

"عیسی سحرخیز" که در حال حاضر به اتهام شرکت در حوادث پس از انتخابات در زندان به سر می‌برد، چند ماه پیش طی دادخواستی از شرکت نوکیا زیمنس و دیگر شرکت های مرتبط بابت فروش و ارایه فن آوری و تجهیزات لازم برای شنود ومونیتورینگ هوشمند شبکه های بی سیم، اطلاعاتی و اینترنت ایران که موجب دستگیری وی و دوستانش شده است، در دادگاه فدرال آمریکا شکایت کرده است.

با این حال این شرکت مخابراتی بین‌المللی ادعای سرخیز را به تمسخر گرفت و اعلام کرد: دعوی سحرخیز در جایی اشتباه، علیه طرف اشتباه و بر اساس فرض‌های اشتباه اقامه شده‌است.

نوکیا زیمنس همچنین عنوان کرد: سحرخیز و پسرش به دنبال این هستند تا شبکه نوکیا زیمنس را به خاطر اقدامات اطلاعاتی و امنیتی مقام‌های ایرانی مقصر اعلام کنند، آن هم از طریق اقامه دعوی در ایالات متحده؛ یعنی کشوری که مطلقاً هیچ ارتباطی با موضوع دادخواهی آن‌ها ندارد.


 
دلسوزی خانم بی‌حجاب برای هتک حرمت حجاب اسلامی!

فریبا داوودی مهاجر که در یک برنامه زنده تلویزیونی رسما کشف حجاب کرد و روسری خود را برداشت، انتشار تصاویر افرادی را که خود را شبیه آشوبگران سال گذشته گریم کرده و در مانور نیروی انتظامی شرکت کرده‌اند، نشانه بی‌غیرتی مسئولان نسبت به احکام اسلامی دانسته است.

به گزارش شبکه ایران، مشاور سابق وزرای دولت اصلاحات و همکار فعلی نهادهای وابسته به وزارت امور خارجه آمریکا، از آنچه توهین به "غیرت و ناموس زنان ایرانی" نامیده، انتقاد کرده است.

فریبا داوودی مهاجر که سابقه عضویت در شورای مرکزی سازمان غیر قانونی ادوار تحکیم را در کارنامه خود دارد، در یادداشتی که در سایت ضدانقلاب روزآنلاین منتشر شده، انتشار عکس‌هایی از مانور اخیر نیروی انتظامی که در آن برخی افراد خود را شبیه آشوبگران فتنه 88 گریم کرده بودند را نشانه بی‌غیرتی مسئولان ایرانی دانسته است!

البته این مطلب بامزه درحالی از سوی خانم مهاجر مطرح شده که وی چندی پیش، رسما در یک برنامه تلویزیون دولتی آمریکا دست به کشف حجاب زد؛ مساله‌ای که پخش فیلم آن از رسانه ملی بازتاب گسترده‌ای در میان افکار عمومی داشت.

 

کشف حجاب خانم مهاجر در برنامه زنده صدای آمریکا


 

فریبا داوودی مهاجر درحال دریافت جایزه از مقامات آمریکایی

 

داوودی مهاجر در جمع مدعوین یکی از کنفرانس‌های ضدایرانی

 
 
ادعاهای توهین‌آمیز پسر منتظری؛
امام خمینی اشتباه کرد که پدرم را برکنار کرد!
احمد منتظری اقدام امام در عزل پدرش از قائم مقامی رهبری را اشتباه خوانده و گفته است: "ایشان در تاریخ 6/1/68 نامه ای نوشتند که والله من بازرگان و بنی صدر را از اول قبول نداشتم، واللّه من از اول با قائم مقامی تو مخالف بودم. خلاصه اینکه جواب آن نامه متواضعانه، این نامه تند نبود."

پسر مرحوم منتظری که پس از فوت پدرش تلاش کرده تا با سخنان و مواضع تند و ساختارشکن، به نحوی جای او را در رسانه‌های ضدانقلاب پر کند، در جدیدترین اقدام خود به مصاحبه با سایت اصلی اتاق فکر لندن پرداخته است.

"احمد منتظری" در گفت‌وگو با سایت جرس، ضمن توهین به "سید احمد آقا" فرزند امام به دلیل مخالفت با افکار پدرش، اقدام امام در عزل مرحوم منتظری از قائم مقامی رهبری را اشتباه خوانده و گفته است: "ایشان در تاریخ 6/1/68 نامه ای نوشتند که والله من بازرگان و بنی صدر را از اول قبول نداشتم، واللّه من از اول با قائم مقامی تو مخالف بودم. خلاصه اینکه جواب آن نامه متواضعانه، این نامه تند نبود."

پسر شیخ ساده‌لوح در ادامه هم با تکرار توهین‌های خود خطاب به سیداحمد آقا، وی را متهم به انحصارطلبی کرده و مدعی شده است: "حملات یکطرفه بود. رنجنامه احمد آقا در تیراژ بالا منتشر شد اما امکان پاسخگویی برای ما وجود نداشت."

احمد منتظری در پایان این مصاحبه هم رسما تاکید کرده که مرحوم منتظری در انتخابات سال پیش از نامزدهای اصلاح‌طلب حمایت کرده و در جریان اغتشاشات 88 نیز به حمایت از آشوبگران پرداخته است.

البته اقدامات و مواضع عجیب پسر آقای منتظری به این اظهارات ختم نمی‌شود و وی چندی پیش اعلام کرد که حتی بعد از مرگ هم دفتر پدرش را نخواهند بست.

وی در بیانیه ای که روز هشتم خرداد منتشر کرد، دفتر پدرش را "یادگار" او نامید و نوشت که "من به هیچ وجه این ننگ را نمى‌پذیرم که دفتر مرحوم پدرم را تعطیل نمایم."

اصرار احمد منتظری در بازگذاشتن دفتر پدرش و اخذ وجوهات شرعیه و پرداخت شهریه در حالی بود که این کار از سوی برخی از مراجع عظام تقلید خلاف عرف و سنت و "وهن اسلام و مرجعیت" خوانده شده است.

در این راستا، آیت الله مکارم شیرازی، از مراجع عظام تقلید، اواخر ماه فروردین امسال، با تاکید بر اینکه بر اساس سنت حوزه، کارهای مرجعیت بعد از وفات بزرگواران تعطیل می‌شد، یادآور شد: مراجع پیشین نیز همین روش را عمل می کردند و کارهای مرجعیت بعد از بزرگواران تعطیل می‌شد و اگر این کار در حال حاضر صورت گیرد به نفع همه است؛ اگر بخواهند برنامه‌ها را ادامه دهند، هم وهن برای آن بزرگوار و هم وهن برای بازماندگان، و جامعه اسلام و مرجعیت خواهد بود، بهتر است سنت سلف صالح در میان ما اجرا و ما همان روش گذشتگان را برویم.

 

میزان محبوبیت علی مطهری در میان تهرانی‌های مجلس: فقط یک نفر!

 
علی مطهری و محمدرضا باهنر در انتخابات سومین دوره شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان از راهیابی به این شورا باز ماندند.

 اعضای فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی، علی مطهری و محمدرضا باهنر را شایسته حضور در شورای مرکزی این فراکسیون ندانستند.

آقای باهنر سال گذشته نیز برای حضور در شورای مرکزی این فراکسیون ثبت‌نام کرده بود اما نتوانست رای لازم را برای حضور در شورا کسب کند.

علی مطهری هم که به دلیل اتخاذ مواضع عجیب و توهین‌آمیز در ماه‌های اخیر مورد ناراحتی اصولگرایان مجلس قرار دارد و حتی کار به شورای داوری فراکسیون اصولگرایان برای تایید صلاحیت او نیز کشید، تنها توانست 2 رای از مجموع آرا را به خود اختصاص دهد که با احتمال رای وی به خودش، تنها یک نفر از اعضای فراکسیون اصولگرایان وی را شایسته حضور در شورای مرکزی این فراکسیون دانسته است.

اعضای جدید شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان

به گزارش ایرنا، در این انتخابات اسماعیل کوثری، شهاب‌الدین صدر، حسین نجابت، فاطمه آلیا و علی‌اصغر زارعی به عنوان نمایندگان اصولگرای تهران به شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس راه یافتند.

سیدرضا اکرمی؛ زهره الهیان؛ اسدالله بادامچیان و حسن غفوری فرد هم دیگر نمایندگانی بودند که نتوانستند رای لازم را برای حضور در شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان به دست آورند.

حمید رسایی و حسین فدایی نیز برای این انتخابات ثبت نام کرده بودند اما پیش از رای گیری انصراف دادند.

گفتنی است دوره فعالیت سال دوم شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان 17 مهر پایان می یابد. طبق اساسنامه فراکسیون اصولگرایان، استان‌هایی که هفت عضو دارند، یک عضو و استان‌هایی که بیش از این تعداد دارند، دو عضو در شورای مرکزی خواهند داشت.

پس از مشخص شدن ترکیب 42 نفره شورای مرکزی، نشست این شورا برگزار و هیات رییسه جدید فراکسیون 17 مهر مشخص می شود.

کارخانه شایعه سازی فتنه آغاز به کار کرد
 
شایعاتی که برای طرح هدفمندی یارانه ها در اطافق فکر فتنه  ساخته و پرداخته شده است ، قرار است بزودی ودر مقاطع اجرای طرح هدفمندی یارانه هادر جامعه توزیع ودر جهت برهم زدن ثبات و نظم جامه و تشویش آفرینی هزینه شود .
بخشی از شایعات مورد نظر که مستقیما کارایی طرح هدفمنذی را هدف قرار داده است عیارت است :
1- دولت فقط تا سه ماه قادر است یارانه به پردازد
2- یارانه یک دهم گرانی های در پیش هم نخواهد بود
3- دولت مجلس را تهدید کرده است که یارانه هارا قطع می کند
4- در پرداحت یارانه ها هم تبعیض قائل شده اند (بعضی ها چند برابر گرفته اند )
5- در آمارها تقلب شده و دولت بزودی همه حسابهارا مسدود خواهد کرد .
6- آنچه پرداخت می شود یک دهم پول واقعی است
7- بیمه ها نیز بزودی افزایش پیدا می کند ودوبرابر می شود
8- لوازم منزل تولید داخل حداقل دوبرابر می شود
9- یارانه تحصیلی حذف وآموزش وپروش دریافت هزینه های برق وآب وگاز مدارس را از اولیاء خواهد گرفت
10-  و.....
ملاحظه : بنظر می رسد جریان شکست خورده فتنه ، مصمم است به اشکال مختلف در اجرای طرح هدفمندی یارانه ها اختلال ایجاد نماید وبرای این منظور خودرا با تشدید فعالیتهای رسانه ای ضد انقلاب هماهنگ نموده است .
 
خاتمی ستادهایش را از موسوی پس گرفت/تشکیل جلسات در پارکها
 
 


خاتمی ستادهایش را از موسوی پس گرفت/تشکیل جلسات در پارکها

اصلاح طلبان شبکه هایی را که دراختیار میرحسین موسوی قرار داده بودند مجددا برای سید محمد خاتمی فعال کرده اند.

،پس از قطعی شدن جدایی جریان اصلاحات از فرقه سبز که منجر به فعال شدن بنیاد باران در قالب یک حزب شده،عناصر اصلی جریان اصلاحات ستادها و تشکل هایی را که در انتخابات دهم در اختیار موسوی قرار داده بودند به همکاری مجدد فراخوانده و به بازسازی دوباره تشکیلاتی آنها مشغولند.
پویش دعوت از خاتمی،نسیم 88 از جمله گروههایی هستند که هم اکنون فعال بوده و در هفته یک بار جلسات شبانه ای را برگزار می کنند.
نکته قابل توجه این که عمده جلسات این گروهها در پارک ها برگزار می شود.گفته می شود دلیل این اقدام بالا بردن ضریب امنیتی بوده است!
 
حجاب مربوط به زمان و مکان دیگری است!
وی اضافه کرد که لزوم رعایت حجاب بر دختران مغایر با فرهنگ و دموکراسی چه در انگلیس و چه در کشورهای اسلامی است و این امر مربوط به زمان و مکان دیگری است!
به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی بی باک، بعد از اینکه روزنامه "سندی تلگراف" چاپ لندن از الزامی شدن حجاب برای دانش آموزان  سه مدرسه اسلامی در انگلیس خبر داد، انتقادات و سخنان عجیب برخی مخالفان این امر اوج اسلام ستیزی جامعه غربی و بازی با اصطلاحات حقوق بشر و دموکراسی را به نمایش گذاشت.

روزنامه سندی تلگراف چاپ لندن نوشت: سه مدرسه اسلامی در انگلیس پوشیدن حجاب برای دختران را در مدرسه و خارج از آن  الزامی کردند.

این مدارس که در شهرهای لانکستر و لیستر و دیگری در شرق لندن قرار دارد برای دختران 11 تا 18 سال می باشند.

این روزنامه اضافه کرد که منتقدان این امر، ضمن ابراز نگرانی  از ضعیف شدن روابط بین مسلمانان با دیگران می گویند: به هیچ وجه جالب نیست که دختران قبل از ورود به مدرسه و بعد از خروج از آن با حجاب و روسری دیده شوند!

این روزنامه به نقل از مدیر «کویلیام»، بنیاد مبارزه با افراطی گری در بریتانیا، می نویسد: این قانون نشان می دهد که مسلمانان انگلیس قصد مشارکت در پیشرفت دولت نیستند و این امور قدیمی را در مدارس بر دختران کوچک الزامی می کنند و امیدوار است که کمکهای دولتی که از دریافت مالیات از انگلیسیها تامین می شود به این مدارس قطع شود!

وی اضافه کرد که لزوم رعایت حجاب بر دختران مغایر با فرهنگ و دموکراسی چه در انگلیس و چه در کشورهای اسلامی است و این امر مربوط به زمان و مکان دیگری است!

لازم بذکر است که یک مسئول انگلیسی نظری مبنی بر ممنوعیت پوشیدن حجاب در اماکن عمومی داده است و اظهار داشته، بسیار اسفناک است که در قرن بیست و یکم مدرسه ای وجود داشته باشد که دختران 11 ساله را از نشان دادن زینتهایشان محروم کند!

وی  در پایان بیان کرده است که حجاب روشی برای حمله به زندگی انگلیسی است

استقبال پرشور دانشجویان از رئیس جمهور در دانشگاه تهران

alt


  دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور کشورمان به زودی برای برگزاری با تاخیر آئین بازگشایی دانشگاه ها  در دانشگاه تهران حضور خواهد یافت . گزارش های رسیده حاکی از آن است که طیف وسیعی از دانشجویان دانشگاه تهران از جمله تشکل های دانشجویی و نهاد های مربوطه و دانشجویان مستقل خود را برای استقبال بی سابقه از رئیس جمهور آماده می کنند . مواضع مستحکم و هوشمندانه  محمود احمدی نژاد در سازمان ملل موجب اتحاد تشکل های دانشجویی برای استقبال و قدردانی از ایشان شده است . نهاد های مختلف دانشگاهی ،  دستاورد های سفر نیویورک را مثبت و گامی رو به جلو برای بر ملا شدن چهره واقعی استکبار جهانی ارزیابی کرده اند.

در پی اعلام موضع اکثریت قاطع دانشجویان دانشگاه تهران در حمایت از مواضع رئیس جمهور و استقبال از او ، معدود فتنه گران در دانشگاه مشغول برنامه ریزی برای تاثیر گذاری بر مراسم استقبال هستند. موج فتنه که از همراهی طیف دانشگاهی با دولت به شدت واهمه دارد تمام تلاش خود را بر رویارویی دانشجویان با رئیس جمهور معطوف ساخته تا اینگونه وانمود کند که دانشگاهیان در تقابل با دولت هستند.

در پی تحرکات مشکوک فتنه گران ، تشکل ها و نهاد های دانشجویی دانشگاه تهران اعلام کردند اجازه هرگونه تحرک و خودنمایی را از فتنه گران سلب خواهند کرد و آخرین رگ حیات فتنه را در دانشگاه تهران با استقبال از رئیس جمهور قطع خواهد نمود.


دادستان تهران گفت: عده‌اي مي‌خواهند قتل پزشكان را هم سياسي جلوه دهند.

 عباس جعفري دولت‌آبادي، دادستان تهران در مراسم توديع و معارفه سرپرستان قديم و جديد دادسراي ناحيه 10 هاشمي اظهار داشت: برخي از سايت‌ها در موضوع قتل پزشكان تهراني قصد داشتند اين قتل‌ها را سياسي جلوه بدهند در حالي كه قاتل پزشك دوم دستگير شد و پدرش هم در گيلان غرب خودكشي كرد و درخواست كرد اين پرونده به تهران ارسال شود.

وي افزود: برخي مي‌خواهند اين گونه جلوه دهند كه تمام قتل‌هاي ايران سياسي است و اين قتل‌ها را با قتل دكتر علي محمدي و دكتر معتمدي ارتباط داده‌اند.

جعفري در مورد نتيجه پرونده اولين قتل پزشك تهراني گفت: قتل اولي كه در بلوار كشاورز رخ داد هنوز در مسير تحقيقات ادامه دارد و سرنخ خاصي پيدا نكرديم.

وي با رد برخي شايعات مبني بر انتقال پرونده قتل پزشكان از دادسراي جنايي گفت: پرونده‌ها هنوز در دادسراي جنايي است و اظهار نظرها مبني بر انتقال پرونده به جايي ديگر اشتباه است.

دادستان تهران درباره دستگيري‌هاي انجام شده در اصفهان گفت: مرخصي دادن به زنداني‌ها نبايد به اين گونه باشد كه افراد بعد از مرخصي به فعاليت سياسي بپردازد ولي برخي از آنها به اصفهان رفته‌اند كه مجبور به دستگيري آنها شديم.

وي ادامه داد: نهادها و سازمان‌هايي كه پروانه فعاليت ندارند نبايد فعاليت نكنند و افرادي كه از مرخصي استفاده مي‌كنند بايد به اصول آن پايبند باشند.

جعفري ادامه داد: وقتي رأفت اسلامي شامل حال زنداني‌ها مي‌شود آنها بايد قدر اين موقعيت را بدانند.

وي با بيان اينكه جريان‌هاي سياسي بايد مرزهاي خود با نظام را روشن كنند گفت: عده‌اي مي‌خواهند همچنان در تنور حوادث بدمند و به آن دامن بزنند.

دادستان تهران ادامه داد: انتقاد از جمهوري اسلامي آزاد است اما تقابل با جمهوري اسلامي ايران بي‌پاسخ نخواهد ماند.

وي با خطاب به مسئولان نظام گفت: مسئولان آرامش را رعايت كنند و از بيان سخناني كه آرامش و وحدت جامعه را بر هم مي‌زند جلوگيري كند. دشمنان در مرزها نشسته‌اند تا از اختلاف ميان مسئولان سوء استفاده كنند.

جعفري افزود: نظام جمهوري اسلامي ظرفيت بالايي در زمينه رأفت در برخورد با كساني كه در مقابل نظام قرار گرفته‌اند دارد اما در جاي خود با آنها برخورد كرده است. كساني كه مي‌خواهند به دامان ملت برگردند بدانند هيچ زماني براي بازگشت دير نيست و انتخاب ساير راه‌ها عاقب به خيري به دنبال ندارد.

اخبار مربوط به توديع و معارفه سرپرستان جديد و قديم دادسراي ناحيه 10 هاشمي متعاقباً ارسال خواهد شد.

                 اوباما VOA را تحقير كرد تا BBC را بي حيثيت كند

مصاحبه باراك اوباما با شبكه بي بي سي انگليس (در واكنش به موج آفريني موفق احمدي نژاد در سازمان ملل) هرچند كه از سوي محافل سياسي و رسانه اي دنيا «منفعلانه، از سر دستپاچگي، بازي خوردن از حريف، و بي تاثير» ارزيابي شد اما واجد يك «پيام» بود و آن اعلام رسمي تخته شدن در صداي آمريكا (VOA) بود.
سكولاريسم نو با بررسي اين موضوع نوشت: وزارت خارجه آمريكا هيچ تمايلي به مصاحبه اوباما با VOA نداشت. گفته مي شود پس از مصاحبه اوباما با بي بي سي، تهيه كنندگان و خبرنگاران صداي آمريكا در راهروهاي VOA به طنز به هم مي گفته اند كه صداي آمريكا ديگر صداي آمريكا نيست.

اين در حالي است كه صداي آمريكا تنها چند صد متر با كاخ سفيد فاصله دارد. اين اتفاق باز هم صحه بر ضعف هاي پنهان و پيداي مديريتي در بخش فارسي صداي آمريكا است. چرا كه اين رسانه بخشي از ابزارهاي اجرايي سياست هاي رسانه اي دولت آمريكا به حساب مي آيد كه در يكي از مهم ترين رخدادهاي سياسي در قبال ايران به بازي گرفته نشده است.

اين رسانه ضد انقلابي نوشت:«از چندي پيش و پس از طرح موضوع بحران هاي مديريتي در بخش فارسي صداي آمريكا كه منجر به برداشته شدن مدير اين راديو يعني «آلكس بليدا» شد، بسياري بر اين باورند كه رسانه اي با بودجه بالاي اختصاص يافته نتوانسته است جايگاه خود را به عنوان يك مرجع تثبيت كند. اين در حالي است كه پس از رايزني هاي بسيار گفته مي شود تلاش هايي براي تثبيت علي سجادي به عنوان مدير از سوي برخي انجام گرفته اما بر خلاف زمان اعلام شده در ماه سپتامبر هنوز مديري در صداي آمريكا براي بخش فارسي تعيين نشده است. اينك برخي از نيروهاي حرفه اي در صداي آمريكا اين اتفاق را يك بخش فراموش نشدني در كارنامه خود مي دانند.»

در عين حال آنچه سكولاريسم نو فراموش كرده مورد اشاره قرار دهد انتقادهاي جدي رسانه هاي حرفه اي از شبكه بي بي سي است هم از آن جهت كه مصاحبه با اوباما به شكل يك رپرتاژ آگهي ضعيف و بدون چالش مورد نياز گفت وگوهاي جدي رسانه اي به اجرا درآمد و هم به اين دليل كه نشان داد بي بي سي نه تنها مستقل از وزارت خارجه انگليس نيست و رسانه اي كاملاً رسمي و دولتي است، بلكه مهم تر از آن در خدمت وزارت خارجه آمريكا قرار دارد و به عنوان زايده رسانه اي بين دولتي عمل مي كند.
 
ضرورت رسيدگي قضايي در خصوص عملياتهاي تروريستي)
 
حاشیه امن تروریست ها تا کجا؟!

(ضرورت رسيدگي قضايي در خصوص عملياتهاي تروريستي)

متأسفانه علیرغم این همه فجایع و جنایاتی که توسط گروههای تروریستی مختلف با اسامی و عناوین گوناگون بر ملت عزیز و نظام مقدس ما تحمیل شده، تشکیل پرونده و محکومیت قضایی آمرین، مسببین، و مباشرین فراری این هزاران اقدام تروریستی و تعیین کیفر و محکومیت ایشان به پرداخت و جبران صدمات و خسارات مالی و معنوی وارده (دیه و دیگر خسارات مادی و معنوی وارده به اشخاص و وراث ایشان)، به اتهام مشارکت در جنایت به دلایل مختلف تاکنون حتی در یک مورد هم در داخل کشور اتفاق نیافتاده است.

 

عملیاتهای تروریستی سازمان یافته گروههای معاند از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون موجب شهادت نزدیک به ۱۶۵۰۰تن از هموطنان عزیزمان و ایراد صدمات جسمی و روحی و مالی غیرقابل جبران به هزاران نفر دیگر از ایرانیان شده است که در بین این شهدا و مصدومین، مسئولین رده بالای نظام تا افراد عادی به چشم می خورند.

 

متأسفانه علیرغم این همه فجایع و جنایاتی که توسط گروههای تروریستی مختلف با اسامی و عناوین گوناگون بر ملت عزیز و نظام مقدس ما تحمیل شده، تشکیل پرونده و محکومیت قضایی آمرین، مسببین، و مباشرین فراری این هزاران اقدام تروریستی و تعیین کیفر و محکومیت ایشان به پرداخت و جبران صدمات و خسارات مالی و معنوی وارده (دیه و دیگر خسارات مادی و معنوی وارده به اشخاص و وراث ایشان)، به اتهام مشارکت در جنایت به دلایل مختلف تاکنون حتی در یک مورد هم در داخل کشور اتفاق نیافتاده است.

 

این روند انفعالی و غیرقانونی آنقدر موجب تعجب و خرسندی مباشران فراری و مسببین این جنایتها و رهبران گروههای تروریستی شده که امر بر آنها مشتبه شده و هم اکنون علیرغم مدارک متقن و غیر قابل انکار متعددی که در مکانها و ادارات مختلف قضایی و امنیتی کشور بصورت پراکنده در انتساب این جنایات به آنها وجود دارد، با وقاحت تمام عملا منکر این اقدامات جنایتکارانه می شوند؟! گویی که اصلا جنایاتی رخ نداده است؟! و حتی در مقابل، حکومت اسلامی را متهم می کنند که اعضای گروههای آنها را بدون هیچ دلیل و ناعادلانه مجازات نموده است؟!

 

علی ایحال باز هم باید گفت گذشته ها گذشته و باید در پی این باشیم که از هم اکنون چه باید کرد؟!

طراحی و فرمان انجام عملیاتهای تروریستی در سلسله مراتب تشکیلاتی شکل گرفته و در نهایت توسط عامل و یا عوامل شاخه نظامی گروه تروریستی به انجام می رسد. لذا در این فرآیند به سبب وحدت قصد معاونین و مباشرین، از نظر حقوق کیفری پذیرفته شده بین الملل و همچنین حقوق داخلی جنایت صورت گرفته عملا منتسب به تمام افراد دخیل در آن فرآیند از ابتدا تا انتها بوده و ایشان شریک در جنایت قلمداد می شوند. چه اینکه در حقوق بین الملل کیفری و کنوانسیونها و قطعنامه های ضدتروریستی شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز همین تفکر و دیدگاه به وضوح مشاهده می شود.

 

بنابراین در بعد داخلی تمامی افرادی که در این سلسله وجود دارند علاوه بر مجازات مقرره در قانون مجازات اسلامی، مستند به مواد ۳۱۶، ۳۱۸، ۳۶۳ همان قانون و نیز مواد ۱و ۲ قانون مسئولیت مدنی، و دیگر مواد قانونی مرتبط و همچنین قواعد حقوقی بین المللی تقصیر و کنترل، مسئول جبران خسارات مادی و معنوی وارده می باشند و حتی اگر همه و یا بعضی از ایشان نیز معدوم، و یا فراری و مجهول المکان باشند دلیل و توجیهی بر توقف دادرسی و عدم احضار متهمین زنده و اصدار قرار مجرمیت و کیفر خواست و نهایتاً رای غیابی بر محکومیت جزایی و الزام به جبران خسارت وارده ایشان نخواهد بود.

 

ناگفته نماند در اینجا مجازاتهای مذکور در کتاب حدود قانون مجازات اسلامی (مجازات از باب محاربه) موردنظر نیست چرا که اگر محاربه را دارای خصیصه حق الهی صرف بدانیم اصدار رای غیابی در آن خصوص منع قانونی دارد هر چند که حتی در آن مورد نیز شروع به رسیدگی قضایی و احضار متهم و یا متهمین از طریق نشر آگهی و تحصیل دلایل و اخذ شهادت شهود و غیره از وظایف دستگاه قضایی بوده و هست و صرفا پس از تکمیل پرونده، اصدار رای منوط به حضور متهم خواهد بود. ولی از آنجا که در این موارد شاکی و مدعی خصوصی نیز وجود دارد دستگاه محترم قضایی تکلیف داشته و دارد تا نسبت به محکومیت مسببین در خصوص جبران خسارات وارده رسیدگی و اصدار رای نماید.

 

نکته بسیار اساسی و حائز اهمیت اینکه علیرغم این واقعیت که قضات ما در خصوص جرایم عادی تمایلی به صدور رای محکومیت معاونین و مسببین جرم به پرداخت دیه و دیگر خسارات مادی و معنوی وارده ندارند و معمولا صرفا مباشر جنایت را مسئول پرداخت دیه و احتمالا خسارات می دانند، ولی از آنجا که در گروه های تروریستی وضعیت خاصی حاکم است به یقین می توان و باید اذعان نمود در این جنایات سبب اقوی از مباشر است و اگر آمران و طراحان و مسببین نبودند به یقین مباشر آن عملیات را انجام نمی داد.

 

همچنین سیاق مواد ۱۸۶ و ۱۸۷ قانون مجازات اسلامی که تمامی اعضا و حتی هواداران آن گروه ها را محارب قلمداد نموده موید وضعیت ویژه ای است که در گروه های معاند و برانداز وجود دارد. لذا فرض صحیح این است که همه اعضای خرد و کلان این گروه ها با علم به اهداف آن گروه و نتایجی که ممکن است اقدامات این گروه ها به بار آورد به عضویت آن گروه ها درآمده و نسبت به آن اهداف آگاهی دارند و به همین خاطر در جنایاتی که توسط اعضای آن گروه انجام می شود به عنوان شریک محسوب می شوند.

 

همچنین ماده ۳۱۸ قانون مجازات اسلامی اشعار می دارد:

تسبیب در جنایت آن است که انسان سبب تلف شدن یا جنایت علیه دیگری را فراهم کند و خود مستقیما مرتکب جنایت نشود به طوری که اگر نبود جنایت حاصل نمی شد.

بنابراین باید گفت، معاونت در جرم و یا سببیت در ایجاد خسارت، با وجود و اثبات قصد مشترک و علم معاون برای عمل مباشر، و یا مدخلیت و کمک در ایجاد و تاثیر سبب نهایی به وقوع می پیوندد و در این جنایات نیز رابطه علیت و سببیت بین نتایج حاصله از جنایات صورت گرفته و خسارات وارده با افعال و قصد رهبران و آمران سازمان تروریستی به منظور ایراد ضربه به نظم عمومی جامعه با ایجاد رعب و وحشت بوده و این امر احراز و اثبات شده است.

 

بعلاوه، مستند به نظریه شماره ۷۳۲۵۵/۷- ۱۸/۱۰/۱۳۸۴ ا.ح.ق: «هر چند تسبیب درجنایت فی نفسه از اقسام عمد و شبه عمد نیست لکن ممکن است در حکم عمد و شبه عمد باشد مثلا اگر ایجاد سبب به قصد قتل باشد در حکم قتل و مستوجب مجازات قتل عمد است...»

مستند به ماده ۳۱۶ قانون مجازات اسلامی «جنایت اعم از آن که به مباشرت انجام شود یا به تسبیب یا به اجتماع مباشر و سبب موجب ضمان خواهد بود»

و ماده ۳۶۳ آن قانون تصریح می نماید: «در صورت اجتماع مباشر و سبب در جنایت مباشر ضامن (دیه و خسارات) است مگر این که سبب اقوی از مباشر باشد»

همچنین، وفق موازین فقهی در مواردی که جنایت صورت گرفته عرفا منتسب به فعل مسبب یا مسببین می باشد سبب اقوی از مباشر خواهد بود که مصداق این امر در سازمانهای غیرقانونی و تروریستی به وضوح عینیت یافته و عامل بر اثر تحمیل، اکراه و یا اغفال صرفا از سلسله مراتب سازمانی اطاعت کرده و به دستور آنان مبادرت به انجام عملیات تروریستی نموده و عرف بدون هیچ شک و شبهه ای آن عملیاتها را منتسب به سازمان می داند و نه شخص عامل و یا مباشر. مضافاً اینکه جذب، آموزش، و پشتیبانی لجستیکی و اطلاعاتی و عملیاتی مباشر تماماً برعهده سازمان بوده است و به قطع و یقین باید گفت که اگر سازمان تروریستی و فرمان صادره سلسله مراتب آن سازمان نبود عملیات تروریستی انجام نمی شد. مواد ۱ و ۲ قانون مسئولیت مدنی اشعار می دارد:

 

ماده ۱- هرکس بدون مجوز قانونی عمداً یا در نتیجه بی احتیاطی به جان یا سلامتی یا مال یا آزادی یا حیثیت یا شهرت تجارتی یا به هر حق دیگر که به موجب قانون برای افراد ایجاد گردیده لطمه ای وارد نماید که موجب ضرر مادی یا معنوی دیگری شود مسئول جبران خسارت ناشی از عمل خود می باشد.

 

ماده ۲- در موردی که عمل واردکننده زیان موجب خسارت مادی یا معنوی زیان دیده شده باشد دادگاه پس از رسیدگی و ثبوت امر او را به جبران خسارات مزبور محکوم می نماید و چنان چه عمل واردکننده زیان فقط موجب یکی از خسارات مزبور باشد، دادگاه او را به جبران همان نوع خساراتی که وارد نموده محکوم خواهد بود.

 

شایان ذکر اینکه، مستند به ماده ۲۵۹ ق.م.ا: «هرگاه کسی که مرتکب قتل موجب قصاص شده است بمیرد قصاص و دیه ساقط می شود» بنا بر ماده اخیرالذکر اگر در عملیاتهای تروریستی که در اغلب اوقات مباشرین در حین و یا پس از عملیات به هلاکت می رسند و یا اساساً شناسایی نمی شوند ولی یک گروه تروریستی مشخص مسئولیت آنرا بعهده می گیرد و یا شواهد و قرائن حاکی از انجام آن عملیات تروریستی توسط گروه خاصی است، سبب را اقوی از مباشر و ضامن پرداخت خسارات ندانیم برخلاف عقل و عدالت عمل کرده و عملا با دست خود به دشمن خود کمک کرده ایم و با فرض اینکه معاونین و مسببین استطاعت جبران خسارات وارده را داشته باشند (که معمولا دارند) این حق را از بازماندگان محترم شهدای ترور و آسیب دیدگان از بابت عملیات تروریستی سلب کرده ایم و من غیر حق تمام بار مسئولیت جبران خسارات را بر بیت المال تحمیل کرده ایم.

 

اکنون شاید این سؤال به ذهن متبادر شود که نتیجه انجام فرآیند آیین دادرسی و در نهایت اصدار رأی محکومیت معاونان، مسببان و مباشران عملیاتهای تروریستی چیست؟

پاسخ اینکه:

 

۱.اصل صلاحیت سرزمینی از اصول اساسی و زیربنایی صلاحیت قوانین کیفری جهانی به شمار می رود و مستند به ماده ۳ قانون مجازات اسلامی رسیدگی به جرایم ارتکابی در سراسر کشور در صلاحیت دادگاههای کشورمان و از وظایف این مراکز قضایی می باشد و هیچ مرجع قضایی حق ندارد به هر بهانه از جمله در دسترس نبودن متهم یا متهمین کار رسیدگی به جرایم ارتکابی در کشور و تعیین کیفر برای مرتکبین و محکومیت ایشان به جبران خسارات ناشی از جرم را متوقف نماید.

 

لذا رسیدگی به این جرایم تا اصدار حکم مقتضی از وظایف عینی و غیرقابل انکار دستگاه محترم قضایی بوده و هست که متأسفانه در خصوص جرایم تروریستی تاکنون به نحو غیرقابل گذشتی اهمال شده است. پرواضح اینکه اگر این اقدامات صورت گیرد، ما از بعد داخلی و بین المللی به تکلیف قانونی خود عمل کرده و علاوه بر انجام وظیفه ذاتی خود ایجاد هرگونه تشکیک در وقوع جنایت و یا چگونگی وقوع آنرا از مخالفان و بدخواهان سلب کرده ایم.

 

۲.موجب تحصیل به موقع دلایل، از جمله گزارشات کارشناسی در خصوص برآورد خسارات وارده، اخذ شهادت شهود، گواهی پزشکی قانونی وغیره پس از وقوع جنایت و قبل از کمرنگ شدن و یا از بین رفتن دلایل خواهد شد.

 

۳.انجام کامل فرآیند، دادرسی این شبهه را درمحافل بین المللی و احتمالاً داخلی پیش نخواهد آورد که فرآیند دادرسی عادلانه رعایت نشده است و آنها ناعادلانه مجازات شده اند. چرا که عدم رعایت شیوه دادرسی عادلانه و عدم احضار و ابلاغ وقت دادرسی به متهم یا متهمین از طرق مقرر در قانون از جمله نشر آگهی درمورد متهمین مجهول المکان، و موارد جزایی دیگر تماماً موجب می شود که ازحیث حقوقی، این فرآیند یک بازی سیاسی جلوه داده شود و موجبات جوسازی علیه حکومت ج. ا. ایران را فراهم نماید.

 

۴.پس از انجام تکلیف قانونی با تقدیم آراء صادره به پلیس بین الملل می توان تقاضای جلب بین المللی آن افراد را نمود که بسیار موثرتر از درخواست جلبی است که مستند به دلایل قضایی و رای محکومیت دادگاه صالحه نباشد و شبهه سیاسی بودن و کم اعتباری آن درخواست را مرتفع خواهد کرد.

 

۵.اگر اموالی از مباشرین و مسببین جنایت درکشور یافت شود می توان از آن اموال خسارات وارده را جبران نمود.

 

۶.با ارائه رای صادره به دادگاههای دولی که محکومین در محدوده قلمرو آن کشورها اقامت دارند می توان درخواست استرداد مجرمین را نمود. چرا که تمام کنوانسیونهای بین المللی مربوط به تروریسم، براساس اصل «استرداد یا مجازات» دولتهای عضو را مکلف می سازند تا در صورت عدم استرداد متهم، نسبت به محاکمه و مجازات وی اقدام نمایند و از آنها می خواهند درجلوگیری و سرکوبی جرایم تروریستی با یکدیگر همکاری داشته باشند.

 

۷.براساس قاعده عموماً پذیرفته شده و بین المللی، اجرای احکام مدنی دادگاههای خارجی از کشور بیگانه، می توان تقاضای توقیف، اموال محکومین درکشورهای خارجی و جبران خسارات وارده را بنماییم.

 

۸.بر فرض اینکه دولتی که متهمین درآن اقامت دارند حاضر به استرداد و اجرای حکم پرداخت خسارت مدنی از اموال محکوم علیهم نشد و یا صرفاً دستور اجرای پرداخت خسارات وارده از اموال محکوم علیهم را تنقیذ و اجرا کند ولی حاضر به استرداد محکومین برای تحمل کیفر درکشورمان نشود، با استناد به قاعده بین المللی انکار و ممانعت از اجرای عدالت، درخواست رسیدگی ماهوی به جرایم انتسابی به محکومین ومجازات ایشان درکشورمتوقف فیه متصور و امکان پذیر خواهد بود.

 

۹.به لحاظ انجام اقدامات قضایی، عملاً قاطع مرور زمان مجازات جنایات کیفری که تقریباً همه کشورهای جهان در آئین دادرسی کیفری خود درج نموده اند خواهیم شد و اگر دربرهه ای از زمان بمنظور مجازات مرتکبین عملیاتهای تروریستی ناچار به طرح شکایت کیفری بر علیه محکومین درکشورهایی شویم که ایشان در آنجا اقامت دارند انجام تکالیف قضایی از ابتدا تا انتها قاطع مرور زمان جرم انتسابی درآن کشورها خواهد بود و با قرار موقوفی تعقیب به لحاظ مرور زمان مواجه نخواهیم شد.

 

پیشنهادات:

 

۱. همه روسای محترم دادسراها مکلف شوند در انجام وظیفه ذاتی خود، کلیه اقدامات قضایی لازم مورد اقدامات تروریستی که درچند سال اخیر توسط کلیه گروههای تروریستی درنقاط مختلف کشور خصوصاً شهر زاهدان صورت گرفته و یا احتمالاً درآینده بوقوع خواهد پیوست. فوراً به انجام برسانند و پس از تکمیل پرونده آن را بمنظور اصدار حکم محکومیت مسببین به مجازات وجبران خسارات وارده به دادگاه صالحه ارسال نمایند.

تذکر بسیار مهم اینکه تمامی مرتکبین اعم از مباشرین و مسببین مربوطه گروه تروریستی که بصورت مستقیم یا غیر مستقیم درجنایت صورت گرفته نقش داشته اند به عنوان متهم طبق آئین دادرسی کیفری تحت تعقیب قضایی قرار گیرند.

 

۲. ریاست محترم قوه قضائیه درمرکز هر استان، یک شعبه دادگاه بمنظور رسیدگی به پرونده های تروریستی اختصاص دهند و به صلاحدید خود مشکل قانونی صلاحیت محلی رسیدگی به پرونده های مرجوع الیه را درمرکز استان حل نمایند به نحوی که هیچ ایراد حقوقی دراین خصوص وارد نباشد.

 

۳. روسای محترم دادگاههای رسیدگی کننده توجیه شوند، اولاً کلیه مباشرین، معاونین و دریک کلام کلیه مسببین و مرتکبین جنایت را متضامناً محکوم به جبران خسارات وارده نمایند و همچنین نسبت به تمامی خسارات وارده از جمله خسارات وارده مازاد دیه و خسارات معنوی وارده اصدار رای نمایند تا در مواردی که مباشر عملیات تروریستی درحین عملیات به هلاکت رسید و یا در فرآیند قضایی به عنوان محارب اعدام شد، و یا اینکه توانایی جبران خسارات وارده را ندارد. بر فرض مراجعه به دادگاههای خارجی محل اقامت محکومین، درخواست اجرای خسارات مدنی ناشی از جرم کیفری رقمی قابل ملاحظه و جبران کننده خسارات وارده باشد.


 
دولت خاتمی= معایب دولت هاشمی + بازیهای سیاسی ویژه

دولت خاتمی البته پرکار نبود بلکه به دنبال بازی های حزبی و سیاسی بود ولی پرخرجی های دولت سازندگی را هم داشت/ سبز مقدس ... سبز محترم ... سبز معترض ... سبز منحرف/ من پیشگو نیستم ! این را هم درست نمی دانم که از الان مانند برنامه 90 اعلام کنیم که ببینندگان محترم پیامک بزنند که این تیم می برد یا آن تیم ! اساسا این نوع اظاهر نظرها رجما ً للغیب است و فضلی برای گوینده و شنونده ندارد اما مهمتر از آن این است که از الان وظیفه خودم می دانم مردم و خودم را به این سمت و سو هدایت کنم که به اصلح رای دهیم
حجت الاسلام و المسلمین رسایی نماینده محترم مردم تهران و حومه در مجلس شورای اسلامی در پاسخ به سئوال یکی از کاربران که از وی درباره عملکرد و کیفیت هر یک از دولت های آقایان هاشمی، خاتمی و احمدی نژاد پرسیده بود، گفت:

« دولت هاشمی دولتی پرکار اما پرخرج هم بود . پرخرجی این دولت هم در سیاست های اقتصادی و هم در سیاست های مدیریتی آن نمایان بود . البته به دلیل این پرخرجی ها ، پرکاری دولت وی همواره در جیب قشر خاصی قرار می گفت. دولت سازندگی بیش از آن که مردم محور باشد، حزبی با محور شخص هاشمی بود .


دولت خاتمی البته پرکار نبود بلکه به دنبال بازی های حزبی و سیاسی بود ولی پرخرجی های دولت سازندگی را هم داشت . یعنی همان سیاست های مدیریتی و همان سیاست های اقتصادی هاشمی بر این دولت سایه انداخته بود . این دولت هم به دلیل برآمدن از دل احزاب ، مردم محور نبود اما به دلیل شخصیت ضعیف آقای خاتمی شخص محورهم نبود بلکه حزب محور بود.

دولت احمدی نژاد را پرکار و کم خرج می دانم ، پرکاری آن مشهود است و کم خرجی آن نیز در سیاست های اقتصادی و مدیریتی آن پیداست. این دولت از آنجا که از دل مردم بیرون آمد ، مردم محور شد و نه حزب محور . مدلی که اهل بیت( علیهم السلام) ما را به آن سمت و سو هدایت کرده اند ، همین مدل کثیر المعونة و قلیل مؤونة است یعنی کار زیاد و خرج کم. »


وی همچنین پیرامون دو دستگی ملت بخاطر مسائل بعد از انتخابات به جنبش سبز و مخالفانشان اظهار داشت:
« بر خلاف نظر شما من فكر نمي كنم كه ملت ما دو دسته شده باشند بلكه واقعا ما مردمي يك پارچه داريم . اين كه شما ادعا كنيد كه معترضين زيادند اول دعواست ! بر اساس چه دليلي شما مدعي هستيد كه آنها زيادند و اينها كم هستند ؟ حوادث پس از انتخابات دهم روز به روز از تعداد معتقدين به تقلب كاسته است ،‌ نشانه آن هم همين نبود پايگاه اجتماعي اين جماعت است كه خودشان به آن معترفند.


به عقيده من سبزها چهار دسته اند :
سبز مقدس كه حدود 75 ميليون نفر در داخل كشور هوادار دارد . همه ما از طرفداران سبز مقدس هستيم .


سبز محترم كه حدود 13 ميليون جمعيت آنهاست . همه آنهايي كه در انتخابت شركت كردند و به يكي از كانديداهاي ديگر غير از احمدي نژاد راي دادند بويژه آنها كه به موسوي راي دادند ، محترمند چون با راي آنها بود كه ميزان مشاركت در كشور ما به 85 % رسيد و مشتي بر دهان ياوه گويان بود.


سبز معترض كه تعداد آنها در ابتدا در كل كشور شايد به دو ميليون نفر مي رسيد اما اندك اندك با روشنگري هاي صورت گرفته و با توجه به اعترافات امثال ابطحي و تاج زاده مبني بر عدم تقلب و همچنين با رفتارهاي امثال موسوي در هواداري از كساني كه به عاشورا اهانت كردند ، كم كم از تعداد آنها كاسته شد و تعداد معترضين در حال حاضر شايد به بيست هزار نفر هم نرسد اما در عين حال با افراد معترض كه قصد بر هم زدن نظم عمومي ندارند هم بايد مدارا كرد و به اعتراضشان پاسخ داد .


سبز منحرف كه عمدتا كساني هستند كه اساسا در انتخابت شركت نكردند و اعتقادي به جمهوري اسلامي ندارند . اين جماعت از ابتداي انقلاب هم بودند ، خانواده ساواكي ها ، اعدامي ها ، خلافكاران ، بي دين ها و ... منتهي در سال هاي قبل به دليل عدم انسجام و عدم پشتيباني از طرف شخصيت هاي سياسي ، نمي توانستند كاري كنند ولي در فتنه اخير با حمايت سران فتنه و تجمع در تحت يك رنگ ، انسجام پيدا كردند ولي خيلي زود رنگ حقيقي آنها براي مردم معلوم شد . اين سبز همان كساني بودند كه مسجد آتش زدند ، به بسيج حمله كردند و در عاشورا آن افتضاح را به بار آوردند.»


ایشان در پاسخ به سئوال فردی دیگر که از وی خواسته بود رئیس جمهور بعدی را از بین گزینه های معرفی شده پیش بینی کند، تصریح کرد:

« من پیشگو نیستم ! این را هم درست نمی دانم که از الان مانند برنامه 90 اعلام کنیم که ببینندگان محترم پیامک بزنند که این تیم می برد یا آن تیم ! اساسا این نوع اظاهر نظرها رجما ً للغیب است و فضلی برای گوینده و شنونده ندارد اما مهمتر از آن این است که از الان وظیفه خودم می دانم مردم و خودم را به این سمت و سو هدایت کنم که به اصلح رای دهیم ، بلغ ما بلغ .»


حجت الاسلام رسایی همچنین درباره کاندیدا شدنش برای ریاست جمهوری تاکید کرد:
« به کسی گفتند که چرا خانه نمی خرید گفت : پنجاه درصدش درست شده ، من می خواهم ولی پول ندارم . در خصوص موضوع ریاست جمهوری برای مثل بنده فکر می کنم نه من می خواهم و نه از چنین شرایطی برخوردارم و نه اساسا مردم خواهان آن هستند! یعنی پنجاه درصدش هم درست نشده است» 

اولين جلسه دادگاه رسيدگي به حوادث كوي دانشگاه برگزار شد
اولين جلسه‌ رسيدگي به پرونده‌ حوادث كوي دانشگاه در شعبه‌ دوم دادگاه نظامي يك تهران برگزار شد.

 نقل از روابط عمومي سازمان قضايي نيروهاي مسلح، متعاقب اطلاعيه‌ مورخ 9/4/89 سازمان قضايي نيروهاي مسلح پيرامون صدور كيفرخواست در مورد اتهامات 27 نفر از متهمان حوادث كوي دانشگاه، اولين جلسه‌ دادگاه رسيدگي به اين پرونده صبح امروز ـ سه‌شنبه ـ برگزار شد.

در اين جلسه كه 23 نفر از متهمان حوادث كوي دانشگاه و وكلاي آنان و تعدادي از شكات حضور داشتند، رييس دادگاه با اشاره به روند رسيدگي به اين پرونده و بيان برخي از مقررات آيين دادرسي كيفري، با تاكيد بر ضرورت رعايت ماده‌ 327 قانون آيين دادرسي كيفري مصوب 1290 اعلام كرد كه مطابق قانون، انتشار اسامي متهمان پس از قطعي شدن حكم دادگاه ميسر خواهد بود.

در ادامه، كيفرخواست صادره عليه متهمان پرونده قرائت شد و موضوع اتهامات و دلايل آن توسط رييس دادگاه به متهمان تفهيم شد.

سپس شاكيان و وكلاي آنان و نماينده‌ حقوقي وزارت علوم، تحقيقات و فن‌آوري و نماينده‌ حقوقي دانشگاه تهران شكايت خود را مطرح كردند، يكي از متهمان و وكيلش به دفاع پرداختند و نماينده‌ دادستان نيز از كيفرخواست دفاع كرد.

جلسات بعدي دادگاه جهت رسيدگي به اتهامات متهمان در روزهاي بعد برگزار خواهد شد.

گفتني است علاوه بر رسيدگي به اتهامات 27 نفر از متهمان كه رسيدگي به اتهام آنان در دادگاه آغاز شده است، تحقيقات در مورد 17 متهم ديگر پرونده نيز در دادسراي نظامي پايان يافته و پرونده‌ اين متهمان به زودي با صدور كيفرخواست به دادگاه ارسال خواهد شد.


روایتی از تک تیراندازان مخملی

تيري ميسان، روزنامه نگار مشهور فرانسوي به بررسي شباهت‌هاي انقلاب‌هاي مخملي پرداخت و گفت كه در اين انقلاب‌ها هميشه "تك تيرندازاني"  وجود دارند كه فردي را مي‌كشند و همدستان آنها اين قتل را به پليس نسبت داده در رسانه‌ها آن را بزرگ‎نمايي مي‌كنند.
"تيري ميسان " روزنامه نگار فرانسوي و مدير سايت تحليلي "ولترنت " در گفت‌وگو با خبرگزاري فارس در ارتباط با اتفاقات به وجود آمده بعد از انتخابات دهم رياست جمهوري در تهران گفت: مسائلي كه بعد از انتخابات رياست جمهوري در ايران رخ داد به هيچ وجه مرا متعجب نكرد زيرا من پيش از آن شاهد چنين اتفاقاتي در كشورهاي ديگر بودم. من پيش از اين شاهد اين بودم كه آمريكا چگونه انقلاب نارنجي را در اوكراين سازماندهي كرده بود اين كشور همچنين اين انقلاب را در قرقيزستان هدايت كرده بود و اتفاق‌هاي مشابهي را در ونزوئلا و كشورهاي ديگر شاهد بودم، براي همين اصلا از اتفاقات ايران متعجب نشدم.

* در ونزوئلا رسانه‌ها طوري عمل كردند كه گويا انقلاب بزرگي در اين كشور اتفاق افتاده است


تيري ميسان در ارتباط با نقش رسانه هاي غربي در بزرگنمايي اغتشاشات گفت: در زماني كه گفته مي شد تظاهرات گسترده اي عليه چاوز در ونزوئلا شكل گرفته است در اين كشور بودم و شاهد بودم كه حدودا 10 هزار نفر از مخالفان چاوز عليه او تظاهرات مي كردند ولي اين مخالفت ها در رسانه هاي خارجي و تلويزيون‎هاي غربي به صورتي نمايش داده مي شد كه همه تصور مي كردند كل مردم ونزوئلا مخالف چاوز هستند در حالي كه براي كشور بزرگي مانند ونزوئلا، 10 هزار نفر جمعيت زيادي نيست.
در ونزوئلا يك مشكل بزرگ و عجيب وجود داشت و آن اين بود كه تلويزيون اين كشور در آن زمان توسط كشورهاي غربي كنترل و هدايت مي شد. مردم در زمان اغتشاشات در تلويزيون ونزوئلا شاهد يك انقلاب بزرگ بودند ولي وقتي به خيابان ها مي آمديد از انقلاب خبري نبود.
تفكر در اين مسئله بسيار مهم است كه چگونه مي شود اين توهم را به وجود آورد كه يك موضوع غيرواقعي طوري منعكس مي شود كه براي مردم واقعي جلوه مي‌كند.

* اعتراضات در انقلاب‎هاي رنگي آمريكايي هميشه با خشونت همراه است

اين روزنامه نگار فرانسوي در ادامه گفت‌وگوي خود با فارس به شباهت خشونت هاي صورت گرفته در انقلاب هاي مخملي پرداخت و گفت: اعتراض ها در انقلاب هاي رنگي كه توسط آمريكا هدايت مي شود هميشه با خشونت همراه است. در اين اغتشاش ها هميشه افرادي كه نقش تك‎تيراندازها را ايفا مي كنند وجود دارند. تاكيد مي كنم در همه موارد اين تك تيراندازها وجود دارند. به همين خاطر در زمان اغتشاشهاي تهران چنين اتفاقي را پيش بيني مي كردم. اينكه يك نفر توسط يك تك تيرانداز كشته شود و عده‌اي كه فرياد مي زنند ما ديديم كه پليس او را كشت.
مرحله بعدي كه در انقلاب هاي رنگي تكرار مي شود اين است كه بعد از كشته شدن يك يا چند نفر توسط تك تيرانداز ها، فيلم هاي گرفته شده از فرد كشته شده در اين ماجرا توسط دوربين موبايل، براي رسانه هاي غربي ارسال مي شود. براي مثال در تظاهرات ترتيب داده شده عليه چاوز، فيلم هايي تهيه شده بود كه نشان مي داد نيروهاي طرفدار چاوز در حال تير اندازي به سمت مخالفان وي هستند. بعد از شكست كودتا در ونزوئلا فيلم كامل اين واقعه پيدا شد و در بازبيني ها معلوم مشخص شد كه دقيقا عكس اين مسئله رخ داده است. شبكه هاي تلويزيوني با استفاده از تدوين و مونتاژ توانسته بودند حقيقت را به‎عكس نشان دهند. تحقيقات در اين زمينه شروع شد و كارشناسان توانستند با زوم كردن روي تصاوير فيلم ها از روي ساعت افراد ثابت كنند صحنه هاي فيلم هايي كه در رسانه هاي خارجي نشان داده شده بود، دست‏كاري شده است. حقيقت اين ماجرا اين بود كه معترضين به طرفداران چاوز شليك مي كردند و طرفداران چاوز تنها تلاش مي كردند كه از خود دفاع كنند.

* تصويربرداري‌هاي مغرضانه در اين اغتشاش‌ها نقش مهمي را ايفا مي‎كند

تيري ميسان در ادامه افزود: تصويربرداري‌هاي مغرضانه در اين اغتشاش‌ها نقش مهمي را ايفا مي‌كنند. در اغتشاش‌هاي صورت گرفته در تهران كادر دوربين شبكه هاي غربي كه از اين اعتراض‏ها تصوير برداري كرده بودند به صورتي است كه تعداد اعتراض كنندگان مشخص نيست و تلاش مي شد كه تعداد آنها را زياد نشان دهند. دوربين هميشه روي دوش تصويربردار بود كه او با دويدن و تند راه رفتن تلاش مي كرد اضطراب را به بيننده القا كند. اين دو موضوع در تمام تصاويري كه از اغتشاش هاي ايران ديده مي شود صادق بودو همه تصاويري كه درباره ايران ديده مي شد فقط همين بود. از طرف ديگر زماني كه راهپيمايي ها و تجمعات گسترده در حمايت از انقلاب ايران شكل مي‌گيرد در شبكه هاي تلويزيوني و رسانه هاي غربي چيزي ديده نمي شود.

*صحنه‎هايي كه در ايران ديدم...

اين روزنامه نگار فرانسوي در ادامه گفت: در مورد روز قدس اين اتفاق هر سال تكرار مي شود. امسال روز قدس من در تهران بودم و دقت كردم كه افراد به‎صورت انفرادي و خانوادگي در راهپيمايي روز قدس شركت مي كنند كه با اين موضوع كه گفته مي شود كه حضور مردم در اين راهپيمايي به صورت سازماندهي شده است و با اتوبوس افراد را به راهپيمايي مي آورند و به آنها پول مي دهند صحت ندارد. نكته دومي كه توجه من را جلب كرد اين بود كه افرادي كه در راهپيمايي روز قدس شركت مي كردند خانواده‏هاي معمولي ايراني بودند در حالي كه در غرب تبليغ مي شود كه افراد غيرعادي و تندرو در اين راهپيمايي ها شركت مي كنند. من شاهد بودم كه مردم در روز قدس با تفكر در راهپيمايي حاضر مي شوند و واكنش هاي احساسي از خود نشان نمي دهند و به سخنراني مراسم گوش مي‌دهند و در مورد آن تفكر مي كنند. مردم از سنين و اقشار مختلف در راهپيمايي شركت مي كنند.
در غرب تبليغ مي شود كه مردم با گذشت 20 سال از جنگ 8 ساله و اعمال تحريم ها و مانع تراشي هاي متفاوت عليه ايران از مبارزه و دنبال كردن آرمان هاي انقلاب خسته شده اند ولي مردم ايران خلاف اين را نشان داده اند و حضورشان در نماز هاي جمعه و راهپيمايي ها نشان داده است تحريم ها و فشار هاي غرب به ايران نتوانسته است كه عزم مردم ايران را براي مبارزه كاهش بدهد.

*اگر درست عمل نكنيد صدايتان شنيده نمي‎شود

تيري ميسان در پايان  به راهكارهاي مقابله با جوسازي‏هاي رسانه هاي غرب اشاره كرد و گفت: با رسانه هاي غربي نمي‌شود به صورت مستقيم مقابله كرد. رسانه هاي غربي به دليل نظم و ساختاري كه سيستم آنها دارد در تقابل مستقيم پيروز خواهند بود. شما اگر پول زياد و يا حتي تجهيزات و سخت افزار مدرني هم داشته باشيد در صورتي كه درست عمل نكنيد صداي شما شنيده نخواهد شد.
براي مثال بايد بگويم اينترنت فضاي خوبي براي كار است و مخاطبان آن هميشه به دنبال اين هستند كه از پشت پرده اتفاقات رسمي در جهان مطلع شوند و اتفاق هايي مانند حوادث يازده سپتامبر از اين دسته است.

شنود 15هزار نوار ساعت از مكالمات سري ارتش رژيم بعث توسط سپاه پاسداران

ر اين گزارش كه از بخش اخبار 20:30 پخش شد، علي‌اصغر زارعي نماينده مردم تهران و از نخبگان سپاه پاسداران در جنگ تحميلي، با اشاره به يكي از سامانه‌هاي مكالمات سري مهم ارتش رژيم بعث در جنگ تحميلي، اظهار داشت: اين رمزكننده محصول شركت راكال انگلستان بود كه ارتباطات استراتژيك ارتش عراق را پشتيباني مي‌كرد. زارعي با بيان اينكه 23 كشور عضو ناتو نيز به اين سيستم مجهيز بودند، خاطرنشان كرد: اين رمزكننده داراي هزار ميليارد حالت كليد است كه ما را بعد از عمليات بيـت‌المقدس با مشكل جدي مواجه كرده بود.
وي ادامه داد: اما دوستان ما پي بردند كه تعداد كليد‌هاي اين رمزكننده در شرايط خاصي به 64 حالت مي‌رسد و پس از تست اين دستگاه فهميديم كه ارتش عراق با اين سيستم تنها صحبت نمي‌كرد، بلكه مكالمات سري و فوري و به عبارتي نامه‌نگاري‌هايش را از طريق اين رمزكننده انجام مي‌داد.
زارعي با بيان اينكه با دستيابي به اين موفقيت، توانستيم 15 هزار نوار ساعت مكالمه سري ارتش عراق را رمزشكني كرده و در اختيار بگيريم،‌ گفت: پس از اين رمزشكني كه كار پژوهشي آن در سنگرها صورت مي‌گرفت، آن صداهاي موهوم اوليه، بسيار شفاف شد.
نماينده مردم تهران تأكيد كرد: در حقيقت اين موضوع يادآوري مي‌كند كه سرنوشت رمزكننده‌اي كه از خارج كشور گرفته شود و تمام امنيت كشور به آن بسته شود همان بلايي در پي خواهد داشت كه ارتش صدام با آن مواجه شد.
در ادامه اين گزارش، سردار سرلشكر محمدعلي جعفري فرمانده كل سپاه نيز خاطرنشان كرد:‌ در عمليات بدر كه نيروهاي ما به عمق دشمن نفوذ كرده بودند، اين سامانه به دست رزمندگان اسلام افتاد كه به سرعت نظام علمي كشور و سپاه پاسداران با كمك دانشگاهها و بچه‌هاي حزب‌الله توانستند رمزهاي اين سامانه را بشكنند.
جعفري ادامه داد: در پي دستيابي به اين توانمندي، تمام مكالمات سري ارتش عراق كه از طريق اين سازمان انجام مي‌شد، به راحتي به دست ما مي‌رسيد.
وي تأكيد كرد: عراقي‌ها توان علمي ما را نمي‌شناختند و اگر از ابتدا با اين توان آشنا بودند هيچگاه وارد جنگ با جمهوري اسلامي ايران نمي‌شدند.
زارعي در ادامه افزود: اين تجربه و توانمندي به ما مي‌گويد كه بايد تحريم‌ها را به فرصت تبديل كنيم و همان اقداماتي را مدنظر قرار دهيم كه در جنگ تحميلي صورت گرفت.
وي اين توانمندي‌ها را مديون اعتمادبه‌نفسي دانست كه حضرت امام (ره)‌ در دل رزمندگان به وجود آورد و باعث شد تا شعار "ما مي‌توانيم " در جبهه‌هاي جنگ بروز و ظهور داشته باشد.


رابطه جریان فتنه با اصلاح طلبان از زبان مصطفی کواکبیان

مصطفي كواكبيان، نماينده مردم سمنان در مجلس شوراي اسلامي در گفت‌وگو با فارس، با اشاره به اينكه اگر احزاب اصلاح‌طلب از خاتمي يا موسوي حمايت كردند تنها يك حمايت انتخاباتي بوده است، اظهارداشت: اين آقايان نبايد مدعي باشند كه ليدر احزاب هستند يا احزاب بگويند اينها ليدر حزبي ما هستند بلكه اين موضوعات فقط مربوط به زمان انتخابات بود و پس از اتمام انتخابات، بحث كانديداتوري نيز تمام مي‌شود.
وي برهمين اساس به اختلافات ميان سران اصلاح‌طلبان اشاره كرد و گفت: در بين سران اصلاحات اختلاف وجود دارد؛ البته اين اختلافات در ميان گروه و جناح ديگري نيز به وجود مي آيد همان‌گونه كه در بين اصول‌گرايان نيز اختلاف وجود دارد.

دبيركل حزب مردم‌سالاري با تأكيد بر اينكه حركت اصلاح‌طلبي از بدو انقلاب اسلامي پيدا شده و هم‌چنان ادامه دارد، متذكرشد: اصلاح‌طلب كسي است كه اولين باورش، اعتقاد به نظام است و اگر كسي نظام جمهوري اسلامي را قبول نداشته باشد بايد در اصلاح‌طلبي وي شك كرد حال با هر اسم ديگري كه مي‌خواهد براي خود مطرح كند؛ جنبش سبز باشد يا جنبش قرمز.

كواكبيان با تأكيد بر اينكه ما در يك دوره‌اي از يك نامزد انتخاباتي حمايت مي كرديم اما اكنون انتخابات را تمام شده تلقي مي‌كنيم، افزود: اينكه بعضي‌ها ادعا كنند اصلاحات در خط آمريكايي‌ها، ضدانقلاب و براندازان است احتمالا برداشت‌ ناقصي از اصلاح‌طلبي دارند.

وي بر همين اساس اصلاح‌طلب را كسي دانست كه نظام را قبول داشته و اينكه در درون اين نظام بخواهد اصلاحاتي ايجاد شود، گفت: كسي كه نظام و قانون اساسي را قبول ندارد اصلاح‌طلب نبوده بلكه برانداز، ضدانقلاب و معاند است اما كسي كه درون نظام فعاليت كند اسمش را مي‌توان منتقد، اصلاح‌طلب يا مخالف دولت گذاشت.

دبيركل حزب مردم‌سالاري در خاتمه اپوزيسيون خارج‌نشين، برانداز، معاند و ضدنظام‌جمهوري اسلامي را اساسا اصلاح‌طلب ندانست و اينكه اصلاح‌طلبان با آنها همراهي نخواهند كرد. 

بالاخره بیگانگان به کودتا علیه نظام اعتراف کردند



18 تیر 1359 نقطه عطفی در سیر صعودی انقلاب اسلامی ایران بود. در این روز یکی دیگر از توطئه های دشمنان قسم خورده انقلاب کشف و خنثی شد. کودتای نوژه به مناسبت اینکه نقطه آغازین کودتا از پایگاه هوایی شهید نوژه در همدان بود به این نام شهرت گرفت. این عملیات که در نزد کودتاگران به عملیات نقاب ( نجات قیام انقلاب بزرگ) نام گرفته بود، در داخل کشور با گذشت هر سال بیشتر شناخته شده است.
چندین کتاب و دهها مقاله و گزارش وهمچنین مصاحبه های متعدد از عوامل کودتا و خنثی کنند گان آن، ابعاد این توطئه را واکاوی کرده و نقش ریز و درشت دست اندرکاران داخلی و خارجی آن را افشا نموده است. با این همه شاید جای شگفتی باشد که بدانیم این کودتا همواره از دید خارجیان بویژه رسانه های کشورهای غربی عمدا یا سهوا مغفول بوده است.
از همه عجیب تر آنکه حتی ایرانشناسان و پژوهشگران تاریخ معاصر ایران وقتی به این مقطع از تاریخ انقلاب اسلامی می رسند یا کاملا از این واقعه مهم چشم می پوشند و یا بدون نام بردن از این اتفاق، به گفتن چند کلمه و حتی نه چند جمله اکتفا کرده و از عوامل پشت پرده آن هیچ یادی نمی کنند. به عنوان نمونه، جیمز بیل نویسنده کتاب عقاب و شیر، پژوهشگر و ایرانشناس معروف آمریکایی  درحالیکه بسیاری از جزئیات زندگی افراد را به تفصیل شرح می دهد هنگامی که به کودتای نوژه میرسد بدون ذکر نام ، در چند کلمه از این واقعه مهم یاد می کند.
جالب است که بدانیم سایر ایرانشناسان غربی که با چه ابهت و طمطراقی کرسی ایرانشناسی خود در دانشگاههای اروپایی و آمریکایی را به رخ دیگران می کشند و در کوچکترین مسئله روز و یا تاریخ معاصر ایران، کتاب و مقاله می نویسند و دهها مصاحبه و گزارش ارائه می دهند نیز هرگز در این خصوص چیزی نگفته اند.
پروفسور مارک گازیروفسکی، شائول بخاش، اروند آبراهامیان و دهها نفر از مدعیان پژوهشگری در تاریخ معاصر ایران حتی جمعا به تعداد یک صفحه هم از حقایق این کودتا ننوشته اند. با این همه و با تعجب بسیار، بی بی سی برای نخستین بار در هفته دفاع مقدس و یا به تعبیر بی بی سی به مناسبت آغاز جنگ ایران و عراق نامی از کودتای نوژه برد و به مدت  10 الی 15 ثانیه به شرح آن پرداخت.
بی بی سی با نشان دادن شاهپور بختیار در اتاق عملیات کودتا در عراق ، به نقش صدام در پشتیانی از کودتا اعتراف کرد. آنچه دشمنان انقلاب اسلامی از جمله بی بی سی هنوز تلاش می کنند که انکار کنند نقش قدر تهای بزرگ از جمله آمریکا و انگلیس و جیره خوار منطقه ایی آنها اسرائیل در این واقعه است.
حال که پس از سالها کتمان و انکار، غربیها در پی ایستادگی مردم انقلابی ایران ناگزیر به اقرار شده اند باید از خود بپرسیم در دنیای وانفسای امروز راهی جز مقاومت برای اثبات حق وجود دارد؟ و البته پرسش دیگر نقش به اصطلاح اندیشمندان و پژوهشگران در دنیای غرب است. آیا به واقع آنان اندیشمندانی مستقل اند یا عمله قدرتهای زر و زور و تزویر که در دنیای حاضر تبلور آن رسانه های فریبنده غرب است؟


مرصاد؛ کمینگاه جریان شناسی نفاق 

اندکی پس از قبول قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران مبنی بر حاکمیت صلح در منطقه و پایان تجاوز نیروهای بعثی، گروهک مزدور و ستون پنجم بعث، به سرکردگی منافق ترین زوج تاریخ؛ رجوی، از مرزهای غربی کشور به قصد تصرف و غارتگری شهرهای ایران، و در نهایت براندازی نظام حاکم، وارد کشور شده و جنایات شنیعی برعلیه مردم بی گناه منطقه مرتکب شدند. اما منافقین در این عملیات در کمین گاه الهی مرصاد، با شکست مفتضحانه مواجه شده و این منطقه به عنوان نمادی از اضمحلال آنها در تاریخ ثبت گردید. با این مقدمه، تنگه چار زبر یا همان مرصاد در حد فاصل کرمانشاه و اسلام آباد غرب، شایسته ترین گزینه جهت یادآوری رشادت های شهدا و ایثارگران عملیات مرصاد و نیز عبرت آموزترین صحنه تاریخ انقلاب برای شناسایی جریان های نفاق گونه و ضد انقلاب به شمار می آید. البته افلا یعقلون...!

 

دراین بین آنچه مهم است تبیین وآگاه سازی ملت غیور ایران اسلامی از توطئه ها و ترفند های حرکت منافقانه و لایه دار برخی انقلابیون قلابی است که در پوشش عملکرد گذشته خود مبنی بر داشتن فعالیت های ظاهرا هم سو بانظام، چهره واقعی خود را از پس پرده خارج نموده و به دنبال براندازی حاکمیت الهی و ولایی در این مرز و بوم می باشند. بی تردید این امر خطیر – تبیین و روشنگری آحاد ملت – تنها و تنها از عهده کسانی بر می آید که در وهله اول خود زخم خورده و قربانی جریانات نفاق گونه بوده و نیز با روش و منش تخصصی و عملی، گام های چندین ساله در زمینه تحقیق، تفحص و شناسایی خیزش های ناملموس و ناصواب را برداشته اند و با اطمینان خاطر و استنادات قابل قبول، شگردهای منافقانه جریان های ضد دین و معاند نظام را در زمان درست خود بر ملا می سازند. بنابراین می توان نتیجه گرفت توقع به جایی است که کانون هابیلیان(خانواده شهدای ترور کشور) به عنوان تنها مجموعه تحقیقاتی و مطالعاتی در عرصه نفاق شناسی ورود کرده و رسالت ماهوی خویش را در این خصوص محقق گرداند. اخیرا خبری در یکی از سایت های وابسته به نفاق سبز، راجع به نمایشگاه دائمی این کانون در تنگه مرصاد (نمایشگاه جنایت های منافقین و بررسی نفاق جدید بعد از انتخابات سال ۸۸) درج شده که در آن عنوان شده عده ای از بسیجیان دوران دفاع مقدس، ضمن بازدید از نمایشگاه مذکور پس از اعتراض به همسو ساختن سران نفاق سبز با نفاق جدید، توسط مسئولان نمایشگاه، به مشاجره لفظی و فیزیکی پرداخته و به این ترتیب تنش هایی در این نمایشگاه ایجاد شده است. گذشته از این خبر کذب و تحریف شده، نکات حائز اهمیتی در این مسیر به چشم می خورد؛

 

یکی آنکه دار و دسته یکی از نامزدهای شکست خورده سال ۸۸، که پیشتر به آقای متوهم مشهور شده است، با کارنامه معلوم الحال نسبت به بسیجیان عزیز و مخلص، اکنون دایه بهتر از مادر شده و فریاد وا بسیجیا سر داده اند! اینان فراموش کرده اند که تا چند ماه پیش و با گستاخی تمام در بیانیه های خود، اقدامات دفاعی نیروهای بسیجی را در کنار سایر نیروهای نظامی در جهت برقراری نظم و آرامش در جامعه به مثابه حملات دیکتاتور مآبانه و خشونت طلبانه قلمداد می کردند و به آزار و اذیت بسیجیان جان بر کف در صحنه های اغتشاشات برآمده از درون جنبش سبز پرداختند.

دوم این که آقای موسوی که اخیرا توسط خیلی از سرداران دوران جنگ تحمیلی، به عدم حمایت مالی و معنوی از جبهه ها محکوم شده است نگران حوزه مقاومت و دفاع مقدس و حفظ ارزش های آن شده است و سعی نافرجام در سرکشی به خانواده شهدای سرداران جنگ و اعزام تیم های شبهه افکن به مناطق جنگی دارد تا با این حرکات بتواند کشتی پوسیده فتنه را در ساحل بدنه ارزشی و نفوذ ناپذیر مردم آگاه جامعه لنگر اندازد!

 

سوم اینکه به صراحت باید اذعان نمود که جریان نفاق و منافقین از صدر اسلام تاکنون رایج بوده و در هر برهه با رنگ و لعاب مقتضیات خود رخ نموده است. ملت شریف ایران از ابتدای انقلاب تا سال ۸۵ بیش از ۱۶ هزار نفر از بهترین جوانان و دیگر آحاد خود را از طریق عملیات های تروریستی منافقین متنوع از دست داده است. بنابراین باید گفت آزموده را آزمودن خطاست و به عبارتی دیگر مردم خوب می دانند که در فتنه ۸۸ نیز گونه ای دیگر از نفاق با رنگی تقلبی – سبز – پا در عرصه مبارزه با نظام مقدس جمهوری اسلامی نهاد و با پیوند ناگسستی بین این دو نفاق، بیشترین لطمات و حوادث ناگوار را بر زندگی هموطنانمان حادث و وارد ساخت.

چهارم اینکه شواهد حاکی از آن است که اختلافات و منازعات موجود در سران فتنه به حد اعلای خود رسیده و این اختلافات در بین زوج نفاق سبز بیشتر جلوه کرده است؛ بطوریکه "عروس آذربایجان"! با گفتگوهای متنوع خود با سایت های ضد انقلاب، پرده از چهره حقیقی جریان غرق شده در آن برداشته و حتی گستاخی را به آنجا می رساند که آب در آسیاب منافقین ریخته و به وضوح سنگ آنها را به سینه می زند. وی در مصاحبه با سایت ضد انقلاب خودنویس، اجرای حکم صادر از سوی مجامع قضایی و در خصوص منافقین را جنایتی معرفی می کند که با آب زمزم هم نمی توان آن را پاک کرد! به نظر می رسد آقای میر حسین موسوی عنان همسر خود را از کف داده و دیگر هیچ تسلط و اشرافی بر همسر خود ندارد. همچنین زوجه او در مسیر نزاع با زوج شکست خورده خود، راهبری فتنه سبز را توسط او به چالش کشیده و او را شخصی منزوی، شکست خورده و بی تدبیر معرفی کرده است.

از سوی دیگر تفکرات فمینیستی این زن مزید بر علت شده تا خود را با زور و زر بر اریکه قدرت و لیدری به اصطلاح جنبش سبز بنشاند و برای رسیدن به این پست حتی حاضر است همسر خود را که بانی اهدای لقب روشنفکر ترین زن ایرانی به او بوده را به گوشه رینگ رهنمود سازد. بی تردید افکار عمومی خواهان پاسخی مناسب برای همسر میرحسین مبنی بر سیاست جانب دارانه و فاحش وی از گروهک تروریستی منافقین می باشد و نکته پایانی آنکه سران فتنه باید بدانند  رجس و پلیدی مرموزانه و منافقانه آنها – همچون ارتباط و دید و بازدید از خانواده های بازداشت شده و کشته شده معلوم الحال منافقین مانند شیوا نظرآهاری، سهراب اعرابی،فاطمه رهنما معشوقه برادر همسر میرحسین، کیوان صمیمی و ... است که با دریایی از آب زمزم تطهیر نخواهد شد و مثال لکه سیاهی در تاریخ عوام فریبانه آنان ثبت و ضبط خواهد شد.

 




معرفی مجری برنامه های ورزشی به عنوان زندانی سیاسی محکوم به اعدام !

منافقین که در خبرسازی‌های کذب و ناشیانه برای بهره برداری سیاسی از مسائل داخلی ایران سابقه طولانی دارند، این بار در گاف جدید خود گوینده سابق اخبار ورزشی را زندانی سیاسی اعلام کردند که در انتظار حکم اعدام به سر می‌برد!

 

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان (خانواده‌های شهدای ترور کشور) حمید قاسمی که تا چند سال پیش به عنوان گوینده و مدیر اخبار ورزشی در شبکه خبر مشغول فعالیت بود و در حال حاضر نیز به عنوان معاون ارتباطات، آموزش و امور فرهنگی سازمان تربیت بدنی، مشغول فعالیت است، از سوی سایت‌های منافقین به عنوان زندانی سیاسی محکوم به اعدام معرفی شده است!

 

بر پایه این خبر سایت‌های منافقین درانتشار اخبار حکم اعدام حمید قاسمی اعلام کرده‌اند وی از سال ۲۰۰۸ به اتهام جاسوسی درزندان است و حکم اعدام وی نیز تایید شده است!

 

بنا بر خبر کذب سایت‌های منافقین، همسر حمید قاسمی با وجود اینکه حکم اعدام وی به حبس ابد کاهش یافته، در حال حاضر دچار